پرش به


تصویر

دنیای مدیریت ( حکایتها ، داستانها ، نمونه های موردی ، نکات آموزنده مدیریتی )


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
139 پاسخ برای این موضوع

#1 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی سه شنبه ۲ دي ۹۳ - ۰۰:۵۳:۴۰

با سلام

این تاپیک شامل  حکایتها ، داستانها ، نمونه های موردی و نکات آموزنده مدیریتی در دنیای پیچیده علم و هنرمدیریت است.


  • MeysamSadeghi و sarvi این پست را پسندیده است

#2 mehri1987

mehri1987

    نایب مدیر سایت

  • کاربران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 983 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟بهار نارنج
  • دانشگاه محل تحصیل:
    یونی شمال
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع_مدیریت سیستم و بهره وری
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد
  • سال ورود به دانشگاه:
    1391

ارسالی سه شنبه ۲ دي ۹۳ - ۲۱:۱۳:۴۰

مونتاژ دوچرخه

مردي از روي كاتالوگ، يك دوچرخه براي پسر خود سفارش داده بود. هنگامي كه دوچرخه را تحويل گرفت، متوجه شد كه قبل از استفاده از دوچرخه خودش بايد چند قطعه آن را سوار كند. با كمك دفترچه راهنما تمام قطعات را دسته‌بندي كرد و در گاراژ كنار هم چيد. با وجود اينكه بارها دفترچه راهنما را به دقت مطالعه كرد ولي موفق نشد كه قطعات دوچرخه را به درستي سوار كند. متفكرانه به همسايه‌اش نگريست كه مشغول كوتاه كردن چمن‌هاي حياط منزل خود بود. تصميم گرفت از او كمك بخواهد كه در مسائل فني بسيار ماهر بود.

مرد همسايه كمي به قطعات دوچرخه نگاه كرد كه در گاراز چيده شده بود. بعد با مهارت شروع به سوار كردن آن كرد. بدون اينكه حتي يك بار به دفترچه راهنما نگاه كند. پس از مدت كوتاهي تمام قطعات به درستي سوار شدند.

مرد گفت: «واقعاً عجيب است! چطور موفق شديد بدون خواندن دفترچه راهنما اين كار را انجام دهيد؟»

مرد همسايه با كمي خجالت گفت: «البته اين موضوع را افراد معدودي مي‌دانند اما من خواندن و نوشتن بلد نيستم.»

بعد با حالتي سرشار از اعتماد به نفس، لبخندي زد و اضافه كرد: «و آدمي كه نوشتن بلد نيست بايد حداقل بتواند فكر كند.»

شرح حكايت

اگر چه تنظيم و اجراي دستورالعمل‌هاي كاري براي انجام فعاليت‌ها و اطمينان از كيفيت نتايج در سازمان ضروري است اما لازم است مديران شرايطي در سازمان فراهم كنند كه كاركنان به فلسفه و هدف وظايف و فعاليت‌هايشان فكر كرده و آنها را درك كنند. هم‌چنين بايد حدي از انعطاف در انجام فعاليت‌ها براي كاركنان قائل شد تا زمينه بروز و رشد استعداد و خلاقيت آنان فراهم گردد. با اين كارها، كاركنان وظايف خود را با انگيزه بيشتر دنبال مي‌كنند و يافته‌ها و راهكارهاي ابتكاري خود را در راستاي اهداف سازمان به كار مي‌گيرند.


  • PHD.student, sznd, IE World و 2 فرد دیگر این پست را پسندیده اند

#3 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی يكشنبه ۷ دي ۹۳ - ۰۰:۵۹:۲۱

با سلام

دوستان عزیز : بدون شرحefficiency-effectiveness!

فایل پیوستی :

فایل پیوستی  efficiency-effectiveness.zip   1.28MB   129 تعداد دریافت ها


  • mehri1987 این پست را پسندیده است

#4 Amin.khd

Amin.khd

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 18 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع سیستم
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    89

ارسالی چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۱:۳۶:۵۰

به زودی سری مقالات آشنایی با مشهورترین بازاریابان اینترنتی حال حاضر جهان ...منتشر می شود. این مجموعه داستان های جالبی از موفقیت ها و شکست های این بازاریابان معتبر را در بر دارد.

..........



#5 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۲:۰۹:۴۳

به زودی سری مقالات آشنایی با مشهورترین بازاریابان اینترنتی حال حاضر جهان ...منتشر می شود. این مجموعه داستان های جالبی از موفقیت ها و شکست های این بازاریابان معتبر را در بر دارد.

..........

سلام

دوست گرامی در صورت مفید بودن مطلبی لطفا به جای گذاشتن لینک یک سایت دیگر ، خود مطالب مدنظرتان را در همین جا جهت استفاده دوستان قرار دهید.

موفق باشید



#6 Amin.khd

Amin.khd

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 18 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع سیستم
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    89

ارسالی سه شنبه ۱۰ شهريور ۹۴ - ۱۴:۴۶:۵۶

Mad-Marketing-Podcast-2-min.jpg

 

مارکوس شریدن یک مدرس، سخنران و بلاگر مشهور اینترنتی است که در سال ۱۹۷۷ در ایالت کارولینا آمریکا بدنیا آمد. او لیسانس خود را در رشته زبان اسپانیایی گرفت و به پیشنهاد دو تن از دوستانش در شرکت آن ها، یعنی شرکت فروش و نصب استخرهای شنا خانگی   "

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

" مشغول به کار شد. در ادامه به ارائه خلاصه ای از مسیر موفقیت مارکوس شریدن می پردازیم .

چند سال پس از کار در شرکت فروش و نصب استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas"  و افزایش فروش شان،  اتفاقات بزرگی برای کسب و کار آن ها رخ داد که برای همیشه زندگی شان را متحول کرد.

مروری سریع بر اتفاقاتی که بر ماکوس شریدن و شرکت “River Pools And Spas” گذشت:

 

سال ۲۰۰۴:

  • توسعه نسبی سفارشات و فروش شرکت و بروز پیچیدگی هایی مالی که در نهایت منجر به استخدام یک حسابدار به نام " ژانت " شد.

۸ ماه بعد:

  • افزایش تدریجی فروش و رشد شرکت، همچنین بروز نخستین مشکل مالی که ناشی از پاس نشدن یکی از چک های فروشندگان تجهیزات به شرکت بود.
  • پیگیری مشکل توسط مارکوس شریدن و تعجب از مسئله مالی بوجود آمده.
  • مشکلات مکرر مشابه در ماه های آتی و تلقی تیم شرکت به کار کردن بیشتر برای جبران قروض و پاس کردن چک ها

یک سال بعد، ژانویه ۲۰۰۵:

  • آگاهی از اختلاس ۲۰۰.۰۰۰ هزار دلاری " ژانت " حسابدار تازه استخدام شده شرکت
  • بالا آوردن بدهی معادل ۴۵۰.۰۰۰ هزار دلار
  • تهدید مامور مالیاتی (IRS) به مصادره خانه، اموال و تمام دارایی های صاحبان شرکت استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas
  • مشاوره با متخصصین امور مالی و پیشنهاد آن ها برای تعطیلی کسب و کار، به منظور جلوگیری از افزایش هزینه ها و قروض
  • تسلیم نشدن و افزایش تلاش برای ادامه فعالیت های شرکت و جبران قروض

۳سال بعد:

  • تلاش مداوم و نگه داشتن شرکت استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas" با چنگ و دندان !

سال ۲۰۰۸:

  • شروع بحران مالی بزرگ آمریکا
  • چالش بزرگ دست و پنجه نرم کردن با رکود اقتصادی و کاهش تقاضا برای خرید کالاهای لوکسی مانند استخرهای شنا خانگی

مارس سال ۲۰۰۹:

  • آشنایی مارکوس شریدن با ابزار

    لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

    و پی بردن به روش های

    لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

    (جاذبه ای)
  • شروع به نوشتن مقالات آموزشی در حوزه فروش و ساخت استخرهای شنا خانگی در وبسایت شرکت "River Pools And Spas
  • پاسخ دادن به سوالات مردم در این زمینه در وبسایت شرکت استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas
  • اجرای روش های بازاریابی درونگرا و بازاریابی محتوا

۷ ماه بعد :

افزایش فروش و دوام آوردن شرکت تا پایان سال ۲۰۰۹ با وجود بحران مالی آمریکا و ورشکستگی بسیاری از شرکت های رقیب

 

سال ۲۰۱۰ تا به امروز:

  • توسعه روز افزون شرکت استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas
  • تاسیس وبسایت و شرکت "

    لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

    " توسط مارکوس شریدن در حوزه آموزش و مشاوره بازاریابی
  • کاهش مسئولیت ها به عنوان یکی از سهامداران اصلی در شرکت استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas
  • اختصاص زمان بیشتر به کسب و کار شخصی خود یعنی شرکت مشاوره و آموزش بازاریابی " شیرهای فروش "
  • تولید محتوای با کیفیت در زمینه بازاریابی اینترنتی
  • تولید پادکست های (فایل صوتی) آموزشی بازاریابی اینترنتی با عنوان "

    لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

    " و تداوم در تولید آن
  • تولید پادکست های (فایل صوتی) آموزشی برای آشنایی و استفاده از ابزار اتوماسیون بازاریابی هاب اسپات با عنوان "

    لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

    " و تداوم در تولید آن طی این سال ها

مارکوس شریدن یکی از موفق ترین بازاریابان اینترنتی حال حاضر در دنیاست که به خاطر اشتیاقش به آموزش و مشاوره بازاریابی و همچنین کمک به افراد برای توسعه کسب و کارشان، شهرت دارد.

 

او از طریق مقالات آموزشی مفیدی که برای وبسایت شرکت فروش و نصب استخرهای شنا خانگی "River Pools And Spas" نوشت، توانست مشتریان بسیاری را جذب کسب و کار خود کند. وی با سنت شکنی و در اختیار قرار دادن اطلاعات کاملی از قبیل: قیمت نصب و راه اندازی استخرهای شنا خانگی، تجهیزات مورد نیاز، ارزش افزوده ای که نصب استخر در آینده برای قیمت خانه ایجاد خواهد کرد، قیمت و نحوه سرویس استخرها در آینده و ... توانست در این حوزه شرکت خود را جزء معتبر ترین شرکت های فروش و نصب استخرهای شنا خانگی در سراسر آمریکا کند و مشتریان زیادی را جذب این شرکت نماید. وی مثال بارزی از موفقیت و کاربردی بودن روش های بازاریابی درونگرا (جاذبه ای) در اینترنت است.

 

برگرفته از وبسایت راهکارها - بازاریابی اینترنتی


  • mehri1987 این پست را پسندیده است

#7 Amin.khd

Amin.khd

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 18 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع سیستم
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    89

ارسالی سه شنبه ۲۴ شهريور ۹۴ - ۰۸:۱۰:۰۴

کمپین " بهترین شغل دنیا "

 

در سال ۲۰۰۹ توریسم کوئینزلند کشور استرالیا برای معرفی یکی از شهرهای خود به عنوان مقصد گردشگران، کمپین اینترنتی را با عنوان "

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

" راه اندازی نمود و از مردم خواست تا با یکدیگر از طریق وب سایت این کمپین، برای کسب بهترین شغل دنیا رقابت کنند. عنوان شغل محافظ جزایر Great Barrier Reef برای مدت ۶ ماه بود.

مزایای این شغل درآمدی بسیار بالا ( حدود ۱۵۰۰۰۰ دلار)، سکونت در یک ویلای یک میلیون دلاری و امکان گشت و سیاحت در اطراف جزیره در این مدت ۶ ماهه بود. نیازمندی های شرکت در این رقابت ارسال یک ویدیو بود که به طور عمومی نیز در اینترنت منتشر شده باشد. مسئولیت های این شغل نیز آشنایی با ویدیو های اینترنتی، وبلاگ نویسی و ثبت عکس خاطرات روزانه بود.

وب سایت این کمپین پس از ۲ روز به علت حجم بالای بازدید کنندگان و ویدیو های ارسالی از دسترس خارج شد!، بیش از ۳۵۰۰۰ نفر از ۲۰۰ کشور در این رقابت شرکت کردند و با ساخت کمپین های مختلف به تلاش برای معرفی خود پرداختند. پس از گذشت ۴ ماه و انتخاب ۱۶ فینالیست، مردی از انگلستان موفق به کسب این شغل شد. توریسم کوئینزلند ۱ میلیون دلار در این کمپین سرمایه گذاری کرد و حدود ۲۰۰ میلیون دلار ارزش تبلیغاتی برای صنعت گردشگری این شهر خلق نمود ! موسسه تبلیغاتی که طراحی و اجرای این کمپین را به عهده داشت در همان سال موفق به کسب ۳ جایزه اصلی تبلیغات در فستیوال بین المللی تبلیغات کن شد.

 

 توریسم کوئینزلند با استفاده از شبکه های اجتماعی و داشتن یک استراتژی محتوا عالی و با صرف هزینه ای مناسب، کمپینی را راه اندازی نمود که با ترغیب و تشویق افراد به تولید محتوا، تبلیغات خود را به میلیون ها نفر نشان داد.



#8 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۳:۴۹:۰۵

حکایتی جالب در خصوص تغییر نگرش

حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، 



سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هرکدام یک گردو بردارید


به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد.”


مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند



پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد



به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت


نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد.”


او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت



من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.” این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.

خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند.



خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد.



خیلی‌ها وقتی در شرکت یا موسسه‌ای کار می‌کنند سعی دارند تک‌خوری کنند و در حق بقیه نفرات مجموعه ظلم روا دارند و فقط سهم بیشتری به دست آورند



آنها از این نکته ظریف غافلند که تیمی که در قالب شرکت، آنها را گرد هم جمع کرده مانند سبدی است که گردوها را در خود نگه می‌دارد و حفظ این سبد و تیم به مراتب بیشتر از چند گردوی اضافه است.



بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست



و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است.


بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود.



چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهدشد و به هیچ‌کش سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید



دیگر فرصت‌ها برابر در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت و آرامش و قراری که در یک چهارچوب محکم و استوار قابل حصول است به دست نخواهد آمد.


 



#9 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۳:۵۴:۱۲

تفاوت استراتژي آدمهای ثروتمند وآدمهای فقیر

بخشی از مطالب برگرفته از کتاب " اسرار ذهن ثروتمند " می باشد.

در این مبحث کلمه "ثروتمند" و "فقیر" تنها مربوط به زمینه مالی نیست بلکه در تمام ابعاد مربوط به زندگی بشری هست. چه بسیارآدمهایی هستند که ازنظرمالی غنی ولی در سایرابعاد زندگی ضعیف و فقیر هستند. هدف از ثروتمند بودن، داشتن تمام خصوصیات ونکات مثبت در کلیه ابعاد مختلف بشری هست.


تفاوت اول:

+
آدمهای ثروتمند معتقدند: من خودم زندگی خودم را می سازم.

-
آدمهای فقیرمعتقدند: زندگی برای من تصادفی پیش می آید.


تفاوت دوم:

+
آدمهای ثروتمند با هدف برنده شدن بازی می کنند.

-
آدمهای فقیر با هدف بازنده نشدن بازی می کنند.


تفاوت سوم:

+
افراد ثروتمند تعهد به ثروتمند شدن را دارند.

-
افراد فقیر آرزوی ثروتمند شدن را دارند.

 

تفاوت چهارم:

+
ثروتمندان گسترده و بزرگ می اندیشند.

-
فقیران محدود و کوچک می اندیشند.

 


تفاوت پنجم:

+
ثروتمندان بر روی فرصتها تمرکز می کنند.

-
فقیران بر روی موانع تمرکز دارند.
 


تفاوت ششم:

+
آدمهای ثروتمند افراد ثروتمند و موفق را دوست دارند.

-
آدمهای فقیر از ثروتمندان بیزارومتنفر هستند.

 

تفاوت هفتم:

ثروتمندان با آدمهای مثبت و موفق معاشرت می کنند.

فقرا با آدمهای منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.
 


تفاوت هشتم:

ثروتمندان مشتاق تبلیغ خود و ارزشهایشان هستند.

فقیران اشتیاق به تبلیغ خود و ارزشهایشان ندارند.

 


تفاوت نهم:

آدمهای ثروتمند مشکلات خود را کوچک و حل شدنی می دانند.

آدمهای فقیر مشکلات خود را بزرگ و حل نشدنی می پندارند.


تفاوت دهم:

ثروتمندان گیرنده و درخواست کننده های عالی هستند.

فقرا گیرنده و درخواست کننده های ضعیفی هستند.

 


تفاوت یازدهم:

ثروتمندان ترجیح می دهند تا براساس نتایج و عملکرد پول دریافت کنند.

فقیران ترجیح می دهند تا براساس زمان و مدت پول دریافت کنند.


تفاوت دوازدهم:

ثروتمندان به " همه با هم" می اندیشند.

فقیران به" این یا آن " می اندیشند.


تفاوت سیزدهم:

ثروتمندان روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می کنند.

فقیران روی درآمد شغلی خودشان تمرکز دارند.


تفاوت چهاردهم:

آدمهای ثروتمند پولهایشان را بدرستی اداره و مدیریت می کنند.

آدمهای فقیر پولهایشان را نادرست اداره و مدیریت می کنند.

 


تفاوت پانزدهم:

ثروتمندان کاری می کنند که پول برای آنها کارکند.

فقیران طوری هستند که برای پول کار می کنند.

 

تفاوت شانزدهم:

ثروتمندان برخلاف ترسی که دارند اقدام می کنند.

فقیران به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.

 

تفاوت هفدهم:

آدمهای ثروتمند همیشه درحال یادگیری و رشد هستند.

آدمهای فقیرفکرمی کنند که همه چیزرا می دانند.



#10 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۴:۰۰:۵۰

" داستان افول برند sony"

اما چرا سونی مرد؟ چه کسی سونی را کشت؟

شاید افول سونی یک توطئه از بیرون بود! و شاید هم یک خودکشی بود!

مدیریت ناموفق سونی به نام Idei دست به برنامه بازخرید زودهنگام کارکنان و مهندسان میانسال و کهنسال خود زد. وی اگرچه شاید به دنبال جوان سازی ساختار سونی و تزریق نیروی جوان برای افزایش نوآوری بود، ولی این کار وی ضربه سختی به سونی زد. شرکت های کره ای و تایوانی سریعاً این کارکنان بازخرید شده را طی قراردادهای قابل توجهی جذب کردند و در کمترین زمان، به تکنولوژی ژاپنی در کشور خود دست یافتند.

حاشیه سود سونی در محصولات الکترونیکی شدیداً کاهش یافت. شرکت های کره ای و تایوانی با دست یابی به تکنولوژی ژاپن و در اختیار داشتن نیروی کار ارزان تر، توانستند تجهیزات الکترونیکی مشابه با کیفیت همسان را به قیمتی نازل تر وارد بازار کنند. این امر باعث کاهش سهم سونی از بازار شد. حاشیه سود شرکت های رقیب در این زمینه به ۳۰ درصد نیز می رسید در حالیکه حاشیه سود سونی در همان بخش حداکثر به ۲ الی ۴ درصد می رسید. تکنولوژی و کیفیت محصولات به سطحی رسیده بود که کیفیت برای مشتری جایگاه خود را به قیمت داده بود، بنابراین غرور سونی به کیفیت بیشتر خود و عدم توجه به مسئله قیمت وی را از عرصه رقابت خارج نمود.

با افزایش قیمت سونی نسبت به کالاهای مشابه، مخصوصاً ال جی و سامسونگ، سونی حتی طبقه متعصب طرفدار کالاهای ژاپنی در داخل کشور را نیز از دست داد و مردم ژاپن به خاطر مسئله قیمت بسیار کمتر کالاهای مشابه، از سونی فاصله گرفتند.

مونتاژ قطعات سونی بسیار پیچیده تر از سایر برندها است. همین نکته باعث شد وقتی سونی برای کاهش هزینه ها، خطوط مونتاژ خود را به خارج از ژاپن انتقال داد با مشکل مونتاژ دست به گریبان شود
پیچیدگی مونتاژ سونی باعث افت کیفیت آن و افزایش نرخ برگشت لوازم آن گردید و اعتبار برند آن را از بین برد. این در حالی بود که در دهه های قبل شعار سونی “حداقل عمر ۱۰ سال” بود!!

نسل رهبران گذشته سونی تمام شدند! رهبران قبلی سونی آزادی بسیار زیادی به مهندسان می دادند و صرفاً وقتی که بین واحدها اختلاف نظری به وجود می آمد وارد می شدند، در حالی که نسل جدید رهبران سونی این اختیار و آزادی عمل را از مهندسان گرفته بودند.

نسل رهبران جدید سونی باعث شکاف طبقاتی بین مهندسان و مدیران شدند و لذا مهندسان دیگر رغبتی به پست فعلی خود نداشتند و سونی را با چالش دیگری مواجه ساختند
مهندسانی که به دنبال مدیر شدن بودند!! Idei باعث شد ساختار آزاد سونی به سبک ساختار شدیداً عمودی تبدیل شود.


  • saharharvr این پست را پسندیده است

#11 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۱۶:۳۵:۲۹

بیشک خیلی از مفاهیم علمی و تکنیک هایی که برای حل مسائل انسانها تاکنون بکار گرفته اند برگرفته از مطالعه طبیعت و دنیای واقعی پیرامون ماست . نمونه بارز آن پیدایش و معرفی  الگوریتمهای فراابتکاری بر اساس مطالعه سایر موجودات می باشد .

 

فلسفه مورچه

فلسفه مورچه دارای 4 قسمت است:

*
اولین بخش آن این است:
"
مورچه ها هرگز تسلیم نمی شوند"
فلسفه خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری می گردند . بالا می روند، پایین می روند، دور می زنند.
آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.
چه فلسفه کارآمدی ؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند دست نکش.

*
بخش دوم این است:
"
مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند "
این نگرش مهمی است.نمی توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند .
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.

*
سومین بخش از فلسفه مورچه این است:
"
مورچه ها کل زمستان رامثبت می اندیشند "
این هم مهم است . در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم ، مورچه هابیرون می آیند . اگر دوباره سرد شد آنها برمی گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند . آنها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.

و اما......
*
آخرین بخش از فلسفه مورچه:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند؟ 
هر چه قدر که در توانش باشد
چه فلسفه باور نکردنی ای ، فلسفه : "هر چه قدر در توانایی ات است."

فلسفه فوق العاده ای ست که هرگز :
1.
تسلیم نشوی ،:hibiscus:
2. آینده را ببینی ، :hibiscus:
3.
مثبت بمانی ،:hibiscus:
4. همه تلاشت را بکنی.



#12 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۰۰:۱۲:۱۸


قدرت مديريت


مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:

"باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدر بازدید کنم."

دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:

"باشه، ولی اونجا نرو."

مامور فریاد می زند
"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم."
بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش کارت خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:

"اینو می بینی؟ این کارت به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواهد بروم..در هر منطقه ای...
بدون پرسش و پاسخ. حالیت شد؟ میفهمی؟"

دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود
کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلندی می شنود و می بیند که مامور از ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.
و به نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد

" کارت!... کارتت را نشانش بده !"

بخشی از کتاب سرعت بالا
نوشته ي لوس تانگوتتنکج



"نباید بدون فکر از قدرت میز مدیریت استفاده کرد!"


  • sarvi این پست را پسندیده است

#13 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۰۰:۲۰:۴۵

«ردپای دیجیتال» یا «Digital Footprint»

 

نكته طلايي از نويسنده پرفروش و كارآفرين برتر در مورد برندينگ شخصي (Personal Branding):
 ست گادین (Seth Godin) در یکی از مصاحبه‌های اخیرش گفته است
مهم‌ترین تغییری که در آینده نزدیک در «جذب منابع انسانی» مشاهده می‌کنم، کاهش ارزش رزومه‌ها و افزایش اهمیت «ردپای دیجیتال» یا «Digital Footprint» است. مجموعه نوشته‌های یک نفر در وبلاگ خود، در شبکه‌های اجتماعی، عکس هایی که در اینستاگرام به نمایش می‌گذارد، نوشته‌هایی که توییت می‌کند، عکس پروفایل او در نرم‌افزارهایی مثل وایبر و واتساپ و فیس بوک و کاوری که برای صفحه خود انتخاب می‌کند و مطالبی که لایک می‌کند یا به اشتراک می‌گذارد، چنان پروفایل دقیقی از دانش و نگرش شخص در اختیار قرار می‌دهد که چند برگ رزومه که با هزار دقت و وسواس پس از مشاهده آگهی استخدام تنظیم می‌شود، هرگز آن کارایی و دقت را ندارد.


  • sarvi این پست را پسندیده است

#14 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۰۰:۳۰:۱۸

حکایتی جالب در مورد تاثیر مدیریت بد در سازمان و تحلیل آن توسط یکی از دوستان

گویند روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی به محل درس وارد شد تا سوالی از حکیم بپرسد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به وی می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم کرده و چند سئوال ساده پرسید و رفت.

فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، به محل درس وارد شد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود. یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟ ابوریحان گفت:یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشدشاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.

از این داستان در می یابیم که هرچقدر سطح مدیریتی یک شخص در سازمان بالاتر می رود تاثیر گسترده تر و پایدارتری از خود به جای می گذارد. یک پرسنل و کارگر سطح پایین اگر ناتوان باشد نهایتاٌ باعث آسیبهای کوچکی نظیر آسیب به ماشین آلات، افزایش توقف و کاهش تولید موقتی خواهد شد که همگی قابل جبران بوده و یا بیشتر آنها با آموزش قابل رفع هستند. اما مدیر بد کل سازمان را به بیراهه برده و باعث از دست دادن زمان ، اعتبار شرکت، قدرت رقابتی،انگیزه کارکنان و پرسنل توانایی می شود که شاید هرگز موفق به جبران آنها نشوید.

لذا باید در انتخاب سطوح بالاتر مدیریتی سازمانی دقت بالاتر و گزینه های سختیگرانه تری برای شناسایی توانایی فرد به کار برد. انتخاب مدیریت خوب برای سازمان از مهمترین و اساسی ترین گزینه های پیشرفت در یک سازمان است. متاسفانه انتخاب مدیریت در ایران بر اساس تواناییهای مدیریتی و رهبری فرد نیست بلکه گزینه هایی نظیر سابقه کارشناسی خوب، سابقه آشنایی ، ستایشگری و بسیاری موارد دیگر که اساسا ارتباط چندانی با توانایی مدیریت و گزینه هایی که برای این امر لازم است ندارند در انتخاب مدیر موثر هستند.

بسیار دیده می شود که این مدیران ناتوان، رفتارهای ناشایستی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی و فرار زیردستان از سازمان می شوند. گروهی از این مدیران با ایجاد تنش و تزریق استرس به سازمان آسیب های جبران ناپذیری را به مجموعه و شرکت وارد می کنند.این گروه از مدیران با هدف گرفتن نتیجه برای سازمان تلاش می کنند اما متاسفانه به دلیل نداشتن توانایی و علم مدیریت نتیجه عکس میگیرند.

برخی دیگر از مدیران که به نظر من بدترین نوع مدیریتی است که من تاکنون دیده ام و تجربه کار با آنها را داشته ام مدیران بی تفاوتی است که هیچ بازخوردی به شما نمی دهند. این مدیران گزارشات کارکنان زیردست را مطالعه نمی کنند و یا اگر مطالعه می کنند هیچگونه بازخوردی به آن نشان نمی دهند. همچنین نطارتی بر کار شما نداشته و دخالتی نمی کنند و شما نمی دانید که راه درست را می روید یا راه نادرست و در هاله ای از ابهام و سردرگمی گرفتار می شوید. نسبت به نظرات شما بی تفاوت هستند، حتی اگر با آنها مخالف باشید هیچگونه عکس العملی نسبت به نظر شما در ظاهر ندارند و نمی دانید موافق شما هستند یا مخالف، ولی در خفا نسبت به شما کینه توزی می نماید. این مدیران گرفتار حسادت عجیبی هستند که علاقه ای به افرادی که بیشتر از آنها بداند نداشته و تمام تلاش خود را با زیرکی تمام انجام می دهند که افراد توانا را از سازمان ترد و جدا نمایند و قدرت خود را در نبود افراد توانا می داند چراکه وجود این افراد، ناتوانی آنها را در سازمان هویدا می سازد و آنها از این می ترسند. اینگونه مدیران معمولا از شخصیتی آرام و به ظاهر بی خطر برخوردارند اما در عمق چشمان آنها حسادت و کینه توزی موج می زند. هدف این گروه مدیران حفظ موقعیت خود با هر قیمتی است.

با وجود مدیران ناتوان و نالایق ،کارکنان بهترین راه حلی که در پیش میگیرند فرار از این شرایط بد بوده و به شرکتی دیگر حتی با درآمد پایین تر می روند. رهبران بالادست سازمانها متاسفانه تلاشی برای شناسایی نشانه های نارضایتی ناشی از نادرستی کار و رفتار مدیران ناوارد نمی کنند حتی بسیار دیده شده به مدیران بد پاداش و ترفیع نیز می دهند.

به نظر من وجود اینگونه مدیران به ویژه در سطوح بالای مدیریتی مانند سرطان برای سازمان می ماند و مانند هر نوع سرطان، بهترین راه جلوگیری ، تشخیص زودهنگام است. تلاش کنید مدیران ناتوان و نالایق سازمان خود را به سرعت شناسایی و عوض کنید عدم توجه به سرطان نهایتا موجب مرگ است.

 



#15 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۰۰:۳۶:۱۵


رهبری واقعی نیاز به شجاعت دارد


يک رهبر واقعى بايد نحوه مديريت شکست‌ها و ناکامى‌ها را بلد باشد:

اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهورى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد
از او پرسيده شد: آيا مى‌توانيد از بين تجربياتت خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که رهبران چگونه بايد شکست‌ها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود

در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستم‌هاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مى‌کردند

در سال ١٩٧٩- فکر مى‌کنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شده‌ايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيش‌بينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفه‌هاى کنترلى درست کار نمى‌کنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آن‌ها همه محاسبات لازم را کرده‌اند و مشکلى نيست
من با توجه به حرف آن‌ها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود

آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامه‌نگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کرده‌اند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نماينده‌هاى رسانه‌هاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت

سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.» 

آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد.


  • saharharvr و sarvi این پست را پسندیده است

#16 saharharvr

saharharvr

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 42 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    غیر انتفاعی خاتم
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع- مدیریت بهره وری
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی ارشد
  • سال ورود به دانشگاه:
    آذر 91

ارسالی پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ - ۱۴:۳۴:۱۵

 


رهبری واقعی نیاز به شجاعت دارد


يک رهبر واقعى بايد نحوه مديريت شکست‌ها و ناکامى‌ها را بلد باشد:

اين جمله از عبدالکلام، رئيس جمهورى کشور هند است که در ٢٢ مارچ ٢٠٠٨ در يک کنفرانس اقتصادى در فيلادلفيا بيان کرد
از او پرسيده شد: آيا مى‌توانيد از بين تجربياتت خودتان، مثالى بزنيد در مورد اين که رهبران چگونه بايد شکست‌ها را مديريت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنين بود: 

در سال ١٩٧٣ من به عنوان مدير پروژه پرتاب نخستين ماهواره هند برگزيده شدم. هدف ما قرار دادن نخستين ماهواره هند به نام «روهينى» در جوّ زمين تا سال ١٩٨٠بود. بودجه و نيروى انسانى کافى در اختيار من قرار داده شد و در عين حال، به طور شفاف و صريح به من گفته شد که بايد حتماً تا سال ١٩٨٠ ماهواره به فضا ارسال شود. هزاران نفر در قالب سيستم‌هاى علمى و فنى براى رسيدن به اين هدف همکارى مى‌کردند. 

در سال ١٩٧٩- فکر مى‌کنم ماه آگوست بود- که ما فکر کرديم براى انجام کار آماده شده‌ايم. من به عنوان مدير پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم. چهار دقيقه قبل از پرتاب ماهواره، کامپيوتر شروع به کنترل کردن تمام مواردى که پيش‌بينى شده بود کرد. يک دقيقه بعد، کامپيوتر برنامه پرتاب را متوقف کرد و اعلام کرد که بعضى از مولفه‌هاى کنترلى درست کار نمى‌کنند. کارشناسان و خبرگان فن به من گفتند که نگران نباشم. آن‌ها همه محاسبات لازم را کرده‌اند و مشکلى نيست. 
من با توجه به حرف آن‌ها، کنترل سيستم را از «کامپيوترى» به حالت «دستى» تغيير دادم و دکمه پرتاب موشک را فشار دادم. در مرحله اول، همه چيز روبراه بود. امّا در مرحله دوم، مشکلى پيش آمد و به جاى آن که ماهواره در جوّ زمين قرار گيرد کل سيستم موشکى در خليج بنگال سقوط کرد. اين يک شکست بزرگ بود. 

آن روز، پروفسور داوان رئيس سازمان فضايى هند از قبل ترتيب يک کنفرانس مطبوعاتى را داده بود. پرتاب در ساعت ٧ صبح بود و کنفرانس مطبوعاتى که روزنامه‌نگارانى از سراسر جهان در آن حضور داشتند در ساعت ٧ و ٤٥ دقيقه برگزار شد. پروفسور داوان، خودش در کنفرانس مطبوعاتى شرکت کرد و مسئوليت شکست را به عهده گرفت. او گفت تيم پروژه بسيار سخت کار کرده‌اند امّا هنوز از نظر فناورى به پشتيبانى بيشترى نياز دارند. او به نماينده‌هاى رسانه‌هاى گروهى اطمينان داد که سال بعد، تيم پروژه حتماً موفق خواهند شد. در واقع، من مدير پروژه بودم و اين شکست، تقصير من بود امّا او به عنوان رئيس سازمان مسئوليتش را به عهده گرفت. 

سال بعد، در جولاى ١٩٨٠، دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمايش کرديم. اين بار همه چيز موفقيت آميز بود و تمام ملّت هند غرق در افتخار شدند. دوباره، کنفرانس مطبوعاتى ترتيب يافته بود. پروفسور داوان مرا کنارى کشيد و به من گفت: «امروز تو بايد کنفرانس مطبوعاتى را برگزار کنى.» 

آن روز من درس بزرگى آموختم. هنگامى که شکست پيش آمد، رئيس سازمان مسئوليت شکست را بر عهده گرفت و هنگامى که موفقيت حاصل شد، او افتخار آن را به تيم پروژه بخشيد.

 

خیییییییلی عالی و آموزنده. ممنون



#17 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی سه شنبه ۸ دي ۹۴ - ۲۱:۱۴:۰۷


مدیران صنعتی باید در کار "شــورآفرین" باشند
· این تفکر را در کارخانه و خط تولید القا نمائید: که دستیابی به بهترین کیفیت مستلزم کوشش همگانی است.

·
در رابطه با کیفیت محصول هیچ گاه احساس رضایت نکنید و همواره در صدد بهبود آن برآئید.

·
استانداردهای کاری را به کارمندان و کارگران نشان دهید.

·
کنترل از طریق نظارت بر عملکرد واحدها فراموش نگردد.

·
با تعداد انگشت شماری از عرضه کنندگان مواد اولیه (یعنی بهترین آن ها) معامله کنید.

·
با عرضه کنندگان مواد اولیه همواره خوش حساب باشید.

·
هر از چند گاهی خط تولید را با حضور پرسنل فنی و اجرایی آسیب شناسی روانی نمائید.

·
روحیه تعاون را در کارمندان، کارگران و مدیران تقویت نمائید.

·
مشخص کنید که آیا مشکلاتی را که با آن ها روبرو هستید مربوط به قطعات یا بخش های خاصی از فرآیند تولید است و یا این که کل فرآیند تولید چنین مساله ای دارد.

·
کارمندان خود را در زمینه ای آموزش دهید که می خواهید کارهائی را در آن زمینه انجام دهند.

·
اثر بخشی آموزش را بررسی نمائید.

·
دانش و آگاهی تخصصی سرپرستان دپارتمانها و سرپرستان خط تولید را هر چه بیشتر بالا ببرید.

·
از ارائه آموزش های رفتاری به کارمندان و کارگران غفلت نگردد.

·
دوایر و دپارتمانها را تشویق نمائید تا با یکدیگر همکاری نزدیکی داشته باشند.

·
روحیه رقابت سالم را در بخش های مختلف تولید تسری دهید.

·
از کارگران خود بخواهید که کیفیت کار خود را بالا ببرند نه این که از صبح تا عصر فقط در واحد و محل کار خود حاضر باشند.

·
ساعات برگزاری جلسات را کوتاه نمائید.

·
اجازه اظهار نظر در مورد بهبود سازمان، بهبود فرآیندها و بهبود خط تولید را بدهید.

·
به پیشنهادهای مناسب پاداش دهید.

·
کارکنان خود را آموزش دهید تا با روش های آمار آشنا شوند و آن ها را درک کنند.

·
هرگاه احساس نیاز کردید مهارت های جدید را به کارکنان خود آموزش دهید.

·
همیشه مدیران ارشد را مسئول اجرای این اصول بدانید.

·
احترام متقابل را در بین کارکنان نهادینه نمائید.

·
در کار شورآفرین باشید.

·
حتی المقدور اشتباهات کارکنان و کارگران را با راهنمائی و نه تنبیه اصلاح کنید.

·
زمانی را برای مشورت با صاحب نظران فنی، صنایع، برنامه ریزی، تولید، کیفیت و منابع انسانی اختصاص دهید.

·
مدیر صنعتی نمی بایست از مسائل رفتاری و اخلاقی غافل شود.

·
سلامت کارکنان و کارگران اهمیت زیادی دارد.

 

یاد خدا و ذکر خدا را به کارگران القا نمائید.
 



#18 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی سه شنبه ۸ دي ۹۴ - ۲۲:۳۷:۴۵

10 روند اصلی صنایع جهان که اکونومیست برای سال 2016 پیش‌بینی کرده است


1- افزایش نرخ بهره آمریکا موجب رونق صنعت بانکداری آمریکا خواهد شد و نرخ دلار چنان تقویت خواهد شد که نرخ مبادله دلار در برابر هر یورو به طور میانگین به 10/ 1 خواهد رسید. این برای صادرکنندگان آمریکایی خبر خوبی نخواهد بود

2- در ماه آوریل حمل و نقل و مبادلات تجاری از طریق کانال پاناما افزایش خواهد یافت اما رشد تجارت جهانی در سال آینده میلادی تنها 3 درصد خواهد بود. این در حالی است که این رقم پیش از بحران مالی جهان 8 تا 9 درصد بود

3- بازی‌های المپیک تابستانی برزیل، یک کارناوال از هزینه برای تبلیغات به راه خواهد انداخت و بازار تبلیغات برزیل که بزرگ‌ترین بازار تبلیغات در آمریکای لاتین است تا 11 درصد رشد را تجربه خواهد کرد.

4-صنعت بزرگ داروی جهان از طول عمر انسان‌ها نفع خواهد برد. میانگین طول عمر افراد جهان در سال 2016 به 7/ 72 سال خواهد رسید و این رقم حتی در آفریقای جنوبی که با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می‌کند به 2/ 57 سال افزایش خواهد یافت

5- آلمان چهارمین انقلاب صنعتی خود را که به پیشرفت دستگاه‌های خودکار و فناوری داده‌ها مربوط است، بیش از پیش به جلو خواهد راند. نتیجه آنکه روبات‌ها و سایر دستگاه‌های پیشرفته، میزان بهره‌وری در این کشور را تا 30 درصد افزایش خواهند داد

6-ایران، با رهایی از تحریم‌ها نیم میلیون بشکه بر تولید نفت جهان خواهد افزود. سرمایه‌گذاران سراسر جهان از حوزه‌های مختلف از خودرو گرفته تا هتلداری، گرد ایران حلقه خواهند زد.

7- هندوستان نخواهد توانست جای چین را بگیرد. دست کم در زمینه آمار خرده‌فروشی موفق به این کار نخواهد شد و همچنان آمار خرده‌فروشی آن در سطح یک‌سوم آمار خرده‌فروشی چین خواهد بود. در سال 2016، فروش بخش خرده‌فروشی چین به 3/ 3 تریلیون دلار خواهد رسید اما این رقم برای هندوستان تنها 1/ 1 تریلیون دلار خواهد بود. استخراج زغال‌سنگ هندوستان، این منبع ناپاک انرژی، تا 8 درصد رشد خواهد کرد در حالی‌که چین استخراج زغال‌سنگ خود را کاهش خواهد داد

8- کسب و کارهای روسیه از فشار تحریم‌های جدید و قیمت 60 دلاری هر بشکه نفت در عذاب خواهند بود. آمار خرده‌فروشی این کشور نسبت‌به 2015 یک درصد کاهش خواهد یافت

9- بر حجم عظیم وام‌های چین افزوده خواهد شد. رشد اعتبارات این کشور به 11 درصد خواهد رسید

10-کاهش تقاضا برای کالاهای چینی، به اقتصاد استرالیا ضربه خواهد زد. همزمان با بهره‌برداری از کارخانه‌های بزرگ تولید گاز مایع طبیعی (ال‌ان جی) استرالیا، قیمت گاز مایع طبیعی به 40 درصد کمتر از بالاترین رکورد خود خواهد رسید و چین از میزان خرید گاز مایع خود از استرالیا خواهد کاست.

منبع: کانال اقتصاد به زبان ساده



#19 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی جمعه ۱۸ دي ۹۴ - ۲۳:۰۲:۳۸

تفکر نهادینه شده در شرکت تویوتا

نویسنده : وحید جوینده دل

شاید بهترین راه برای رسیدن به مفهوم ارزش ( نیازهای مشتری در ایران) بررسی عملکرد ویا شبیه سازی (Benchmark ) شرکتهای موفق دنیا در زمینه بررسی و شناخت نیازمشتریان باشد در این رابطه تفکر شرکت تویوتا را در قبال مشتریان بررسی میکنیم (تفکر نهادینه شده در شرکت تویوتا)
 
1- تولید باید بی عیب و نقص باشد  
چرا به این نقطه رسیده اند مگر زیان تولید با عیب و نقص چیست و آیا نمی توانیم آنرا با هزینه های فروش بیشتر جبران نماییم . و یا آن را به مشتری قالب نموده و سود خود را ببریم . و یا آن را با دوباره کاری اصلاح نماییم. و یا در صورت فروش از مشتری پس گرفته و یکی دیگر را به او بدهیم . اشکال موارد گفته شده در چیست .  اگر بازار رقابتی باشد باید طبق گفته تویوتا عمل نماییم چرا که تصور از مشتری عوض شده است و نگاه داشتن مشتری بعنوان یک اصل پذیرفته شده در آمده و اصولا او را در زنجیره طراحی و تولید در نظر گرفته و از او و ایراداتش آموش میگیرند . حفظ یک مشتری هزینه اش بسیار کمتر از جلب یک مشتری می باشد و همچنین هزینه یک مشتری ناراضی نیز بسیار بالا می باشد . پس به هر قیمت ممکن باید مشتری را راضی و خشنود نگاه داریم و اصولا هزینه های تولید با عیب ونقص نیز بسیار زیاد است و به هیچ طریق ممکن مگر با ضرر قابل جبران نیست.
 اما در بازار انحصاری می شود هر بلایی سر مشتری آورد و قیمت را آنچنان بالا برد که همه این خسارتها قابل برگشت باشد .  نکته ای که در این جا نهفته این است که صنعتی که به بد کار کردن عادت نماید آیا حرفی برای گفتن در دهکده جهانی دارد . و آیا قادر است اگر تعرفه ها را بردارند قیمت تمام شده ای در خور آن بازار ارائه نماید . و در مقابل نوآوران و نواندیشان و دانشمندانی که در کارخانجات می باشند آیا قادر است عرض اندام نماید
2– باید توسط یک تقاضا و در یک زمان تحویل شود   
در روش تولید انبوه بدینگونه بود که بدون سفارش و فقط با توجه به تشخیص تولید کننده تولید انجام شده و در ابتدا در انبار تولید کننده و سپس به مراکز توزیع ارسال می گردید . و مصرف کننده هیچ نقشی در این تولید نداشت اما هم اکنون این روش تغییر یافته است و این مصرف کننده است که تعیین می کند چه چیز تولید شود و چه چیزی تولید نشود . به همین خاطر باید تقاضا ها و نیاز مصرف کننده بدرستی شناسایی شده و در زمانی که او تعیین مکند تولید و تحویل گردد . چرا چنین شده است بخاطر اینکه تولید کنندگان نقشی را که در زمان تولید انبوه داشتند هم اکنون از دست داده اند و کشور ها به سادگی می توانند هر آنچه که کشورهای بزرگ تولید می کنند را به سرعت تولیدکرده و به بازار ارسال نمایند .پس تقاضای مصرف کننده است که تعیین کننده میباشد. البته بگذریم که در بعضی جاها بعضی چیزها پیش فروش می شود حتما این دوران طلایی را پایانی است که در آن صورت مصرف کنندگان نیز تلافی این دوران را خواهند کرد . و اصولا هزینه انبار داری نیز بر روی قیمت تمام شده تاثیر گذار است و همچنین مواد اولیه اضافه و احتمال فروش نرفتن کالا نیز وجود دارد . اما بنظر من باید صرفه و صلاح کشور را نیز در نظر گرفت اینکه ما کالایی بسازیم که فقط ما سود ببریم ولی جامعه و مردم متضرر گردند مطمئنا آثار زینبار آن بر همگان خواهد بود و با توجه به چرخه کوتاه عمر محصولات دیگر نمی توان در دراز مدت چنین رفتاری را به جامعه تحمیل کرد . همچنین با توجه به اینکه در عصر اطلاعات قرار گرفته ایم مصرف کننده بزودی همه چیز را خواهد فهمید اشکال فعلی در این است که حقوق مصرف کننده مشخص نیست وگرنه او می تواند با توجه به حقوق خود سودهای واهی را مانند یخ هر چه سریعتر ذوب نماید
3 - با توجه به نسخه مورد نیاز تقاضا قابل تهیه است  
مصرف کنندگان سخت گیر شده اند هم اکنون تویوتا قادر است در عرض چهار ساعت ماشین درخواستی را تولید و تحویل نماید . سیستم را طوری طراحی نموده اند که مشتری حفظ شود و همچنین اگر به رفتار تولید کنندگان در ژاپن دقت نماییم آنها قطعا می دانند که برای دسترسی به رفاه و آسایش برای جامعه خود باید بیشتر و بهتر کار کنند . چرا که د ر کشوری زلزله خیز با هشت یا نه ریشتر و جزیره ای راه بهتری می توان یافت . آنها قدر پول و موقعیت فعلی خود را می دانند . آنها یاد گرفته اند که از منابع بدرستی استفاده کنند و جالب است که خود هیچ منبعی را نداشته و آن را از سراسر جهان تهیه می کنند .
4- سریعاً قابل تحویل باشد
 چرا سریعا – و سرعت چه نقشی را ایفاء می نماید آیا نمی توان سیاست لاک پشتی را پیشه نمود. یکی از خصوصیات عصر حاضر سرعت می باشد و اگر دیر بجنبی بازار خود را از دست خواهی دا د مشتریان در معرض هجوم تبلیغاتی شرکتها قرار گرفته و هر آن ممکن است پیشنهاد بهتری به او داده شود از طرفی فروش محصول به معنای بدست آوردن پول بوده که می توان با آن چرخه حیات شرکت را طولانی تر نمود .



#20 IE World

IE World

    مدیریت امور سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 1701 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    modares
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ارشد

ارسالی جمعه ۱۸ دي ۹۴ - ۲۳:۲۷:۴۳

"آینده انرژی و محیط زیست بشر"

سخنران

دکتر گرام تیلور

آینده ذاتاً غیرقابل شناخت است. اما نکته‌ی متناقض‌نما این است که اگر یک غیب‌گو یا فال‌گیر آینده‌ی شومی را برای سال بعد زندگی شما پیش‌بینی کند، سریعاً دست به ‌کار شده و با تغییر برنامه‌ی زندگی و انتخاب‌های خود از وقوع چنین آینده‌ای جلوگیری می‌کنید. در واقع آینده غیرقابل شناخت است، اما به کمک دانش ناقص خود می‌توانیم سهمی در شکل بخشیدن به آن داشته باشیم. ما می‌توانیم رخداد‌های آینده را به صورت غیرمتحمل و محتمل و هم‌چنین مطلوب و نامطلوب تقسیم‌بندی کرده و سپس اقداماتی انجام دهیم تا احتمال رخدادهای مطلوب افزایش یابد. یا برعکس از ظهور رخدادهای محتمل اما نامطلوب جلوگیری کنیم. افرادی که دارایی‌های خود را بیمه می‌کنند و کسانی که هنگام رانندگی از کمربند ایمنی استفاده می‌کنند، عملاً از این الگوی فکری بهره می‌جویند. روش برنامه‌ریزی برپایه‌ی سناریو بر خلاف برخی روش‌های آینده‌پژوهی هیچ ادعایی درباره‌ی پیش‌بینی قطعی و مطمئن آینده نمی‌کند. در عوض در برنامه‌ریزی برپایه‌ی سناریو با استفاده از اطلاعات موجود و هم‌چنین واقعیت‌های برگرفته از علوم طبیعی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و غیره چندین داستان منطقی و منسجم درباره‌ی جهان آینده تدوین می‌شود. با استفاده از این سناریوها می‌توان استراتژی‌های پابرجا را پیدا کرد، یعنی استراتژی‌هایی که صرف نظر از این‌که کدام یک از داستان‌های مذکور در آینده رخ خواهند داد، عملکردی خوب و رضایت‌بخش داشته باشند. پابرجایی استراتژی‌ها فقط در صورتی محقق می‌شود که هر یک از سناریوها با دیگر سناریوها تفاوت اساسی و چشمگیر داشته باشند. به کمک سناریوهای اساساً متفاوت و مکمل می‌توان به تقریب خوبی از آینده‌ی واقعی (یعنی چیزی که نهایتاً اتفاق می‌افتد) دست یافت.

دکتر گرام تیلور به عنوان یک نویسنده، سخنران، و پژوهشگر استرالیایی فعالیت های متنوعی درباره سیستم های پیچیده، بویژه ارتباط انرژی و محیط زیست، و نیز مبحث توسعه پایدار داشته است.

ایشان نویسنده‌ی کتاب حفظ زمین فضاپیمایی: اگر ما بتوانیم سیاره‌ای امن طراحی کنیم، می‌توانیم آینده‌ای امن بسازیم. و همچنین کتاب مرز تکامل: تحول و سقوط جهان آینده که نامزد دریافت جایزه‌‌ی «بهترین کتاب زیست محیطی سال 2003»

مهم ترین فعالیت های آینده پژوهی دکتر تیلور در دانشگاه گریفیث عبارتند از

- استفاده از نظریه‌ی سیستم‌های تکاملی برای فهم و مدل‌سازی تکامل تاریخی متعلق به جهان‌بینی ها و سیستم‌های اجتماعی.

- مدل‌سازی تغییرات غیر خطی اجتماعی و زیست‌محیطی

- استفاده از مدل‌سازی غیر خطی کلی برای کمک به پیش‌بینی پیامدهای احتمالی رویکردهای سیاسی مختلف و تعیین هزینه و سود مرتبط با آنها

- استفاده از مدل‌سازی جهانی کل نگر برای توسعه‌ی سناریوهای هم‌جانبه‌ای که به سیاست‌گذاران نه تنها در فهم دینامیک‌های تعاملی بین‌رشته‌ای از مسائل پیچیده بلکه کمک می کند بلکه راه‌حل های پایدار برای آنها تدوین می کند.





موضوعات مشابه Collapse



0 کاربر در حال خواندن این تاپیک است