پرش به


تصویر

مهندسی مدیریت پروژه


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
38 پاسخ برای این موضوع

#21 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۳:۴۰

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(7)
141. در اجراي شناژبندي جهت اتصال به فونداسيون معمولا شناژها از بالا و پايين همسطح هستند.

142. در كفراژبندي پي چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادي تر است.

143. در عايق بندي از گوني استفاده مي كنيم ،زيرا از جابجايي قير جلوگيري مي كند و حكم آرماتور را دارد كه در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن مي شودكه در 2 لايه گوني انجام مي گيردكه گوني ها در لايه بعدي نسبت به لايه قبل با زاويه 90 درجه برروي هم قرار مي گيرند.

144. زير قيروگوني از اندود ملات ماسه سيمان استفاده مي شود كه بعضي از مهندسان در زير قير اندود ملات ماسه آهك استفاده مي كنند كه در اينصورت قيروگوني فاسد مي شود.
145. از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف مي توانيم بجاي عايق كاري استفاده كنيم كه ضخامت آن حدود 40-30 سانتيمتر خواهد بود.

146. اگر در عايقكاري ، قير بيش از حد معمول مصرف شود باعث مي شود قير در تابستان جابجا شود.

147. عايقكاري قيروگوني مي بايست از سر جانپناه حدودا 20 سانتيمتر پايينتر شروع شود و قيروگونيي كه روي جانپناه كشيده مي شود براي جلوگيري از نفوذ بارش با زاويه است.

148. سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري ميكند.

149. در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.

150. اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.

151. اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.

152. حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.

153. حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.

154. براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.

155. عليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.

156. سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.

157. ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.

158. جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.

159. سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما بايستي گونياي كامل باشد.

160. در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#22 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۴:۵۰

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(8)
161. معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.

162. در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.

163. در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.

164. در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.

165. زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.

166. هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.

167. زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.

168. مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.

169. در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.

170. سيسموگراف همان لرزه نگار است.

171. خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي انجام مي گيرد.

172. سنداژيا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.

173. اوگر همان لوله حفاري است.

174. خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.

175. معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.

176. اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.

177. براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.

178. ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.

179. پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.

180. قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.

181. براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.

182. پله معلق همان پله يكسر گيردار است.

183. پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.

184. پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.

185. به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.

186. فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.

187. شاخكهاي فلزي جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.

188. سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.

189. طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.

190. پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.

191. براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك مي كوبند

192. اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.

193. اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.

194. پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.

195. از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.

196. تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن يكنواخت و غي يكنواخت است.

197. گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.

198. تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.

199. بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير سري و بتوني مسلح باشد.

200. در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#23 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۶:۲۴

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(9)

201. بالشتك هاي منفرد زيرسري ، حداقل ريشه اش از آكس تير ريزي سقف 25 سانتيمتر است.

202. اجراي مهار تير ريزي سقف با ميلگرد معمول تر مي باشد.

203. براي تراز كردن تير ريزي سقف بايد بوسيله سيمان همه در يك افق ترازي قرار گيرد.

204. طاق ضربي از نظر ضخامت به سه دسته تقسيم مي شودكه معمول ترين آن نيم آجره مي باشد كه مهمترين عامل مقاومت در طاق ضربي خيز قوس مناسب است.

205. در زمستان پس از دوغاب ريزي طاق ضربي ، بلافاصله بايستي كف سازي كامل روي سقف انجام شود.

206. اگر هوا باراني باشد پس از اتمام طاق ضربي نبايد دوغاب ريخت.

207. سقفهاي بتني قابليت فرم(شكل) گيري بهتري دارند.

208. وظيفه انسجام و انتقال نيروها در سقفهاي بتني بعهده آرماتور مي باشد.

209. اودكادر سقف هاي بتني به منظور خنثي كردن نيروي برشي بكار مي رود.

210. بطور نسبي عمل بتون ريزي بين دو تكيه گاه مي بايست حداكثر طي يك روز عملي شود.

211. از ويژگي هاي سقفهاي مجوف سبكي آن است كه در اين سقف ها آرماتور گذاري بصورت خرپا مي باشد.

212. تفاوت سقف هاي پيش فشرده با سقف هاي مجوف سفالي كشيده شدن آرماتورها مي باشد.

213. حداقل زمان بريدن ميلگردها در سقفهاي پيش تنيده معمولا 7 روز مي باشد.

214. نيروي كششي ذخيره شده در آرماتور سقفهاي پيش تنيده عامل خنثي كننده نيروي فشاري است.

215. در سقفهاي مجوف هنگامي از تيرهاي دوبل استفاده مي شود كه دهانه و طول تير زياد باشد.

216. قبل از ريختن پوشش بتون در اجراي تيرچه بلوكها ابتدا مي بايست سطح تيرچه و بلوك مرطوب شود.

217. اصطلاحا ميش گذاري در بتن مسلح آرماتورهاي شبكه نمره كم اطلاق مي گردد.

218. حداكثر فاصله دو تير در سقفهاي چوبي 50 سانتيمتر مي باشد.

219. معمولا زمان باز كردن قالبهاي مقعر در سقف هاي بتوني 5 روز مي باشد.

220. استفاده از قالبندي مقعر بتني در سقفهاي اسكلت فلزي و بتني معمولتر است.

221. كابلهاي برق در سقفهاي مقعر داخل لوله هاي فولادي تعبيه مي شود.

222. در ساختمان هايي كه بيشتر مورد تهديد آتش سوزي بهتر است نوع بنا بتني باشد.

223. در كارخانه هاي صنعتي معمولا از سقف اسپيس دكس استفاده مي شود.

224. اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگير است.

225. در شيشه خورهاي نورگير سقف براي فضاهاي وسيع از سپري استفاده ميشود زيرا از خمش در طول جلوگيري مي كند.

226. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آكوستيك بر ساقفهاي كاذب عايق در برابر صدا مي باشد.

227. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آلومينيومي عدم اكسيداسيون آن مي باشد.

228. روش جلوگيري از زنگ زدگي آرماتور در بتن اين است كه جرم آن را مي گيريم و داخل بتن قرار مي دهيم.

229. اتصال سقف كاذب در راستاي ديوارها باعث پيش گيري از جابجايي سقف و تركهاي موئين خواهد شد.

230. قرنيز يكطرفه آب را به يك سمت منتقل مي كند و هنگامي از قرنيز دو طرفه هنگامي استفاده مي شود كه دو طرف ديوار آزاد باشد.

231. قرنيز حتما بايد آبچكان داشته باشد كه آبچكان شياره زير قرنيز مي باشد.

232. قرنيزي كه توسط آجر چيده مي شود هره چيني مي نامند.

233. قرنيز پاي ديوارهاي داخلي به منظور جلوگيري از مكش آب توسط گچ و … و جلوگيري از ضربه ها و خراشها استفاده مي شود و حتما بايد آبچكان داشته باشد
  • (F(X این پست را پسندیده است

#24 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۰۰:۵۴

اصول مدیریت اجرایی ساختمان
باتوجه به تحولات قرن اخير كه در كليه علوم و فنون من جمله در صنعت ساختمان سازي‌ايجاد گرديد و با توجه به رشد روز افزون جمعيت و احتياج جوامع بشري به مسكن بيشتر و در نتيجه احتياج به گسترش شهرها كارشناسان متوجه شدند كه اگر شهرها به طوري افقي گسترش يا به سرويسهاي شهري مانند آب برق تلفن گاز و به شهروندان با مشكل مواجه خواهد شد علاج‌اين درد گسترش شهرها به صورت عمومي‌بود در نتيجه ساختمانهاي يك يا دو طبقه قرون18و19 به ساختمانهاي بلند قرن بيستم تبديل شد.
رفته رفته مصالحي مانند آجر و آهك و ملاتها كم مقاومت منسوخ شد و مصالح مرغوبتري كه بتواند بارهاي فشاري و كششي بيشتري را تحمل نمايد مورد توجه قرار گرفت كه در راس آن سيمان بتن و انواع فولادميباشد كه روز به روز مراحل تكامل خود را طي نموده و هر لحضه در آزمايشگاههاي مهم دنيا در اثر آزمايشات شبانه روزي انواع مرغوب تر و كامل تري از آن ارائه مي‌گردد.

الف ) بخش هاي مديريتي:

اصول اجرائي ساختمان

انجام طراحي براي اجرا و منظور از طرح و اجرا، ‌ايجاد بنائي است كه بتواند وظائف مورد انتظار را به خوبي به انجام برساند.
اجراي طرح عينيت بخشيدن به آن طرح مطابق نقشه ها و ساير مدارك اجرائي است، كه خود حاصل تفكر طراح يا طراحان هر بنا از لحظه تكوين فكر‌ايجاد آن تا موقعي كه به دست بهره برداري كنندگان سپرده شود مراحلي را طي مي‌كند كه شامل برنامه ريزي، طرح و محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا،كنترل كيفيت، آغاز بهره برداري و خبر خوشي است تا پس از حصول اطمينان از قابليت بهره برداري آن، در اختيار بهره برداري كنندگان گذاشته شود.

بسته به بزرگي و كوچكي طرح و ماهيت آن، اهميت هر يك از مراحل فوق متغير بوده و بنابه ضرورت ممكن است گستره يكي از مراحل بسيار محدود شده و حتي مرحله‌اي با مراحل ديگر ادغام شود.

هر يك از‌اين مراحل بايد در چارچوب فني، اقتصادي، زيست محيطي، زيبائي شناسي، اجتماعي و حتي سياسي طي شود و چگونگي‌اين مراحل در‌ايمني،عملکرد آتي ( با ملحوظ داشتن خطوط هادي اداره كشور) آتي بنا و عمر مفيد آن موثرند.

اما اثر مرحله اجرا و نظارت بر اجرا، بيش از هر مرحله است ديگري تجارب جهاني نشان مي‌دهند كه در حدود هفتاد درصد تمام عللي كه بروز كاستيها و تقليل عمر مفيد بناها را سبب مي‌شوند، از خطاهاي‌اين مرحله سرچشمه مي‌گيرند

لازم به توضيح است كه برخلاف عرف معمول، در‌اينجا از اجرا و نظارت بر اجرا به عنوان يك مرحله نام برده شده و اجرا و نظارت، دو مقوله جدا از هم در نظر گرفته نشده‌اند .

اين مسئله به منظور هماهنگي با يكي از دگرگونيهاي بنيادي صنعت ساختمان است كه با وارد شدن مفهوم از طرف سازنده در روند ساختن بناها به جاي مفهوم «كنترل كيفيت» «تضمين كيفيت» توسط دستگاه نظارت، در عمل بخش عمده وظائف دستگاه مجري و دستگاه نظارت، در هم ادغام شده است در واقع، به روال سنتي، دستگاه سازنده، بر حسب وظيفه، سعي مي‌كند طرحي را كه اجراي آن به او سپرده شده، بر مبناي نقشه ها و با رعايت مشخصات فني طرح بسازد.

مسئوليت او به اجراي كار طبق نقشه و مشخصات، در زماني مشخص و معمولا ً با هزينه‌اي معين محدود است.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#25 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۰۱:۵۶

اصول مدیریت اجرایی ساختمان(2)
روشهاي اجراي طرحهاي ساختماني و پيمانها

اجراي طرحهاي ساختماني صدها جزئيات فني و ساختماني و روابط پيچيده چند جانبه بين صاحبكار كارفرما، مجري طرح، ناظر، پيمانكاران جزء ، سازندگان مصالح و لوازم و فروشندگان آنها، توليد كنندگان و اجاره دهندگان تجهيزات ، نيروي انساني، نهادهاي مديريت شهري و ادارات دولتي را شامل مي‌شود.

روشهاي اجرا

اجراي طرحهاي ساختماني ممكن است به يكي از صورتهاي زير انجام پذيرد:

اماني: كه صاحبكار يا قائم مقام او، يعني كارفرما يا مجري طرح، رأسا ً عمليات اجرائي را مديريت مي‌كند و هزينه ها را مي‌پردازد

صاحبكار: شخصي است حقيقي يا حقوقي كه طرح متعلق به او مي‌باشد.

كار فرما يا مجري طرح: شخصي است حقيقي يا حقوقي كه صاحبكار تمام يا بخشي از اختيارات خود را براي اجرا به او تفويض كرده است.

مديريت اجرا: كه صاحبكار شخص ديگري را به عنوان مدير اجرائي،از طرف خود مامور اجراي كار مي‌كند و تمام يا بخشي از اختيارات خود را به او تفويض مي‌نمايد و با نظر او تحت كنترل خود، هزينه هاي اجرائي را با ملحوظ داشتن اضافه مبلغي براي مديريت، مي‌پردازد.

مدير اجرائي: شخصي است حقيقي يا حقوقي كه سازماندهي عمليات اجرائي به عهده او واگذار مي‌گردد . كه صاحبكار يا كارفرما هر قسمت از كار را به پيمانكار مناسبي واگذار مي‌كند كه آن بخش از كار را با مشخصات معلوم و به قيد معلوم انجام دهد و خود، كار پيمانكاران جزء را هماهنگ مي‌كند.

پيمانكار: شخصي است حقيقي يا حقوقي كه انجام خدمات مشخصي را تحت شرايط فني و مالي معين در مدت زماني معلوم، به عهده مي‌گيرد.

پيمانكاري كامل: كه صاحبكار يا كارفرما، كل كار را به يك پيمانكار اصلي واگذار مي‌كند و پيمانكار مزبور با امكانات خود و يا با استفاده از پيمانكاران جزء كار را به انجاممي‌رساند به عبارت ديگر كل كار را به مسئوليت خود، با مشخصات مورد نظر و به قيمت معلوم يا تحت شريط مالي مشخصي، به هر روشي كه صلاح بداند، انجام مي‌دهد. در كليه روشهاي فوق، فرض بر‌اين است كه طرح از پيش آماده شده‌اي، براي اجرا وجود دارد .

امروزه براي اجراي ساختمانها ابداع و به كار گرفته شده‌اند كه اجازه مي‌دهند همزمان با تهيه طرح، كار اجرا نيز آغاز و پيش برده شود.
از جمله‌اين روشها، روش اجراي سريع و روش طرح و ساخت يا طرح و اجرا را مي‌توان نام برد.

اشكال مختلف پيمانها

جز در صورت اجراي اماني، در ساير حالات، براي روشن شدن حدود حقوق و تكاليف طرفين، پيمانهائي بين صاحبكار يا كارفرما از يك سو واجرا كنندگان كار از سوي ديگر بسته مي‌شوند.

در‌اين پيمانها، حجم كار و مبلغ قرارداد، مدت اجرا و مشخصات فني، به عنوان اركان قرارداد مشخص مي‌شوند.

پيمانهاي اجرائي اشكال مختلف دارند كه متداولترين آنها به شرح زيرند:

«پيمانهاي سرجمع» «گلوبال يا لام سام»
در‌اين پيمانها، پيمانكار بازاي اجراي طرح موضوع قرارداد، در مدت زمان معلوم، مبلغ مشخصي را دريافت مي‌دارد معمولا ً هماهنگ با درصد پيشرفت كار، در موعدهاي معين، بخشي از مبلغ قرارداد به پيمانكار پرداخت مي‌گردد.

« پيمانهاي مبتني بر فهرست آحاديه »

در‌اين پيمانها، براي واخد هر يك از اقلام كار، كه با مشخصاتي معين انجام داده شود، قيمت واحدي مورد توافق قرارمي‌گيرد، احجام اقلام كار برآورد و برمبناي آحاد بها، قيمت كل عمليات و مبلغ قرارداد تعيين مي‌گردد كه بازاي آن، پيمانكار طرح را در مدتي معين اجرا نمايد.
پرداخت به پيمانكار، متناسب با پيشرفت كار، بر اساس صور توضعيتهاي ماهيانه صورت مي‌گيرد هر صور توضعيت حاوي احجام كارهاي انجام شده تا تاريخ تنظيم آن مي‌باشد كه براساس آن احجام و آحاد بها، قيمت كار انجام شده تا آن تاريخ محاسبه و پس از كسر پرداختهاي قبلي و ساير كسورات مقرر، مابقي آن به پيمانكار پرداخت مي‌گردد.

پرداخته و در مواعد مقرر « پيمانهاي در صد هزينه » در‌اين پيمانها، پيمانكار هزينه هاي اجرائي آن را باضافه درصدي كه پيشاپيش مورد توافق قرار گرفته، از كارفرما دريافت مي‌كند پيمانكار به ازاي دريافت‌اين درصد، متعهد مي‌شود كه كار را در مدت زمان مشخصي و با مشخصات تعيين شده در قرار داد به اتمام برساند.

محاسبه هزينه كارهاي انجام شده ممكن است به روشهاي مختلف صورت پذيرد در‌اين پيمانها، اغلب سقفي براي هزينه هاي كل طرح تعيين مي‌شود كه اگر پيمانكار، اچراي طرح را با هزينه‌اي كمتر از آن به پايان برساند بخشي از مبلغ صرفه جوئي شده را به عنوان جايزه دريافت مي‌دارد و اگر طرح را با هزينه‌اي بالاتر از سقف تعيين شده تمام كند، جريمه‌اي به او تعلق مي‌گيرد و يا حداقل، به مبلغ اضافه شده، درصدي تعلق نمي‌گيرد و چيزي به پيمانکار پرداخت نمي‌شود.

علاوه بر پيمانهاي فوق، كه متداولترين پيمانهاي اجرائي مي‌باشند، اشكالي ديگر از پيمان نيز وجود دارند كه با اختلافهائي كم يا بيش، شبيه به پيمانهاي مزبور مي‌باشند.

گام نخست، آشنايي با كميت و كيفيت طرح و ويژگيهاي آن

اجراي هر طرح با آشنائي سازنده با آن طرح آغاز مي‌شود براي اجراي هر طرحي، معمولاً آنچه طراح در ذهن خود خلق كرده است، از طريق نقشه ها و ساير مدارك اجرائي به سازنده انتقال داده مي‌شود.

لذا اجرا كننده علاوه بر داشتن آشنائي قبلي با استانداردها، آئين نامه ها، ضوابط و مقررات عمومي‌ساختماني بايد قبل از هر چيز با مطالعه دقيق نقشه ها، دفترچه مشخصات فني عمومي، دفترچه مشخصات فني خصوصي، دستورالعملهاي اجرائي، يادآوريهاي فني، برآورد و فهرست مقادير و ساير مدارك اجرائي، بطور همه جانبه دريابد كه چه بنائي را با چه مشخصاتي و با رعايت چه معيارهائي مي‌خواهد اجرا نمايد و حجم كار چقدر استبه عبارت ديگر سازنده بايد با كم و كيف كار آشنا شود و ضمن اطلاع از احجام اقلام كار، از مجموعه مورد احداث، تجسم فضايي دقيقي بدست آورد.

در‌اين مرحله از كار، سازنده بايد كامل بودن نقشه و ساير مدارك اجرائي را ارزيابي و از قابل اجرا بودن طرح اطمينان حاصل نمايد و هيچ ابهامي‌را از نظر دور ندارد، بويژه بايد هر گونه تناقض و ناسازگاري را كه بين مدارك مختلف اجرائي احساس مي‌نمايد، با طراح در ميان گذاشته و از او بخواهد كه مدارك اجرائي را تكميل كرده و از آنها رفع ابهام كند بطوري كه در هيچ مورد امكان تفسيرهاي مختلف باقي نماند همچنين در‌اين مرحله، اگر سازنده نظري در مورد جرح و تعديل طرح براي هماهنگ كردن آن با امكانات و توانائيهاي خود يا روش اجراي مشخصي دارد، ميتواند پيشنهادهاي خود را به طراح ارائه دهد زمان كوتاهي كه براي طي‌اين مرحله صرف مي‌شود، از اتلاف وقتهاي بعدي، كه اغلب با توقف سازمان اجرائي و صرف هزينه هاي غير لازم همراهند، جلوگيري مي‌نمايد.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#26 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۰۲:۵۴

اصول مدیریت اجرایی ساختمان(3)
گام دوم،آشنائي با محل اجراي طرح

پس از آشنائي با طرح، سازنده بايد طي بازديد يا بازديدهائي، با محل اجراي طرح آشنا شده و محدوديت ها و امكانات موجود در محل را ارزيابي كند.

در‌اين مرحله، سازنده بايد از طريق مشاهدات، مذاكرات، پرس و جو از افراد محلي، مطالعه مدارك و گزارشهاي موجود، با عوارض سطحي، توپوگرافي، شرايط تحت الارضي، شرايط محيطي، اقليم و آب و هواي محل اجراي طرح، راههاي دسترسي به محل، امكانات دستيابي به مصالح، تجهيزات و نيروي انساني در محل و بطور خلاصه تمام امكانات تسهيل كننده و موانع و اشكالات بازدارنده و معارضهاي احتمالي، تا آنجا كه ميسر است، آشنا گردد.

براي آشنايي با محيط كارگاه اجراي طرح، جمع آوري اطلاعات زير، بسيار مفيد خواهد بود درباره عوارض سطحي از قبيل طبيعت و ميزان محلهاي احتمالي پر شده با زباله، خاك دستي و محل قرار گرفتن و نوع رگه هاي سنگ احتمالي مسيرهاي عبور جريانهاي آب و احيانا ً گودالهاي آبگير در سطح كارگاه توپوگرافي، به عبارت ديگر تغييرات رقوم خاك در سطح کارگاه سازه هاي موجود در محل كارگاه و در مجاورت آن خاكريزهاي نزديك، خط ساحلي و عوارض مشابه آن راههاي دسترسي به كارگاه( راه آهن،اتومبيل،كشتي)

درباره عوارض زير زميني از قبيل:

مسير فاضلاب، قنات، تونل، زير زمين و يا ساير سازه هاي زير زميني خطوط لوله نفت و گاز و آب يا لوله هاي بخار و هواي فشرده و غيره، خطوط تلفن و تلگراف و كابلهاي زير‌زميني‌برق.

شالوده هاي موجود در محوطه كارگاه يا زمينهاي مجاور اطلاعات مربوط به گمانه هاو ساير اطلاعات از قبيل تاريخچه رفتارسازه هاي مجاور، نشستهاي خاك و غيره...
  • (F(X این پست را پسندیده است

#27 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۰۵:۲۹

اصول مدیریت اجرایی ساختمان(4)

گام سوم، تهيه برنامه زمانبندي اجرا

پس از‌اينكه مشخص گرديد چه بنائي در چه محلي بايد ساخته شود، سازنده بايد برنامه زمانبندي اجراي عمليات را تدوين نمايد بطوريكه در هر مقطع زماني، قدمهاي اجرائي كه بلافاصله پس از آن لحظه برداشته شوند مشخص باشند. داشتن چنين برنامه‌اي كه تكليف اجرا كنندگان را مشخص كرده باشد، ترديدهاي مزاحم و بازدارنده را حذف كرده،‌ايجاد تحرك نموده و از اتلاف وقت و انرژي جلوگيري مي‌كند.

تهيه برنامه زمانبندي، عملا ً در يك فرآيند تجزيه، بررسي اجزا و تركيب اجزاي بررسي شده بنحوي مطلوب ومناسب با رعايت مسير بهينه، به شرح زير صورت مي‌پذيرد.

ابتدا سياهه‌اي از كليه عملياتي كه براي اجراي طرح لازمند، از تجهيز و راه‌اندازي كارگاه گرفته تا اتمام كار و برچيدن كارگاه، تدوين مي‌گردد. سپس متناسب با حجم کار و شرايط موجود عمليات به چند «عمل اصلي» يا «فعاليت اصلي»تقسيم مي‌شود.

پس از مشخص شدن فعاليتها يا عملهاي اصلي، هر يك از آنها به تعدادي «عمليات جزء» يا «فعاليت جزء» تقسيم مي‌شوند.

براي انجام هر واحد هر جزء عمل، مصالح، وسائل، تجهيزات، نيروي انساني، آهنگ انجام، زمان لازم و هزينه هاي انجام برآورد مي‌شوند و نيازهاي كل آن جزء عمل تعيين مي‌گردند.

از تركيب آنچه براي انجام جزء عملها تعيين شده، نوع و مقدار كل مصالح، نوع و حجم وسائل، انواع تجهيزات، انواع نيروي انساني مورد نياز و زمان كل اشتغال هر نوع از تجهيزات و نيروي انساني و هزينه كل اجرا تعيين مي‌گردند.

لازم به ذكر است كه حجم كل مصالح مورد نياز، از جمع كردن ساده مصالح لازم براي جزء عملها به دست مي‌آيد ولي تعداد ماشين آلات، ميزان تجهيزات و تعداد نيروي انساني را نمي‌توان از جمع كردن ساده ارقام تعيين شده براي هر جزء عمل بدست آورد زيرا ماشين آلات مورد نياز معمولا ً به صورت حاصلضرب «ماشين* ساعت» يا « ماشين* روز» و نيروي انساني لازم به صورت حاصلضرب « نفر* ماه» تعيين مي‌شوند و لذا، تعداد ماشين آلات و نيروي انساني تابع زمانند و بايد متناسب با مدت زمان اجرا، از طريق كارشناسي و مشخص كردن زمانهائي كه تعداد مورد نياز حداكثرو حداقل است، تعيين مي‌شوند. يا بالعكس اگر استفاده از تجهيزات، ماشين آلات و نيروي انساني معيني الزام آور باشد، بايد مدت زمان اجرا متناسب با‌اين امكانات تعيين‌شود.

هزينه كل اجرا را هم نمي‌توان از جمع كردن ساده هزينه عملها محاسبه كرد زيرا سه عامل ماشين آلات، نيروي انساني و زمان بر هزينه هاي اجرائي اثر مي‌گذارند و بويژه بايد مسئله تأمين منابع مالي و حجم سرمايه‌اي كه بايد براي گردشكار كارگاه به كار گرفته شود، در محاسبه هزينه كل اجرا ملحوظ گردد. پيمانكاران با سابقه، هزينه هاي اجرائي را مستقيما ً براي هر عمل، بدون پرداختن به جزء عملها، محاسبه مي‌نمايند
پس از روشن شدن حجم مصالح مورد نياز، مبداء و منابع تهيه مصالح، چگونگي تهيه و تدارك آنها، وسيله و نحوه حمل به كارگاه، تحويل گرفتن، بار‌اندازي، انبار كردن و نگهداري در كارگاه، نحوه و وسائل برداشت و مصرف در كارگاه و بالاخره چگونگي نمونه برداري و كنترل كيفيت مصالح در مواعد مقرر، مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.

بر اساس مطالعات انجام شده درباره مصالح، نيازهاي تجهيزاتي كنترل و حك و اصلاح گشته و امكانات و نحوه تأمين قطعات يدكي، سوخت، مصارف و لوازم آنها بررسي مي‌شوند.

در‌اين مرحله، تهيه جدول برنامه ريزي ماشين آلات مورد نياز مي‌تواند به همه جانبه بودن مطالعه و تسهيل كار مطالعه كننده كمك نمايد. در جدول شماره1 ، برنامه ريزي ماشين آلات مورد نياز براي احداث يك كانال بتن آرمه، به عنوان مثال نشان داده شده است.

بر اساس آخرين مطالعات در مورد مصالح و نيازهاي تجهيزاتي، نيازهاي به نيروي انساني تعيين گشته، منابع، امكانات، روشها و ضوابط تأمين نيروي انساني، اعم از ماهر، نيمه ماهر و غير ماهر، تبعات به كار گماردن آنان در كارگاه، شامل تأمين امكانات زيستي، بهداشتي، رفاهي و حتي در مورد طرحهائي كه اجراي آنها چند سال طول مي‌كشد، علاوه بر تأمين امكانات فوق براي خانواده ها، امكانات آموزشي براي فرزنداشان، در حالات مختلف دسترسي به امكانات شهري يا عدم دسترسي به‌اين امكانات، مطالعه و ارزيابي مي‌شوند.

در‌اين مرحله، تنظيم جدول طبقه بندي و تعداد كارگران مورد نياز در هر مقطع زماني، كمك مؤثري به امر برنامه ريزي خواهد كرد. جدول شماره 2، برنامه ريزي نيروي انساني لازم براي احداث كانال بتن آرمه فوق را نشان مي‌دهد.

پس از مشخص شدن كل نيازهاي طرح و انجام مطالعات فوق، بسته به مورد، قدم بعدي براي تهيه برنامه زمانبندي، به شرح زير برداشته مي‌شود و مدت زمان اجرا تثبيت مي‌گردد.

اگر زمان محدود باشد، سازنده از طريق مقايسه و واسنجي نيازها با آنچه در حال حاضر در اختيار دارد، كفايت يا عدم كفايت مقدورات خود را ارزيابي مي‌كند و در صورت لزوم، كمبودها را بر طرف مي‌نمايد

اگر زمان محدود نباشد، سازنده زمان تقريبي لازم براي اجراي كار با امكانات موجود خود را برآورد و معقول بودن‌اين زمان را بررسي مي‌كند و اگر لازم باشد، تعادل منطقي را بين امكانات و مدت زمان اجرا بر قرار مي‌سازد.

در‌اين مورد بايد توجه داشت كه امروزه زمان، پربهاترين اقلام مصرفي در كارگاه است و هنر يك مجري و سازنده خوب آن است كه با تأمين بموقع مصالح و به كار گرفتن وسائل، تجهيزات و نيروي انساني به مناسبترين نوع و مقدار، زمان لازم براي اجرا را كوتاه كرده و از‌اين راه هزينه هاي اجرائي را كاهش دهد. و طرح را هر چه زودتر به بهره برداري برساند. توجه كنيد كه اگر يك كارخانه سيمان 3000 تني فقط يك روز زودتر به توليد برسد، بازاي آن يك روز، 3000 تن سيمان بيشتر توليد شده و ميليونها ريال ارزش افزوده خواهد گرديد. لازم به ياد آوري است همانطور كه در شكل شماره 1 نشان داده شده ، براي انجام عمليات اجرائي، يك محدوده مدت زمانهاي مناسب، واقع در حد فاصل يك زمان حداقل و يك زمان حداكثر وجود دارد، كه بازاي مدت زمانهاي واقع در‌اين محدوده مي‌توان كار را با صرف هزينه و انرژي به سرانجام رسانيد ولي تقليل مدت زمان اجرا به كمتر از حداقل فوق يا طولاني تر شدن مدت زمان عمليات اجرائي از حداكثر مزبور، به افزايش تصاعدي هزينه هاي اجرائي منجر مي‌شوند. بديهي است كه با توجه به ملاحظات فوق بايد در مورد مدت زمان اجرا اتخاذ تصميم به عمل‌ايد و با‌ايجاد تعادل بهينه بين مقدورات و مدت زمان اجرا، مدت زماني مناسب و معقول براي اجراي طرح تعيين و تثبيت شود.

پس از تثبيت مدت زمان اجرا، با در اختيار داشتن كليه اطلاعات، طرح اوليه سازماندهي و گردشكار كارگاه، با‌اين هدف تهيه مي‌شود كه با به كار گرفتن اصول مهندسي و ابداع روشهاي اجرائي بهتر، بتوان با همسو كردن همه نيروها و با تأمين گردشكاري مناسب، بنحوي كه هيچ فعاليتي مزاحم فعاليتهاي ديگر نشود، با صرف حداقل مصالح، تجهيزات، انرژي و زمان، بيشترين نتيجه عملا ً ممكن را از ديدگاه كمي‌و كيفي، به دست آورد.

بر مبناي طرح سازماندهي تهيه شده با در نظر داشتن امكانات و محدوديت ها، در يك نظم منطقي و با رعايت تقدم و تأخر منطقي عملهاي مختلف و تقدم و تأخرهاي ناشي از ضرورتهاي اجرائي، كوشش مي‌شود با هماهنگ كردن فعاليتها بنحوي كه با هم تداخل زماني نداشته باشند، برنامه زمانبندي عمليات اجرائي طوري تهيه مي‌شود كه از امكانات، بيشترين استفاده به عمل‌ايد و اثر بازدارنده محدوديتها كمترين باشد و اگر تأمين‌اين نقطه نظرها، تغيير، تكميل يا جرح و تعديلاتي را در طرح اوليه سازماندهي و گردشكار كارگاه‌ايجاب نمايد، با اعمال‌اين تغييرات وجرح و تعديلات، برنامه زمانبندي نيز تكميل و حك و اصلاح مي‌گردد.‌اين رفت و برگشت از طرح سازماندهي به برنامه زمانبندي و از برنامه زمانبندي به طرح سازماندهي، تا جائي ادامه مي‌يابد كه طرح مزبور، حالت نهايي و قطعي به خود بگيرد.

در عمل ممكن است، در بدو امر فقط خطوط كلي اجرا و كليات سازمان اجرائي تعيين گردند و طرح سازماندهي نهائي بدست‌ايد.
با داشتن تصوير روشني از طرح سازماندهي نهائي و معمولا ً با رعايت مسير بحراني، برنامه زمانبندي اجرا چنان تأمين مي‌شود كه هر جزء عمل زماني انجام شود كه نتيجه حاصل از آن بيشترين باشد. مسير بحراني، عملها و جزء عملهايي را در بر مي‌گيرد كه هر تأخير در انجام هر يك از آنها، مستقيماً به تأخيري به همان‌اندازه در اتمام برنامه منجر مي‌شود.

بديهي است كه برنامه تدوين شده بايد تمام عمليات اجرائي، از جمله استقرار و تجهيز كارگاه در شروع كار، گردشكار كارگاه در مدت اجرا و برچيدن كارگاه پس از اتمام عمليات اجرائي را دربرگيرد.

با توجه به آنچه گذشت، از يك سو برنامه زمانبندي مبتني بر برآوردهاي مصالح، تجهيزات، نيروانساني، مدت زمان انجام و هزينه هاي انجام هر جزء عمل است كه مقولاتي احتمالي باشند و بسته به نوع و ماهيت كار و در عمل،‌اين عدم قطعيتها بر روند انجام كار اثر مي‌گذارند و اجازه نمي‌دهند كه كار كاملا ً طبق برنامه اجرا شود از سوئي ديگر واضح است كه برنامه زمانبندي عمليات اجرائي تابع امكانات و محدوديتهاي موجود در موقع تهيه برنامه و مبتني بر اطلاعاتي است كه تا آن موقع در اختيار بوده‌اند.‌اين امكانات محدوديتها و اطلاعات، در طول مدت اجرا دچار تغيير و تحول مي‌شوند، لذا برنامه زمانبندي،انطباق خود را با وضع موجود از دست مي‌دهد، در‌اين صورت، براي احتراز از هر گونه اتلاف وقت و امكانات،لازم است برنامه مورد تجديد نظر قرار گرفته و با شرايط موجود هماهنگ گردد. براي تأمين ‌اين منظور، بايد برنامه زمانبندي قابل انعطاف بوده و در آن امكان تجديد نظر و به روز آوردن در مواقع لزوم، پيش بيني شود. ارجح آن است كه در خود برنامه موعدهاي برنامه مقرر گردد.
قدر مسلم‌اين است كه براي تنظيم موفقيت آميز برنامه، كسي كه‌اين مسوؤليت مهم را به عهده مي‌گيرد بايد شناختي درست از ماهيت كار و وابستگي بين عملها و جزء عملهائي كه كل كار را تشكيل مي‌دهند، داشته باشد.

برنامه‌اي كه به‌اين ترتيب تدوين مي‌شود،گرچه گاهي مسائل تداراكاتي را هم در بر مي‌گيرد ولي اكثرا براي‌اينكه‌اين برنامه با موفقيت به اجرا در‌ايد، لازم است كه برنامه هاي مشروحه زير نيز به موازات آن تدوين و به موقع اجرا گذاشته شوند.

برنامه زمانبندي تدارك مصالح و مصارف، كه گردشكار كارگاه را تنظيم كرده و اجازه نمي‌دهد كه كار بدليل كمبود مصالح تنظيم شود.

برنامه زمانبندي تأمين ماشين آلات و قطعات يدكي آنها، كه مديريت ماشين آلات را ميسر ساخته و از اتلاف زمان بدليل نبودن تجهيزات در كارگاه يا راكد ماندن سرمايه در كارگاه به صورت ماشين آلات و تجهيزات اضافه بر آنچه مورد نياز است، جلوگيري مي‌نمايد.

برنامه زمانبندي تأمين نيروي انساني، كه مديريت نيروي انساني، استخدام بموقع افراد لازم و خاتمه دادن به خدمات آنها در زمان مقرر را ميسر مي‌سازد. بويژه‌اين برنامه اجازه مي‌دهد كه به افراد شاغل، پيشاپيش اطلاع داده شود كه جوياي كار ديگري باشند.

برنامه زمانبندي تأمين منابع مالي، كه مديريت سرمايه را ميسر ساخته و از زيانهاي پيش بيني نشده جلوگيري مي‌نمايد.

بديهي است كه‌اين برنامه ها مستقل از يكديگر و از برنامه زمانبندي اجرا نيستند و بايد در ارتباط كامل با يكديگر تنظيم و به موقع اجرا گذاشته شوند با تدوين برنامه، گام سوم اجرا به پايان مي‌رسد.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#28 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۰۶:۳۹

اصول مدیریت اجرایی ساختمان(5)
گام چهارم، شروع عمليات اجرائي و كنترل و بهنگام كردن برنامه

با برنامه زمانبندي تدوين شده، عمليات اجرائي شروع مي‌شوند. براي اجراي موفقيت آميز برنامه لازم است كار انجام شده بطور مستمر كنترل و با برنامه مقايسه و در صورت لزوم، برنامه بهنگام شود. ‌اين كار مستلزم نمي‌تواند گره از كار اجرا باز كند. تايج كنترلها بايد ثبت و پالايش شوند و بر اساس گزارشها و آمار تهيه شده از نتايج كنترلها، مسير كار اصلاح گردد.

اگر كنترلها حاكي از پيشرفت كار بيش از ميزان پيش بيني شده در برنامه باشند، اجازه مي‌دهند كه با حك و اصلاح برنامه، مدت زمان كل اجراي طرح كاهش داده شود و اگر كنترلها نشان دهنده عقب ماندن اجرا از ميزان تعيين شده در برنامه باشند، هشداري خواهند بود كه سازنده را به جستجوي علل عقب ماندگي و رفع علل مزبور و در صورت لزوم جرح و تعديل برنامه واصلاح مسير، رهنمون مي‌شوند.
بايد توجه داشت كه ضرورت ندارد كنترلها بسيار پيچيده و داراي دقت رياضي باشند و به اصطلاح مو را از ماست بكشند. كافي است در كنترلها اقلام اصلي در نظر گرفته شده و بتدريج با فراهم آمار در هر زمينه، تدفيق شوند ولي استمرار كنترلها و مرتب بودن پالايش آنها، لازمه بهره برداري صحيح از كنترل برنامه است.


گام پنجم ، كنترل كيفيت مستمر

« کنترکل کيفيت» بايد به عنوان يک« عمل اصلي» در برنامه ها گنجانده شود ساير عملهاي اصلي بطور مرتب پيگيري شود، براي نشان دادن جايگاه ويژه آن، كنترل كيفيت در چارچوب برنامه به عنوان گامي‌مستقل‌اين طرز تلقي اجازه مي‌دهد كه چه در حالت نظارت سنتي، كه كنترل كيفيت رسمي‌توسط شخص ثالث انجام مي‌شود، و چه در حالت اعمال نظارت توسط خود دستگاه سازنده به منظور تأمين كيفيت با يا بدون حضور شخص ثالث، بتوان كنترل كيفيت را، فارغ از ساير مسائل و مشكلات اجرائي، سازمان داد و به پيش برد.

گام ششم ،ايمني،حفاظت و بهداشت كار

آنچه درچارچوب‌اين صنعت صورت مي‌گيرد به خاطر انسان و تأمين رفاه بيشتر اوست، عدم توجه به‌ايمني، بهداشت و حفاظت آنهائي كه مستقيما ً در كار اجرا مشاركت دارند و افراد ديگري كه ممكن است درحيطه اثر عمليات اجرائي قرار گرفته و از آن آسيب ببينند. يك اجرا كننده و سازنده خوب بايد كار خود را چنان سازماندهي كند كه خطري متوجه افراد دست‌اندركار اجرا و ساير افرادي كه با كارگاه در تماسند، نگردد.

شرايط لازم براي اجراي موفقيت آميز طرح

اجرا كنندگان طرحهاي ساختماني بايد توجه داشته باشند كه علاوه بر آنكه بخش قابل توجهي از ثروت ملي به صورت ساختمان از گردش خارج شده و«راكد مي‌ماند» فضاهاي توليدي، خدماتي، آموزشي، بهداشتي و غيره نيز كه بدست آنان ساخته مي‌شوند، اگر بنحو مطلوب اجرا نشده، از پايائي كافي برخوردار نباشند و نتوانند وظائف خود را انجام دهند، اجتماع ضرر خواهد كرد. اجراي ساختمانها بنحو مطلوب و برخوردار بودن آنها از پايائي كافي، در گروي آن است كه برداشتن شش گام اصلي فوق با رعايت جميع جهات صورت پذيرد.

براي‌اينكه‌اين شش گام اصلي با موفقيت برداشته شوند و با مراعات همه جانبه شرايط كار و كارگاه، برنامه‌اي مناسب تهيه و طرح طبق مشخصات مورد نظر، با حداقل هزينه و حصول حداكثر نتيجه اجرا شود، اجرا كننده بايد شناخت كافي از مشخصات و همه عوامل مؤثر در كار داشته باشد .

اين مسئله در مورد تمام بناها صادق است، هر چند كه بسته به حجم كار، نوع كار و ساير شرايط ممكن است برخي از گامها محدودتر يا گسترده تر باشند.

مشخصات مورد نظر، علاوه بر نقشه ها، در دفترچه مشخصات فني عمومي‌و دفترچه مشخصات فني خصوصي درج مي‌شوند. در‌اين مدارك، به استانداردهاي مصالح و فرآورده ها، استانداردهاي آزمايش و كنترل كيفيت مصالح و فرآورده ها ، آئين كاربردها، آئين نامه ها و و مقررات ملي ساختماني كشور اشاره مي‌شود. در پيمانهائي كه مبتني بر فهرست بها بسته مي‌شوند، بخشي از مشخصات در فهرست مزبور منعكس مي‌گردد‌اين فهرست صراحت دارد كه بازاي انجام چه كاري و با چه مشخصاتي، چه پولي بايد به انجام دهنده پرداخت شود. به عبارت ديگر در فهرست آحاد بها، براي هر يك از اقلام كار، نوع مصالح، نحوه كاربرد و اجرا، مشخصات كار انجام شده و نحوه‌اندازه گيري كار انجام شده ارائه داده مي‌شوند.‌اين مدارك را بايد تمام دست‌اندركاران اجرا بشناسند و در موارد لازم از آنها استفاده كنند.

مدارك رسمي‌كه اجرا كنندگان بايد بشناسند

مداركي كه براي شناخت مشخصات و ساير عوامل مؤثر در كار « در صنعت ساختمان» موجود و مورد استناد و استفاده مهندسان ساختمان مي‌باشند، صرفنظر از كتابها و نشرياتي كه اصول نظري و ديدگاههاي عملي در آنها تشريح گرديده‌اند، شامل هفت نوع مدرك رسمي‌به شرح زيرند:
§ استانداردهاي مشخصات مصالح، مواد و فرآورده ها
§ استانداردهاي آزمايش و كنترل مشخصات
§ آئين كاربردها
§ دفترچه هاي مشخصات فني عمومي‌و اجرائي
§ آئين نامه ها
§ مقررات ساختماني
§ دفترچه هاي فهرست آحاد بها

منظور از« استانداردها» مدارك رسمي‌منتشر شده از طرف سازمانها ذي ربط كشور در مورد مشخصات مصالح و فرآورده ها و روشهاي كنترل‌اين مشخصات است.

استانداردهاي مشخصات، بسته به مورد حاوي تمام يا بخشي از قيود و شرايط مربوط به ابعاد هندسي، مشخصات فيزيكي، شيميائي، مكانيكي و تكنولوژيكي مورد نظر مواد، مصنوعات و و توليدات و رواداريهاي آنها مي‌باشند دراستانداردهاي آزمايش و كنترل مشخصات، روشهاي آزمايش مواد، مصالح و فرآورده ها به منظور بررسي كمي‌و كيفي مشخصات آنها و چگونگي ارزيابي و پذيرش مواد، مصالح و فرآورده ها بر مبناي نتايج حاصل از آزمايشها، شرح داده مي‌شوند منظور از«آئين كاربرها» مدارك رسمي‌مربوط به روشهاي كاربرد مصالح، مواد و فرآورده ها و قيود فني است كه بايد در موقع كاربرد رعايت شوند.

در صنايع ديگر «بجز صنعت ساختمان» عموما ً استانداردها براي تأمين قابليت كاربرد توليدات و كالاها كافي تلقي مي‌شوند. زيرا توليد كننده با رعايت استانداردها و اعلام انطباق توليدات خود با استاندارد مشخصي، تلويحا ً حداقل كيفيت مورد انتظار از آن را تضمين مي‌كند و مصرف كننده با علم و اطلاع از‌اين تضمين تلويحي، متناسب با نيازهاي خود، كالاي مورد نظر را انتخاب مي‌نمايد. در مواردي هم آئين كاربردها و وآئين نامه ها، به عنوان مكمل به كار برده مي‌شوند ولي در‌اين صنايع كمتر به مقررات و ضوابطي نظير مقررات ساختماني برخورد مي‌كنيم.

از طريق هماهنگ كردن استانداردها در سطح جهاني، گستره توليد، عرضه و مصرف مواد و فرآورده ها وسعت مي‌يابد و كار توليد كننده و مصرف كننده تسهيل مي‌شود. امروز مثلا ً مصرف كننده‌ايراني، به بركت وجود استانداردهاي بين المللي، بدون دغدغه خاطر، لامپ ساخت استراليا را براي نصب بر روي سرپيچ ژاپني خريداري مي‌نمايد و مشكلي هم برايش پيش نمي‌آيد.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#29 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۱۵:۴۵

اصول مدیریت اجرایی ساختمان(6)
مفاهيم ‌و واژه‌هاي اوليه

قرارداد:

عبارتست از قرارداد كتبي يا شفاهي كه به موجب آن كارگر در قبال دريافت حق‌‌‌‌‌‌‌ السعي كاري را براي مدت موقت يا غير موقت براي كارفرما انجام مي‌دهد.

قرارداد كار علاوه بر مشخصات دقيق طرفين حاوي موارد زير است:
الف) نوع كار يا حرفه‌اي كه كارگر به آن اشتغال دارد.
ب) ساعات كار تعطيلات، مرخصي‌ها
ج) محل انجام كار
د) تاريخ انعقاد قرارداد
ه) مدت قرار داد
و) موارد ديگر

كارگر:

كارگر در قانون كار كسي است كه به هر عنوان در مقابل(حق‌ السعي) اعم از مزد، حقوق، سهل سود و ساير مزايا به درخواست كارفرما كار كند.

كارفرما :

شخصي است حقيقي(منظور يك نفر) يا حقوقي (منظور در غالب يك شركت) كه كارگر به درخواست و به حساب او در مقابل حق السعي كار مي‌كند. مديران، مسئولان و به طور عموم كليه‌ي كساني كه عهده‌دار اداره‌ي كارگاه هستند نماينده كارفرما محسوب نمي‌شوند.
كارفرما مسئول كليه‌ي تعهداتي است كه نمايندگان مذكور در قبال كارگر به عهده مي‌گيرند.

پيمانكار:

شخص حقيقي يا حقوقي كه براي انجام كار طبق مقررات و شرايط مندرج در آئين نامه گواهينامه صلاحيت پيمانكاري دريافت كرده باشد.

كارگاه:

محلي است كه كارگر به درخواست كارفرما يا نماينده او در آنجا كار مي‌كند از قبيل مؤ‌سسات، صنعتي، كشاورزي، معدني، ساختماني، و امثال آنها.
كليه‌ي تأسيساتي كه به اقتضاء كار متعلق به كارگاه هستند از قبيل نمازخانه، نهار ‌خوري، تعاوني‌ها، مراكز آموزشي،‌ جزء كارگاه محسوب مي‌شوند.

انواع ساختمان:

الف) از لحاظ ـ مصالح مصرفي ب) از لحاظ ـ مصرف

الف)از لحاظ مصالح مصرفي:

1- ساختمانهاي بتني:

ساختمان بتني ساختماني است كه براي اسكلت اصلي آن از بتن آرمه استفاده شده باشد در ساختمانهاي بتني سقفها به وسيله دال‌هاي بتني پوشيده مي‌شود و يا از سقفهاي تيرچه بلوك و يا ساير سقفهاي پيش‌ساخته استفاده مي‌شود و براي ديوارهاي جدا كننده از انواع آجر و يا تيغه گچي و يا چوب استفاده مي‌شود و ممكن است از ديوار بتن آرمه هم استفاده شود ساختمانهاي بتني داراي عمر طولاني، هزينه زياد ساخت، مقاومت در برابر آتش‌سوزي مي‌باشند.

2- ساختمانهاي فلزي:

اسكلت‌اين نوع ساختمانها (پل‌ها و ستونها) از پروفيلهاي فولادي بوده و اتصالات آن در‌ايران معمولاً از جوش استفاده مي‌شود. سقف‌اين نوع ساختمانها به صورت تيرچه بلوك ، كمپوزيت و يا طاق ضربي مي‌باشد از ويژگي‌هاي‌اين ساختمان مي‌توان به زنگ‌زدگي در برابر رطوبت‌، تغيير شكل در برابر آتش سوزي هاي شديد، اجراي اسكلت سريع صورت مي‌گيرد، فضاي كمتري اشغال مي‌كند.

3- ساختمانهاي آجري:

ساختمان‌هايي كه تحمل بارهاي مرده و يا زنده به عهده ديوارهاي آجري باربري باشد، سقف‌اين ساختمانها از طاق ضربي و يا سقف تيرچه بلوك با استفاده از شناژهاي افقي روي ديوارهاي باربر و شناژهاي قائم حداقل در 4 گوشه ساختمان در حالت بتن مسلح استفاده مي‌شود ضخامت ديوارهاي باربر 35 سانتيمتر و ديوارهاي غير باربر 11 سانتيمتري و 5 سانتيمتري استفاده مي‌شود.

4 - ساختمانهاي خشتي و گلي:

اين ساختمانها با گل و يا خشت ساخته مي‌شوند به علت ضعف مصالح مقاومت چنداني در برابر زلزله ندارند و به طور كلي بايد از احداث آنها خودداري گردد.

ب) ساختمان از لحاظ كاربرد:

ساختمانها از لحاظ كاربرد به انواع ساختمانهاي مسكوني، اداري، بيمارستانها، انبارها، مدارس و مكانهاي عمومي‌مانند
باشگاهها و ورزشگاهها و غيره تقسيم مي‌شوند.

منابع و ماخذ:

1- نشريه شماره 55 سازمان مديريت و برنامه‌ريزي.
2- نشريه 4311 سازمان مديريت و برنامه ريزي.
3- اجزاي ساختمان، تاليف مهندس سياوش كباري.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#30 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۱۹:۳۰

اصول مدیریت کیفیت پروژه(1)
کیفیت پروژه عبارتست از:

مقداری که مشخصات موجود پروژه نیازهای آن را برآورده می کنند. مدیریت کیفیت پروژه کلیه مراحل و بخش های پروژه را شامل تعریف اولیه پروژه از طریق فرآیندهای پروژه، مدیریت تیم پروژه، اقلام قابل تحویل و اختتام پروژه در بر دارد.


مدیریت کیفیت پروژه، به عنوان بخشی از مدیریت کیفیت کل پروژه در حوزه مسئولیت مدیر پروژه، طرح و پورتفولیو می باشد. مدیریت کیفیت بر اساس مشارکت کلیه اعضای تیم پروژه می باشد که باید به کیفیت به عنوان پایه و اساس پروژه بپردازند. مبانی کیفیت پروژه عبارتست از راهکاری مدیریت کیفیت سازمان اصلی که درگیر نتایج و فرآیندهای پروژه می باشد. سازمان اصلی، سیاست ها، اهداف و مسئولیت های کیفی پروژه را تعیین می کند و مشخص می کند که چگونه کیفیت باید از طرقی نظیر برنامه ریزی کیفیت، رویه های اجرایی استاندارد، معیارهای کنترلی و سایر جنیه های سیستم مدیریت کیفیت سازمان پیاده سازی شود. حیطه های بحرانی در مدیریت کیفیت پروژه عبارتند از نقاط تماس بین پروژه، طرح یا پورتفولیو و سازمان اصلی. ریسک غفلت از کیفیت، عدم دستیابی به اهداف پروژه، طرح و یا پورتفولیو می باشد.
عملکرد مورد انتظار از محصول باید در خلال پروژه تایید و تصدیق گردد. معمولا مشتری و یا مصرف کننده باید به منظور اطمینان از تطابق با نیازمندی ها، دراین بررسی ها دخیل شوند. تایید کیفیت پروژه از طریق رویه هایی نظیر تضمین کیفیت کیفیت، کنترل کیفیت و بازرسی پروژه و محصول انجام می شود. در صورت نیاز می توان از مدل های مقیاس، CAD و نمونه ها برای تایید محصول استفاده کرد. در مواقعی محصول نهایی یک نرم افزار می باشد، می توان از نسخه اولیه برای شناسایی عیب ها و اصلاح آن در آینده استفاده کرد. در صورتیکه محصول، یک سند باشد، می توان از نسخه پیش نویس برای رفع ایرادات و اصلاح در نسخه های بعدی استفاده کرد .

به منظور تعیین اینکه اقلام قابل تحویل، مشخصات اصلی را برآورده می کند و به منظور آشکار کردن عیوب به منظور اصلاح زودهنگام آنها و جلوگیری از دوباره کاری های گران قیمت انجام تست ضروری می باشد. رویه تست و تحویل که باید انجام گردد باید در ابتدای پروژه مشخص شود، مخصوصا در هنگام تعریف پروژه .

گام های فرآیندی ممکن:

1- تهیه برنامه کیفیت

2- انتخاب، ساخت و تست

• پروتوتایپ/ مدل
• نسخه
• سند

3- گرفتن تاییدیه برای ساخت و تست نسخه نهایی

4- پیاده سازی تضمین کیفیت و کنترل کیفیت

5- انجام تست و گرفتن و مستند کردن تاییدیه نتایج

6- پیشنهاد و اجرای اقدامات اصلاحی و گزارش بر روی اقدامات مورد نیاز برای رفع ایرادات

7- مستند سازی دروس آموخته و اعمال آن روی پروژه های جدید
  • (F(X این پست را پسندیده است

#31 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۰:۵۵

اصول مدیریت کیفیت پروژه(2)
مديريت كيفيت در پروژه ها و ديدگاه نوين استاندارد ايزو 2003: 10006

چکیده:

امروزه به كارگيري سيستم‌هاي مديريت كيفيت به عنوان ضرورتي براي ضمانت بقاي سازمانها، مطرح شده و دراين زمينه تحقيقات و مقالات گوناگوني به رشته تحرير درآمده است، ليكن از استقرار اين سيستم در پروژه‌ها كمتر بحثي به ميان آمده است. در اين مقاله ضمن تشريح مبحث مديريت كيفيت و مفاهيم و ويژگيهاي پروژه، به بررسي مديريت كيفيت در پروژه‌ها، به عنوان يكي از مهمترين حوزه هاي دانش مديريت پروژه، پرداخته شده و در ادامه با بررسي استاندارد جهاني ايزو 2003: 10006 (ويرايش دوم)، ديدگاه نوين اين استاندارد در خصوص مديريت كيفيت در پروژه‌‌ها مورد تحليل قرار مي‌گيرد.


مقدمه

امروزه مديريت كيفيت در پروژه‌ها، به عنوان

يكي از مهممترين حوزه هاي دانش مديريت پروژه به‌طورجدي‌موردتوجه متخصصين و دست‌اندركاران قرار گرفته است.

دراين مقاله ضمن بررسي مفاهيم سيستم مديريت كيفيت، پروژه و ويژگيهاي آن به تشريح مزاياي استقرار سيستم مديريت كيفيت در پروژه‌ها واهميت كيفيت و مديريت بر آن در كارهاي پروژه‌اي پرداخته شده است. در ادامه با هدف مطرح ساختن ديدگاه نوين استاندارد ايزو 2003: 10006 نسبت به مديريت‌كيفيت‌در پروژه‌ها، فرايندهاي اين استاندارد تشريح شده و ضرورت توجه به دو دسته فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه و فرايندهاي مديريت پروژه به صورت توام و اعمال كيفيت در آنها، آشكارتر شده است.

1- مديريت كيفيت

1-1- تعريف

امروزه استفاده از شيوه هاي نوين مديريت براي واحدهاي اقتصادي و سازمانها به يك ضرورت تبديل شده و مديريت كيفيت به عنوان مهمترين و فراگيرترين اين شيوه‌ها، توانسته است با ارائه روشها و الگوهاي مناسب، اين‌گونه دستگاهها را در ارائه محصولات و خدمات با كيفيت بهتر و هزينه كمتر ياري كرده و در نتيجه ضرورت به كارگيري آنها هر چه بيشتر نمود يافته است.

اهميت و جايگاه كيفيت‌گرايي كه اكنون به بينش غالب در سازمانها و جوامع بدل شده است، مديريت كيفيت را به عنوان ضرورتي براي ضمانت بقاي سازمانها در شرايط شديد رقابتي، مطرح ساخته و سازمان استاندارد جهاني را بر آن داشته تا در آخرين بازنگري استانداردهاي كيفيت (سري 9000، سال 2000)، با معرفي هشت اصل مديريت كيفيت، الگوي اجرايي براي اعمال اين اصول ارائه و الزامات سيستم مديريت كيفيت را در استاندارد ايزو 2000: 9001 بيان كند.

مديريت كيفيت طبق تعريف 3-2-8 استاندارد ايزو 2000: 9000 به اين شرح بيان مي شود: "فعاليتهاي هماهنگ شده جهت هدايت و كنترل يك سازمان از نظر كيفيت".

یادآوري: هدايت و كنترل از نظر كيفيت عموماً شامل برقراري خط مشي كيفيت، اهداف كيفيت، طرح ريزي كيفيت، كنترل كيفيت، تضمين كيفيت و بهبود كيفيت مي‌باشد.

2-1- سيستم هاي مديريت كيفيت

براي تحرك و پويايي يك سازمان، نياز به ايجاد، توسعه و بهسازي سيستم‌هاي مديريتي است كه در ميان آنها سيستم مديريت كيفيت از اهميت زيادي برخوردار است. سيستم‌هاي مديريت كيفيت، آن بخش از سيستم مديريت سازمان است كه بر دستيابي به نتايج از نظر اهداف كيفيت جهت تامين نيازها، انتظارات و الزامات يا خواسته هاي طرفهاي ذي‌نفع برحسب مورد تاكيد دارد.

توجه به ايجاد ساز و كارهايي كه به رضايت مشتريان منجر شود، زيربناي سيستم هاي مديريت كيفيت به شمار مي‌آيد. سيستم مديريت كيفيت، رضايت مشتريان را به عنوان هدفي براي تمامي سازمان در مي آورد و به اين هدف جامه عمل مي‌پوشاند. بدون وجود اين سيستم، فعاليتهاي بهبود و تحول مثبت در سطوح سازمان تثبيت نخواهد شد.

سيستم هاي مديريت كيفيت، با توجه به نوع فعاليت سازمان شكل مي گيرد و بايد در استقرار آنها، به اهداف سازمان و وظايفي كه سازمان براي خود قايل است، توجه عميق داشت. بدين ترتيب هدف يك سيستم مديريت كيفيت به صورت ساده عبارت است از: اطمينان از اينكه سازمانها به شكل پيوسته و تثبيت شده اي نيازهاي مشتريان را برآورده سازند. براي راهبردي و اداره موفق يك سازمان ضروري است كه آن سازمان به طريقي نظام‌مند و شفاف، هدايت و كنترل شود. موفقيت مي‌تواند ناشي از استقرار و برقرار نگهداشتن سيستم مديريتي باشد كه جهت بهبود مداوم عملكرد سازمان طراحي شده و درعين حال به نيازهاي تمامي طرفهاي ذي‌نفع نيز توجه دارد.

مديريت كردن يك سازمان شامل مديريت كيفيت در بين ساير زمينه‌هاي مديريت مي باشد. براي مديريت كيفيت، اصول هشتگانه ذيل توسط كميته فني تدوين استانداردهاي مديريت كيفيت سازمان استاندارد جهاني، جهت تسهيل دستيابي به اهداف كيفيت در نظر گرفته شده است:

1- مشتري محوري
2- راهبري
3- دخيل بودن افراد
4- رويكرد فرايندي
5- رويكرد سيستمي در مديريت
6- بهبود مداوم
7- رويكرد واقع گرايانه به تصميم گيري
8- روابط سود بخش متقابل با تامين كننده.

2- پروژه و مديريت كيفيت در آن

1-2- مفهوم و ويژگيهاي پروژه

امروزه سازمانها فعاليتهاي عمده خود را در دو ساختار عملياتي و پروژه اي اجرا مي كنند. اين دو ساختار داراي مشخصات مشتركي هستند كه مهمترين آنها عبارتند از:

• اجراي فعاليتهاي عمده و اصلي توسط نيروهاي متخصص
• محدوديت استفاده از منابع كاري براي انجام فعاليتهاي عمده
• برنامه ريزي، اجرا و كنترل مداوم فعاليتهاي عمده.

علي رغم اين وجوه مشترك، تفاوت اساسي بين اين دو رويكرد اين است كه عمليات، مداوم و مستمر بوده، در حالي كه پروژه موقتي و منحصر به فرد مي‌باشد.

سازمان استاندارد جهاني نيز در استاندارد ايزو 2003: 1006، پروژه را به صورت ذيل به همراه يادآوري‌هاي آن (زير بخش 5-3 استاندارد) ارائه مي‌نمايد:

«پروژه فرايندي منحصر به فرد، متشكل از مجموعه‌اي از فعاليتهاي هماهنگ و كنترل شده، همراه با تاريخ‌هاي شروع و پايان كه جهت دستيابي به هدفي منطبق با الزامات مشخص انجام مي‌گيرد و محدويتهاي زمان، هزينه و منابع را شامل مي گردد.»

يادآوري 1: يك پروژه مجزا، مي تواند بخشي از ساختار پروژه‌اي بزرگتر باشد.

يادآوري 2: در برخي از پروژه‌ها، اهداف و محدوده، به روز مي‌گردند و ويژگيهاي محصول تدريجاً حين پيشرفت پروژه تعريف مي شوند.

يادآوري 3: عموماً محصول پروژه، در محدوده پروژه تعريف مي‌شود. محصول پروژه ممكن است يك و يا چند واحد از محصول بوده و نيز مي‌تواند ملموس يا غيرملموس باشد.

يادآوري 4: معمولاً سازمان پروژه موقتي است و براي دوره حيات پروژه، ايجاد مي شود.

يادآوري 5: پيچيدگي تعاملات ميان اهداف پروژه، لزوماً وابسته به اندازه پروژه نمي باشد.

در اين استاندارد ويژگيهاي پروژه به صورت زير بيان مي شوند (زير بخش 4-1 استاندارد):- منحصر به فرد بوده و داراي مراحل غير تكراري، شامل فرايندها و فعاليتها مي باشند.

- داراي درجه‌اي از ريسك و عدم قطعيت مي‌باشند.
- از آنها انتظار مي رود نتايج كمي مشخص شده‌اي (حداقلي) را مطابق پارامترهاي تعيين شده (براي مثال پارامترهاي مرتبط با كيفيت) تحويل نمايند.
- آنها داراي تاريخهاي شروع و پايان برنامه ريزي شده مي باشند كه محدوديتهاي هزينه و منابع كاملاً مشخص دارند.
- كاركنان به صورت موقتي براي سازمان پروژه، در طول مدت پروژه تعيين مي شوند. (سازمان پروژه توسط سازمان اصلي تعيين مي‌شود و ممكن است با پيشرفت پروژه، دستخوش تغييرات گردد).
- آنها ممكن است داراي مدت زمان طولاني بوده و با تاثيرات داخلي و خارجي در طول زمان دستخوش تغييرات شوند.

2-2- رويكرد پروژه اي در سازمانها

در چند ماهه اخير با ظهور فلسفه هاي گوناگون در علم مديريت و نيز لزوم تغييرات اساسي در محصولات و ارائه خدمات و شرايط حاكم بر محيطهاي‌داخلي و خارجي سازمانها، اهميت پروژه‌ها بيش از پيش شده است؛ زيرا تحولات به وجود آمده باعث مي شود كه ديگر عمليات دوره‌اي و مداوم گذشته، براي فايق آمدن بر مسائل امروزي كفايت نكند و بدين ترتيب پروژه‌ها به عنوان ابزارهايي براي پاسخگويي به نيازهاي سازمانها، اجرا شوند. پروژه‌ها، اغلب به عنوان راهكاري جهت دستيابي به برنامه هاي استراتژيك سازمانها به اجرا در مي آيند.

استفاده ازساختار كار پروژه‌اي مي‌تواند موثرترين روش براي دستيابي به اهداف با غلبه بر تغييرات باشد. به كارگيري اين روش در يك سازمان در جهت تعديل، توسعه و بهبود دروني خود، بسيار مهم مي‌باشد؛ زيرا كيفيت فعاليتهاي اصلي و نيز بقاي سازمانها به چگونگي مديريت پروژه‌هاي آنها، وابسته است.

يكي از استراتژي هاي سازمانها مي‌تواند ايجاد محصول و يا ارائه خدمتي جديد باشد. با مشخص شدن اهداف سازمان مي توان پروژه و يا پروژه‌هايي را تعريف كرد.



در اين مدل اهداف پروژه جهت ايجاد تغيير و تحول سودمند و محيط تعريف مي شوند. با وجود اهداف، مي‌توان دامنه (محدوده) پروژه را معين كرد. دامنه (محدوده)، چارچوبي است كه پروژه در آن تعريف شود. براي اجراي پروژه، نياز به تشكيل و ايجاد سازمان (با كاركنان شاغل در آن) مي باشد.

در قاعده هرم، مثلث «زمان/ هزينه/ كيفيت» وجود دارد. به نظر ترنر، اين سه عنصر فقط محدوديتهاي مهم پروژه مي باشند. عناصر در تعامل با يكديگر بوده و در عين حال با سازمان پروژه نيز در تعامل قرار دارند.

يكي از مهمترين ضروريات در پروژه‌ها، برقراري تعادل و بهينه سازي ارتباط بين عوامل سه گانه با تامين منظوردامنه توسط‌سازمان پروژه جهت دستيابي به اهداف است.

نكته حائز اهميت اينكه، برقراري اين تعادل در هر پروژه نسبت به پروژه ديگر متفاوت است.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#32 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۱:۵۴

اصول مدیریت کیفیت پروژه(3)
3-2- مزاياي استقرار سيستم مديريت كيفيت در پروژه ها

استقرار سيستم مديريت كيفيت درپروژه‌ها داراي مزايايي است، اين مزايا را مي توان به دو گروه به شرح در پي آمده تقسيم‌بندي كرد:

الف) مزاياي مستقيم:

- درك نيازهاي تصريحي و تلويحي كارفرما و برآوردن آنها
- سازماندهي مناسب و ايجاد ارتباطات موثر دروني سازماني - ايجاد نظم و برنامه مدون در كليه سطوح سازمان
- ايجاد زبان مشترك ميان كاركنان در كليه پروژ‌ه‌ها
- ايجاد بستري براي بهبود مداوم فعاليتها
- انجام درست و به موقع عمليات صحيح و در نهايت كاهش ضايعات، تعميرات و همچنين كاهش دوباره كاري ها به دليل رخداد عدم انطباق
- كاهش هزينه ها و افزايش گردش سرمايه از طريق به كارگيري بهينه منابع
- مستندسازي فعاليتها
- ارتقاي دانش فني سازمان.

ب) مزاياي غيرمستقيم - افزايش سهم بازار

- انعطاف پذيري و سرعت در پاسخگويي به نيازها
- تنظيم فرايندها جهت دستيابي به بهترين نتيجه در ابعاد برنامه ريزي صحيح فعاليتها، كنترل‌هاي دقيق اجرايي، عمليات پشتيباني و تداركاتي
- ايجادمزيت‌رقابتي‌به كمك افزايش توانمنديها
- انگيزش كاركنان در راستاي اهداف سازمان.
در نهايت اجراي كليه اين موارد منجر به وفاداري مشتـريان، تــداوم و تكرار پذيري ارائه خدمات وافزايش سهم بازار خواهد شد.

4-2- اهميت كيفيت و مديريت بر آن در كارهاي پروژه اي

اهميت راهبردي پروژه‌ها و حجم سرمايه‌گذاري لازم به تناسب وسعت و اهميت آنها، موجب شده است تا پروژه‌ها از اهميت ويژه‌اي نزد سازمانها برخوردارباشند.ازاين‌رو،مديريت پروژه‌ها، ظرافتهاي خاصي در بهينه‌سازي و موازنه عواملي همچون محدوده، زمان، هزينه و ساير منابع لازم را دارا مي‌باشند؛ به طوري كه مي‌بايست كيفيت فعاليتها (نه‌تنهاطي عمليات اجرايي تا زمان راه‌اندازي، بلكه در دوران بهره برداري پروژه) نيز تامين شده باشد.
توسعه كيفيت در پروژه‌ها با اثرات مستقيم و غيرمستقيم خود، موجب رشد و بالندگي سازمانها و نيز بهره مندي و رضايت مشتري و ساير طرفهاي ذي‌نفع پروژه مي شود.

ترنر در كتاب "مديريت مبتني بر پروژه"، چهار تعريف ممكن از «كيفيت مناسب» را در يك پروژه به صورت زير بيان مي دارد:

- برآوردن مشخصات
- متناسب بودن با اهداف
- برآوردن نياز مشتري
- خشنود (راضي) كردن مشتري.

مديريت كيفيت با تضمين كيفيت در هر مرحله از فرايندهاي پروژه و جلوگيري از هزينه دوباره كاري‌ها، تعميرات و تصميمات، كيفيت را براي مشتري (كارفرما) تضمين مي كند.

5-2- ضرورت به كارگيري استانداردهاي معتبر

آنچه كه امروز بيش از همه در عرصه بين الملل و بازار رقابتي مورد توجه جهانيان قرار گرفته است، رعايت استانداردهاي كيفي در توليد و ارايه محصولات و خدمات است. با توجه به ويژگيهاي مطرح شده در پروژه‌ها و اهميت اعمال مديريت كيفيت در آنها، به كارگيري استانداردهاي معتبر امري ضروري به نظر مي رسد.
  • (F(X این پست را پسندیده است

#33 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۳:۳۰

3- استاندارد ايزو 2003: 10006
اصول مدیریت کیفیت پروژه(4)
1-3- معرفي

استاندارد ايزو 10006 توسط كميته فني 176 سازمان بين المللي استاندارد، مديريت كيفيت و تضمين كيفيت- زير كميته 2- سيستم هاي كيفيت در سال 2003 انتشار يافته است. اولين ويرايش اين استاندارد در سال 1997 انتشار يافت. ويرايش دوم آن كه به صورت فني بازنگري شده است، ويرايش اول را لغو كرده و جايگزين آن شده است.

اين ويرايش به دنبال گسترش تطبيق ايزو 10006 با استانداردهاي بين‌المللي سري ايزو 9000 بوده و شامل مطالب جديدي در خصوص اصول مديريت كيفيت آنها است.

اين استاندارد، راهنمايي را در خصوص موضوعات كيفيت كه در پروژه‌ها، اثر گذارند ارائه كرده و تصويري از اصول و شيوه هاي مديريت كيفيت را براي دستيابي به اهداف كيفي پروژه ها، نشان مي‌دهد. اين استاندارد قابل به كارگيري در پروژه‌ها با ماهيت، اندازه، مدت زمان، محيطها و پيچيدگيهاي گوناگون است و حتي مي‌توان آن را در پروژه‌اي مستقل تا بخشي از برنامه و يا مجموعه‌اي از پروژه ها و صرف نظر از نوع محصول و يا فرايندهاي آن به كار برد.

هدف كلي استاندارد ايجاد و برقرار نگهداشتن كيفيت در پروژه‌ها، از طريق يك رويكرد نظام مند است كه اطمينان حاصل شود:

• نيازهاي بيان شده و تلويحي مشتري، درك شده و فراهم مي شوند.
• نيازهاي ساير طرفهاي ذي‌نفع درك شده و ارزيابي مي شوند.
• خط مشي كيفيت سازمان اصلي براي استقرار در مديريت پروژه، منظور مي شود.

2-3- نگرش استاندارد به كاربرد مديريت كيفيت در پروژه ها

اين استاندارد بيان مي دارد كه براي مديريت كيفيت در پروژه ها، اثبات شده است كه دو جنبه وجود دارد: - فرايندهاي مديريت پروژه

- فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه.

مديريت كيفيت پروژه همواره مي بايست دو مقوله مذكور را به صورت توام مد نظر قرار دهد. كوتاهي اعمال مديريت كيفيت در هر يك از اين ابعاد و قصور در فراهم‌آوردن آنها مي تواند اثرات نامطلوبي را بر محصول پروژه، مشتري و ساير طرفهاي ذي‌نفع پروژه و سازمان پروژه بر جاي گذارد.

در اين استاندارد، راهنمايي در خصوص كيفيت در فرايندهاي مديريت پروژه مطرح مي شود و نيز راهنمايي در خصوص كيفيت در فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه را به استاندارد ايزو 9004، ارجاع مي‌نمايد. همچنين صراحتاً بيان مي‌دارد كه اين استاندارد، راهنماي مديريت پروژه نمي‌باشد.

3-3- فرايندها و فازها در پروژه از ديدگاه ايزو 10006

يك پروژه به منظور برنامه‌ريزي و نظارت بر تحقق اهداف و ارزيابي ريسك‌هاي وابسته، به فرايندهاي مرتبط و فازها تقسيم مي‌شود. فازهاي پروژه، چرخه حيات پروژه را به بخشهاي قابل مديريت مانند مفهوم، توسعه، گردآوري و خاتمه تقسيم مي‌كند.

فرايندهاي پروژه، فرايندهايي هستند كه براي مديريت بر پروژه و همچنين پديدآوري محصول پروژه ضروري هستند كه در اين استاندارد، به راهنمايي در خصوص كيفيت در فرايندهاي دسته اول پرداخته شده است. در اين استاندارد به صورت كلي فرايندهايي‌كه‌براي اكثر پروژه‌ها، كاربرد دارند، ارائه شده است. فرايندها بر حسب هماننديشان گروه‌بندي شده اند. يازده گروه از فرايندها به اين شرح ارائه شده است:

- فرايندهاي استراتژيك
- فرايندهاي مرتبط با منابع
- فرايندهاي مرتبط با كاركنان
- فرايندهاي مرتبط با وابستگي
- فرايندهاي مربتط با محدوده
- فرايندهاي مرتبط با زمان
- فرايندهاي مرتبط با هزينه
- فرايندهاي مرتبط با ارتباطات
- فرايندهاي مرتبط با ريسك
- فرايندهاي مرتبط با خريد
- فرايندهاي مرتبط با اندازه گيري، تجربه و تحليل و بهبود.

ايزو 10006 ضمن تشريح اين فرايندها (فرايندهاي مديريت پروژه) بر به كارگيري اصول مديريت كيفيت در آنها با يك جهت‌‌گيري استراتژيك تاكيد دارد. در جدول پيوست، خلاصه اين فرايندها آمده است.

#34 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۴:۲۸

اصول مدیریت کیفیت پروژه(5)
3- نتيجه گيري

همان گونه كه ملاحظه شد با توجه به تعريف مديريت كيفيت‌وسيستم مديريت كيفيت ومفهوم و ويژگيهاي پروژه مشخص گرديد، اهميت اجراي كارها به شيوه‌هاي پروژه اي در سازمانها، روز به روز گسترش بيشتري در دنيا مي‌يابد. اما مهمترين مساله در اجراي پروژه ها پرداختن به كيفيت و مديريت كيفيت در آنهاست.

به مزاياي مستقيم و غيرمستقيم استقرار سيستم مديريت كيفيت در پروژه‌ها اشاره شد. براي به كارگيري مديريت كيفيت در پروژه‌ها، اثبات شده است كه دو جنبه وجود دارد: يكي فرايندهاي مديريتي پروژه‌وديگري فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه. قصور در فراهم‌آوردن هر يك از اين جنبه‌ها، اثرات نامطلوبي بر محصول پروژه، مشتري، ساير طرفهاي ذي‌نفع و سازمان پروژه باقي مي‌گذارد.

بررسي استاندارد ايزو 2003: 10006، نشان داد كه اين استاندارد به راهنمايي در خصوص كيفيت در فرايندهاي مديريت پروژه مي‌پردازد و راهنمايي در خصوص فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه را به استانداردهاي سري 9000
(خصوصاً ايزو 2000، 9004) ارجاع مي‌كند. همچنين مشخص شد ايزو 2003: 10006، استاندارد محصولي نبوده، و نگرش نوين را در كيفيت در فرايندهاي مديريت پروژه مطرح مي‌سازد، و شامل مطالب جديدي در خصوص اصول مديريت كيفيت در فرايندهاي مديريت پروژه است.

اين استاندارد به توجه به فرايندهاي مرتبط با محصول پروژه و فرايندهاي مديريت پروژه به صورت توام تاكيد دارد و تعامل بين آنها را ضروري مي‌داند.

با توجه به اينكه نگرش استانداردهاي موجود در خصوص سيستم‌هاي مديريت كيفيت (همچون سري 9000) درپروژه‌ها، محصول‌گرا بوده، و به كارگيري آنان در پروژه‌ها فقط جنبه محصولي مديريتي كيفيت را پوشش مي‌دهد، مي‌توان با رويكرد به اين استاندارد جديد، خلاء موجود در زمينه كيفيت در مديريت پروژه را پر كرد و با دو نگرش محصولي و مديريت پروژه‌اي، مديريت كيفيت پروژه را بهبود بخشيد. با اين تفاسير مي‌توان بيان كرد كه رويكرد به استاندارد جهاني ايزو 2003: 10006 به عنوان يك الگو مي‌تواند به بهبود كيفيت در مديريت پروژه‌ها و به تبع آن بهبود مديريت كيفيت در پروژه‌ها منجر شود.

حال در ادامه داریم:
اين سند هشت اصل مديريت كيفيت كه در استانداردهاي سيستم مديريت كيفيت بر مبناي سري ايزو 9000-2000 كاربرد دارد را معرفي مي نمايد. مديريت ارشد هر سازمان مي تواند از اين اصول بعنوان چارچوبي براي راهنمايي سازمان خويش به منظور بهبود عملكرد ها استفاده نمايد. اين اصول برگرفته از تجارب و دانش متخصصين بين المللي كه در كميته فني تضمين كيفيت و مديريت كيفيت – ISO/TC 176 مشاركت دارند مي باشد. اين كميته مسوول توسعه و نگهداري استانداردهاي ايزو 9000 هستند.

هشت اصل مديريت كيفيت در استاندارد ايزو 9000-2000 با عنوان واژگان و مباني سيستم هاي مديريت كيفيت و استاندارد ايزو9004-2000 با عنوان خطوط راهنما براي بهبود عملكرد سيستم هاي مديريت كيفيت، تعريف شده اند .

اين سند شرح سامان يافته اي از اصول مطرح شده را كه در ايزو9000-2000 و ايزو9004-2000 را ارايه مي دهد. همچنين نمونه هايي از منافع ناشي از بكارگيري اقدامات مديران بر مبناي اين اصول، به منظور بهبود عملكرد سازمان ها را به نمايش مي گذارد.

اصل اول – تمركز بر مشتري
اصل دوم – رهبري
اصل سوم – مشاركت كاركنان
اصل چهارم – رويكرد فرايندي
اصل پنجم – رويكرد سيستمي به مديريت
اصل ششم – بهبود مستمر
اصل هفتم – تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها
اصل هشتم – ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان

#35 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۵:۴۴

اصول مدیریت کیفیت پروژه(6)
اصل اول : تمركز بر مشتري (Customer Focus)

هر سازماني به مشتريان خود وابسته است و بايد نيازهاي حال و آينده آنان را درك نمايد و نيازمندي هاي مشتريان خود را برآورده نمايد. علاوه بر اين سازمان ها بايد براي عبور از انتظارات مشتريان خود برنامه ريزي و تلاش نمايند.

تمركز بر مشتري و درك نيازهاي حال و آينده او باعث پاسخگويي منعطف و سريع سازمان به فرصت هاي بازار و در نتيجه افزايش سود سهام و سهم بازار براي سازمان خواهد شد.

رضايت مشتريان با افزايش اثربخشي بكارگيري منابع سازمان، افزايش يافته و بهبود وفاداري مشتري به سازمان باعث ماندگاري در تجارت مي گردد.

بكارگيري اصل تمركز بر مشتري عموما باعث مي گردد كه سازمان:
● براي درك نيازها و انتظارات مشتريان تحقيقات لازم را صورت دهد.
● از ارتباط اهداف سازماني با نيازها و انتظارات مشتريان اطمينان حاصل نمايد.
● ارتباطات درون سازماني را در راستاي نيازها و انتظارات مشتريان هدايت نمايد.
● رضايت مشتريان را اندازه گيري نموده و بر مبناي نتايج حاصل از آن اقدام نمايد.
● ارتباطات با مشتريان را به صورت سيستمي مديريت نمايد.
● از وجود توازن بين رضايتمندي مشتريان و ساير ذينفعان سازمان (نظير مالكين، كاركنان، سرمايه گذاران، انجمن ها و مجامع محلي) اطمينان حاصل نمايد.

اصل دوم : رهبري (Leadership)

مدير سازمان كه از منش رهبري برخوردار است بايد مقاصد و جهت گيري يكنواختي را در سازمان ايجاد نمايد و محيط داخلي سازمان را به گونه اي ايجاد و نگهداري نمايند كه كاركنان بتوانند در دستيابي به اهداف سازماني كاملا مشاركت نمايند.

مديريت سازمان با منش رهبري باعث مي گردد كاركنان مقاصد و اهداف سازماني را درك نموده و براي دستيابي به آنها از انگيزه كافي برخوردار شوند. علاوه بر اين با بكاربستن منش رهبري فعاليت هاي سازمان ارزيابي شده و در مسيري يكسان، منظم گرديده و استقرار مي يابد و در نتيجه فقدان ارتباط بين سطوح مختلف سازمان به حداقل خود خواهد رسيد.

بكارگيري اصل رهبري در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● نيازهاي تمامي ذينفعان سازمان شامل مشتريان، مالكين،‌كاركنان،‌ تامين كنندگان، سرمايه گذاران، انجمن هاو مجامع محلي در نظر گرفته شود.
● اهداف چالش برانگيز با زمانبندي مشخص تنظيم گردد.
● ارزش هاي مشترك، مدل هاي اخلاقي و جوانمردي در تمامي سطوح سازمان ايجاد شده و تقويت گردد.
● اعتماد ايجاد گرديده و ترس از ميان برود.
● كاركنان با منابع مورد نياز،‌ برخوردار از آموزش و آزادي عمل با داشتن مسووليت و پاسخگويي فعاليت نمايند.
● كاركنان براي نقش و سهم خود اميدوار و دلگرم گرديده و آنرا تشخيص دهند.

اصل سوم : مشاركت كاركنان (Involvement of people )

كاركنان جوهره سازمان بوده و مشاركت آنها باعث خواهد گرديد تا توانايي هايشان مزيت سازمان محسوب گردد. ايجاد انگيزه،‌ تعهد و مشاركت كاركنان نسبت به سازمان، نوآوري و خلاقيت در پيشبرد اهداف سازمان را به ارمغان خواهد آورد.

ايجاد مسووليت پاسخگويي كاركنان در رابطه با عملكردشان و همچنين ايجاد اشتياق در مشاركت و همكاري ايشان زمينه ساز بهبود مستمر در سازمان خواهد بود.

بكارگيري اصل مشاركت كاركنان در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● كاركنان اهميت همكاري و نقش خود را در سازمان درك كنند.
● كاركنان محدوديت هاي عملكردشان را شناسايي كنند.
● كاركنان مالكيت مسايل را پذيرفته و مسووليت حل آنها را عهده دار شوند.
● كاركنان عملكرد خود را در راستاي مقاصد و اهداف شخصي ارزيابي نمايند.
● كاركنان فعالانه فرصت هاي افزايش صلاحيت،‌ دانش و تجربه خود را جستجو نمايند.
● كاركنان آزادانه دانش و تجربيات خود را به اشتراك گذارند.
● كاركنان آشكارا در خصوص مسايل و عواقب آن بحث كنند.

اصل چهارم : رويكرد فرايندي (Process approach)

نتايج مورد نظر در سازمان هنگامي كه فعاليت ها و منابع مرتبط به صورت فرايندي مديريت مي شوند،‌ با اثربخشي بيشتر حاصل مي گردند. رويكرد فرايندي باعث هزينه كمتر و چرخه زماني كوتاهتر در استفاده از منابع بوده و نتايج بهبود يافته،‌ سازگار و قابل پيش بيني را براي سازمان به ارمغان خواهد آورد. همچنين رويكرد فرايندي بر فرصت هاي بهبود متمركز خواهد گرديد و آنها را اولويت بندي مي نمايد.

بكارگيري اصل رويكرد فرايندي در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● فعاليت هاي ضروري به منظور دستيابي به نتايج مورد نظر به صورت سيستمي تعريف شوند.
● مسووليت و پاسخگويي براي مديريت فعاليت هاي كليدي به صورت شفاف ايجاد گردد.
● قابليت فعاليت هاي كليدي اندازه گيري و تجزيه و تحليل گردد.
● فصول مشترك فعاليت هاي كليدي در تعامل با بخش هاي سازمان شناسايي گردد.
● بر عواملي نظير منابع،‌ روش ها و مواد كه فعاليت هاي كليدي سازمان را بهبود خواهند بخشيد، تمركز گردد.
● ريسك ها، پيامدها و اثرات فعاليت هاي مشتريان،‌ تامين كنندگان و ساير ذينفعان ارزيابي گردد.

اصل پنجم : رويكرد سيستمي به مديريت (System approach to management)

شناسايي،‌ درك و مديريت فرايند هاي مرتبط به هم بعنوان يك سيستم، كارآيي و اثربخشي سازمان را در دستيابي به اهداف خود بهبود مي بخشد.

مديريت سيستمي با يكپارچه و مرتب نمودن فرايندها بعنوان بهترين روش دستيابي به نتايج مورد نظر، سازمان را از قابليت تمركز تلاش بر روي فرايندهاي كليدي برخوردار مي سازد و در ذينفعان سازمان اعتماد سازي به سازگاري، كارآمدي و اثربخشي سازمان را ايجاد نموده و توسعه مي بخشد.

بكارگيري اصل رويكرد سيستمي به مديريت در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● يك سيستم براي دستيابي به اهداف سازماني در بهترين حالت كارآمدي و اثربخشي آن پايه ريزي گردد.
● بستگي دو طرفه بين فرايندهاي سيستم درك گردد.
● نقش ها و مسووليت هاي مورد نياز براي دستيابي به اهداف مشترك بهتر درك گرديده و از اين بابت موانع بين بخشي كاهش يابد.
● قابليت هاي سازماني درك شده و قيود منابع قبل از عمل ايجاد گردد.
● تعريف و هدف گذاري براي اينكه فعاليت هاي ويژه در يك سيستم چگونه بايد عمل نمايند.
● سيستم بر پايه اندازه گيري ها و ارزيابي هايش به صورت مستمر بهبود يابد.

اصل ششم : بهبود مستمر (Continual improvement)

بهبود مستمر عملكرد سراسري سازمان بايد يك هدف پايدار براي آن سازمان باشد. در اين حالت قابليت سازماني بهبود يافته، مزيت عملكردي هر سازمان خواهد گرديد و همترازي فعاليت هاي بهبود در تمامي سطوح سازمان به منظور تصميم گيري راهبردي ايجاد خواهد گرديد و در نهايت با اصل قراردادن بهبود مستمر در سازمان انعطاف براي واكنش در برابر فرصت ها پديد خواهد آمد.

بكارگيري اصل بهبود مستمر در سازمان عموما باعث مي گردد كه:
● يك رويكرد جامع و سازگار در تمام سازمان براي بهبود مستمر عملكرد بكارگرفته شود.
● منابع انساني آشنا به روش ها و ابزار بهبود مستمر تامين گردد.
● بهبود مستمر در محصولات، فرايندها و سيستم ها يك هدف مشترك براي يكايك كاركنان سازمان تعريف گردد.
● مقاصدي براي هدايت و اقداماتي براي ردگيري بهبود مستمر ايجاد گردد.
● بهبود هاي صورت گرفته، تشخيص داده شده و تصديق گردند.

اصل هفتم : تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها (Factual approach to decision making)

در هر سازمان تصميمات موثر بر مبناي تجزيه و تحليل داده ها و و توليد اطلاعات ميسر است. تصميمات آگاهانه، افزايش توانايي براي اثبات اثربخشي تصميمات گذشته بر مبناي مراجع و سوابق واقعي و همچنين افزايش توانايي براي بازنگري، به چالش كشيدن و تغيير عقايد و تصميمات از جمله مزاياي بكارگيري اصل تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها است.

بكارگيري اصل تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● از كفايت و دقت داده ها و اطلاعات اطمينان حاصل گردد.
● داده ها براي كساني كه به آنها نياز دارند در دسترس باشد.
● داده ها و اطلاعات با استفاده از روش هاي معتبر تجزيه و تحليل شوند.
● تصميم گيري و اقدامات اجرايي بر مبناي تجزيه و تحليل واقعي در كنار تجارب و بصيرت صورت پذيرد.

اصل هشتم :ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان(Mutually beneficial supplier relationships)

سازمان و تامين كنندگان آن به يكديگر وابسته هستند و رابطه سودمند و دو طرفه، توانايي هر دو را براي ايجاد ارزش افزايش مي دهد. افزايش توانايي ايجاد ارزش براي هر دو طرف در نتيجه انعطاف و سرعت در پاسخگويي به تغييرات بازار يا نيازها و انتظارت مشتريان ايجاد مي گردد و باعث بهينه نمودن هزينه ها و منابع خواهد گرديد.
بكارگيري اصل ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان در سازمان عموما باعث مي گردد كه:

● ارتباطي متوازن بين ملاحظات كوتاه مدت و بلند مدت ايجاد گردد.
● تخصص ها و منابع بين يكديگر به اشتراك گذاشته شود
● تامين كنندگان كليدي شناسايي و انتخاب گردند.
● ارتباطات شفاف و آشكار بر قرارگردد.
● اطلاعات و طرح هاي آينده به اشتراك گذاشته شود.
● تشريك مساعي در توسعه و بهبود فعاليت ها صورت گيرد.
● تامين كنندگان براي تشخيص بهبودها و موفقيت ها تشويق شده و دلگرم گردند

#36 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۳:۲۸:۰۲

وظایف رئیس یا سرپرست کارگاه
1) حضور در جلسه تحويل زمين در معيت نماينده فني شركت و امضاء صورتجلسه مربوط با توجه به برداشت و كنترل انجام شده در مورد تعداد و مختصات پنچ مارك‌ها و ساير مشخصات ظاهري زمين.
2) پيگيري و انجام اقدامات لازم به منظور تجهيز اوليه كارگاه و استقرار در محل كارگاه جهت فراهم كردن امكان شروع عمليات اجرايي در مدت و مهلت تعيين شده در پيمان.
3) مطالعه و بررسي نقشه‌ها و جزئيات اجرايي و ساير مدارك و مشخصات فني مربوط به عمليات موضوع پيمان و همچنين مطالعه دقيق پيمان و آگاهي از تعهدات طرفين پيمان.
4) استقرار تجهيزات كارگاهي در محل مناسبي كه قبلاً با هماهنگي نظارت مقيم تعيين و تأييديه آن دريافت گرديده است.
5) داشتن آگاهي كافي از شرايط عمومي پيمان و دفترچه فهرست آحاد بهاء منضم به پيمان و ساير مشخصات فني و عمومي مربوط به عمليات موضوع پيمان به منظور رعايت و تأمين حسن انجام كارها در چهارچوب منافع شركت
) تهيه و تنظيم صورتمجالس كارگاهي به تعداد نسخ لازم و اخذ تأييديه ناظر مقيم و تحويل يك نسخه به دفتر فني شركت و پيگيري دريافت مصوبه يا ابلاغيه آنها( ابلاغيه كارفرما يا مشاور).
7) ايجاد و حفظ رابطه حسنه با نظارت مقيم و دستگاه نظارت و همچنين با ساير پرسنل كارگاه در راستاي حفظ منافع شركت.
8) ارائه پيشنهاد در زمينه چگونگي سازماندهي يا ساماندهي نيروها و پرسنل كارگاه، متناسب و هماهنگ با مايحتاج كار و كارگاه.
9) بهره‌گيري و استفاده بهينه از كليه تجهيزات، امكانات و پرسنل موجود در كارگاه، در چهارچوب ضوابط و مقررات شركت و تلاش در زمينه افزايش ميزان بهره‌وري از آنها.
10) بررسي نقشه‌ها و جزييات اجرايي و كنترل ابعاد و اندازه‌هاي مندرج در آنها و اعلام بموقع اشكالات و نواقص احتمالي آن‌ها به نظارت مقيم و دفتر فني شركت و پيگيري لازم بمنظور رفع اشكالات و تكميل اطلاعات مورد نياز جهت فراهم نمودن امكان اجراء بموقع كارها در موعدهاي تعيين شده و با مدت پيمان و تلاش در جهت جلوگيري از بروز تأخيرات غيرمجاز.
11) ارائه آمار و اطلاعات مورد نياز در رابطه با تهيه برنامه زمانبندي اوليه كار به دفتر فني شركت و مشاركت در تهيه برنامه مذكور و يا برنامه زمانبندي اصلاح شده.
12) پيگيري و تلاش در زمينه بهره‌گيري از كليه امكانات و ماشين‌آلات موجود شركت با رعايت ضوابط و مقررات جاري شركت و در راستاي حفظ منافع شركت و سياست‌گذاريهاي انجام شده توسط مديران مافوق كارگاه.
13) كسب آگاهي‌هاي لازم از مقررات و ضوابط شركت مرتبط با كار و مسئوليتهاي خويش، بطوريكه بتواند وظايف و امور محوطه را بنحو احسن انجام دهد.
14) انجام وظايف و فعاليتهاي تعريف شده براي رئيس كارگاه (نماينده پيمانكار در كارگاه) در دفترچه شرايط عمومي پيمان و در راستاي حفظ منافع شركت.
15) نظارت بر كليه كارها و كنترل مستقيم و مستمر فعاليتهاي روزانه كارگاه، اعم از كارها و فعاليتهاي اكيپ‌ها و نفرات اجرايي پيمانكاران جزء، اكيپ‌ها و نفرات و كارگران اماني و ساير كاركنان شاغل در كارگاه و همچنين اعلام هشدارها و تذاكر و اخطارهاي بموقع به عوامل و نيروهاي تحت اختيار جهت حفظ كيفيت، سرعت و ايمني كار و كارگاه.
16) تهيه و ارسال گزارشهاي روزانه و نوبه‌اي براي دفتر مركزي شركت در قالب فرمت‌هاي تعيين شده و همچنين تهيه گزارش‌هاي توجيهي تأخيرات.
17) ثبت و نگهداري آمار و اطلاعات مربوط به كارهاي در دست اجراء (بصورت روزانه) بنحوي كه بتوان از آنها براي صورتوضعيت‌هاي ماهيانه استفاده نمود.
18) تهيه ريزمتره كارها و فعاليتهاي روزانه در پايان روز و يا پايان هر هفته و تهيه صورتوضعيتهاي ماهيانه يا دوره‌اي و پيگيري لازم جهت تسريع در رسيدگي صورتوضعيتها، در چهارچوب منافع شركت.
19) بررسي، پيگيري و مشاركت در زمينه اخذ استعلام از پيمانكاران جزء و فراهم نمودن امكان جذب و اشتغال آنها در چهارچوب صرفه و صلاح كارگاه و شركت تا حصول نتيجه و انجام كارهاي مربوط.
20) تهيه، ثبت و نگهداري كليه مستندات، مدارك و صورتمجالس كارگاهي (اعم از صورتجلسات انجام كارها و دستوركارها و متره‌هاي قطعي كار در طول مدت اجراي عمليات) بنحويكه از انباشتگي و موكول نمودن آنها به انتهاي كار و همچنين از افزايش حجم صورتوضعيت قطعي، به اندازه كافي جلوگيري شده باشد. بديهي است كه همواره مي‌بايستي يك نسخه از تماني اسناد و مدارك و مستنداتي كه در كارگاه تهيه ميشود براي دفتر مركزي ارسال شود.
21) پيگيري مداوم در زمينه اخذ مجوزها و تصميماتي كه بنا به شرايط و ضوابط حاكم بر شركت، خارج از حيطه اختيارات وي مي‌باشد. در اينگونه پيگيريها لازم است در گام‌هاي ابتدايي با رعايت سلسله مراتب و هماهنگي هاي لازم اقدام به پيگيري دريافت نتايج تصميمات و كسب تكاليف مؤثر و تعيين كننده در روند اجراي عمليات نمايد و چنانچه پيگيريهاي مكرر نتيجه‌اي دربر نداشت، مراتب را در نهايت به مديرعامل شركت گزارش نمايد و راهكارها و پيشنهادهاي مناسبي جهت حل و فصل مسائل و مشكلات مرتبط با وظايف و مسئوليتهاي كارگاه ارائه نموده و كسب تكليف نمايد. بديهي است چنانچه مسائل و مشكلات مطروحه قبلاً و به ميزان كافي به مدير يا مديران مافوق كارگاه گزارش نشده باشد، اين اقدام وي(گزارش به مديرعامل)، تخلف محسوب مي‌شود.
22) رئيس يا سرپرست كارگاه موظف است آن بخش از مسائل و مشكلاتي را كه مربوط به وظايف و برعهده وي گذاشته شده و در حيطه اختيارات وي قرار دارد راسا و در حداقل زمان ممكن حل و فصل نمايد و چنانچه به هر دليلي از حل و فصل آن عاجز باشد بلافاصله با مدير مافوق خويش در ميان گذاشته و از وي درخواست مساعدت و مشاركت نمايد و همواره در حل و فصل آنها تلاش نمايد.
23) رئيس يا سرپرست كارگاه موظف است چنانچه در زمينه مفاهيم مندرج در اين شرح وظايف سؤال يا مشكلي دارد، از مديران مافوق خود استعلام و رفع ابهام نمايد.
24) انجام به موقع امور محوله از سوي مديران مافوق در چهارچوب وظايف كارگاهي و منافع شركت.
وظایف مدیر پروژه عمرانی-ساختمانی
1)مطالعه دقیق پیمان منعقده فیمابین شركت و كارفرما و آگاهی از تعهدات طرفین قرارداد و داشتن اطلاعات كافی و كلی از نقشه‌ها و مدارك منضم به پیمان و همچنین آشنایی كافی با فعالیت‌ها و عملیات موضوع پیمان و برنامه زمانبندی اجرای عملیات.
2)آگاهی كافی از قیمت‌های روز مصالح و دستمزدها و هزینه اجرای عملیات موضوع پیمان و آگاهی از فهارس بهاء منتشره از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی كشور و داشتن توانایی لازم به منظور آنالیز بهاء واحد كارهای مربوط به موضوع پیمان و داشتن تخصص و تجربه كافی در زمینه مدیریت كارگاهی و مدیریت پروژه‌های عمرانی و آگاهی لازم در مورد بخشنامه‌های مهم سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، مرتبط با كارهای حوزه مدیریت خود.
3)دارای توانمندی‌های مدیریتی لازم برای هدایت پروژه و كارگاه و برخورداری از متانت وشیوایی كلام در طرح مسائل پروژه و در دفاع از حقوق شركت و تلاش در جهت حفظ منافع شركت و توانمند برای كاهش زیان‌های احتمالی پروژه و شركت.
4)آگاهی كافی از «آیین نامه معاملات» و ضوابط و مقررات شركت و آشنائی با ضوابط و مقررات «مالی‌» و نحوه استفاده از صورت هزینه‌ها و سایر مدارك در چگونگی صدور سند حسابداری.
5)ارائه پیشنهاد چگونگی سازماندهی كارگاه و چارت سازمانی اداره كارگاه و پیشنهاد و معرفی رئیس كارگاه یا سرپرست كارگاه و یا درخواست عزل سرپرست كارگاه به همراه ارائه دلایل لازم و كافی و تلاش در زمینه ایجاد نظم و هماهنگی در پروژه و كارگاه به منظور تضمین صحت و سرعت عملیات اجرایی و فراهم نمودن قابلیت انجام بهینه وظایف محوله به كارگاه، تحت مدیریت خود.
6)نظارت كلی بر نحوه كار كارگاه و مشاركت در حل و فصل مسائل كلان كارگاه و راهنمایی و هدایت سرپرست كارگاه در چهارچوب وظایف محوله و به گونه‌ای كه به وظایف و اختیارات سرپرست كارگاه لطمه‌ای وارد نشود و شأن سرپرست كارگاه نیز حفظ و رعایت شده باشد.
7)نظارت بر عملكرد رئیس یا سرپرست كارگاه و اعمال كنترل‌های لازم به منظور حصول اطمینان از انجام مطلوب و به موقع وظایف وی در كارگاه و ارائه گزارش به معاون فنی و اجرایی شركت در مورد مشكلات و مسائل كارگاه و ارائه پیشنهاد و راه‌حل جهت حل و فصل مسایل كارگاهی.
8)ایجاد ارتباط فعال و مطلوب با كارفرما و مشاور (دستگاه نظارت) و نمایندگان آن‌ها در چهارچوب پیمان و منافع شركت و دریافت نظرها و دیدگاه‌های ایشان در مورد كار و پروژه و انتقال نظر و دیدگاه‌ها به معاون اجرایی شركت و همچنین تلاش در جهت تحقق نظرها و دیدگاه‌های مذكور در چهارچوب پیمان و منافع شركت و ارائه راهكارهای مناسب به منظور حل و فصل‌ مسائل پروژه و تسریع در عملیات اجرایی و دفاع از حقوق و منافع شركت در مقابل كارفرما و مشاور و نمایندگان آن‌ها.
9)نظارت مستمر بر انجام به موقع فعالیت‌های كارگاهی، به ویژه عملیات مستندسازی كار و پیگیری دریافت مصوبه صورتجلسات و تأییدات كارفرما و مشاور.
10)عملیات دریافت آمار و اطلاعات از نحوه انجام عملیات و ارائه گزارش‌های نوبه‌ای به شركت (معاون اجرایی) به گونه‌ای كه شركت از روند كار، آمار و اطلاعات كافی داشته باشد.
11)نظارت بر تهیه و ارائه لیست بیمه كارگاه و همچنین نظارت بر چگونگی پرداخت كسور قانونی در كارگاه و پیگیری دریافت مفاصاحساب بیمه و در موارد خاص دریافت مفاصاحساب دارایی مربوط به پروژه و ارائه مفاصاحساب به شركت.
12)دریافت دیدگاه‌ها و خط مشی تعیین شده از سوی شركت برای پروژه و كارگاه و پیگیری تحقق این دیدگاه‌ها و خطی‌مشی‌ها و رعایت دقیق آن‌ها .
13)پیگیری تشكیل جلسات با كارفرما و مشاور به منظور دفاع از حقوق و منافع شركت و پروژه و شركت فعال در جلسات مذكور با هماهنگی و در معیت نماینده‌ای از شركت و پیگیری لازم به منظور اجرای مفاد صورتجلسات مذكور و ارائه گزارش نتایج حاصل از پیگیری‌ها به شركت (معاون اجرایی شركت)
14)نظارت و كنترل هزینه‌های كارگاه و مقایسه با درآمدهای حاصل از كار كارگاه و برنامه‌ریزی و انجام اقدامات مقتضی به منظور ایجاد و حفظ منافع و سود شركت از بابت اجرای پروژه.
15)تأیید صورت هزینه‌ها و اسناد و مدارك ارسالی از كارگاه و ارائه آن‌ها به شركت.
16)تنظیم برنامه زمانبندی تهیه و تدارك مصالح و مایحتاج كارگاه با كمك و هماهنگی سرپرست كارگاه و یا تأیید برنامه تهیه شده مذكور در كارگاه و ارائه یك نسخه از اینگونه برنامه‌ها به شركت و همچنین نظارت بر برنامه درآمد و هزینه كرد كارگاه و پیگیری تهیه به موقع صورتوضعیت‌های كاركرد و مشاركت در دفاع از صورتوضعیت‌ به همراه سرپرست كارگاه یا نماینده فنی كارگاه و پیگیری وصول مطالبات پروژه و شركت از كارفرما.
17)ارائه به موقع گزارش مربوط به سود و زیان احتمالی پروژه و اعلام هشدارها و راهكارهای مناسب و به موقع به شركت و كارگاه به منظور حفظ منافع شركت و كارگاه.
18)انجام اقدامات و وظایف محوله از سوی معاون اجرایی شركت و یا مدیرعامل شركت.
نکته مهم: چنانچه در شرایط خاص، مدیر پروژه براساس دستور مستقیم مدیرعامل شركت اقدامی بنماید، مدیر پروژه موظف است قبل از انجام وظیفه یا كار محوله ، معاون اجرایی را مطلع نماید، این امر به منظور حفظ هماهنگی مدیران شركت ضروری خواهد بود.

#37 Hossein.Mirzaei

Hossein.Mirzaei

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 89 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟Tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    University of Tehran
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    OR
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    MSc.
  • سال ورود به دانشگاه:
    92

ارسالی چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۱ - ۱۶:۱۱:۱۱

سلام مباحث "نکات کلیدی در اجرای ساختمان" رو هم نمیزاشتی بازم کامل بود
چون باعث شد حجم مطالب زیاد بشه
ولی در کل خیلی ممنونم
  • کاربرر این پست را پسندیده است
خداوندا، پایدار از تو ایران ما!

#38 jamasb

jamasb

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 11 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    ازاد نراق
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنایع-تحلیل سیستم
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کرشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    85-89

ارسالی سه شنبه ۷ مرداد ۹۳ - ۱۴:۵۶:۱۷

همانطور که میدانیم بسیاری از مهندسانی که در قسمت کنترل و مدیریت پروژه فعالیت می کنند ،در کارهای ساختمانی یعنی کنترل پروژه های ساختمانی وارد می شوند.
ما صنایعی ها که ادعا داریم همه چیز رو بلدیم پس نباید جلو مهندسای عمران کم بیاریم(این قضیه رو بچه های کنترل پروژه که در مباحث ساختمانی کار کردن بیشتر درک میکنند)
پس این عزیزان که خود بنده هم جزو آن ها هستم باید اطلاعات نسبتا مناسبی در رابطه با مباحث عمرانی داشته باشند لذا در این تایپیک مباحث عمرانی که یک مهندس کنترل پروژه باید بداند را قرار خواهیم داد.البته با همکاری مهندسان عزیز عمران!!!!(داداش بنده)

کار بسیار ارزنده ای میکنید شما دوست عزیز ما منتظر ارائه فایل های شما هستیم



#39 amirfathi

amirfathi

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 27 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    azad
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل سیستم ها
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    88

ارسالی سه شنبه ۱۱ آذر ۹۳ - ۱۹:۰۶:۱۰

سلام جناب مهندس  به خاطر واژگان کاربردی ممنون





موضوعات مشابه Collapse



0 کاربر در حال خواندن این تاپیک است