پرش به


تصویر

مهندسی مدیریت پروژه


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
38 پاسخ برای این موضوع

#1 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی پنجشنبه ۶ مهر ۹۱ - ۰۱:۳۴:۴۷

همانطور که میدانیم بسیاری از مهندسانی که در قسمت کنترل و مدیریت پروژه فعالیت می کنند ،در کارهای ساختمانی یعنی کنترل پروژه های ساختمانی وارد می شوند.
ما صنایعی ها که ادعا داریم همه چیز رو بلدیم پس نباید جلو مهندسای عمران کم بیاریم(این قضیه رو بچه های کنترل پروژه که در مباحث ساختمانی کار کردن بیشتر درک میکنند)
پس این عزیزان که خود بنده هم جزو آن ها هستم باید اطلاعات نسبتا مناسبی در رابطه با مباحث عمرانی داشته باشند لذا در این تایپیک مباحث عمرانی که یک مهندس کنترل پروژه باید بداند را قرار خواهیم داد.البته با همکاری مهندسان عزیز عمران!!!!(داداش بنده)
  • mehr_dad2003, مهرداد ارومند, The Intouchables و 5 فرد دیگر این پست را پسندیده اند

#2 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی پنجشنبه ۶ مهر ۹۱ - ۰۱:۳۷:۳۹

گام نخست:
واژه ی اختصاصی عمران،ساخت واجرا
حتما اینا رو حداقل یکبار به گوشتون خورده باشه
ازبيلت : نقشه نهايي كار یا نقشه ساخت اصطلاحی در نقشه برداری. نقشه هایی که پس از اجرا از آنچه اجرا شده تهیه میگردد تا موقعیت مکانی المان ها و وضعیت موجود را نشان میدهد.
به ازبیلت ،نقشه های چون ساخت هم میکویند.
پلانهای جا نمایی است از آنچه اجرا میشود
1. اندود تخته ماله ای : از این اندود در نمای ساختمان و سقف و دیواره ی آبریزگاه مانند سقف حمام استفاده می شود .
2. آلوئك : لب پر شدن آجر به وسیله آهک گفته می شود.
3. نعل درگاه : چوب یا تیر آهنی که بالای در یا پنجره برای پوشش قرار می گیرد تا وزن ناشي ازديوار بالاي بازشو ( پنجره و در ) را تحمل كند .
4اشپيل : میله ای که از شکاف عبور می کند .
5. پکافته : دیواره پارتیشن مانندی که به دیوار اصلی وصل می شود.
6. رامکا : رامکا المانی هست ( از هر جنس ولی عمدتا بتنی ) که حین اجرای قسمتی از سازه ( مانند ادامه دیوار بتنی روی فونداسیون و یا محل نصب واتر استاپ ) اجرا میگردد تا ادامه کار امکان پذیر گردد.
7. سومه : محل تقاطع دومسير مستقيم است.
8. ترانشه : عموما به حفاری هایی که دارای طول نسبتا بیشتری از عمقشون هستن ترانشه گفته میشه. توضیح کاملش یعنی راس قوس ( عموما در راهسازیئ )و در علم زمین شناسی :*ترانشه* روشي است براي آشكار كردن روسوبات گسل خورده و كشف تاريخ فعاليت زلزله ها.
9. درز انبساط : برای جلوگیری از خرابیهای ناشی از انبساط و انقباض ساختمان بر اثر تغییر درجه حرارت محیط خارج یا جلوگیری از انتقال بار ساختمان قدیمی مجاور به ساختمانی كه جدید احداث می شود.
10. آسفالت سوخته : آسفالتي كه چسبندگي نداشته باشد.
11. مضرس کردن : دندانه دندانه كردن ، اره اي كردن .مضرس کردن بتن قبل از سخت شدن ، توسط فشار آب و جاروی سیمی انجام می گیرد.مضرس کردن بتن بعد از سخت شدن ، توسط فشار ماسه و اره کردن سطح بتن انجام می گیرد.
12. فينيشر دستگاه فينيشر بتن و آسفالت : اجرا كننده آسفالت يا بتن در ضخامت معين، در ساخت انواع كانال هم كاربرد دارد ، يكي از ماشين آلات عمرانيست.
13. کرم بندی : کرم بندی اصولا برای ایجاد یک ارتفاع یا ضخامت معین ( مثلا برای هدایت آب با شیب ثابت و یا اجرای سیمان کاری روی دیوار ) به کار می رود.
14. سبدي : میلگردهاي بافته شده كه برای بالا و پایین شناژ فونداسیون بكار مي رد.
15. پوتر : پوتر به تیر ( بتنی ) اطلاق می شود.

16. :Shop Drawing نقشه هاي Shop Drawing همان نقشه هاي اجرائي است اين نقشه ها جزئيات ساخت را نشان ميدهد شما نميتوانيد بر طبق نقشه هاي مشاور ساخت اسكلت را شروع كنيد به همين دليل شاپ تهيه ميشود كه اول متريال ليست را بدست آوريد.
17. گمانه زنی : با حفر چاه هايي ، اقدام به نمونه برداري از عمق خاك مي كنند.
18. كر گيري : وسيله اي جهت ايجاد سوراخ در بتن در هر قطر و ضخامت براي انواع مصارف ، جهت لوله كشي و كابل كشي و نمونه برداري از بتن.
19. مانشون : وسيله ایست جهت آببندي و رفع نشتي.
20. درز انقطاع : برای جلوگیری از خسارت و كاهش خرابی ناشی از ضزبه ساختمانهای مجاور به یكدیگرست.
21. جُوَک : نوعی اجر کاری زیگزاگست.
22. چاه كور: مشخص نبودن محل چاه در سطح زیر بنا و حوالی پی ها را گویند.
23. شتر گلو : زانوی مارپیچست.
24. شکر سنگ : سیلت ریزدانه ، نرمه سیمان.
25. سیمان واتر پروف : اگر به سیمان ، محلول های صابونی فلزی اضافه گردد بتن تهیه شده از این سیمان مقاومت بیشتری در مقابل نفود آب دارد.
26. ساروج : ملاتي است كه از مخلوط كردن آهك ، خاك رس دار و خاكستر بدست مي آيد .
27. آب چین : دوقاب ریزی آجرکارها با ملات ماسه و سیمان.
28. آچار F : وسیله ای به شکل f برای خم کردن میلگرد (محل كاربرد ، در آرماتوربندی)
29. منهول : دریچه بازدید فاضلاب. منهول يا همان حوضچه كه براي تغيير سايز يا محل بازديد يا حوضچه ارامش يا تغيير شيب و ..... استفاده ميشه البته دريچه بازديد هم مي تواند باشد .
30. تلورانس : به معنی تغییردرمشخصات فیزیکی مصالح ازقبیل ضخامت ابعادو.... است مثلابرای مشخصات سیمان زیادکاربرددارد. تلورانس يا همان رواداري در ايين نامه هاي داخلي - به معني محدوده يک كار.
31. جرز : دیوار یا پایه ضخیمی است که باربر باشد .
32. خرک : برای نگه داشتن میلگردهای فوقانی فونداسیون که خود با میلگرد درست می شود.
33. رومی: قوس نیم دایره بالای درگاه ست.
34. زمین زِِد : زمین سخت که مقاومت و فشردگی دانه ترکیبی آن در حد کمتر از زمین دج است .
35. دكوپاژ: در زمين هاي که در آن بوته و درختچه و علف باشد براي كندن آنها از دستگاههاي سنگين استفاده مي شود كه به اين كار دكو پاژ مي گویند.
36. تنگ افتادن : درگير شدن يا مهار شدن.
37. زیگزال : میلگردهای زیگزال بیشتر در زیر سازی گچ کاری، پوشاندن تیر آهن و آرماتورها، پوشاندن بتن سیمانی، کارهای ترمیمی و .... میباشد که در اکثر ساختمان های امروزی استفاده می شود.
38. نيوجرسي : نوعي جدا كننده بتني مي باشد كه در ارتفاع مختلف از قبيل يك يا دو متري ساخته مي شود كه در بزرگراه ها جهت جلوگيري از دور زدنها و خلاف رانندگان متخلف و جلوگيري از اتفاقات ناگوار و تصادفات و در بعضي موارد ورود و خروج و هدايت ترافيك و جلوگيري از نور چراغهاي روبرو ايجاد مي شود.
39. ردايلينگ: نوعی قیر پاشی سطح راههای شنی اطلاق می گردد که بمنظور تحکیم و تثبیت سطح شنی راه و نیز غبار نشانی بکار برده می شود راههای شنی که به این روش قیر پاشی می شوند پس از مدتی سطح شنی آنها مبدل به یک سطح پایدار گردیده که در برابر نفوذ آب مقاوم می باشد قیرهای مورد مصرف آن عبارتند از ۷۰-mc و ۲۵۰-mc و ۷۰-sc و ۲۵۰-sc
40. پریمکت : اندود نفوذي به منظور آماده نمودن سطح راه شني جهت بخش قشر آسفالت آنجام مي گردد قير پريمكت كه در سطح راه شني پخش مي گردد در داخل خلل و فرج آن نفوذ نموده و علاوه بر تحكيم سطح راه شني سبب تسهيل چسبندگي قشر آسفالت به بدنه راه مي گردد.
41. آجر نبشی : اجر که در نبش دیوار به کار می رود.
42. بالشتک : لایه یا دال بتنی ، که مستقیماً روی زمین ریخته شده باشد و به صورت پی یا مانند آن عمل کند.
43. پدستال : ستونک های کوچک بتنی که عموماً برای نصب کف ستون و روی پی اجرا میشوند.
44. درناژ : درناژ یا زهکشی،فرآیند خارج كردن آب سطحی اضافی و مدیریت سفره آب زیرزمینی كم عمق از طریق نگه داشت و دفع آب و مدیریت آب برای رسیدن به منافع دلخواه اقتصادی و اجتماعی است.
45. بلوكاژ : مراحل کف سازیست. به منظور جلوگیری از نفوذ رطوبت زمین به کف ساختمان‌ها، از بلوکاژ یا ماکادم استفاده می‌شود که عبارت است از لاشه سنگ و قلوه سنگ که بدون ملات به ضخامت ۲۵ تا ۴۰ سانتی متر در زیر کف سازی ریخته می‌شود. و معمولاً قیرگونی دیوار از میان دیوار عبور نموده و به داخل بلوکاژ ختم می‌شود.
46. تراورس : قطعات بتنی (قبلاً چوبی) برای انتقال بار ریل به روسازی راه آهن ست.
47. زهکشی : جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.
48. توری فنسی : کلاف بندی مشبک از مفتول های ۲ و ۳ میلیمتری نرم که در حصارکشی بین وادار پروفیل به کار می رود.
49. سپتیک تانگ : مخزن سرپوشیده ای که به منظور جمع آوری آبهای زائد ساخته می شود .
50. دیوارهای 3D پنل : دیوار 3D پانل ، دیواری غیر باربر است.از جنس یونولیت و مفتول ، عایق سرما ، گرما ، رطوبت و بسیار سبک است. بر روی دو طرف دیوار می توان از بتن یا گچ استفاده نمود
51. کاربند کردن : بستن رج ها.
52. دیوار حائل : دیوار واسطه باربر.
53. مشت بازو بسته : علامت شل و سفت كردن بتن است
54. نیزه : محل اتصال دو کمان قوس.
55. کونال سازی : تخت کردن شانه های کار
56. وادار : تیرک عمودی
57. ری کردن ماسه : افزایش حجم ظاهری ماسه
58. پاچلاقی : ترکیبی از دروپنجره که قسمت در آن تا پایین باز شود و بقیه آن بصورت پنجره باقی می ماند.
59. بالشتک : آجر یا قطعه بتنی که زیر سر تیر آهن با مصالح پوششی دیگر قرار می دهند.
60. پالانه:آجر کاری که مانند فرش آجر بعد از ساختن سقف انجام می شود.
61. تیر شاخص : تیر عمودی وسط خرپا.
62. اورلپ : هم پوشانی یا روی هم افتادگی (در مواقعی که به هر علتی مصالح بایستی روی هم قرار گرفته و وصله شود.) میبایست حداقل 25 تا 45 سانتیمتر به هم وصل شوند.
63. گروت : ملاتی بدون انقباض و با انبساط كنترل شده مى باشد كه جهت تقويت پى ها و فونداسيونهاى ماشين آلات و ساختمانهاى بلند كه احتياج به تحمل بارهاى فوق العاده سنگين دارند به كار مى رود.گروت بر پايه سيمان و سيليس دانه بندى شده مخصوص و با استفاده از مواد افزودنى مختلف جهت بهينه نمودن خصوصيات آن مانند سياليت، انبساط و مقاومت شيميايى توليد گرديده است.گروت - به راحتى منبسط شده و انبساط آن تا اشغال كليه درزها و شكافهاى خالى ادامه مى يابد. اين ملات داراى پيوستگى و همگنى بسيار زياد بوده و بدون نياز به افزودن آب اضافى به آن داراى سيـاليت بالا مى باشد و به سرعت به استحكام اوليه بالا مى رسد.موارد مصرف:سازه هاى پيش ساخته بتنى مانند ديوار، ستون و تير، اتصال بولتها به فونداسيون، صفحه ستون، فونداسيون ماشين آلات، ريلهاى جرثقیل، پايه پلها.
64. لیسه ای کردن : سطح بتن را آنقدر با ماله می کشند که صاف و یک دست شود.
65. ملات باتارد(ملات حرامزاده!!): ملات باتارد مخلوطی از ماسه ، آهک ، سیمان و آب است.
66. . براي اندازه گيري عمليات خاکي در متره و برآورد از واحد متر مکعب استفاده مي
شود.
67. آجر خطائي ، آجري است که در اندازهاي 5×25×25 سانتيمتر در ساختمانهاي قديمي براي فرش کف حياط و غيره بکار مي رفت
68. چنانچه لازم باشد در امتداد ديواري با ارتفاع زياد که در حال ساختن آن هستيم
بعدا ديوار ديگري ساخته شود بايد لاريز انجام دهيم.
69. هرگاه ابتدا و انتهاي يک ديوار در طول ديوار ديگري بهم متصل شود ، به آن ديوار
در تلاقي گفته مي شود
70. در ساختمانهاي مسکوني (بدون زيرزمين)روي پي را معمولا بين 30 تا 50 سانتي متر از
سطح زمين بالاتر مي سازند که نام اين ديوار کرسي چيني است.
71. قوس دسته سبدي داراي زيبايي خاصي بوده و در کارهاي معماري سنتي استفاده مي شود.
72. حداقل ارتفاع سرگير در پله 2 متر مي باشد.
73. ويژگيهاي سقف چوبي :الف)قبلا عمل کلافکشي روي ديوار انجام مي گيرد ب)عمل تراز
کردن سقف در کلاف گذاري انجام مي شود ج)فاصله دو تير از 50 سانتيمتر تجاوز نمي کند
د)تيرها حتي الامکان هم قطر هستند.
74. گچ بلانشه کندگير بوده ولي داراي مقاومت زياد مانند سيمان سفيد است.
75. به سيمان سفيد رنگ معدني اکسيد کرم اضافه مي کنند تا سيمان سبز به دست آيد.
76. سنگ جگري رنگ که سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد در سنندج و خرم آباد
فراوان است.
77. دستگاه کمپکتور ، دستگاهي است که فقط سطوح را ويبره مي کند ، زير کار را آماده
و سطح را زير سازي مي کند.
78. عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي
گيرد.
79. زماني که خاک (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن کمتر از يک کيلوگرم بر
سانتيمتر مربع باشد از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.
80. قطر دايره بتن خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتن ، حدود 30 تا 35
سانتيمتر مي باشد.
81. حدود درجه حرارت ذوب شدن خاک آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.
82. نام آجري که از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود
83. . نام ديوارهاي جداکننده و تقسيم ، پارتيشن نام دارد.
84. زمين غير قابل تراکم هوموسي ناميده مي شود.
85. عمق پي هاي خارجي يک ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.
86. نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.
87. سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.
88. اکسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با کلينگر سيمان سفيد آسياب مي کنند
89. ناودانی : نوعی پروفیل که عمده مصرف آن در ساخت بادبند ، پل ها و ... استفاده می شود.
90. میلگرد : نوعی پروفیل با مقطع گرد و به صورت ساده و آجدار در کارهای بتنی مسلح و مهارها بکار می رود.
91. تسمه : با مقاطع مربع ، مستطیل و برای ساخت درها ، حفاظ ها و وصله ها در ساختمان بکار میشود.
92. چوب : که در قدیم برای نعل درگاه و ساخت درب و پنجره و حالا برای ساخت درها و ساخت قالب استفاده می شود .
93. تخته فلزی : در کارهای آرایشی بنا ، ساخت در ، مبل و صندوقه بتن بکار می رود .
94. پارکت : فرآیندی از چوب که برای فرش کف ساختمان استفاده می شود .
95. شیشه : برای عبور نور و جلوگیری از هدر رفتن انرژی از ماده ای سیلیسی استفاده می شود .
96. شیشه ایمنی: نوعی شیشه با حداقل ضخامت 13 میلیمتر که هنگام شکستن خرد نمی شود .
97. بتانه : نوعی خمیر که عمده استفاده آن در شیشه است.
98. قیر : نوعی فرآورده نفتی که در عایق بندی ساختمان استفاده می شود .
99. اندود کاه گل : نوعی ملات برای عایق بندی که عمده مصرف آن در مناطق گرمسیر است .
100. سیمنت تایل : نوعی موزاییک که ملات آن با دقت ساخته شده و ویبره می شود .
101. رابیتس : نوعی توری به منظور نگه دارنده اندود در مقاطع با سطح نچسب و صیقلی است.
102. بتن سبک : نوعی بتن که در آن پودر آلومینیم و پوکه اضافه شده به منظور عایق صوتی غیر سازه ای استفاده می شود.
103. سیپورکس: آجرهای گچی که برای ساختن دیوار جداکننده یا سقف سبک بکار میرود.
104. پانل گچی : ملات گچ پیش ساخته برای جداسازی و عایق صوتی حرارتی استفاده می شود .
105. بتن الیافی : مخلوط بتن معمولی به اضافه الیاف فولادی که به طور یکنواخت در بتن پخش و باعث افزایش مقاومت فشاری بتن در نوع خود شده و در جاده سازی و محوطه سازی استفاده می شود .
106. عایق پتویی : عایقی از پشم سنگ ، پشم شیشه و چوب پنبه در ضخامت 100 میلیمتر برای عایق حرارتی استفاده می شود .
107. بتن مگر (نظافت): بتنی برای هم سطح کردن و تمیز کردن کف پی استفاده می شود عیار آن 150 کیلوگرم است
108. .شفته آهک : ملاتی از آهک ، خاک و دانه های سنگی و آب در پی ها و کف سازی اولیه استفاده می شود .
109. چتایی : نوعی گونی که در عایق بندی به همراه قیر استفاده می شود .
110. ایزوگام : ورق های قیر اندود که با لایه هایی از پشم شیشه یا الیاف مصنوعی همراه است .
111. بارسنگ : مقدار بیرون زدگی سطح نمای سنگ را نسبت به بر آن بار سنگ گویند .
112. گابیون : دیوارهای که به صورت سنگی اجرا می شوند دور آنها را با تورهایی مهار می کنند تا مقاومت و یکنواختی بیشتری داشته باشد .
113. آجر سفال : خاک رس در قالب هایی سوراخ دار با حرارت در کوره برای جداکننده ساخته می شود .
114. گچ بتونه صنعتی : برای اتصال صفحات گچی پیش ساخته استفاده می شود .
115. پوتر بتنی : نعل درگاه بتنی همراه با میلگرد به شکل معینی ساخته می شود .
116. اُتکا : میلگردی که جهت تحمل نیروی برشی استفاده می شود .
117. چارچوب : قابی که در به آن لولا و برروی آن بسته و باز می شود .
118. آستانه : پایین چارچوب که در بالاتر از کف قرار میگرد.
119. شمشه : قوطی های چهارضلعی که پشت آن بوسیله گچ پر می شود .
120. رامپ : قدیمی ترین و ساده ترین وسیله ارتباطی دو سطح غیر تراز .
121. آسانسور : وسیله ارتباطی بین طبقات در ساختمان های بلند که بوسیله موتور حرکت می کند .
122. سرگیر : محلی در ورودی پارکینگ به ارتفاع حداکثر 150سانتیمتر.
123. کف پله : سطح فوقانی پله یعنی جایی که پا قرار میگیرد .
124. پیشانی پله : قطعه ای عمودی که میان دو کف پله متوالی قرار دارد .
125. گونه پله : سطح بغل پله را گونه می نامند .
126. عرض پله : فاصله بین گونه های پله را عرض پله می گویند .
127. پاگرد : محلی است که شخص پس از پیمودن یک ردیف پله بر آن قدم می گذارد.
128. دست انداز پله : نرده ای که برای جلوگیری از سقوط و خطرات ناشی از آن استفاده می شود .
129. لب پله : پیش آمدگی کف پله از پیشانی لب پله نام دارد .
130. خط مسیر پله : خط نشان دهنده مسیر پله را خط مسیر پله گویند.
131. شمشیری پله : تیرآهن زیر پله را شمشیری گویند .
132. پله فرار : پله ای که خارج از ساختمان تعبیه میشود ، تا هنگام بروز خطر از آن استفاده شود .
133. سقف : پوششی است برای جلوگیری از نفوذ عوامل طبیعی به داخل ساختمان
134. پاکار : محل قرارگیری سقف روی دیوار در طاق ضربی را پاکار گویند .
135. طاق ضربی : اجرای سقف بین دو تیرآهن و قرار دادن آجر با ضربه روی ملات گچ خاک .
136. آبخور : فرو بردن آجر در آب به منظور گرفتن گرد و خاک آن.
137. کرم بندی : با ملات های مختلف نوارهایی به عرض cm10 در یک راستا به فاصله معین ایجاد می کنند که به آن کرم گویند .
138. خرپا : مجموعه ای از میله های مستقیم که به طور مفصلی به هم متصل شده و شبکه های مثلثی را به وجود می آورند .
139. ایرانیت : ورق های موج داری از جنس سیمان که متداول ترین پوشش سقف کارخانجات و انبارها است .
140. کرپی : وسیله اتصال ورق های موجدار (ایرانیت) به لاپه ها را کرپی گویند .
141. سقف کاذب : به پوشش غیرباربر که زیر سقف اصلی قرار دارد .
142. شمع بندی (تنگ بستن): میله چوبی یا فلزی است که بر بدنه گود یا دیوار ساختمان مجاور قرار داده می شود به منظور جلوگیری از ریزش دیوارها یا خاک های بدنه به داخل گود می شود .
143. پی: مجموعه بخش هایی از سازه و خاک در تماس با آن که انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن انجام می پذیرد.
144. ریشه در کرسی چینی : عرض کرسی از هر طرفِ دیوار باربر ، بین 5 تا 10 سانتیمتر بیشتر در نظر گرفته می شود تا توزیع وزن دیوار ، در سطح بزرگتری از پی انجام شود .
145. یک رگی کردن : چیدن اولین رج دیوارها که این رج عامل تعیین کننده سایر رج های دیوار می باشد .
146. دیوار باربر : دیواری در ساختمان که وظیفه انتقال بار سقف را دارد .
147. دیوار غیر باربر : دیواری که به منظور جداسازی فضا ها استفاده می شود .
148. پیوند : به انواع آرایش های شناخته شده ی آجرچینی دیوارها اطلاق می شود .
149. پیوند کله راسته : به آجرچینی که یک در میان بصورت کله و راسته چیده می شود .
150. سنگ قلوه :سنگ هایی که در رود خانه غلتیده اند و گوشه های تیز آنها صاف شده است .
151. سنگ لاشه :سنگ هایی که به صورت نا منظم و گوشه دار وجود دارند .
152. سنگ قواره : اگر گوشه های تیز سنگ لاشه را با پتک یا چکش بگیرند سنگ قواره بدست می آید .
153. سنگ بادبر (مالن): سنگی شکل گرفته ای است که تقریبا بصورت مکعب مستطیل تراش خورده است .
154. لاشه چینی : سنگ کوهی را با پتک قواره میکنند و به صورت کله و راسته روی هم قرار می دهند .
155. سنگ چینی مختلط سنگ و ملات : مانند لاشه چینی است با این تفاوت که بین سنگ ها است .
156. سیپورکس : ملاتی را با آهک ، ماسه ، تهیه می کنند و آنرا در قالب می ریزند و قطعه بدست آمده را در بخار آب تحت فشار در می آورند تا مقاوم شود قطعه بدست آمده سیپورکس نام دارد.
157. ساندویچ پانل : از دو لایه فلز یا فایبرگلاس که بین آنها فوم پلی اورتان تزریق می کنند و به آنها ساندویچ پانل گویند.
158. شانه قوس :محلی که قوس در اثر بار زیاد ترک بر می دارد شانه قوس گویند .
159. پاکار : محل شروع قوس از ستون یا دیوار را پاکار گویند.
160. شِکرگاه (شکن گاه): فاصله بین پاکار و شانه را شِکرگاه گویند.
161. تیزه : محل برخورد دو نیمه قوس را تیزه گویند .
162. آوارگاه : فاصله بین شانه تا محلی که طاق بر اثر بار زیاد فرو میریزد .
163. کلاهه : فاصله بین تیزه تا محل تمام شدن آوارگاه را کلاهه گویند .
164. آرگ (آرک): قوس تزئینی به منظور جداسازی دو فضا از یکدیگر .
165. پله : معمول ترین وسیله ارتباطی بین دو سطح با اختلاف مختلف (در ساختمان) را پله گویند .
166. غوری گل : گل سفت لگد مال شده را غوری گل گویند .
167. دورچینی سقف : دور تا دور سقف دو رج دیوار چینی انجام می شود که اصطلاحا دو رگه نیز می گویند .
168. شیب بندی بام : برای هدایت آب به ناودان شیبی ایجاد میگردد به این عمل شیب بندی گویند . .
169. میله چاه : استوانه ای که اندازه قطر آن حدود 90 سانتی متر است و به منظور رسیدن به قسمت آبکش حفر می شود.
170. انباره چاه : به فضایی که در قسمت پایین میله کنده شده به منظور جمع آوری فضولات انباره گویند .
171. فاضلاب : مخلوط رقیقی از انواع آبهای دور ریختنی به همراه مواد زائد را فاضلاب گویند . .
172. اِگو : مجراهایی برای انتقال فاضلاب خانگی و صنعتی به تسویه خانه را سیستم اِگو می گویند .
173. موزائیک : نوعی پوشش از جنس بتن یا ملات ماسه سیمان برای کف سازی استفاده می شود .
174. پوکه معدنی : سنگی است متخلخل با وزن مخصوص کمتر از یک
175. پوکه صنعتی : پوکه صنعتی را از ذوب کردن خاک رس و تغییر حالت آن بدست می آورد .
176. دریچه بازدید:دریچه ای برای دیدن اتصالات در کانال ها.
177. دودکش:مجرایی برای هدایت گازهای حاصل از سوخت بخاری به خارج از ساختمان.
178. هواکش:مجرایی برای هدایت بوهای نا مطبوع.
179. قرنیز: سنگی است که در پای دیوارهای داخلی ساختمان یا کف پنجره ها قرار می گیرد .
180. ازاره: سنگی است که در پای دیوارهای خارجی ساختمان بکار می رود .
181. داربست : برای ادامه کار در قسمت بالا نیاز بوسیله ای است که در زیر پا قرار گیردکه داربست نام دارد .
182. خرک: وسیله ای که با خاموت ساخته می شود و در زیر آرموتور در کف قالب قرار می گیرد تا بتن زیر آرموتور برود .
183. ریسمان کار : وسیله ای که برای در یک راستا قرار دادن دیوار قرار می گیرد .
184. آجر نیمه(چارک):نصف آجر را چارک گویند.
185. آجر سر زده:آجری که یک چهارم آن کم شده باشد.
186. آجرکم زده:آجری که یک پنجم آن کم شده باشد.
187. آجر کلوک:به یک هشتم از آجر کلوک گفته میشود.
188. پوسته:خورده آجرهایی که به ضخامت 7میلی متر تا تا 5/2 سانتی متر باشد.
189. شمشه ملات:وسیله ای است برای هموار کشیدن ملات.
190. هشت گیر لا ریز و لابند دیوار: برای ادامه دادن دیوار در آینده دیوار را به طوری می چینند که در آینده دیوار با قسمت جدید کلاف باشد.
191. دستک:همان ستون آجر است که معمولا30*30یا40*40ساخته میشود.
192. جرز:به ستون آجری که بعد از اتمام کار آجر کاری کنار دیوار به اندازه 50 سانتی متر ساخته میشود.
193. زنبه:وسیله ای است داری دو دسته که در قدیم برای حمل ملات استفاده میشده.
194. زنجاب کردن:برای تمیز کردن آجر ها از گرد و غبار و چسبندگی بهتر به ملات آب روی آجر میریزند.
195. هره:اگر آجر را به پهلو در کنار هم بگذاریم هره نامیده میشود.
196. نبش: محل اتصال دیوار که بصورت 90 درجه باشد.
197. آجر گری :آجری که از خاک رس پخته شده در کوره و به اندازه 5*10*20 ساخته میشود و دیوار حمال به کار میرود.
198. کُرُم دلیل:کرمی که در گوشه ای برای مبنا در شیب بندی قرار میدهیم.
199. دستوره فرش:موزاییک هایی که برای مبنا قرار دادن فرش دور فضا تعبیه میشود.
200. رج:به هر ردیف آجر در راستای افقی یک رج گویند.
201. سیتکا:میلگردهاییکه در آرماتور بندی جهت جلوگیری از نیروی کششی تعبیه میشود.
202. شناژ: بتن مسلح به صورت عمودی یا افقی اجرا میشود که باعث یکپارچگی ساختمان میشود.
203. ستون :عضو عمودی که بارهای ساختمانی را به پی و زمین منتقل میکند.
204. یوغ:وسیله چوبی که چهار ضلع دارد و دور قالب ستون جهت نگهداری قالب عمل میکند.
205. دکفراژ:باز کردن قالب ها را دکفراژ گویند.
206. میلگرد انتظار:میلگردی که به اندازه 50 تا80 سانتی متر از پی بیرون می آید.
207. دال:سقفی بتنی با ضخامت 10 سانتی متر است.
208. دیوار حایل:دیواری است که به منظور پایداری در مقابل فشار جانبی خاک به کار میرود.
209. راهرو:وسیله ای ارتباطی بین ورودی و خروجی ساختمان است.
210. سازه:مجموعه ای از اعضای مثل پی و ستون و... که برای انتقال نیروهای گوناگون به زمین منتقل میکند.
211. توجیه نقشه:منطبق کردن شمال جغرافیایی نقشه با شمال جغرافیایی محل.
212. بولت: وسیله ای است که اتصال بین صفحه کف ستون با بتن را انجام میدهد.
213. قید موازی:قطعه فلزی که از تسمه 9میلی متر برای وصله دو IPE بکار میرود.
214. شاه تیر:عضو های فلزی افقی اصلی.
215. تیر لانه زنبوری:تیر آهن هایی که از وسط جان به شکل ضلعی یا لانه زنوری جهت مقابله با خیز تیر بکار میرود.
  • sh202, farzaneh.stn, The Intouchables و 3 فرد دیگر این پست را پسندیده اند

#3 EHSANTAHERI

EHSANTAHERI

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 1 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    دانشگاه ازاد كرج
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته - گرایش
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    ليسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    86

ارسالی پنجشنبه ۶ مهر ۹۱ - ۱۹:۵۷:۲۲

دم شما گرم خیلی مفید بود.شاید1/4 این مطالبو من تو 4 ماه بودن تو پروژه یاد گرفتم.پروژه ما ساخت مخازن سقف شناور،منم خلاصه ای از پروژه رو تا 2 روز دیگه میزارم تو سایت بجه ها استفاده کنن،اگه مطلبی در مورد متره براورد هم دارید بزارید ممنون میشم
  • The Intouchables و amirfathi این پست را پسندیده است

#4 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی شنبه ۸ مهر ۹۱ - ۰۰:۱۴:۵۰

دم شما گرم خیلی مفید بود.شاید1/4 این مطالبو من تو 4 ماه بودن تو پروژه یاد گرفتم.پروژه ما ساخت مخازن سقف شناور،منم خلاصه ای از پروژه رو تا 2 روز دیگه میزارم تو سایت بجه ها استفاده کنن،اگه مطلبی در مورد متره براورد هم دارید بزارید ممنون میشم

سلام دوست عزیز ممنون از لطفتون
متره هم خواهم گذاشت
شما هم پروژه را بذارید ممنون میشیم

#5 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی شنبه ۸ مهر ۹۱ - ۰۲:۵۷:۰۰

ادامه واژگان:
216. نشیمن تیر:معمولا از نبشی در ارتفاع مختلف نشیمن هایی برای اتصال تیر به ستون به کار میرود.
217. لچکر:ورقهای ذوزنقه ای شکل که برای اتصال تیر و ستون دور نبشی نشیمن به کار میرود.
218. بالکن:به پیش آمدگی سقف از دیوار اصلی را بالکن یا کنسور گویند.
219. بادبند:عضوی که در ساختمان های فلزی جهت مقابله با نیروی جانبی به شکل ضربدری یا 7 و8 یا... تعبیه میشود.
220. ورق روسری:ورق فلزی که در اتصال خر پا روی تیر قرار میگیرد.
221. جوشکاری:وسیله اتصال آهن آلات با حرارت دادن فلزات را جوشکاری گویند.
222. جوش گوشه:جوشی که در گوشه یا زاویه90 درجه انجام میشود.
223. بندی:خرده آجر به ضخامت یک بند انگشت را بندی گویند.
224. پولی: خرده آجر به ضخامت یک سکه که در طاق ضربی به کار می رود.
225. تیشه : وسیله ای است برای تخریب های سبک در ساختمان .

226. کمچه گرد : برای پهن کردن ملات روی دیوار برای آجرکاری و فرش کف
227. کمچه چهار گوش : وسیله ای برای سیمان کاری و پلاستر .
228. پلاستر : اندود ملات ماسه سیمان به ضخامت 3 سانتیمتر .
229. نرمه کشی : لایه نازک از ملات ماسه سیمان یا پودر سنگ و سیمان به ضخامت 5 میلی متر .
230. تگری : اندود ملات ماسه سیمان با استفاده از دستگاه مخصوص .
231. بندکشی : پر کردن درز بین کاشی ، آجر و ... با استفاده از ملات .
232. شلنگ تراز : وسیله برای در راستا قرار دادن دو نقطه با فاصله نسبتا زیاد .
233. تخته ماله : وسیله ای برای پهن کردن ملات با ظرافت کم .
234. فرغون : وسیله ای برای حمل مصالح .
235. آبچک : مقدار بیرون زدگی یا شیار برای ریزش آب .
236. دوطاقه : سقف کاذبی که معمولا در فاصله 60 سانتی از سقف اصلی زده می شود .
237. داکت : فضای برای عبور لوله های تاسیساتی
238. خرپشته : اتاقک بالای پله .
239. جان پناه : دور چینی اطراف پشت بام به ارتفاع 60 سانتیمتر .
240. کانال کولر : مسیر برای هدایت کولر .
241. زیر بنا : فضایی که سقف دارد .
242. سیم گچ : مخلوطی از ملات گچ و سیمان . .
243. مسنی : ارتفاع طبقه همکف از کف کوچه با خیابان .
244. ستون فلزی : تیرآهنی برای انتقال بار سقف طبقات بالا به فنداسیون .
245. رگلاژ سطح : آب پاشی و پوشیدن خاک روی سطح .
246. میلگرد یکسر گونیا : میلگردی که یک سر آن زاویه 90 درجه است .
247. رکابی : میلگردی که آنرا به شکل U در آورده اند .
248. قلاب : برای مهار کردن دو میلگرد .
249. رامکا : بتنی است که برای نگه داشتن قالب ها می ریزند .
250. قالب بنایی : قالبی برای کارهای کوچک ساخته شده از آجر و گل .
251. چاله آسانسور : چاله ای برای قرارگیری کابین آسانسور به ارتفاع 5/1 متر پایین تر از کف ساختمان .
252. تفنگ هیلتی : وسیله ای برای پرچ در ساختمان کاربرد دارد ، با فشنگ مخصوص .
230 اسپیسر : قطعات پلاستیکی یا بتنی برای جلوگیری از چسبیدن میلگرد به قالب .
231 چاه جذبی : چاهی برای دفع فاضلاب سطحی .
232 چاه ارت : بعد از کندن و قرار دادن میله مسی بعنوان انتقال دهنده برق .
233 گَوَل : برای جلوگیری از ریزش انباره چاه درون آن تعبیه می شود .
234 بستر جذبی : آب فاضلاب غیر مفید را به آب مفید تبدیل کرده برای مصرف غیر آشامیدنی .
235 بیس پلیت : صفحه ستون برای قرارگیری ستون بر روی فنداسیون .
236 دستک : عضوی در ساختمان فلزی برای تحمل نیروی پیش آمدگی ها .
237 فارسی بُر : برش بصورت 45 درجه .
238 بار زنده:به بار در حال جریان در ساختمان بار زنده گویند .
239 بار مرده : بار ساختمان و اشیاء ثابت در ساختمان گویند .
240 سیفون : وسیله ای برای جلوگیری از ورود بو داخل ساختمان .
241 ورق آکوستیک : ورقی برای عایق بندی صدا در ساختمان .
242 تاسیسات مکانیکی : عملیات لوله کشی آبی ، گازی و فاضلاب در ساختمان .
243 تراس : فضایی به عرض حداکثر 5/1 متر در فضای بیرونی ساختمان .
242 چینه : دیواری که با ملات گل رس بصورت لایه ای اجرا می شود .
245 دالان : فضای ورودی ساختمانهای قدیمی .
246 صفه : قسمت پذیرایی ساختمان های قدیمی .
247 کنجی : اتاق قسمت انتهای ساختمانهای قدیمی که معمولا ارتفاع آن حداکثر 2 متر است .
248 ساباط : محله ای از کوچه عبور که دارای سقف باشد .
249 هرزاب : محل جمع آوری آب های سطحی در کوچه .
250 منار : بناهای استونه ای شکل به ارتفاع حداقل 20 متر .
251 جزوَل : جوی گلی که آبهای قنوات بر روی سطح زمین در آن عبور می کند .
252 گُنبد : اطاقکی چهار ضلعی با سقف هلال .
253 خاکریز : تجمعی از خاک بمنظور جلوگیری از ورود سیل .
254 شیشه خور : قسمتی از درب که شیشه در آن قرار می گیرد .
255 شومینه : وسیله ای تزیینی برای گرم کردن ساختمان .
256 توفال : تخته ی باریک و نازکی که به زیر تیرهای سقف باربر کوبیده می شود .
257 آستر: اجرای لایه زیرین با یکی از ملات ها.
258 رویه: اجرای لایه ای روی لایه آستر با ملات.
259 پُله: محلی که در زیر دیوار آب از آن عبور می کند.
260 پشته: همان انباری چاه جذبی.
261 یخچال گلی: سازه ای مخروطی شکل که داخل آن گود است در قدیم به جای یخچال استفاده می شده.
262 تقه: سکوی در جلو خانه های قدیمی.
263 روشویی: محلی که دست و صورت را می شو ییم.
264 بادگیر: سازه ای چهار ضلعی که ارتفاع آن از بالا ترین قسمت ساختمان بیشتر و جهت خنک کردن ساختمان های قدیمی تعبیه می شده.
265 صحن: همان حیاط خانه است.
266 نور گیر: محلی که برای تامین نور مورد نیاز در ساختمان تعبیه می شود.
267 گونه دودکش : به دیوار های طرفین دودکش که آنرا از فضای خارج جدا می سازد .
268 کاشی: پوششی برای نمای خارجی یا داخلی در ساختمان که مقاومت کمی در برابر سایش دارد .
269 سنگ پلاک : سنگ برش خورده ای با سطح صیقلی که در نما استفاده می شود .
270 اندود لیسه ای : از این اندود برای زیرسازی عایق های رطوبتی مانند قیر گونی و بدنه حوض استفاده می شود .
271 اندود شسته : در نمای ساختمان مصرف می شود و بسته به مواد مصرفی رنگ های متنوع و زیبایی به ساختمان می دهد
272 اندود موزائیکی : سنگ موزائیک نمره بندی شده را از هر رنگ که لازم باشد به هم به نسبت دلخواه مخلوط می کنند .
273 اندود تگرگی : روکاری تگرگی را می توان با سنگ ریز و درشت نماسازی کرد .
274 اندود اشکی : مصالح اجرای این اندود پودر و خاک سنگ و سیمان سفید یا سیمان رنگی است که با آب مخلوط کرده و ملات نرمی بدست می آید .
275 داربست فلزی : برای دسترسی به ارتفاعات استفاده می شود .
276 اسکوپ : بست فلزی برای نگه داشتن سنگ پلاک
277 آجررسی : از سیلیکات های آلومینیم به شکل مکعب که در قطعات نازک برای تیغه استفاده می شود
278 آجر لعابی : برای زیبایی و جلوگیری از نفوذ مواد شیمیایی به داخل آجرها
279 گچ گپتون : گچی که مخصوص سطوح بتنی و درزگیری استفاده می شود
280 ورق پای ستون : در قسمت انتهای ستون باید برای تقویت پایه از ورقی به طول حداقل برابر با عرض استفاده کرد .
281 وصله ستون : در نقطه اتصال دو ستون به یکدیگر برای افزایش مقاومت در محل اتصال با ورقی آنرا وصله می کنند .
282 تیر ورق :تیر هایی هستند که از ورق هایی که جداگانه به هم جوش شده تشکیل می شود .
283 وصله چهار ورقی : برای وصله کردن دو تیر و مقاوم سازی آن از دو وصله در جان و دو وصله در بال استفاده می شود
284 . سوله : به قاب فلزی شیب داری گویند که در پوشش دهانه های بزرگ کاربرد دارد .
285 پرچ : نوعی اتصال سرد در اسکلت فولادی .
286 اتصال ساده در جوشکاری : دو پروفیل را با فاصله اندکی ازهم قرار می دهند و بین آنرا جوش می دهند .
287 اتصال جناقی در جوشکاری : از هر پروفیل یک طرف را پخ زده و بین آنها را با جوش پر می کنند .
288 اتصال جناقی دو طرفه در جوشکاری : دو طرف هر پروفیل را پخ می زنند و آنرا پر می کنند .
289 جوش شیاری : برای متصل کردن قطعاتی است که در روی یک سطح و در امتداد هم قرار گرفته اند .
290 جوش گوشه : جوشی که در گوشه ها استفاده می شود .
291 جوش کام و انگشتانه : این نوع جوش برای تقویت مقاومت برشی در اتصال صفحات روی هم به کار می رود .
292 دانه بندی سنگدانه : توزیع دانه ها از نظر ابعاد را دانه بندی گویند .
293 الک : وسیله ای برای دانه بندی سنگدانه ها .
294 اسلامپ : آزمایشی است که بر روی بتن تازه به منظور تعیین کارایی آن انجام می دهند .
295 سیمان سرباره ای : از آسیاب مخلوطی از کلینکر پرتلند و سرباره کوره ذوب آهن ساخته می شود .
296 ضدیخ بتن : ماده ای شیمیایی است که وقتی به بتن اضافه میشود دمای انجماد بتن را پایین می آورد .
297 کلینکر : آهک و خاک رس را در کوره ای دوار تحت حرارت 1100 درجه سانتیگراد قرار می دهند کلیکنر بدست می آید
298 ذرات خاک ریز معمولا باید ریز تر از 0.002 میلمتر باشد.
299 اندازه دانه های شن بین 2 تا 30 میلمتر می باشد.
300 حداقل و حداکثر زمان گیرش گچ 4 تا 10 دقیقه می باشد.
301 خاک رس در گیرش با ملات گچ و خاک نقش کند کننده دارد.
302 نسبت حجم سیمان به ماسه در کارهای بنایی 1 به 6 تا 1 به 8 می باشد.
303 ملات باتارد معمولا با مصالح سنگی مورد استفاده قرار میگیرد.
304 حداکثر میزان جذب آب آجر برابر 30 درصد وزن آجر می باشد .
305 حداکثر میزان جذب آب بلوک سفالی 20 درصد وزن آجر می باشد.
306 در st37 عدد 37 نشان دهنده حداقل مقاومت نهایی در آزمایش کشش استاندارد می باشد.
307 آسفالت رویه (توپکا ) باید حداقل 3 سانتیمتر روی آسفالت بیندر را بپوشاند .
308 میلگرد گذاری لوله های بتون مسلح باید در عرض و طول قرار گیرد.
309 حداکثر حجم مواد رنگ کننده در آجرهای سیمانی رنگی 10% می باشد .
310 برای اندازه گیری عملیات خاكی در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده می شود.
311 آجر خطائی : آجری است كه در اندازهای 5×25×25 سانتیمتر در ساختمانهای قدیمی برای فرش كف حیاط و غیره بكار می رفت .
312 چنانچه لازم باشد در امتداد دیواری با ارتفاع زیاد كه در حال ساختن آن هستیم بعدا دیوار دیگری ساخته شودباید لاریز انجام دهیم . لاریز یعنی ادامه بعدی دیوار بصورت پله پله اتمام پذیرد.
313 قوس دسته سبدی دارای زیبایی خاصی بوده و در كارهای معماری سنتی استفاده می شود.
314 گچ بلانشه كندگیر بوده ولی دارای مقاومت زیاد مانند سیمان سفید است.
315 عمل نصب صفحات فلزی (بیس پلیتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ریزی صورت می گیرد. و به اصطلاح این عمل را هواگیری گویند که به بتون گروت اضافه می کنند .
316 حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه می باشد.
317 کف پله حداقل 30 سانتیمتر و طول پله حداقل 100 سانتیمتر و ارتفاع پله استاندارد 17 سانتیمتر می باشد .
318 نام دیگر لوله های سیاه بدون درز مانسمان نام دارد. که بدون درز در لوله کشی گاز کاربرد دارد .
320 حاقل درجه حرارت برای بتن ریزی 10 درجه می باشد.
321 ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك باید بین 1 تا 2 سانتیمتر باشد.
322 چنانچه گودبرداری از سطح زمین همسایه پائین تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر می باشد.
323 در پی كنی های كم عمق در زمین های ماسه ای حدود زاویه شیب 30 تا 37 درصد می باشد.
324 برای ایجاد مقاومت مناسب در طاق ضربی حداقل خیز قوس باید 3 سانتیمتر باشد. و دو بندها باید با دوغاب گچ پر شوند .
325 از اسكریپر برای خاكبرداری ، حمل ، تخلیه و پخش مواد خاكی استفاده می گردد.
326 اتصال ستون به فونداسیون به وسیله ستكا انجام می گیرد.
327 آب بندی : جلوگیری از نفوذ آب یا رطوبت
328 آب بندی : دوغاب ریزی بر سطح رجها
329 آب بند : عایق نفوذ نا پذیر
330 آب چین : دوقاب ریزی اجرکارها با ملات ماسه و سیمان یا مانند ان
331. آجر نره : آجرهایی که طول یا عرض عمودی و افقی پهلوی یکدیگر قرار گیرند.
332 . آسفالت : شن و ماسه و قیر پخته شده
333. آویز :در سقف تیرچه بلوک
334 . آهن گُم : آهن سقف که روی آنها با آجر پوشانده اند.
335 . اسپر : جرزهای طرفین یک تاقی یا قوس بالای در
336 الاستیسیته : کشسانی ، لم
337. اسکوپ : میخ سر کج
338 اسکوپ: میخ دو سر یا سه سر
339. افت : نشست
340. اکسپوزه : فرم ، نمایش ، حالت
341. ایزولاسیون : عایق ، آب بندی
342. ایزوله : عایق
343. بند آجر : قطعه آجری که فاصله دو اجر را در سقف پُر می کند.
344. بند کلوکی : قطعه اجری است به اندازه کلوک
345. پاتاق : شروع تاق از روی پایه با دیوار
346. پاره اجر : قطعات مختلف آجر یا آجرهای شکسته
347. پاسنگ : پاخوری پای در یا دیوار
348. پاکار : محل شروع قوس
349. پخ : گوشه از اخر را فارسی بُر کردن یا در زاویه دیوارها ماهیچه بکاربردن
350. پشت بغل : لچکی بالای قوس
351. پشت بند : قطعات که پشت تخته های قاب میخ می کنند.
352. پلیت : ورق
353. پمپ کردن : با فشار حرکت دادن
354. پوست ساپ : سمباده
355. پوسته : روکشی است که روی آجر کاری ها یا در جاهای مختلف ساختمان بکار می رود.
356. پیستوله : دستگاه پاشنده مواد
357. تاج قوس : بالای قوس
358. تاریک کردن : اجر کاری سقف را به اتمام رساندن
359. تخته شدن : به انتها رساندن دیوار ، پایان دیوار چینی
360. تخماق : کوبه سنگین
361. تماسه :وسیله اجرای دیوار کله راسته
362 توپی : شی کروی پلاستیکی
363. تیغه : دیوارهای جدا کننده
364. جان گچ گرفته شده : عدم خوردگی گچ
365. چاهک : چاهی به ارتفاع ۱٫۵ الی ۲٫۵ متر
366 چرخ چاه : وسیله چوبی و یا فلزی که به چرخش درون خزانه در پایه چرخ چاه و یا بلبرینگ سبب جابجایی مصالح به درون چاه و یا خارج آن می شود.
367. چهار دنگ : ۳/۴ آجر چهار گوش
368. الحاق : وصل
369. خاک شوره : خاکهای نمکی
370. خط کردن : نشان کردن
371. خمش : ممان ، سینه کردن
372. خیز : ارتفاع قوس
373. درپوش : قسمتی از روی دیوار آجری با دیوارهای دیگر می سازند.
374. دلیل گذاری : رج استاد ، رج اصولی
375. دوپوش : گنبدی که با یک سقف اضافه پوشش شده باشد.
376. دول:سطل بنایی
377. رایزر : کانال عمودی
378. رج بنا : ردیف های آجر کاری
379. روکار : نمای ساختمان
380. زیره : دانه های خشن
381. زیگزاگ : حرکت کنگره ای ( چپ و راست)
382. سر سفت : نسبت به خط قائم جلوتر باشد
383. سرگرداندن : سرو ته کردن
384. سروا افتاده : نسبت به خط قائم عقب تر باشد
385. سِله : پیش آمده
386. سنجاقی : میلگرد های برش گیر فنداسیون
387. سنگ دانه : سنگ های ریز
388. سیسپول تانک : مخزن بزرگ فاضلاب ( مایع)
389. سیلت : لای
390. سیلر : رنگ ثابت کننده
391. سیم آرماتور بندی : سیم با قطر ۱٫۵
392. سیمان سنگ شده : پودر سیمان فشرده
393. شاقولی : قائم بودن
394. شتر گلو : زانوی مارپیچ
395. شلاق زدن : با ضرب عمل کردن
396. شمع بندی : مهار سقف و دیوار ( درهنگام استفاده از قالب )
397. شوره شدن : فرسوده شدن
398. غوطه ای : آغشته کامل ، شناور
399. فتیله : گلوله گِل
400. فلنج چدنی : مخزن مخروط ناقص
401. فنجانی : پوشش کروی شیاردار
402. قوز : برجسته
403. کر گیری یا مغزه گیری: برای تعیین مقاومت فشاری بتن اجرا شده استفاده می شود.
404. کرمو : سوراخ سوراخ شدن
405. کش : تیر حمال زیر خرپا
406. کف سوز : گچ را با کف دست روی کار کشیدن
407. کف کش : با دست مالیدن
408. کمپرس هوا : ایجاد خلاء
409. کمچه، ماله، تیشه :ابزار ادوات بنا
410. کیلر : رنگ براق کننده
411. گچ کشته : گچ بی جان (گچی که هیچ وقت سخت نمی شود و تا قبل از خشک شدن حالت پلاستیسیته خود را از دست نمی دهد.
412. الگو : شابلن ، قالب
413. لت دادن : هم زدن یکنواخت
414. لز : کش آوردن ، قوام داشتن
415. لقمه : تکه ، قطعه
416. لوله خرطومی : لوله های پلاستیکی برای عبور کابل و سیم
417. لیکت کردن : چله کردن پی در پی
418. مجوف : توخالی
419. ناخشک : لبه آجر یا خشت
420. نازل : کلاهک سوراخ داری که بر دستگاه پیستوله نصب می شود و مواد از آن عبور می کند و بر سطح کار می نشیند.
421. نخاله آجر : خرده آجر ، زائده مصالح
422. نفس کش : تهویه
423. ورز دادن : مالش دادن ، پنجه کردن
424. آباره: پل آّب رسان، مجرايي كه آب را از جايی به جايی دیگر منتقل مي كند. اين اصطلاح معمولا در مورد مجراهاي مصنوعي به كار مي رود كه معمولا آب را به شهر ها مي رسانند.
425. آب پخشان: محل تقسيم آب قنات و چشمه. مثل سيستم آب پخشان در چشمه ي فين كاشان
426. آبرو: مجرايي كه در آن آب به طور طبيعي جريان داشته و دریا، دریاچه، كوير، باتلاق و مانند آن روان باشد.
427. آبزن: واني جهت شستشو.
428. آبساب:آجر تراش داده شده ای که با آجر دیگر در آب ساییده شده باشد.
429. آبساب كردن: عمل صيقل زدن سطح خشت بدون لعاب براي از بين بردن خلل و فرج و ناهمواري ها
430. آب شيب: جوي و راه آب در اطراف بام هاي منحني كه براي انتقال آب قرار مي دهند.
431. آبكند: جايي كه به واسطه ي آب و سيل كنده و چاله شده باشد.
432. آبگردان: عنصر مارپيچ براي نشان دادن حركت آب نهرها در باغها.
433. آبمال: بر عکس آبساب است وکیفیت این نوع خشت به مراتب بهتر از آبساب است ولب پر نمیشود این نوع خشت در دوره آذری متداول شد ودر دوره رازی و اصفهانی به دلیل سرعت کار آبسال متداول شد.
434. آتريم: فضاي باز در بطن بنا كه به آن void نيز مي گويند.
435. آتشبر: ديوار مانع يا هر عضو ساختماني ديگري كه مانع سرايت حريق شود.
436. آجر پیشبر: آجری که قبل از پخت به صورت دلخواه شکلداده می شود.
437. آجر جوش: آجر بسيار پخته و ناصاف و تيره رنگ كه از ته كوره به دست آمده و بيشتر در پي ساختمان به كار مي رود.
438. آجر مهري: آجر كوچك منقوش
439. آخوره: جمع آوري و كپه كردن خاك و آب بستن به آنها.
440. آدوربند: آلاچيق يا اتاقي كه در بيابان با چوب و خار بيباني برپا مي كنند.
441. آذرگاه: آتشكده، محل بر افروختن آتش
442. آر: واحد سطح، برابر يك دكامتر مربع يا صد متر مربع
443. آرسن بازار: بازارهاي روباز كه در كنار دروازه ي اصلي شهر قرار داشته اند.
444. آژند :ملاتي خمیری است که فاصله میان مصالح را پر کرده و قطعات مختلف را به هم می چسباند.
445. آستانه: درگاه، پيشگاه، كرياس، قسمتي از خانه كه در آغاز ورود ديده شود. قدمگاه ورودي، قسمت پيشين اتاق به در، بخشي از چارچوب كه در پايين چارچوب قرار دارد و ممكن است از جنس هاي مختلفي مثل سنگ يا چوب ساخته شود. تير افقي كف ارسي، بارگاه بزرگان و شاهان، پله اي كه در دامنه يا بلندي ساخته باشند.
446. آسمانه: سقف
447. آشخانه: مطبخ و آشپزخانه
448. آشكوب: اشكوبه، آسمانه و سقف خانه، طبقه، مرتبه، هر كدام از طبقات و سقف هاي ساختمان
449. آفتاب شكن:تابش وند، ديوار هايي كه بين پنجره هاي سه دري و پنج دري مي ساختند.
450. آفتاب كور: بخش رو به غرب ساختمان.
451. آلاچيق: آلاچق، خانه ي چوبي و سايباني كه در باغ درست مي كنند. سراپرده و سايباني كه معمولا از دو يا چهار ستون تشكيل شده و بر فراز آن، گياهان و يا پارچه ي ضخيمي كشيده مي شود. كلبه اي كه از تعدادي تيرك درست مي شود.
452. آوار: توده اي سطحي از شن و ماسه و خاك رس كه از محل اصلي خود رانده شده و در محل ديگري انباشته شده است.
453. آوگون: در گنبدهاي دو پوسته ي گسسته، نار بيرون زدگي پوسته ي دوم را مي گويند. قوس سرنگون شده يا وارونه، انحناي پاي گنبد كه به طرف داخل متمايل مي شود. نقطه ي عطف گنبد.
454. آهك سياه: ملات ساروج ,ملات مخلوط شده از آهك شكفته و خاكستر ولوئي گياهي آبرا آهك سياه ميگويند كه بجاي ملات سيماني در منابع استفاده مي شود.
455. آهك شكفته: آهك آب خورده
456. .آهك مرده: آهك شكفته، آهك آب ديده.
457. آهنگ: نام ديگر مقرنس.
458. آهون: پوسته ي داخلي گنبد در گنبد هاي دو پوش، پوشش زيرين گنبد.
459. آهيانه: به معني جمجمه. در گنبد هاي دو پوسته، پوشش زيرين را مي گويند كه به كدنبه نيز مصطلح مي باشد.
460. ابرو: عنصر تزييني سردر و پنجره، ابرونما.
461. ابلق: آجري كه بر اساس حرارت زياد دو رنگ شده و از استحكام زيادي برخوردار است.
462. ابليز: خاكي كه از مخلوط شن، رس، گل و لاي و خاك هاي گياهي به وجود آمده است.
463. اپدنه: گنبد خانه و عمارت اصلي.
464. اخدر: حوضچه، حوض حمام.
465. .اُرُسي: پنجره هايي كه در دو طرف چهارچوبداراي ناوهستند و از بالا به پايين و بالعكس حركت مي كنند. اين پنجره ها معمولا آلت سازي دارند و شيشه هاي رنگين در آن ها به كار مي رود.
466. اَرَش: واحد اندازه گيري در نظام قديم ايراني، اندازه از نوك انگشت تا آرنج، برابر 6 گره (حدود 40 سانتي متر)
467. ازاره: بخشي از پايين ديوار است كه معمولا آمودي از سنگ و كاشي دارد, دور پائين هر ساختمان چه در داخل وچه در خارج تا يك متري ازاره ناميده مي شود .
468. ازاره ستون: قسمتي از پايين ستون كه از جنس سنگ بوده و براي حفظ ابزار ستون به كار مي رود.
469. اَزَج-ازغ :به معنی شاخه هایانگور یا بیاره خربزه که شکلی کج است,در معماری پوشش منحنی(یا سغ)راگویند.
470. اَژه: آهك
471. اژيو: از انواع قوس هاي تيزه دار
472. اسپَرلوس: خلوت، آپارتمان خصوصي ، محلي آراد براي كار.
473. استامپي: از انواع شيوه هاي تزييني، طرح هاي تزييني كه قبل از خشك شدن قالب ها، اندود گچ يا بندهاي آجر بر آن ها حك مي شود.
474. اَستوك: خميري است از گچ و محلول سريشم. اين خمير در نماسازي ساختمان استفاده شده و بتونه ي گچي نيز ناميده مي شود.
475. اسكنج: نوعي گوشه سازي در گنبد، كه از تقاطع دو تاق مورب تشكيل مي شود.
476. اسليمي: به طور عام در مورد نقوش گياهي در هم بافتهيا طوماري به كار مي رود. يكي از نقش مايه هاي شاخص در هنر اسلامي است. تركيب نقوش گل و بوته ي پيچ در پيچ. اين طرح ها خاصيت تزئيني بي مانند و ريشه اي ايراني دارندو بيشتر در حجاري، گچبري و منبت كاري ديده مي شوند (اين طرح ها به غلط به آراسبك«عراسبك» شهرت يافته است). نامي است كه در مورد نقوش شبيه پيچك هاي درخت مو در نماي ساختمان استفاده مي گردد.
477. اصفهاني: جهت گيري ساختمان هايي در امتداد شمال غربي، جنوب شرقي.
479. مكتب اصفهان: شيوه ي معماري مربوط به قرن دهم تا سيزدهم هجري قمري كه عمدتا شامل شيوه ي معماري صفوي، زندي و قاجاري است.
480. افراز: ارتفاع، بلندي.
پایان
تایپش چقدر سخت بود،حسابی اذیت شدم
درصددم که اگر خدا بخواد فایل اکسلش رو هم برای دوستانی که توی محیط کارگاهی هستن و نیاز دارن تهیه کنم.
ان شالله که مفید باشه
  • The Intouchables, بچه خوب(م.ر.بهرام چوبین), safa iz و 1 فرد دیگر این پست را پسندیده اند

#6 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی يكشنبه ۹ مهر ۹۱ - ۱۵:۴۷:۴۲

حال که با واژگان عمرانی آشنا شدید به سایر قسمت ها می پردازیم

روش اجرای طرح ساختمان وپيمان
گود برداری وتنگ گذاری
در این قسمت مراحل اجرای سازه های فلزی و بتنی رو بررسی می کنیم(1)
که در 8 فصل به این مبحث می پردازیم.
دوستان هر قسمت رو بطور دقیق مطالعه کنند.
در مراحل که در فوق ذکر شد برای انجام اين موارد يک سری ظوابط خاصی نيز بايد مدنظر گرفته شود که عبارتند از:
1ـ طرح در چهار چوب فنی باشد
2ـ اقتصادی بودن طرح
3ـ از لحاظ زيست محيطی مورد توجه باشد
4ـ زيبايی طرح
5ـ اثرهای اجتماعی و سياسی
رعايت اين ضوابط در اين و عملکرد آتی بنا و عمر مفيد آن مؤ ثر ميباشد،اما بيشترين اثر مربوط به مرحله اجرا و نظارت ميباشد به طوری که تجربه نشان مي دهد که اکثر کاستی ها وعمر مفيد بنا ها درگير همين مرحله اجراو نظارت می باشد. دراين پروژه به طور خلاصه اجرای سازه بتنی می باشدموردبررسی قرارمی گيرد.تضمين کيفيت ازطرف اجراکننده در روند ساختن بناها و به جای مفهوم کنترل کيفيت توسط دستگاه نظارت که در عمل بخش عمده وظايف دستگاه اجرا و دستگاه نظارت مي باشد که در هم ادغام است .در واقع دستگاه بر حسب وظيفه ای که دارد سعی می کند طرحی که اجرای آن به اوسپرده میشود بر مبنای نقشه ها وبا رعايت مشخصات طرح بسازد که مسئوليت او به اجرای کار طبق نقشه هاو مشخصات درزمانی مشخص ومعمولا با هزينه ای معين محدود می شود.اجراکننده درچهار چوب مسئوليت خود به مديريت زمان مديريت برنامه و سرمايه می پردازد و مديريت کيفيت را بدون اينکه به تأمين کيفيت مطلوب بی توجه باشد به دستگاه نظارت واگذار می کند و دستگاه نظارت درستی انطباق کار با نقشه ها و مشخصات فنی فارغ از چگونگی تهيه طرح و بدون وارد شدن در جزئيات انتخاب روش اجراي کيفيت مصالح وکار انجام شود رادرچهارچوب مدارک اجرائی طرح ،کنترل و مشخصات فنی و برنامه زمانبندی اجرا را پی گيری می کند و اجازه داده تا کار ادامه دهد و در اين روش کار دستگاه اجراکننده و دستگاه نظارت همزمان نمی باشد و رفت و آمدهای متعددی را بين دو دستگاه بوجود مي آورد و مدت اجرای طرح را افزايش می دهد.اما به منظور بهره برداری سريع از کاربري های مجموعه در حال ساخت و صرفه جويی وقت با مديريت زمان سرمايه، کيفيت به صورت مشترک توسط دستگاه اجرا کننده و دستگاه نظارت صورت مي گيرد .

فصل اول

روش اجرای طرح ساختمان وپيمان:
برای اجرای يک طرح ساختمانی معمولا عوامل متعددی دست به دست يکديگر داده وبا مشارکت و همکاری تک به تک آنها که وابسته و ملزوم يکديگر هستند باعث می شوند که ابنيه ساختمانی به مرحله اجرا درآيد از جمله ميتوان به مشارکت صاحبکار،کار فرما،مجری طرح، ناظر ، پيمانکاران جزء ، سازندگان مصالح و لوازم و فروشندگان آنها ، توليد کنندگان، فروشندگان و اجاره دهندگان تجهيزات ونيروی انسانی، نهادهای مديريت شهری وادارات دولتی را شامل می شود.
مشخصات کارگاهها :
کارگاه ساختمانی اصولا به محلی اطلاق می شود که عمليات بنائی و ساخت لوازم و نيم رخهای مورد نياز به کار برده می شود ودر کارگاه با وسايل وابزار ومصالح گوناگونی سر کار دارند. برنامه ريزی کارگاهی بايد طوری باشد که هنگام کار يا تخليه مصالح مزاحمتی برای همسايگان و سايرين ايجاد نشود و از کارهای پرسر و صدا در شب خودداری شود. ( در صورتی که کارگاه در شهر باشد ).
در کارگاه پيمانکار موظف است وسايل فوق را متناسب با نوع کار فراهم نموده و به وسيله مسئولان فنی خود صحت عملکرد وسايل حفاظتی را مرتبا مورد بررسی قرار گيرد.
چند مورد از موارد ايمنی درکارگاه عبارت است از:
1ـ پوشيدن چکمه های لاستيکی ودرصورت نيازچکمه های ضدضربه.
2ـ داشتن کلاه ايمنی برای کارگران و مهندسانی که درطبقه هاي تحتانی کار ميکنند.
3ـ داشتن لباس مناسب درحين کار.
4ـ ايمنی بودن پرتگاههای ساختمان مثلا نسبت به نرده در اطراف راه پله وجلوی آسانسور طبقات.
5ـ ايمني های لازم برای داربست های ساختمان.
6ـ داشتن دستکشهای ايمنی حرارتی و ضد برقی برای جوشکاران.
7ـ ايمنی از مسير های اطراف در صورت تردد افراد و يا ماشين که احتمالا در معرض پر تاب مصالح هستند از قبيل نصب سقفهای حفاظتی .
8ـ ايمنی درهنگام خاکبرداری .
9ـ ايمنی دربه کاربردن وسايل الکتريکی مخصوصا دستگاههای با برق فشار قوی.
ـ اصول اجرای يک ساختمان بتنی:
اجرای موفقيت آميز ساختمانهای بتن آرمه ،علاوه بر شناخت در مورد عمليات خاکی،گود برداری،پی کنی ،حفاظت ديوارهای گود و سايرفعاليت های اجرائی که جنبه عمومی دارند مستلزم شناخت درباره عوامل مؤثر اجرای سازه های بتن که عبارتنداز:
1 ـ آرماتور 2 ـ قالب 3 ـ بتن 4 ـ مواد تشکيل دهنده بتن
5 ـ اختلاط 6 ـ بتن ريزی 7 ـ باز کردن قالب 8 ـ عمل آوردن بتن
و موارد زير در ساخت نيز اهميت زيادی دارد :
ـ مواد و مصالح تشکيل دهنده بتن، شامل سيمان، آب، مصالح سنگی و مشخصات آنها و روشهای کنترل اين مشخصات .
ـ مواد ثانوی شامل مواد افزودنی و مواد فرعی و چگونگی کاربرد موفقيت آميز آنها.
ـ منابع موادتشکيل دهنده بتن ونحوه تهيه يا تدارک،حمل به کارگاه، تحويل گرفتن و کنترل کيفيت،باراندازی وانبارکردن آنهادرشرايط مطلوب.
ـ تعيين نسبتهای اختلاط موادمتشکله بتن به منظوردستيابی به بتنی با مشخصات مورد نظر ، چگونگی برداشت واختلاط مواد ،مطابق نسبتهای تعيين شده.
ـ مقررات مربوط به حمل ريختن جادادن ومتراکم کردن بتن تازه وعمل آوردن آن.
ـ مشخصات مورد انتظار از بتن تازه و بتن گرفته و سخت شده و روش های کنترل اين مشخصات .
ـ مصالح مختلف قالب و چگونگی تدارک وبه کاربردن آنها در شرایط مختلف.
ـ مشخصات انواع ميلگردهاآرماتورو چگونگی کنترل اين مشخصات.
ـ تدارک ميلگردهای مورد نياز،حمل آنها به کارگاه،نحوه کنترل کيفيت ، تحويل گرفتن و انبار کردن ميلگرد ها در شرايط مناسب.
ـ مقررات مربوط به بريدن ،شکل دادن ومصرف ميلگرد در کارگاه.
ـ سازمان دادن کارگاه به منظور تأمين گردش کار مطلوب به نحوی که فعاليتهای مختلف تداخل پيدا نکندوانجام فعاليتي باعث توقف فعاليتی ديگرنشود.
ـ برنامه ريزی کردن کارگاه وزمانبندی کردن مراحل کار به دليل عدم برخوردبا فصل زمستان ويا يخبندان برای انجام مراحل بتن ريزی.
با دارا بودن شناخت کافی در زمينه های فوق،اجرا کنند قادر خواهد بود عمليات اجرائی طرح مورد نظر را متناسب با حجم و گسترده، عمليات به عملهای اصلی و جزء عملها تقسیم کرده، برنامه زمان بندی اجرا را به نحو مطلوب تدوين کار را طبق برنامه و با رعايت مشخصات مورد نظراجرا نمايد .
پس مي توان به روشنی ديد که در هر حال، اجرا بايد با رعايت ضابطه در حداقل زمان ، حداقل انرژي ، حداقل هزينه به حداكثر نتيجه عملاً ممکن خواهد شد.
- زمين کارگاه (محل احداث) :
زمين کارگاه يکی از مهمترين قسمتهای ساختمان است که درهنگام تخريب و يا ساخت بايد ابعاد مجاز را زير نظر داشت. سازه ای که در طرح شهرداری(طرح توسعه)قرارداشته باشدارزش ملاتی از نظر قيمت ساخت ندارد وچه بسا با اشتباه ساختن سازه درحريم غیرمجاز شهرداری باعث بروز مشکلات فراوان ازجمله گرفتن پايان کار می باشد.
البته در زمينهائی که درشهرکها ساخته می شود نيز رعايت جا نمائی بلوک ها از اهميت خاصی برخوردار است . هميشه در شروع ساخت بايد متراژ زمين يا متراژ خيابان ويابر موجودتوجه خاص کردواگر هرکدام مشکل ابعاد داشت بايد قبل از شروع ساخت با ادارات زيربط در جريان بود .در صورت نداشتن مشکل متراژ ميتوان از روشهای مختلف برای برداشت ويا تحويل زمين اقدام کرد.
1- اگر اطراف محل احداث سازه های مشخصی از جمله خيابان ياخانه نوساز وجود نداشت بايد از عوامل شهرداری در تحويل زمين کمک گرفت وآنها با استفاده از دوربين نقشه برداری و با رعايت موقعيت جغرافيايی زمين اقدام به بررسی مي نمايند که روش کار به شرح زير می باشد :
دوربين رادر امتداد ديوار نزديکترين واحد مسکونی يا محور خيابان قرارداده وزاويه افقی را نسبت به آن صفر- صفر کرده وبا توجه به نقشه وفاصله دراين امتدادبه وسيله مترکشی1 نقطه از ساختمان را مشخص کرده وحال با چرخاندن زاويه افقی دوربين به 90 درجه در اين امتدادبه وسيله متر کشی نقطه ديگری از زمين را مشخص کرده و چوب يا ميخ کوبی میکنيم. برای پيدا کردن نقطه چهارم دوربين را در يکی از نقاط ديگر که قبلا مشخص شده قرارداده به طوريکه زاويه صفرــصفر آن روی نقطه ديگر مشخص شده باشد ، زاويه دوربين را 90 درجه چرخانده و نقطه نامعلوم نيز دراين امتداد می باشد که با مترکشی اين نقطه نيز مشخص می شود.در شهرک اين کار به کمک نقاط ارتفاعی معلوم (بنچ مارک) که توسط کارفرما ومشاور تهيه ودر اختيار شر کت ها ودستگاه نظارت قرار می گيرد انجام می شود .
2- در اطراف محل احداث ساختمان وجود دارد و ساختمان ازسمت گذر آزاد است در حالت اولويت تعيين زمين با حريم گذر است ودر صورت کم بودن متراژ با متراژ موجود درسند زمين ميتوان آن را با مسئولان شهرداری واداره ثبت املاک واسناد در جريان گذاشت و در صورت تخلف ساخت ساختمانهای مجاور بايد خسارت آنرا پرداخت کرده و جزء سند مالکيت زمين مجاور قرار ميگيردبه هر حال دراين روش اولويت با حريم گذراست . مي توان اين حالت رادر شکل زير بررسی کرد:
پس از مشخص کردن ابعاد وحدود محل احداث ساختمان ميتوان شروع به پاکسازی محل از جمله تخريب يا خاکبرداری کرد.امّا بهتراست که قبل از شروع کار اطراف محل کار رابا ديوارهای کاذب به صورت کامل مجزا کرد که در شهرک اين کار به کمک تور های سيمی (فنس) انجام می شود، تا بتوان کنترل افراد و وسايل ورودی و خروجی ويا ماشينهای مجاز به ورود به کارگاه راکنترل کردواز ورود افراد متفرقه به گارگاه جلوگيری کرد.هرگاه بايد در جلوی درب ورودی اطلاعات کامل از نظر نوع کاربری وشرکت ويا شخص سازنده (پيمانکار) و يا شرکت ويا شخص سفارش دهنده (کارفرما)مشخص شود تادر يافتن آدرس توسط افراد متفرقه وپيمانکاران درگير راحت تر شود .
پی:
پی در ساختمان وظايف مهمی را ايفا می کند از آن جمله دو مورد آن عبارت است از :
1- محافظت پايه ساختمان در مقابل عوامل جوی.
2-انتقال نيروی وارده از ستون يا ديوارها به زمين.
اشکال و انواع پی در ساختمان ها متفاوت می باشد و تماماً بستگی به نوع سازه، تعداد طبقات ، بارهای وارده ، نوع زمين و عوامل مهم ديگری دارد. از انواع پي ها به اين موارد اشاره نمود:
پي های منفرد، پی های نواری ، پی های مرکب ، پی های گسترده و ..........
در اغلب ساختمان های معمولی چند طبقه در صورتی که مسله خاصی از نظر نوع زمين وجود نداشته باشد و ابعاد پی ها زياد بزرگ نباشد، از پی های منفرد و شناژهای ارتباطی استفاده می شود . پی های تکی وظيفه اصلی انتقال بار وارده و احتمالاً لنگر از ستون به زمين را دارند و شناژ ها که به کلاف نيز ناميده می شوند و وظيفه آنها اتباط پی ها با هم برای جلوگيری از نشستهای غير يکسان و مقابله با نيروهای جانبی را دارند .
شناژ ها به شکل تيرهای بتنی با مقطع مستطيلی و با ميلگرد ساخته می شود و با رعايت نکات اجرايی که در ادامه توضيح داده خواهد شد، با پی ها کاملاً متصل شده و يکپارچگی سازه را تامين می نمايد .
که در اين پروژه از پی های نواري و شناژ های ارتباطی استفاده گرديده است. برای اجرای پي ها و شناژهای ارتباطی اين پروژه خاک برداری انجام شده است و تمام پی های آنها در يک سطح قرار دارند.
به اين ترتيب که بعد از خاک برداری بوسيله يک نقشه بردار حرفه ای محل پی ها و شناژ ها کاملاً مشخص شده و با گچ روی آن محل ها را مشخص می کنند که بعد از آن بتن مگر و مراحل بعدی انجام می شود.
پی (شالوده):
پی يکی از مهمترين قسمتهای ساختمانهای فلزی و بتنی می باشد زيرا اصل و اساس يک ساختمان را تشکيل می دهد و نيز حد فاصل بين زمين و ساختمان است و نيروهايی که از ستون به آنها می رسد را پخش کرده و به زمين وارد می کند ابعاد پی بستگی به مقدار وزنی که بنا وارد می کند و تعداد پی و محاسبات مهندس محاسب دارد و اين ابعاد در نقشه های اجرايی و پی و پی کنی مشخص می گردد.
انواع پی :
پی را می توان بطور کلی به سه دسته تقسيم کرد:
1-پی نواری
2- پی منفرد
3- پی شمعی
پی های گسترده:
ساده ترين و معمولترين انواع پی ها، پی های گسترده اند . نوع پی معمولاً شامل تابعی از مصالحی بشکل مزبع ويا مربع مستطيل است که وظيفه انتقال و توزيع بارهای وارده از ساختمان به زمين را بعهده دارد سطح پی بايد به اندازه ای باشد که فشار وارده به زمين بستر پی از مقاومت مجاز زمين تجاوز ننمايد.
وضعيت مطلوب پی موقعی است که بشکل مربع ساخته شده و ستون درست در مرکز آن قرار داشته باشد . رعايت اين وضعيت مطلوب به شرايط خاص که ممکن است داشته باشد پيوسته ميسر نيست .
پی های منفرد:
به پی هايی که بصورت مجزا و مستقل بار وارده از ستون و يا ديوار را تحمل کرده و به زمين منتقل سازد ، گفته می شود . پی های منفرد به 3 نوع پی ساده ، پی منفرد پله ای و پی منفرد شيبدار تقسيم می شوند و علت اصلی اجرای پی های پله ای وشيبدار بخاطر صرفه جويی در بتن ريزی است.
پی های نواری:
پی های نواری به پی هايی اطلاق می شود که طول پی نسبت به پهنای آن زياد باشد . اينگونه پی ها ، بار وارده را در جهت طول پخش کرده وبه خاک می دهند . پی های نواری را هنگامی می سازندکه زير يک رديف ستون يا زير يک نوار و يا زير ستون و ديوار تواماً قرار گرفته باشد.
فصل دوم :

گود برداری وتنگ گذاری:
بعد از مشخص شدن موقعيت زمين قسمتی از زمين را که عمليات ساخت وساز در آن انجام شود را توسط رنگ ويا گچ آن را مشخص کرده وميزان گود برداری را با استفاده از نقشه های استراکچر ومعماری کمک می گيريم.
ميزان گود برداری باتوجه به اينکه درنقشه ذکر شده است ولی ميزان گود برداری به پارمتر های بسيار مهمی بستگی دارداز جمله:
1ـ خاک محل : با توجه به ميزان بار بری ومقاومت فشاری وبرشی خاک که بايد در آزمايشگاه خاک نتايج آن بدست آيد ثبت شود و همچنين خصوصيات شيميايی و فيزيکی خاک محل نيز بايد مشخص گردد.مثلاميزان ناخالصي ها مثل وجودآهک درخاک و همچنين بالا بودن ميزان سولفاتها وکلريدها و املاح و...در خاک در ميزان باربری خاک تاثير ميگذارد . در صورت وجود بيش از مقدار مجاز سولفاتها ونمکها در خاک محل بايد بر قسمتهای بتنی سازه که در معرض قرار گيری خاک وآبهای زير زمينی قراردارند از سيمانهای ضد سولفات استفاده می کنيم.
2ـ ميزان آبهای زيرزمينی وسفره های آب زير زمينی: به علت وجود نداشتن سفره های زير زمينی در اين منطقه وپايين بودن سطح آب زير زمينی مشکلی از اين لحاظ نخواهيم داشت چون می تواند در ميزان باربری تاثير بگذاردو تاثيری در ضريب اطمينان ما نمی گذارد و ميتوان به ميزان دلخواه گود برداری کرد.
3ـ ميزان عمق پی: هرچه عمق بزرگتر باشد حجم گود برداری نيز زياد ترخواهد شد.
4ـ شرايط آب و هوايی: يکی از پارامترهايی که در عمق گودبرداری مؤثر است عمق يخبندان ميباشدکه در مناطق گرمسير به علت گرم بودن هوا می توان گودبرداری را کمتر انجام داد و همچنين در آب و هوای سرد به علت يخ زدن بايد ارتفاع گودبرداری را زيادتر نمود .
برای جلوگيری از عدم ريزش خاکهای اطراف زمين کار که در زير پی و ساختمانهای مجاور قرار دارد بايد در هنگام خاکبرداری با ماشينهای مکانيکی وخاکبرداری با فاصله مجاز از اطراف ساختمانها وديوارها وپی های مجاورانجام گيردمعمولا با توجه به نوع زمين و نوع ساختمانهاي اطراف به فاصله 0.5m ويا 3m انجام گيرد.
پس از انجام خاکبرداری با ماشينهای مکانيکی در محدوده مجاز بايد در اطراف ساختمان در جاهايی که ساختمان ويا ديوار قرار دارد بايد تنگ گزاری شود که در عكسهاي قبل قابل مشاهده است بايد به صورت زير عمل نمود:
1ـ مشخص نمودن جاهايی در کف خاک ساختمان که احتمال عبورفنداسيون وجود ندارد.
2ـ قراردادن تير آهن وتير چوبی به صورت عمودی بر ديوار همسايه برجاهای حساس و جاهايی که احتمال ريزش در پی دارد .
3ـ قرار دادن تير آهنهايی با زوايايی 30 تا 40 درجه و قرار دادن در کف محل خاکبرداری شده در محدوده غير کاری و محکم کردن جای پای تير آهن مورب.
موارد زير مي تواند در بهتر عمل کردن تنگ گزاری ها مؤثر باشد:
1ـ گود کردن جای پای تير آهن مورب و قرار دادن اجسام خارجی از جمله سنگ چوب و اجر در محل پشت تير آهن به دليل فرو رفتن در خاک.
2ـ پر کردن فضاهای خالی بين تير چوبی ويا آهنی حايل ديوارهمسايه با ديوار ويا خاک به دليل وارد نمودن نيروی گسترده .
3ـ در صورت بودن تير آهنی در قسمت حايل ديوار بهتر است با تير آهن مورب به صورت برش اجرا شود.
پس از تکميل تنگ گذاری اطراف ساختمان نوبت به کندن خاکهای باقيمانده در مجاورت ديوارها وجاهای حساس می رسد که به وسيله نيروی انسانی و وسايل سبک ساختمانی تخريب وبرداشته می شودو بايد نکات زير را در حين خاکبرداری دستی مدنظر گرفت:
ـ در مواقع بارندگی بايد اطراف پی ساختمان مجاور با پلاستيک يا ديگر مواد عايق پوشانده شود تا از خيس شدن زير پی ساختمان مجاور جلوگيری شود .
ـ عمليات تخريب واجرای ستونها مجاور پی اطراف ساختمانهای موجود هر چه زودتر بايد انجام گيرد تا احتمال ريزش ساختمان مجاور کمتر شود.
پس از تکميل خاکبرداری و تنگ گزاری نوبت به اجرای فنداسيون پی ساختمان میرسد که در فصل بعدی توضيح خواهم داد.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#7 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی سه شنبه ۱۱ مهر ۹۱ - ۱۵:۴۰:۱۵

مراحل اجرای سازه های فلزی و بتنی(2)
فصل سوم :
بتن مگر وکرسی چينی فنداسيون :

بتن مگر : نقشی که بتن مگر در يک سازه ايجاد مي کند به هيچ شکل نقش باربری و تحمل بارهای به آمده ناشی از ساختمان نمی باشد و صرفاً نقش جدا کننده بين زمين و بتن فنداسيون را دارد که اگر فرضاً بتن مگر ايجاد نشده باشد خاک زمين همجوار بتن فنداسيون شده و آب شيره ناشي از بتن را جذب می کند و بتن حالت پوکی و تخلخل پيدا کرده و نقش با ربری را از دست خواهد داد .از ديگر موارد استفاده از بتن مگر ايجاد يک سطح صاف برای تمامی قسمتهای زير پی ميباشد که اين عمل اگر همراه با تراز کردن باشد نتيجه بهتری خواهد داشت. ملات به کار رفته در اين نوع بتن مگر در حدود 100 الی 150 کيلوگرم بر متر مکعب بتن است . مهمترين وظيفه اين قشر بتن عبارت است از:
- رگلاژ و ايجاد سطح برای کف پی و شناژ
- ممانعت از تماس مستقيم بتن پی و شناژ با خاک.
ضخامت بتن مگر در نقشه اجرايی تعيين مي شود که معمولا cm 10 است.
قبل از اجرای بتن مگر در نقاطی از پی و شناژ ( معمولاً در گوشه ها ) ميخهايی کوبيده می شود و با شلنگ تراز ارتفاع بتن مگر تعيين گشته و با ريسمان کار، سطح بتن ريزی مشخص و پس از اجرای بتن مگر ميخهایی را بر می دارند و جای آنها با بتن پر می شود.از ديگر موارد استفاده از بتن مگردراستحکام سطح زيرين فنداسيون است که با قسمت قبل کاملا فرق دارد اين نمونه بتن مگر معمولادر زمينهای سست اجرا می شود وبا کندن زمين ورساندن به خاک مورد نظر با استفاده از بتن با عيار 250 ــ 200 کيلوگرم بر متر مکعب با سنگهای لاشهای بزرگ در محل فنداسيون پرشده تا به تراز کف فنداسيون برسد. که درساختمانهای شرکت بدليل خاک برداری به ميزان موجود درنقشه وهمچنين چون اين واحد و با توجه به نقشه جا نمائی و ارتفاعی در نقشه بتن مگر به حالت معمولی ريخته می شود .ضخامت بتن مگر در حالت معمولی در حدود 5 -10cm مي باشد که برای اجرای دقيق آن به وسيله ريسمان کشی انجام می شود .
قبل از اجرای بتن مگر در نقاطی از پی و شناژ ( معمولاً در گوشه ها ) ميخهايی کوبيده می شود و با شلنگ تراز ارتفاع بتن مگر تعيين گشته و با ريسمان کار، سطح بتن ريزی مشخص و پس از اجرای بتن مگر ميخهایی را بر می دارند و جای آنها با بتن پر می شود وکليه کفها به وسيله شلنگ خط تراز ،تراز شودتا ضخامت بتن مگر تقر يبا يکسان شود.
کرسی چينی: نقش اصلی کرسی چينی به عنوان قالب برای بتن ريزی فنداسيون مي باشد که ارتفاع اين کرسی چينی بستگی به ارتفاع فنداسيون ميباشد که معمولاً با استفاده از آجر وماسه وسيمان کم عياراجرامی شود اجرای کرسی چينی به دوصورت است:
1ـ در اين حالت فنداسيون در داخل کف خاک خاکبرداری شده اجرا می شود يعنی پس از اتمام خاکبرداری محل دقيق فنداسيون ها مشخص شده و دوبار توسط دست ويا ماشين در خاک حفر میشود اين در مواردی است که مقدار خاکبرداری داخل کفهای فنداسيون کم باشد.
2ـ در اين حالت فنداسيون و کرسی چينی درکف خاک،خاکبرداری اجرا شده و فضاهای اطراف پايه های فنداسيون و رابط ها با خاکهای اضافی از کندن خاک محل پر ميشود.
نکات زير مي تواند دراجرای کرسی چينی قابل قبول باشد:
1ـ آجرکارشده درکرسی چينی ميتوانندازآجر تخريب شده ساختمان قبلی (در صورت وجود) استفاده کرد.
2ـ پس از اجرای کرسی چينی برای عدم جذب آب و شيره بتن توسط آجرهای قالبی بهتردر سطح تماس ازمصالح عايق ازجمله پلاستيک استفاده کرد .
3ـ پس از اجرای فنداسيون می توان آجر های کار شده را دوباره تخريب کرده و دوباره در جاهای ديگر ساختمان کار کرد.
4ـ سطح پشتی آجر کرسی چينی شده را بايد پر از خاک و يا لااقل با شيب حدود45 درجه پرنمود تا در هنگام بتن ريزی تخريب نشود.
پی و شناژ :
پی در ساختمان وظايف مهمی را ايفا می کند از آن جمله دو مورد آن عبارت است از :
1- محافظت پايه ساختمان در مقابل عوامل جوی.
2-انتقال نيروی وارده از ستون يا ديوارها به زمين.
اشکال و انواع پی در ساختمان ها متفاوت می باشد و تماماً بستگی به نوع سازه، تعداد طبقات ، بارهای وارده ، نوع زمين و عوامل مهم ديگری دارد. از انواع پي ها به اين موارد اشاره نمود:
پي های منفرد، پی های نواری ، پی های مرکب ، پی های گسترده و ..........
در اغلب ساختمان های معمولی چند طبقه در صورتی که مسله خاصی از نظر نوع زمين وجود نداشته باشد و ابعاد پی ها زياد بزرگ نباشد ، از پی های منفرد و شناژ های ارتباطی استفاده می شود . پی های تکی وظيفه اصلی انتقال بار وارده و احتمالاً لنگر از ستون به زمين را دارند و شناژ ها که به کلاف نيز ناميده می شوند و وظيفه آنها اتباط پی ها با هم برای جلوگيری از نشستهای غير يکسان و مقابله با نيروهای جانبی را دارند .
شناژ ها به شکل تيرهای بتنی با مقطع مستطيلی و با ميلگرد ساخته می شود و با رعايت نکات اجرايی که در ادامه توضيح داده خواهد شد، با پی ها کاملاً متصل شده و يکپارچگی سازه را تامين می نمايد .
که در اين پروژه از پی های نواري و شناژ های ارتباطی استفاده گرديده است. برای اجرای پي ها و شناژهای ارتباطی اين پروژه خاک برداری انجام شده است و تمام پی های آنها در يک سطح قرار دارند.
به اين ترتيب که بعد از خاک برداری بوسيله يک نقشه بردار حرفه ای محل پی ها و شناژ ها کاملاً مشخص شده و با گچ روی آن محل ها را مشخص می کنند که بعد از آن بتن مگر و مراحل بعدی انجام می شود .
فصل چهارم:
آرماتور بندی پی:
توضيحات تئوری و با توجه به محاسبات انجام شده ونقشه های دردسترس که در آن شماره ميلگرد ها و تعداد آنها مشخص شده است که اين تشخيص و يا محاسبات معمولا با توجه به ميلگردهای موجود دربازارميباشدکه از لحاظ اقتصادی نيز به صرفه درآمد و اين ميلگردهای مورد نيازرا از بازار تهيه نموده و به کارگاه انتقال می دهيم .انبار کردن ميلگرد هادرکارگاه بايددروضعی مناسب به نحوی که بتوان به سادگی ميلگردهای مورد نظر را شناسايی کرده و از انبار برداشت کرد و برای جلو گيری از زنگ زدگی و آلودگی ميلگردهابايد از تماس مستقيم با زمين جلوگيری شودکه ميتوان با گذاشتن تعدادی تير چوبی در فواصل مناسب در برخورد با زمين جلوگيری کردو در مواقع بارندگی می توان با پهن کردن پلاستيکهای عايق رطوبتی (نايلون) از خيس شدن آنها جلوگيری کرد. سپس اقدام به بريدن ميلگردها در اندازه های مشخص شده در نقشه استراکچر کرد و پس از خم کردن و قلاب کردن ميلگرد لازم اقدام به بافتن ميلگردها طبق نقشه های خواسته شده توسط مفتولهای سيمی (سيم اسپوک) ي نماييم.
نکته قابل نظر اينکه نوع ميلگردها از نظر مقاومت دقيقا بايد بر اساس نقشه اجرا و از استفاده خاموتهای حرارتی که به صورت دست ساز و با خم کردن ورق و يا کشيدن ميلگردها بدست می آيد جدا خوداری شود .
مهمترين دليل استفاده از ميلگردها در بتن تامين مقاومت سازه در مقابل کشش است چون بتن در مقابل تنش های کششی ضعيف تر است و در اثر اين تنشها ترکهايی در آن ايجاد ميگردد ، لذا برای جلوگيری از به وجود آمدن اين ترکها از ميلگرد های فولادی استفاده می شود. میزان مصرف در بتن بستگی به نوع فولاد ، مقاومت بتن و محاسبات انجام شده دارد که پس از انجام محاسبات مقدار و توزيع ميلگردها در نقشه های اجرايی مشخص می گردد.
ميلگردهايی که در پی های نواري بکار می رود به صورت شبکه های ميلگرد است که به آن ها حصيری يا شطرنجی نيز گفته می شود.ميلگرد ها را بصورت شطرنجی از دو طرف به فاصله تعيين شده در نقشه قرار داده و با سيم نازک فولادی به قطر 1.5تا 2 ميليمتر به هم بسته و محکم می کنند در مواردی از جوش برای اتصال آنها استفاده می شود ابتدا و انتهای ميلگردها معمولاً به اندازه ده برابر قطر ميلگرد قلاب می شود.
البته اين کاردر مورد ميلگردهای آجدار کافی است بصورت قائمه باشد طول پشت تا پشت ميلگردها بايستی به نحوی باشد که معمولاً 5cmپوشش برای آن ها در نظر گرفته شود ميلگردهای شناژ های ارتباطی در ساختمانهای معمولی ، قاعدتاً از حد آيين نامه ای تجاوز نمی کند و به هر حال مقدار توزيع آن ها در نقشه ها تعيين شده است اين ميلگردها در اندازه های مشخصه در نقشه قطع شده و پس از خم کردن و تهيه خاموتها در محل شناژها این ميلگردها را به هم مونتاژ می شود مونتاژ اين ميلگردها با استفاده از سيم پنبه ای انجام می شود پوشش ميلگردهای شناژ نيز معمولا 2-5 cmمی باشد و پوشش از کف نيز حداقل 5 cm است
چون ممکن است در برخی موارد طول ميلگردهای اصلی موجود کوتاهتر از اين آرماتور ها صرفه اقتصادی ندارد ، ميلگردها بصورت دو تکه بکار می روند ولی در محل وصله ميلگرد ها با بستی 40 برابر قطر آرماتورها روی هم قرار گيرد و با سيم پنبه ای کاملاً بسته می شوند که به این کار اورلب گويند.
خاموتها که در شناژ استفاده می شود دو وظيفه را عهده دار هستند يکی از وظايف خاموتها مونتاژ آرماتورهای اصلی و وظيفه ديگر و اصلی آنها تامين مقاومت برشی شناژها است .
چنانچه ذکر شد ميلگردهای شناژ و فونداسیون بايستی دارای cm 5 تا 7 فاصله از کف داشته باشد بهترين روش اجرايی برای رعايت اين فاصله که پوشش ناميده می شود استفاده از لقمه های بتنی زير ميلگردها در کف پی و شناژ می باشد که در اين کارگاه استفاده نشده است . هنگام ريختن بتن در قالب تکه هايی از سيم های نازک فولادی در هر کدام از اين قطعات قرار داده می شود اين سيمها هنگام قرار دادن لقمه ها بتنی زير ميلگردها به آنها بسته شده و از جا به جا شدن آن ها جلوگيری می شود البته در اين پروژه بيشتر از سنگ و قطعات شکسته بلوکها برای حفظ فاصله آرماتورها با بتن مگر استفاده شده است.
آئين نامه : ACI
ـ حداقل قطرهای نهای خم برای قلاب استاندارد برای خم آرماتورهای اصلی برای ميلگردهای Ø10 تا cm , Ø25 60 می باشد که ميلگردهای اصلی، در اين رنج قرار دارد. ميلگردهای مورد استفاده در پی ميلگرد20 Ø می باشد پس حداقل قطر خم نهايی برابر 12 cm می باشد. ميلگردهای مورد استفاده در کلافهای فنداسيون ميلگرد Ø18پس حداقل قطر نهايی برابر 10.8cm مي باشد. ميلگردهای مورد استفاده در ميلگرد ريشه هم Ø 20 مي باشد .
ـ حداقل قطر نهايی خم برای قلاب استانداردبرای خم خاموتها برای ميلگردهای Ø 10 تا Ø 16 برابر 4db می باشد.ميلگردهای مورد استفاده در کلافها برای خاموتها 10 مي باشد پس قطرخم نهايی برابر 4cm می باشد.
ـ طول قلاب استاندارد برای ميلگردهای اصلی که همه قلابهای با زاويه خم 90 درجه داشته اند طبق آئين نامه برابر خم 90 درجه (گونيا) به اضافه طول مستقيم برابر حداقل 12db در انتهای آزاد ميلگرد پس بنابراين برای پی که ميلگردهای 20 Ø را داشته اند علاوه بر قطر خم 12 cm طول مستقيم برابر حداقل 24 cmمی باشد .
ـ برای ميلگردهای کلاف فنداسيون که ميلگردهای Ø 18مي باشدعلاوه بر قطر خم برابر 19.8cm طول مستقيمی برابرحداقل 21.6cm می باشد.
ـ ميلگرد ريشه که 20 Ø می باشد علاوه بر قطر خمی برابر 12cm، طول مستقيمی برابر حداقل 24cm داشته باشد.
ـ طول قلاب استاندارد برابر خاموتها علاوه بر خم 90 درجه طول مستقيمي برابر با 60db باشد ولي نبايد كمتر از 60mm در انتهاي آزاد ميلگرد ،برای ميلگردهای به قطر 16 و کمتر استفاده شود.
خاموتهاي مورد استفاده Ø 10 مي باشد پس علاوه بر خم 4cm طول مستقيم برابر حداقل 6cm داشته باشد .
- در زماني كه بتن ريخته مي شود ، آرماتور بايد از گل و روغن و لاي و ساير پوشش های غيرفلزی که چسبندگی بين آرماتور را کاهش می دهد پاک شود.
ـ حداقل فاصله آزاد بين ميلگردهای موازی در يک رديف بايد db و بزرگتراز 2.5cm باشد .
- محدوديت فواصل آزاد بين ميلگردها بايد براي فواصل آزاد بين وصله پوششی تمامی و وصله ها يا ميلگردها مجاز نيز رعايت شود.
ـ محدوديت فواصل آزاد بين می لگردها بايد برای فاصله آزاد لازم تا کف بتن مگر را داشته باشد.
ـ پوشش بتن حداقل برای بتنی که روی زمين ريخته مي شود حداقل 7.5cm است.
ـ به تعداد ميلگردهای ستونها بايد از میلگرد ريشه استفاده کرد و قطرميلگرد ريشه نيز حداقل بايد برابر ميلگرد اصلی ستون باشد.
آرماتور بندی (اجرا در کارگاه):
مراتب کار بدين صورت بود که ابتدا با توجه به نقشه تمام خا موتهای لازم را تهيه کرده و بعد شروع به بريدن ميلگردهای مورد نياز طبق نقشه آرماتور بندی نموده بدين ترتيب که ابتدا ميلگردهای حصيری پی ها (ميلگردهای اصلی تحتانی)را بريده وخم کرده وداخل پی گذاشته وقلاب های مورد نياز را نيز ايجاد کرده و بعد حصيری را به وسيله مفتولهای سيمی به يکديگر میبافند .بعد از کارگذاشتن حصيری ها با كمك كاور و خركها وبافتن آنها شروع به آرماتور بندی می کنيم که برای اين منظورنيز ابتدا ميلگردهای لازم را بريده و قلابهای لازم را به وسيله لوله ويا آچار F با گذاشتن آرماتوربر روی خرک که روی خرک قسمتی برای خم کردن ميلگرد ها نصب شده است که می توان به وسيله آن ميلگردها را به دلخواه خم کرد بعد از اتمام آرماتور بندی کلافها شروع به آرماتوربندی ميلگردهای ريشه ميکنيم که البته پس از شروع کار ابتدا بايد با دوربين نقشه برداری ابتدا وانتهای محورهای اصلی ستونها را ميخ کوبی کرده وبا ريسمان آنها را به هم وصل کرده تا آکس ميلگردها مشخص شود.سپس شروع به بستن ميلگردهای ريشه
می کنيم.سپس نوبت به اجرای ستونها میرسد که می توان به دو روش عمل نمود:
1- طول ميلگردهای اصلی ستونها را با قسمت قلابها وطول داخل سقف اول وپی وتعداد انتظار در طبقه بالاتر (اول) را حساب کرد وپس ازبريدن ميلگردوقلاب کردن آنها در فنداسيون اجرا نمود .از جمله محاسن اين روش کاهش در مصرف ميلگردها در قسمتهای اتصال ستونها ((over lab و از معايب آن خم شدن آرماتور تا زمان ريخته شدن وکثيف شدن ميلگردهاست.
2. درهنگام اجرای ستونها با در نظر گرفتن over lab مناسب می توان ستونها را اجرا نمود.
- آرماتورهای مصرفی در سازه :
آرماتورهای مصرفی از کارخانه ذوب آهن اصفهان تهيه شده که از نوع A2 با مقاومت جاری شدن kg/cm² 3000 مي باشد که کاربرد آنها ترتيب زير می باشد:
10 Ø← خاموتها
12 Ø ← شناز مخفی
18 Ø ← ميلگردهای طولی شناز
16 Ø ← خاموت زير ديوار باربر(موتور خانه)
18 Ø ← تيرهای سقف زير زمين
18 Ø ← ستونها
آرماتور بندی فنداسيون در اين سازه kg 8156.2 می باشد .
  • The Intouchables این پست را پسندیده است

#8 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی پنجشنبه ۱۳ مهر ۹۱ - ۰۳:۴۱:۱۱

مراحل اجرای سازه های فلزی و بتنی(3)
فصل پنجم
قالب بندی فنداسيون:(اجرا در کارگاه)
چون برای پی سازی اين پروژه خاک برداری بطور کامل تا کف زير بتن مگر انجام شده است ، قالب بندی کامل از روی بتن مگر ضروری بوده و البته سهولت کارنيزبيشتر بوده است.
مصالح مورد استفاده در قالب بندی پی ها متفاوت است، معمولا از چوب يا قالبهای فلزی و در مواردی از آجر چينی وپلاستر سيمان يا پلاستيک استفاده می شود . البته هر کدام معايب و محاسنی داشته و از لحاظ اقتصادی نيز بسته به امکانات محلی هم تفاوت دارد.اگر چه قالب بندی با استفاده از مصالح چوبی ممکن است در مواردی هزينه زيادتری در برداشته باشد ولی در ايران اغلب در کارهايی که مخصوصاً تيپ و يکنواختی نسبت به دليل شکل پذيری چوب و همچنين امکان استفاده مجدد نيست به آجر از قالب بندی چوبی استفاده می شود . در اين پروژه برای قالب بندی پی و شناژ از قالبهای آجري و چوبی استفاده گرديد.
نحوه قالب بندی چوبي بدين صورت است که تخته هايی به ضخامت 2 تا 2.5 س و به عرض 10،15،20 س تهيه می گردد و سپس در ابعاد مورد نياز پی و شناژ بريده می شوند . اين تخته ها روی پس از تهيه اين تخته های مونتاژ شده که پهنای آنها به اندازه ارتفاع پی دارد و اغلب به خاطر خرد نکردن و نبريدن تخته ها و قابل استفاده بودن برای کارهای بعدی ممکن است بیشتر از ارتفاع پی تهيه گردد، پس از آماده شدن در محل خود قرار داده می شود برای قرار دادن صحيح قالب ها معمولاً از ريسمان يا رنگريزی روی بتن مگر استفاده می کنند در مرحله اول اين قالبها توسط چهارتراشهايی که بصورت مايل پشت آنها کوبيده می شود و يک سر آن روی زمين محکم می گردد نگهداشته می شوند که به آنها پشت بند يا شمع نيز می گويند .
محل برخورد و تلاقی تخته های قالب از دو طرف در گوشه ها بصورت فاق و زبانه در هم جفت می شود (اين کار را با کوتاه و بلند گرفتن طول تخته هايی که به هم ميخ می شوند به اندازه ضخامت تخته ها انجام می دهند.) و در محل فاق و زبانه ها تخته ها را نيز به هم ميخ می کنند .
پس از سوار شدن قالبهای چوبی با بستی، دهانه قالبهای نصب شده تنظيم گردد و به نحوی محکم شود که در هنگام بتن ريزی دهانه قالب ها باز نشود برای اين کار از روشهای مختلفی استفاده می گردد يکی از اين روشها که در اين کارگاه استفاده گرديد به شرح زير است:
تکه چوبهايی که طول آنها برابر عرض مورد نياز شناژ يا پی می باشد و مقطع آنها 2.5در 5 يا 3 در 3 می باشد بريده می شود و در فواصل مناسب در دهانه قالبها قرار داده می شود.
در جاهايی که اين چوبها قرار داده می شوند يک سيم نازک از بين درز دو تخته قالب که کنار هم مونتاژ است رد می کنند و دوسر آن را به هم تابانده و سپس با استفاده از دسته پنس سيم را تا اندازه ای می تابانند که دو بدنه قالب به چوب قرار داده شده در دهانه قالب محکم شود و ضمنا اندازه دهانه قالب نيز کنترل می شود دو سر سيمهای نازک فولادی را نيز هنگام باز کردن قالبها چيده می شود و قسمتی از اين سيمها داخل بتن می ماند .
از جمله نکات مهم که در قالب بندی بايستی رعايت گردد و در اين کارگاه نيز به چشم می خورد يکی پوشاندن درزهای اجتناب ناپذير قالبهاست.
که در مواردی با استفاده از اندود گچ و در مواردی با استفاده از کاغذ پاکتهای سيمانی انجام می شود و ديگری آغشته کردن بدنه قالب بوسيله روغن يا گازوئيل برای جلوگيری از جذب رطوبت و شيره بتن توسط قالب چوبی ، در اين کارگاه از روغن های سوخته ماشين و گازوئیل استفاده می شد که معمولاً در اغلب کارها نيز به همين صورت است .
فصل ششم :
بتن ريزی فنداسيون:
روشهای زيادی وجود داردتا در پروژه های بزرگ هم از لحاظ اقتصادی پروژه بهينه باشد و هم از لحاظ علمی ،با تمام قوانين اجرا شود که اين موارد در بتن سازی وبتن ريزی می تواند شامل مواردی باشند ازجمله :
اول اينکه ،در پروژه های بزرگ احتياج به شن وماسه داريم که اگرمعدنی از شن وماسه داشته باشيم هم از لحاظ زمانی هم ازلحاظ اقتصادی به صرفه تر خواهد بود که با راه اندازی معدن وتوليد شن وماسه وحمل مصالح توليد شده به کارگاه ميتوانيم گامی مثبت دراجرای پروژه های بتنی انجام دهيم چرا که شن وماسه از ملزومات اصلی کارهای بتنی می باشد.سپس باتهيه سيمانهای لازم برای اجرا وحمل آن به کارگاه و کنترل کمی وکيفی وانبار کردن سيمان درکارگاه در شرايط مناسب ، چرا که بايد از مصرف سيمانهای فاسد خودداری کرد.يکی از ملزومات ديگر بتن ،آب می باشد که ميتوان پس ازتأمين آب وايجادمخزن مناسب برای ذخيره کردن آن به مقدار کافی اقدام نمائيم.پس از انجام اين مراحل ،ميتوانيم با انجام دادن آزمايشهايی برای بدست آوردن بتنی عالی اقدام نمائيم .که در زير تعدادی از آنهانام برده شده است:
1- تعيين نسبتهاي اختلاط برای دستيابی به بتن مورد نظر.
2- برداشت مصالح مطابق نسبتهای تعيين شده و اختلاط آنها بنحو مطلوب.
3- کنترل کيفيت بتن در مراحل مختلف.


از آزمايشهای ديگر می توان موارد زير را نام برد:
1ـ تعيين ميزان کارائی بتن توسط آزمايش اسلامپ.
2ـ تعيين ومشخص کردن مقدار آب اختلاط بتن برحسب اندازه تاحداکثردانه ها وشکل دانه ها ونوع دانه بندی ومقدار حباب هوا وميزان اسلامپ .
3ـ تعيين نسبت،آب به سيمان که دراين مرحله می بايست دو ضابطه را در نظر گرفت:
الف) مقاومت که در اصل می بايست از مقاومت ميانگين نمونه استوانه ای استفاده شود.
ب) ميزان اسلامپ و يا وارفتگی ويا کارائی بتن با توجه به آزمايش اسلامپ. 4ـ تعيين مقدار سيمان که با توجه به نسبت وزنی آب به سيمان از گام سوم ومقدارآب ازگام دوم و مقدار وزنی سيمان از رابطه( 1) بدست می آید.
نسبت آب به سيمان = وزن سيمان / وزن آب
5ـ تعيين وزن شن که بر حسب حداکثر اندازه دانه هاو جدول نرمی ماسه ها،بهترين حجم شن درواحد حجم بتن در جداولی که موجود مي باشدبدست می آيد.
6 ـ تعيين وزن مخصوص بتن تازه که با توجه به حداکثر اندازه دانه ها، وزن مخصوص بتن تازه و به عبارت ديگر وزن يک متر مکعب بتن بدست می آيد.
7ـ تعيين وزن ماسه که از کم کردن وزن مخصوص از وزن شن و وزن سيمان و وزن آب بدست می آيد.
اختلاط بتن :
برای اختلاط بتن در صورتی که حجم بتن لازم کم باشد از بتونيرهای کوچک مکانيکی (mixer) با ظرفيتهای کم تاحدود 500litوبرای جاهايی که حجم بتن لازم متوسط باشد از بتونيرهای با ظرفيت بيشتر بين 500 تا 1000 ليتر استفاده کرد و در بتن ريزهای حجيم از مخلوط کنهای بزرگتر استفاده می شود.بايد دانست که در بتن ريزيهايی کم نسبت اختلاط به صورت حجمی ميباشد که نمونه بارز آن در کارهای کوچک ديده می شود که با بيل دستی با پيمانه های مخصوص انجام ميگيرد.ولی دربتن ريزيهای حجيم نسبت اختلاط وزنی ميباشد. و حسن اين روش وزنی دقت وسرعت آن است.پس از وزن کردن مصالح ،مصالح را توسط تسمه نقاله يا لودر يا دراگلاين يا در کارهای خيلی کوچک با بيل های دستی درون جام ريخته می شود.آب لازم نيز توسط شلنگ به طور جداگانه درون جام هدايت می گردد که مقدار آن نيز توسط دستگاه تنظيم می گردد و در کارهای کوچک توسط پيمانه های کوچک آب اضافه می گردد که مقدار آن نيز توسط کاربر دستگاه تنظيم می گردد.بعد اضافه کردن مصالح لازم اختلاط صورت می گيرد که زمان آن نيزمی بايست طبق استاندارد های مختلف صورت گيرد ولی در مواقعی به علت کارآِِ يی کم مخلوط کن اين زمان تغيير می کند.
ويبره کردن بتن:
از اساسی ترين مسائل مهم اجرايی در بتن ريزی ويبره کردن بتن است که در صورت عدم رعايت آن حبابهای هوا داخل بتن مانده و سبب پوکی و از دست دادن
مقاومت بتن می گردد ، همچنن ممکن است باعث يخ زدگی در بتن نيز بشود . بدين لحاظ هنگام بتن ريزی به روش های مختلف عمل ويبره بتن انجام می گردد. امروزه اکثراً از ويبراتورهای برقی، بنزينی يا ديزلی استفاده می شود ويبراتور مورد استفاده در اين کارگاه شامل يک موتور بنزينی با يک شلنگ ويبره که قسمت سر آن فلزی است. در هر لايه از بتن ريزی سر شلنگ را داخل بتن قرار داده و به آرامی اجازه می دهيم توسط سنگينی و لرزش خود ويبراتور به داخل بتن فرو رود. ويبراتور بايد در فواصل مناسب در بتن فرو برده شود و در هر مرحله فقط تا جايی مقداری شيره بتن شروع به بيرون آمدن مي کند که مشخص می شود که تمام هوای بتن خارج شده است و ويبره کامل است.
نگهداشتن بيش از اندازه ويبراتور داخل بتن باعث جدا شدن دانه ها و شيره بتن از يکديگر می گردد دانه های درشت بتن در زير دانه های ريز و شيره بتن در بالا قرار گرفته و باعث ضعف بتن می شود در گوشه های پی ها و در مجاورت آرماتور ها بايستی دقت کافی می شد که ويبره کامل انجام گيرد چون معمولاً اين محلها بتن جا نيفتاده و بعضاً خالی می مانند در نتيجه از درگيری بتن و فولاد کاسته می شود و اين دو با هم خوب کار نمی کنند.
از جمله نکاتی که در حين عمليات بتن ريزی باید دقت گردد ، جلوگيری از اضافه کردن آب به بتن داخل تراک ميکسر است که باعث به هم خوردن نسبت آب به سيمان بتن و بعضاً از دست دادن چسبندگی آن می گردد.
همچنين از تخليه سريع بتن که باعث به هم خوردن آرماتورها و قالب بندی می گردد و مهمتر از آن سبب جدا شدن دانه های بتن از يکديگر می شود نيز بايد جلوگيری شود.
از انواع مخلوط کنها (mixer) می توان نمونه های زير را نام برد:
1. مخلوط کن با جام دوار 2. مخلوط کن با جام ثابت 3.کاميونهای مخلوط کن
بتن مورد نياز ما در اين قسمت توسط مخلوط کن با جام دوار و با كمك و با بالابر انجام شد . در بتن ريزي با استفاده از (chalk line) كه با دوربين نقشه برداري تراز يابي مي شود سعي مي شود كه سطح بتن را صاف و همتراز كنيم.
- سيمان تهيه شده از كارخانه سيمان اصفهان مي باشد و از نوع تيپ يك مي باشد.
در اين سا زه حجم بتن فنداسيونm³200و قالب ندی فنداسيون ²m 250 می باشد.
برای ساخت بتن از پيمانه ها و مواد زير استفاده می کنيم :
1گاری شن درشت دانه(بادامی)
1 گاری ماسه (شکسته)
1گاری ماسه شسته
1گاری سیمان
4سطل آب
- در اين سازه
عيار بتن فنداسيون 300 کيلو گرم بر متر مکعب
عيار بتن سقف 400 کيلو گرم بر متر مکعب
عيار بتن ستون 350 کيلو گرم بر متر مکعب
عياربتن مگر 150 کيلو گرم بر متر مکعب
مقاومت فشاری نمونه استوانه ای 28 روزه Cm² kg/ 210 می باشد .
و مقاومت فشاری نمونه ای مکعبی 28 روزه kg/cm² 252 می باشد .
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#9 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی پنجشنبه ۱۳ مهر ۹۱ - ۰۳:۴۳:۰۸

مراحل اجرای سازه های فلزی و بتنی(4)
فصل هفتم :
ستونها:
برای اجرای ستونها ،ديوارها وساير اعضای قائم که انتقال بار از طريق آنها صورت می گيرد تقدم وتاخرمراحل اجرائی وکنترلها به شرح زير می باشد:
ابتدا با کنترل کردن محورها وبا تأثير کنترل ،اجازه برای آرماتوربندی داده می شود ،بعد با کنترل شکل و بويژه اجزای تشکيل دهنده شبکه آرماتورعرضی ،قطر يا طول ،تعداد و پاکيزگی ميلگردها (نوع آنها در موقع تحويل کنترل شده) از داشتن اين موارد اطمينان حاصل مي کنيم.سپس با انجام قالب بندی وتثبيت موقعيت قالب وتثبيت موقعيت قفسه آرماتور توسط فاصله نگهدارها،عمليات قالبندی را به اتمام ميرسانيم وبعد از اين موارد با کنترل شکل ابعاد موقعيت و کيفيت سطوح، آب بندی درزها، استحکام و پايداری شکل قالب و اجزای نگهدارنده آن و چگونگی تثبيت قفسه آرماتور نسبت به قالب ودادن اجازه بتن ريزی ، مشروط به آمادگی و کنترل آمادگی بتن ريزی مطابق «برگ اجازه بتن ريزی» و در صورت مهيا بودن مصالح (به مقدار لازم که تمام شدن آنها باعث توقف کار نشود) ، مقدمات را برای انجام بتن ريزی آماده می کنيم.البته قبل از اين مورد بايد وسايل و تجهيزات برداشت،مشخص بودن نسبتهای اختلاط ،آماده بودن وسايل اختلاط ،حمل، ريختن ، جا دادن و متراکم کردن وبالاخره آماده بودن امکانات برای بتن ريزی و کنترل کيفيت بتن و نمونه برداری ،ساختن و نگهداری آزمونه و آزمايش آنهاو امکانات عمل آوردن بتن ريخته شده را آماده می کنيم .بعد از اين موارد بتن ريزی آغاز شده وکنترلهای کيفی لازم نيزدرهنگام بتن ريزی بر روی آن انجام می شود. سپس بعد از گرفتن بتن برای باز کردن قالبها اجازه گرفته شده که بايد تأئيد ناظر صورت گردد . بررسی و کنترل سطوح قالب برداری شده بلافاصله پس از جدا کردن قالب از سطوح و دادن اجازه عمل آوردن بتن و ارائه طريقی برای رفع نقايص احتمالی را مدنظر قرار می دهيم .اين موارد ذکر شده در بالا يک روندکلی تئوری شده از مراحل زدن يک ستون می باشد که اين تئوری يک تئوری عملی است که در کارگاه اين موارد تئوری و عملی ديده می شود .
- اجرای ستونها در کارگاه :
پس از اتمام بتن ريزی پی ومراقبت از آن وکسب نتايج خوب درمقاومت فشاری نمونه های آزمايشی بتن پی می توان عمليات ستون ريزی را شروع کرد که شامل چهار مرحله زير است :
1. آرماتوربندی ستونها
2. قالب بندی ستونها
3. بتن ريزی ستونها
4. باز کردن قالبها ومراقبت و عمل آوردن بتن ستونها.
- آرماتوربندی ستونها :
ميزان و شماره ميلگرد های لازم را با استفاده از نقشه های استراکچر بدست می آوريم پس از قطع ميلگردهابا احتساب مقادير اضافه در سقف و انتظار ستونها بالا وover lab ميلگردهای ريشه ای موجود اقدام به بستن ميلگرد های ستون به تنگها با مفتولهای سيمی نموده ودر حين بستن ستونها بايد ستونهايی که در يک امتداد قرار دارند نيز از نظر آرماتور بندی (قبل از بتن ريزی) نيز در يک امتداد باشند که می توان با استفاده از ريسمان و يا چشم ويا دوربين نقشه برداری اين عمل را انجام داد .در زير می توان به چند نکته غلط رايج در کار گاهها اشاره کرد :
1ـ از کج کردن ميلگردهای ستونها در ابتدای پی به دليل اشتباه درآکس ستونها جدا باید خودداری کرد .
2ـ از بالا رفتن از ستونها و استفاده به عنوان نردبان خوداری شود زيرا باعث بهم خوردن تنگها و كج شدن ميلگرد و همچنين کثيف شدن آنها می شود.
3ـ آرايش ميلگردهای داخل ستونها و آرايش تنگها حفظ شود واز تغيير شماره ميلگردها و آرايش آن بدون اجازه از ناظر ساختمان خودداری شود.
قالبندی ستونها:
يکی از مهمترين بخش بتون ريزی قالبندی آن است زيرا هم ازنظرشکل وقيافه ستون وهم از نظر راحتی در اجرا به قالب ستون بستگی دارد.قالبها بر دونوع چوبی ويا فلزی می باشندکه قالبهای چوبی بيشتر برای ريختن قالبهای درون ديوار به کاربرده می شودو برای ريختن ستونها بيشتر از قالبهای فلزی استفاده می شود زيرا سطحی صافتر وجاذب آب نيستند.
قبل از اجرای قالبها ، ابتدا سطوح داخلی قالبها را با مخلوطی از روغن سوخته و گازوئيل آغشته نموده تا در حين بتن ريزی از چسبيدن بتن به قالبها جلوگيری شود ودر هنگام قالب برداری به مشکلی برنخوريم . بعد از اين مرحله اقدام به بستن قالبها می کنيم که به شرح زير می باشد:
پس از انتخاب نوع قالب و ابعاد آن ونصب قالب بايد قالب ستون را از نظر عمود بودن نسبت به افق کنترل کنيم که می توان اين کار را با شاقول ويا دوربين نقشه برداري کنترل کرد.
ضمنا پيچيدگی ستون در صفحه افق نيز بايد مطابق نقشه استراکچرباشد ودر صورت نبودن دستور العمل خاص در راستای ديوارهای اطراف اجرا می شود. پس از کنترل جايگاه قالب وتنظيم کردن آرماتور ها در داخل قالب (از نظر وسط بودن) نوبت به محکم کردن ستون توسط تيرهای چوبی و در صورت نياز استفاده از ملات گچ است معمولا قالبندی ستونها يک هفته بعد از بتن ريزی پی ويا سقف زيرين انجام می شود.
نکته: در بتن ريزی ستونها بايد از پرتاب بتن و سقوط از بالای قالب به ته قالب که باعث جدا شدن مواد سازنده بتن وناهمگنی مخلوط میشود خودداری کرد.
نکته:
برای آرماتور بايد حداقل پوشش بتنی مندرج در زير رعايت شود:
- پله ها 7.5سانتی متر
- تيرها و ستونها 3.8 سانتی متر
- دالها و ديوارها و تيرچها 1.9 سانتی متر
- در انتهای غير پيوسته اعضا 6.5 سانتی متر
- بتن ريزی ستونها :
پس از قالبندی ستونها نوبت به بتن ريزی ستونها می شود که نوع بتن وعيار آن توسط مهندس ناظر ابلاغ و توسط پيمانکار اجرا میشود. بهترين زمان ريختن ستونها صبحها وتا قبل از ظهر است زيرا تا شب فرصت کافی برای سفت شدن بتن و عدم برخورد با سرمای زمستان در شبهای زمستان است.پس از ريختن حدود 1/3 حجم بتن ستونها توسط دستگاه ويبراتور لرزانده شده واين عمل تا اتمام بتن ريزی 3 تا4 بار تکرار میشود. ضمنا بهتر است قبل از عمليات بتن ريزی تعداد دوغاب سيمان نسبتا غليظ (حدود يک سطل) در قالب ريخته شود تا باعث بهتر شدن اتصال ستون با بتن زيرين شود.
چند نکته زير می تواند در بتن ريزی ستونها مؤ ثر باشدو در استحکام ستونها اثر بگذارد :
1ـ حتی الامکان بايد بتن داخل سطح ريخته شود در صورت عدم امکان بايدبتن داخل سطل ريخته شود واز بالای لب ستون به آرامی داخل آن هدايت شود .
2ـ از تکان دادن آرماتورها به منظور ويبره شدن بتن ستونهاخودداری شود.
3ـ در صورت نبودن ويبراتور می توان با وارد کردن ضربات تک چکش لاستيکی عمل لرزاندن را انجام داد.
- باز کردن قالب ومراقبت از بتن:
پس از سفت شدن بتن ستونها که در تابستان در حدود 24ساعت و در زمستان در حدود 36 ساعت است به آرامی و با احتياط قالبها را باز کرده وسطح ستون را با گونی پوشانيده و آن را تا 3 الی 4 روز مرطوب نگه می داريم.
در صورت کوتاه بودن قالب ستونها ويا بلند بودن ستونها (از جمله ستونهای مدارس و مساجد و اما کن دولتی) يک روز پس از بتن ريزی کمی قالب ستون را آزاد ويا شل می کنيم و به مقدار ارتفاع لازم ازسطح زمين بلند می کنيم و دوباره قالب را محکم کرده و پس از ريختن دوقاب سيمان عمليات بتن ريزی را تکرار می کنيم.
نکته اساسی اينکه : تا زمانی که بتن درون قالب است احتياجی به آب دادن ومرطوب نگه داشتن ستون نمی باشدوديگر اينکه در فصلهای سرد سال از جمله زمستان و يخبندان در هنگام شبها مقداری آتش درفاصله مناسب از ستونها روشن کرد تا از يخ زدن آن جلوگيری شود.
حجم بتن ريزی ستو نهای همکف و زير زمين ³m 30.62می باشد .
فصل هشتم :
قالبندی تيرها و سقف:
توضيحات تئوری : قالبندی نيز شرايط خاص خود را دارا می باشدوباتوجه به شرايط و مصالح موجود ،شرح تئوری در اين مورد را در زير می دهم:
ابتدا بايد با تدارکات مصالح قالب و داربست ها بسته به جنسی که طراح تعيين کرده است،آنها را به کارگاه انتقال دهيم، سپس در کارگاه با تحويل گرفتن آنها و کنترل کمی وکيفی آنها وانبار کردن صحيح قالبها در کارگاه آنها را آماده برای قالبندی می کنيم .
بعد از اين موارد شروع به ساختن قالبها با توجه به موارد خواسته شده طبق نقشه می نمائيم ،نظافت وبهسازی قالبها وهمچنين قالبهای کار کرده از قبل نيز از نکات بسيار مهم می باشد بعد از اين موارد اقدام به انبار کردن قالبهای آماده وشمع ها می کنيم که اين امر نيز خصوصيات خاص خود را دارا می باشد ،سپس بازدن داربست های فلزی يا چوبی مورد نظر اقدام به کارگيری قالبها می نمائيم .
باز کردن قالبها ، پس از انجام بتن ريزی تيرها و سقف و کنترل وحصول اطمينان از آماده بودن شرايط برای قالب برداری اقدام به جدا کردن قالبها از سطوح بتن به آرامی نموده و دقت می نمائيم بدون ضربه زدن و لطمه وارد کردن به سطوح اين کار را انجام دهيم.
پس از اين مراحل با حمل قطعات به انبار ، اقدام به تميز کردن قالبها وشمع ها برای استفاده کردن مجدد می نمائيم .شمع های چوبی زير تير ها به دوبل گذاشته می شوند البته بايد اين قالبها همتراز باشند تا هيچگونه برآمدگی در سطح بتن ايجادنگردد.و همچنين گذاشتن و انبار کردن بلوکها در قسمتهای مختلف زمين
برای راحتی کار انجام می گيرد.

شرح قالبندی تيرها وسقف در کار گاه :
سقفی که در کارگاه در آينده اجرا خواهد شداز نوع سقف تيرچه بلوک(تیرچه در جا) می باشد وقالبندی آن همراه با قالبندی تيرها انجام می گيردو مراحل قالبندی به صوررت زير خواهد بود :
قبل از هر چيز ابتدا بايد مصالح مورد نياز از قبيل تيرچه وبلوک و شمعها و تخته ها بايد تهيه گرديده شود وبه صورت مناسب در قسمتهای مختلف کارگاه گذاشته شود تا برای استفاده و کار کردن به راحتی و سهولت امکان حمل در کمترين زمان وجودداشته باشد . قبل از هر چيز و هر کار ابتدا بايد مشخصات تيرچه ها (اندازه)مورد نياز را از نقشه های استراکچر در آورده بدين صورت که طول آزاد دهانه تيررا مشخص کرده وبه مقدار نصف عرض دوشناژ بار بر به آن اضافه می کنيم. و بعد از تهيه تيرچه و يا ساخت تيرچه بايد به صورت مناسب انبار شود وسطح زير تيرچه هابايد صاف باشدضمناً می توان در کارها و پروژه های بزرگ تيرچه را درمحل کارگاه ساخت وپس از تأ ئيد مهندس ناظر آن را قالب گيری کرد.بعداز آوردن تيرچه ها بايد مشخصات تيرچه های ساخته شده را با جداول مهندسی تيرچه ها مقايسه کرد که اين مشخصات با توجه به طولهای مختلف وبارهای دهنه فرق می کند.
مراحل کلی تير ريزی وسقف به صورت زير می باشد:
1ـقالب بندی
2ـ آرماتورگذاری
3ـ تيرريزی وشمع گذاری
4ـ بتن ريزی وقالب برداری وبرداشتن قالبها
که در زير به تشريح موارد فوق خواهيم پرداخت:
5
ـ قالب بندی:
بعد از اينکه شمعها وتخته ها وموادو مصالح مورد نياز آماده شد شروع به قالبندی می کنيم که بدين صورت می باشد:
الف) ساختن اسکلت بندی قالبهای شناژها:بدين صورت که ابتدا بر روی زمين چوب ها وشمعها را به هم وصل کرده وتوسط تخته وميخ و بعد آنرا بلند کرده وطبق علامت هايی که از قبل در ستون ها در تراز افقی مساوی و به ارتفاع دلخواه تا کف حک شده است تنظيم کرده و پس از سيمان کنی تخته ها را کامل و ارتفاع شمعها وقالبها را تنظيم و سپس محکم می کنيم.
ضمناً قبل از کار کردن تخته ها بايد به روغن وگازوئيل آغشته شود تابه سطح بتنی نچسبد و در موقع جدا کردن به راحتی کنده شود .
ب) کوبيدن تخته ها روی قالبها : بعد از اينکه اسکلت قالبندی و قالب شناژ ها مشخص و شيلنگ تراز دقيقاً کار گذاشته شد نوبت به کوبيدن تخته ها میشود که البته قبل از کو بيدن تخته ها بايد آنها را در داخل روغن سوخته قرار دهيم تا از خراب شدن وپوسيده شدن تخته وچسبيدن به بتن جلوگيری شود وسپس با ميخ تخته ها را به اسکلتهای چوبی متصل می کند .
نکته قابل توجه اينکه از شمعهای راست وبا ضخامت مناسب انتخاب شود و در هنگام قرار دادن وتکميل شمع ها بايد سطح زيرين شمع کاملا سفت ومحکم باشد.
. قالب بندی شناز ها و تير های سقف زير زمين در اين سازه m² 22.15 مي باشد.
-آرماتور بندی شناژها:
بعد ازاينکه تخته هارا روی اسکلت متصل کرده و قالبها محکم واستوارشدند آرماتور بندی شناژ ها را طبق نقشه های استراکچر شروع می کنيم .بدين صورت که ابتدا ميلگردهای مورد نياز را فراهم کرده و برش داده و طبق نقشه ها خم می کنيم و آرماتور بندی شناژ ها در همان بالا انجام میشود بدين صورت که در همان بالا تخته ای را به ميلگرد انتظار وصل می کنيم و خرکی درست می کنيم و آرماتور ها را روی آن گذاشته و خاموتها را به ميلگردهای اصلی شناژها و تير ها وصل می کنيم و پس ازاتمام آرماتور بندی شناژ های حاصل را برروی کرسی خود قرار می دهيم وبرای اجرای دالهای بتنی نيز به همين قرار است .

- قالبندی تيرها و سقف
ـ تيرريزی و شمع گذاری :
• پس از تکميل قالبهای زيرين نوبت به گذاشتن تيرچه ها در روی شناژها وبر روی قالبهای نصب شده از قبل است که برای قرار دادن تيرچه دو سر آن را به اندازه قرار گرفتن در شناژها از بتن خالی کرده(لخت می کنيم) و سر ميلگردهای اصلی تيرچه بر روی ميلگردهای تحتانی تيرها قرار می دهيم ,البته در مورد تیرچه درجا چنین کاری لازم نیست. با قرار دادن يک بلوک سيمانی یا سفالی فاصله تيرچه هارا تنظيم کرده و پس ازقرار دادن کليه تيرچه های سقف نوبت به اضافه کردن شمعها وتيرهای چوبی کمکی زير تيرچه به منظور حمل وزن تيرچه در مواقع بتن ريزی است وبه فاصله 1متر از هر شناژ ويکديگر عمود بر سر تيرچه هاقرار داده می شود و محکم می شود سپس بلوکها را تکميل کرده ونکته اينکه درابتدای شناژها ورابطه ها بايد از بلوکهای درب گچی استفاده کرد تا ازنفوذ بتن به داخل بلوکها جلوگيری شود . سپس نوبت به بستن ميلگردهای تقويتی ممان منفی شده وپس از تکميل موارد فوق از آرماتور های حرارتی در جهت راستای تيرچه وعمود برتيرچه به منظور جلوگيری از تر ک خوردگی بتن پس از خشک شدن استفاده می کنيم.
تن ريزی وقالب گذاری اطراف وبرداشت آنها:
پس از تکميل کليه آرماتورها سقفها نوبت به بستن قالبهای اطراف سقف میرسد که برای اين کار از وصل کردن تخته های نازک 15 سانتيمتری به يکديگرو قرار دادن آنها برای قالبهای کف سقف سپس پس از گذاشتن يک لاشه سنگ در مابين قالب يا شناژها اطراف با سيم اسکوپ محکم بسته می شود.
حال پروژه آماده بتن ريزی سقف است وطبق نظر ناظر ساختمان به دو روش ريختن با پمپ ويا به روش دستی (خلاطه) انجام می گيرد. تجربه نشان می دهد که ريختن بتن به روش دستی از نظر کيفيت بتن بهتری را بعمل می آورد زيرا بتن بلافاصله پس از ساخت در محل خود ريخته می شود و بتن کارايی کمتری نسبت به پمپ دارد .پس از ريختن بتن سقف و انجام آزمايش اسلامپ ومقاومت فشاری (مکعب) و ويبره کردن سقف علی الخصوص در قسمتهای شناژها و تيرچه ها وپهن کردن و صاف کردن بتن ديگر کار از نظر بتن ريزی به اتمام میرسد وپس از گذشت يک روز می توان قالبها را باز کرده وتا يک هفته ازبتن مراقبت به عمل آورد.
اجرای ديوارها وتيغه کاريها:
ديوارهای موجود در ساختمان تنها دیوارهای جدا کننده اند.
این دیوارها در اطراف سازه به ضخامت 25س تشکیل شده از 2 آجر سفالی 10س + یونولیت 5س وجدا کننده های داخلی به ضخامت 15س و توسط نبشی نمره 6 به سازه اصلی کلاف شده است.
آجر به کاربرده شده در ساختمان بايد خصوصيات زير را دارا باشد:
1ـ از نظر شکل وابعاد قالب متناسب وصاف وهموار باشد.
2ـ قابليت چسبيدن به ملات کاربردی را داشته باشد.
3ـ مصالح آجر نبايد از جنس مصالح نمک دار باشد زيرا پس از خشکشدن باعث شوره زدن آجر وسرايت کردن به سطح نمای آجر می شود.
نحوه اجرای ديوارهابا ملات سيمان به طرح زير میباشد:پس از يافتن محل ديوارها بر روی محل احداث (طبق نقشه معماری) شروع به ريسمان کشی کرده وپس از تهيه ملات سيمان با عيار حدود150 کيلوگرم بر متر مکعب شروع به آجر کاری می کنيم ضمنا بايد قبل از شروع به کارآجرهای مربوطه را مرطوب نموده تا باعث بهتر چسبيدن ملات به آجر شود پس از اجرای دو يا سه رگ از آجر اقدام بر نصب چند ميله راست (شمشه) کرده و با شاقول از قائم بودن آن اطمينان حاصل ميکنيم سپس با بستن ريسمان به اين دوشمشه آجرکاری را ادامه می دهيم درصورت قوس دار بودن ديوارپس ازمشخص کردن محور قوس وسپس با بستن يک ريسمان به طول ثابت می توان با چرخاندن ريسمان آجر چينی را ادامه داد. در اجرای ديوارها اعم از 15و16 سانتيمتری پس از اجرای هر 10رگ ديوار را به دوغاب سيمان آغشته می کنند تا باعث بهتر چسبيدن آجرها به ملاتها و ظاهر يکسان آجر شود. برای اجرای ديوارها وتيغه ها از آجرهايی با جنس و مقاومت وشکلها گوناگون استفاده می شود. که می توان آجر سوفال (بلوک سوفالی)،آجر ليفتون،تيغه های گچی (آجرهای گچی)وجدا کننده های FRP که جديداً در صنعت ساختمان رواج يافته است استفاده کرد. که در ساختمان با توجه به محاسبات محاسب ونظريک از مصالح برای اجرای هر ديوار انتخاب و اجرا می شود. معمولا در کارهای ساختمانی بلوک سوفالی به دليل سبک بودن و بزرگتر بودن ابعاد وعايق صوتی وحرارتی(بدليل وجود سوراخهادر وسط بلوک) در ساختمانها رواج و استقبال بيشتری داشته که می توان برای جدا کردن فضاهايی از قبيل راهروها واطاقها کرد. و نوع ديگری از آجر که در ساختمان رواج يافته است آجر ليفتون است که به منظور اجرای طاق ضربی وتيغه کاری نما به دليل وزن بسيار کم آن رواج دارد که معمولا با ملات گچ وبه ضخامت حدود 5-7cm است نکته قابل توجه در اجرای ديوارها با ملات سيمان اينکه پس از اجرای آن بايد تا حدود 2 روز ديواررا مرطوب نگه داشت تا ملات به خوبی با آجر متصل شود. اجرای ديوار کشی می تواندبعدازحدود 3 هفته از ريختن بتون سقفها ويا پی در طبقات اجرا شود .
درزهای بتن:
درزهای اجرایی:
تعداد درزهای اجرایی باید در کمترین حد لازم برای انجام کار انتخاب شود ، در تعیین موقعیت درزهای اجرایی باید دقت کافی بعمل آید. تیپ درزهای اجرایی و موقعیت آنها بسته به اهمیت کار باید در نقشه ها منعکس یا در کارگاه به وسیله دستگاه نظارت تعیین شود ، در هرحال تعیین موقعیت درزهای اجرایی را نباید به زمانی دلخواه از قبیل پایان روز کار موکول کرد.
در درزهای اجرایی باید سطح بتون را تمیز کرد و دوغاب خشک شده را از روی آن زدود درزهای اجرایی را باید در مقاطعی پیش بینی کرد که در آنها تلاشها و بویژه نیرو های برشی کمترین مقدار را دارند در صورت لزوم برای انتقال نیرو های برشی و سایر تلاشها در محل درزهای اجرایی باید پیش بینی های لازم بعمل آید.
برای تامین پیوستگی بتن در محل درزهای اجرایی باید سطح بتن قبلی را خشن ساخت و سپس لایه بعد را ریخت ، باید تمامی سطوح درزهای اجرایی را قبل از بتن ریزی جدید به صورت اشباع با سطح خشک در آورد.
درزهای اجرایی نباید بدون شکل باشند بلکه باید امتدادی عمود بر امتداد تنشهای عمود بر سطح داشته باشند ، از ایجاد درزهای بزرگ اجرایی باید خود داری کرد و درزهای لازم را بصورت پلکانی یا سطوح شکسته در نظر گرفت .
ایجاد درزهای اجرایی قائم ، باید با قالبهای مناسب انجام شود.
ایجاد درزهای اجرایی کفها باید در ثلث میانی دهانه دالها و تیرهای اصلی و فرعی قرار گیرد.
در تیرهای اصلی فاصله هر درز اجرایی تا تیر فرعی متقاطع ، با آنها نباید از دو برابر عرض تیر فرعی کمتر باشند.
تیرها یا دالهای متکی بر ستونها یا دیوارها را تا زمانی که این اعضای قائم حالت خمیری دارند نباید بتون ریزی کرد.
بتون تیرها و سر ستونها را باید به صورت یکپارچه با بتون دال ریخت مگر آنکه خلاف آن در نقشه ها یا دفترچه مشخصات تصریح شده باشد.
درزهای انبساط:
در صورتی که طول یا عرض ساختمان از 25 متر در مناطق خشک یا 35 متر در مناطق معتدل یا 50 متر در مناطق مرطوب تجاوز کند اجرای درز انبساط در آن الزامی است این درز باید در محل یا محلهایی در نظر گرفته شود که فاصله بین هر دو درز متوالی از مقادیر فوق تجاوز نکند ، درز انبساط باید هم در شالوده و هم در سازه اجرا شود.
حد اقل درز انقطاع برابر با αL(T) میباشد ،در این رابطه α ضریب انبساط حرارتی بتون است که برابر با درجه سانتیگراد در نظر گرفته میشود . L فاصله بین دو درز انقطاع متوالی و T تفاوت بین حداقل و حداکثر دمای سالیانه منطقه می باشد ، در صورتی که آمار قابل قبول مورد نیاز برایT وجود نداشته باشد آن را برابر ±30 درجه سانتیگراد در نظر میگیریم.
درزهای انقطاع:
در ساختمانهای با پلان منظمی که نسبت طول به عرض ساختمان از 3 بیشتر باشد باید با ایجاد درز انقطاع آن را به مستطیل هایی تبدیل کرد که نسبت طول به عرض آنها از 3 بیشتر نباشد.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#10 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی پنجشنبه ۱۳ مهر ۹۱ - ۰۳:۴۵:۲۳

آشنایی با محدودیت های پروژه

هميشه دركنار تعريف اهداف مناسب، لازم‌است مشخص‌شود پروژه در چه‌سطحي امكان‌پذيراست؛ در پروژه‌هاي كوچك اين‌كار نياز به اندكي فكركردن دارد. اما در پروژه‌هاي بزرگ‌تر، محاسبه‌ي ريسك و محدوديت‌ها، خود پروژه‌ايست! هدف از تحليل ريسك و محدوديت‌ها، تعيين امكان‌پذيري پروژه باوجود محدوديت‌هاي اقتصادي، سياسي، قوانين و ساختارسازماني است كه حرفه‌ي شما را تحت فشاردارد.
چنين تحليل‌هايي نشان‌مي‌دهد كه آيا اهدافي كه چگونگي تعريف آنها را در شماره‌ي قبلي آموختيد، امكان‌پذير هستند يا نيستند.

برنامه‌ريزي، به‌معني تصميم‌گيري در زمان حال براي آينده، فعاليتي بدون ثبات‌است. بدي آب‌وهوا مساوي است با تاخير در اجراي برنامه، ورشكستگي پيمانكاراصلي: تاخير؛ اعتصابات‌كارگري: تاخير، اختلاف بين مديران: تاخير؛ تغييرقوانين: تاخير و ... . چگونه مي‌توان در چنين محيط بي‌ثباتي از اجراي برنامه درمدت زمان مقرر و تحت بودجه‌ي مشخص براي دستيابي به كيفيتي مشخص مطمئن‌بود؟

بسياري از مخاطرات پروژه را مي‌توان از قبل پيش‌بيني‌كرد و براي آن‌دسته كه پيش‌بيني ميزان‌شان ميسر نيست، مي‌توان تاحدودي احتمال رخداد را بررسي‌كرد؛ اينچنين از تاثير مسائل مختلف بر پروژه آگاه‌شده، اقدام‌لازم براي پيشگيري از بروز مشكل انجام‌مي‌شود. يك مديرپروژه‌ي خوب سعي‌مي‌كند تا مخاطره‌ي مرتبط با پروژه‌اش را در مسير دستيابي به اهداف كاهش‌دهد. محدوديت‌ها راحت‌تر از مخاطرات بيان‌مي‌شوند. محدوديت‌ها، واقعيات شغلي هستند كه روي امكانات شما براي رسيدن به اهداف معنامي‌يابند. فهم محدوديت‌ها و حدود پروژه، پيش‌نياز برنامه‌ريزي است.

محدوده‌ي پروژه و نوع‌قرارداد برمبناي محدوديت‌هايي تعيين‌مي‌شوند كه در محيط پروژه با آن روبرو هستيم. اين محدوديت‌ها كليه‌ي واقعيات محيط اجراي پروژه را به‌صورتي مهندسي و قابل بررسي، تبديل‌نموده، دراختيار برنامه‌ريزان براي تهيه‌ي برنامه‌اي واقعي و منطبق بر شرايط قرارمي‌دهند.

محدوديت‌ها عواملي مهم و تاثيرگذار در روندانتخاب، برنامه‌ريزي و اجراي يك پروژه هستند. ساخت يك واحد اداري را درنظر بگيريد؛ چه‌سوالاتي ممكن‌است درباره‌ي اين پروژه به‌ذهنتان برسد؟

● چه‌مقدار سرمايه و در چه‌زماني دردسترس است؟

● چه‌موقع پروژه بايد به‌اتمام‌برسد؟

● چه‌مقدار منابع براي انجام‌كار در درون سازمان پروژه نياز است؟

● چه‌مقدار از كار بايد به پيمانكاران سپرده‌شود؟

● آيا مي‌توان به‌اجماعي بين اعضاي مختلف تيم‌پروژه، مجريان و ساير افرادكليدي دست‌يافت و اين‌كار چه‌زمان و چه‌ميزان تلاش مفيد از شما طلب‌مي‌كند؟

● چه‌مقدار تجهيزات بايد براي رسيدن به اهداف پروژه تامين‌شود؟

● آيا راهي براي ارزان‌تر تمام‌كردن كار وجوددارد، درحاليكه به كيفيت لطمه‌اي نخورد؟

فرآيند پاسخ‌گويي به اين سوالات اولين گام در انطباق پروژه با واقعيات دنياي كسب‌وكار است. محدوديت‌ها، شمه‌اي از واقعيات هستند كه مي‌توان از آنها براي غربال و جداكردن بهترين ايده‌ها از ميان انبوه افكاري كه به‌ذهن مديران مي‌رسد، استفاده‌كرد.

محدوديت‌ها بايد پيش‌از آغاز كار برنامه‌ريزي پروژه، شناخته‌شوند و مدير ابزار لازم براي مقابله با آنها را فراهم‌آورد.

محدوده‌ي توانايي‌ها، محدوده‌ي نگراني‌ها

هرانسان توان كار درحوزه‌اي از امور، كه توانايي‌هاي او را تشكيل‌مي‌دهند، دارد. توانايي‌هاي افراد متفاوت است و شايد هيچ دوفردي از اين نظر شبيه هم نباشند. درمقابل توانايي‌ها، كه محدوديت‌هايي دارد، هرفرد حوزه‌اي از نگراني‌ها دارد، كه ممكن‌است هيچ محدوديتي نداشته، اموري را شامل‌شود كه درظاهر هيچ ربطي هم به فرد ندارد. بسياري از افراد هستند كه اسير نگراني‌هايشان مي‌شوند؛ ايشان به‌جاي توجه به آنچه‌كه دارند، مدام به آنچه ممكن‌است ايشان را بازدارد، فكركرده، خودبه‌خود از عمل بازمي‌مانند.

افراد موفق اما، روي داشته‌هاي‌خود تكيه‌كرده، هرچند به‌نگراني‌ها توجه دارند و آنها را در برنامه‌ريزي‌هاي خود لحاظ‌مي‌كنند، اما اجازه‌نمي‌دهند كه آن‌ها، از حركت بازشان دارند.

افرادموفق، به‌جاي تمركز بر نگراني‌ها، بر تواني‌هايشان متمركزمي‌شوند. تمركز بر تواني‌ها سبب‌مي‌شود تا فرد آزادي‌عمل‌بيشتري داشته، به‌ميزان توانايي‌هايش كاركند. او مي‌تواند با تمركز بر توانايي‌ها، رفته‌رفته، محدوده‌ي توانايي‌ها را افزايش‌داده، آن‌را به محدوده‌ي نگراني‌ها نزديك‌كند و روزي از آن پيشي‌بگيرد؛ درآن هنگام، او محدوده‌اي جديد و بزرگتري از توانايي‌ها و نگراني‌ها خواهدداشت و مي‌تواند همچنان به اين توسعه‌ي حلزونيِ توانايي‌هاي خود ادام

محدوده‌ي پروژه

مديرپروژه بايد بداند چه مسووليت‌هايي را برعهده‌گرفته‌است و پروژه تا چه حد گسترده‌است و چه‌اموري را دربردارد. منشاء بسياري از شكست‌ها، ناشناخته‌ماندن حدود پروژه بوده‌است. اختلاف بين طرفين، بيشتر به برداشت‌هاي مختلف آنها از محدوده‌ي پروژه بازمي‌گردد؛ هريك برخواسته‌ي خود پافشاري مي‌كند، درحالي‌كه طرف مقابل اساساً چيز ديگري را فهميده، درنظردارد.

پيش‌از آغاز هر پروژه‌اي بايد مهندسي دقيقي روي محدوده‌ي پروژه انجام‌شود. محدوده بايد براساس توان فعلي يا آينده‌ي سازمان قبول‌شود.

محدوده و پيچيدگي

محدوده، Scope، اندازه‌ي پروژه را بيان‌مي‌كند؛ وقتي يك پروژه را بررسي‌مي‌كنيد، اغلب محدوده‌اش را مطالعه‌مي‌كنيد. اكثر افراد تنها براي مديريت روي پروژه‌هايي با اندازه‌هاي مشخص مناسبند، برخي توان مديريت پروژه‌هاي كوچك و برخي تنها توان مديريت پروژه‌هاي بزرگ را دارند. بخش بزرگ اين توانايي‌ها به ظرفيت‌مالي افراد بازمي‌گردد. نمي‌توان انتظار داشت مديري كه پروژه‌هاي بزرگ و چند ميليارد دلاري را مديريت‌كرده، از پس پروژه‌هاي كوچك چندميليون توماني هم برآيد. در تعيين مدير مناسب براي هرپروژه، محدوده، از عوامل تاثيرگذاراست.

از آنجا كه محدوده بيانگر ميزان استفاده از منابع نيز هست، براي انجام يك‌كار خاص، كوچك‌كردن محدوده، مي‌تواند به مفهوم افزايش پيچيدگي باشد و به‌عكس افزايش محدوده از پيچيدگي‌ها مي‌كاهد. اين ارتباط به‌اين دليل است كه در كاهش محدوده‌ي يك‌پروژه كه قراراست قلم قابل‌تحويل معيني را بسازد، از آنجاكه نمي‌توان بر مشخصات قلم قابل‌تحويل اثرگذاشت، تنها مي‌توان بركاهش ميزان منابع يا سرمايه‌ي درگير تكيه‌كرد. از سويي بايد دقت‌كرد كه كاهش محدوده، براي يك‌كار خاص تنها تا نقطه‌ي معيني با كاهش منابع‌ممكن است و از آن نقطه به‌بعد، كاهش محدوده، ناگزير بر نوع قلم‌قابل‌تحويل نيز اثرمي‌گذارد.

همين مساله را تا حدودي مي‌توان در مقايسه‌ي چند پروژه، با اندازه‌هاي متفاوت اما در يك حيطه‌ي كاري، ديد. با افزايش محدوده‌ي پروژه، پيچيدگي‌هاي آن كاهش‌مي‌يابد. با اين‌حال نمي‌توان قانوني كلي در رابطه‌ي بين پيچيدگي و محدوده‌ي پروژه، بيان‌كرد. شرايط محيطي، دانش سازمان، نيروي انساني درگير، ميزان سرمايه، مخاطره‌ي پروژه و نوع قلم‌قابل‌تحويل، همگي از عوامل موثر براين رابطه هستند. شكل صفحه‌ي بعد، رابطه‌ي بين پيچيدگي و اندازه‌ي پروژه را تاحدودي نشان‌مي‌دهد.

تعيين محدوده

محدوده‌ي پروژه شامل يك يا چند مورد از ملاحضات زيراست.

● چه عوايدي از پروژه حاصل‌مي‌شود. براي اين‌منظور قلم‌قابل تحويلي اصلي بررسي‌مي‌شود.

● طول پروژه، به‌اين معناكه پروژه در چه‌حدودي از زمان بايد تمام شود.

● ملاحظات منابع پروژه، شامل: پول، نيروي انساني، ابزار و تجهيزات

سواي پروژه‌هاي كوچك، اغلب پروژه‌هاي بزرگ را باهدف ساده‌سازي مديريت، فشرده‌مي‌كنند يا به چند پروژه‌ي مجزا مي‌شكنند كه در طول يا عرض يكديگر حركت‌مي‌كنند. تعيين محدوده‌ي پروژه‌ها، كاري بسيار مشكل است و توجه به عوامل بسياري را طلب‌مي‌كند، ازجمله:

● توجه به تاثير توامان پيچيدگي و اندازه‌ي محدوده.

● توان سازمان، ميزان منابع بالقوه و بالفعل دردست و ميزاني كه براساس برنامه‌هاي توسعه‌ي سازمان مي‌توان تهيه‌كرد.

● سود و زياني كه از اندازه‌ي پروژه حاصل‌مي‌گردد.

● اعتبار سازمان و مقتضيات بازار ازجمله تاثير رقبا.

● چگونگي تعامل با مشتري، به‌عنوان صاحب پروژه.

تعيين محدوده‌ي پروژه كار خبرگان شركت است؛ افرادي كه علاوه‌بر تجربه‌ي اجرايي و مديريتي زياد، با شرايط سازمان و بازار نيز آشنا هستند و مشتري را به‌خوبي مي‌شناسند. روش‌هاي رياضي نيز در تعيين اندازه‌ي پروژه كاربرددارند. نمونه‌ي بسيار جالب اين مساله، كاربرد مدل‌هاي غيرخطي تحقيق‌درعمليات در فازبندي منطقه‌ي گازي پارس‌جنوبي است.

شش‌طبقه محدوديت‌هاي‌پروژه

برنامه‌ريزي تصميم‌گيري در زمان حال براي آينده است. هرچه بتوان آينده را دقيق‌تر پيش‌بيني‌كرد و هرچه بتوان عوامل تاثيرگذار بر كار درآينده را بهتر شناخت و بهتر تحليل‌كرد، مي‌توان انتظار برنامه‌ي موثرتر و كاراتري داشت. برنامه‌ريزي درمحيطي معنامي‌يابد كه در آن قيود و محدوديت‌هايي مطرح‌باشند؛ اگر هيچ محدوديت و هيچ قيدي وجودنداشته‌باشد، برنامه‌ريزي بي‌معناست. فرض‌كنيد درمحيطي منابع بي‌پايان دردست باشند، زمان‌تحويلي مشخص‌نشده‌باشد و كار را بتوان با هركيفيتي تحويل‌داد، دراين محيط هركس مي‌تواند به‌هر شكلي رفتاركند و برنامه‌اي نيازندارد.

متاسفانه، جهان پيرامون ما آميخته‌اي است از محدوديت‌هاي گوناگون است كه هريك به‌شكلي اثر خود را بر كار مي‌گذارند. سازمان‌هايي پيشرو هستند كه بتوانند عوامل تاثيرگذار بر كار را شناسايي و براساس ميزان تاثير آنها بركار خود، برنامه‌اي قوي تهيه‌كنند و مهم‌تر از برنامه‌ريزي تعهد كافي براي اجراي برنامه درخود ايجادكنند.

محدوديت اول: بودجه

بسياري از پروژه‌ها به‌حدي سريع پول جذب‌مي‌كنند كه متوجه نمي‌شويد! بودجه اولين محدوديت تمام پروژه‌هاي كوچك و بزرگ است. حتي در پروژه‌هاي فرهنگي كه افرادي بدون دريافت كارمزد براي انجام‌كار قدم پيش‌مي‌گذارند، نيز كمبود نفرات و کمبود اعتبار براي تهيه‌ي ملزومات، محدوديت است. بودجه‌ريزي پروژه، از وظايف مهم برنامه‌ريزان پروژه است و چگونگي تامين اعتبارات لازم براي پيشبرد اهداف‌پروژه از وظايف بسيار مشكل مديران‌ايراني است!

به‌خصوص در پروژه‌هاي بزرگ، علاوه‌بر تامين اعتبارات براي فعاليت‌ها، چگونگي چينش فعاليت‌ها و تعيين پيش‌نيازهاي آنها براي انجام موثركار با توجه به زمان احتمالي اخذ اعتبارات‌مالي مهم هستند.

مثلاً نمي‌توان دريك سال كل زيرسازي يك بزرگراه را تمام‌كرد و بدون تهيه‌ي اعتبار براي روكش آسفالت آن، منتظر رسيدن بودجه درسال بعدماند؛ باران و برف اثرمخربي روي زيرسازي خواهدگذاشت، به‌طوري‌كه بخشي از بودجه‌ي آسفالت بايد صرف مرمت زيرسازي شود. درچنين مواقعي مي‌توان بزرگراه را در قطعاتي مجزا به‌پايان رساند و قطعات را به‌تدريج به يكديگر متصل‌كرد. در فازبندي كار و تعيين اندازه‌ي بهينه‌ي محدوده‌ي هربخش، بودجه و چگونگي تامين آن از مهم‌ترين عوامل است. مديران بايد اطلاعات‌دقيق اخذ بودجه و چگونگي تعهدمالي تامين‌كنندگان را دريافت و دراختيار برنامه‌ريزان قراردهد و درمدت اجراي پروژه، به‌دقت اخذ بودجه از منابع را پيگيري‌كند.

محدوديت دوم: زمان

زمان براي هيچ‌كس صبرنمي‌كند! به‌خصوص براي مديرپروژه‌اي كه بايد ساخته‌اش را در زمان معيني تحويل‌دهد. برنامه‌ي پروژه، به دليل مشخص‌كردن زماني براي تحويل‌كار، به‌معني ترسيم يك قيد براي پروژه، همواره يك محدوديت است. به‌خصوص در پروژه‌هاي به‌هم پيوسته كه خروجي‌هاي يكي به‌عنوان ابزار يا بخشي از محصول نهايي پروژه‌ي ديگر است، فشار بر مديران براي تحويل به‌موقع بيشتراست. در چنين مواقعي برنامه‌ي پروژه و منابع موردنياز برمبناي زمان از قبل تعيين‌شده، تعيين‌مي‌شوند. در صنعت اين‌گونه برنامه‌ريزي را Pull System Planning گويند.

محدوديت زمان، در بازار رقابتي امروز به‌حدي است كه مديريت‌موثر زمان، به‌عنوان ابزاري براي نجات سازمان‌ها مطرح‌است. تفاوت بين پيشرو بودن و تقليدكردن تنها در زمان اولين تحويل به بازار است!

محدوديت سوم: افراد

مي‌توان با روش‌هاي مختلف پول يا تجهيزات لازم براي اتمام پروژه را تامين‌كرد، اما يافتن افراد خوب و كاري براي پروژه، افرادي كه واقعاً حلال مشكلات باشند، بسيارمشكل است. برخي افراد بدون قيمت هستند و پيشرفت يك پروژه تنها به‌حضور آنها بستگي دارد. جذب و استخدام افراد مناسب و از آن مهم‌تر نگاه‌داشتن آنها در تيم‌پروژه كار آساني نيست و هنري است كه مديران معدودي آن را داراهستند.

از سويي اختلافات بين افراد، چه درون تيم‌پروژه و چه با افرادي خارج از آن، امري هميشگي و حل‌وفصل آنها از وظايف مهم مديران است. اين اختلافات هميشگي هستند ولي بايد با مديريت مناسب، آنها را درجهت رشد سيستم به‌كارانداخت. درشماره‌هاي بعدي درباره‌ي چگونگي تشكيل تيم‌ها سخن خواهيم‌گفت.

محدوديت چهارم: محيط

واقعيات محيطي بر پروژه‌ها موثرند. تامين بودجه، تعيين‌برنامه و چگونگي عملكرد افراد همگي از واقعيات محيط اجراي پروژه تاثيرمي‌پذيرند. به‌عنوان مثال اعضاي تيمي كه پروژه‌اي را با موفقيت به‌اتمام رسانده‌اند، ممكن‌است در پروژه‌اي ديگر ناموفق باشند. ممكن‌است شرايط محيطي، حتي آب‌وهوا بر كار افراد، تجهيزات، صحت برنامه و ساير پارامترها تاثيرگذارد. اغلب لازم‌است تا پس‌از مدتي كوتاه از كاركرد پروژه، بين 5 تا 10 درصد پيشرفت پروژه، بازبيني جامعي از چگونگي تامين بودجه، برنامه و كاركرد افراد به‌عمل آيد تا از انطباق كامل آنها اطمينان حاصل‌شود. معمولاً دراين مرحله تغييرات كوچكي در برنامه‌ها و اعضاي تيم پديدمي‌آيد، چرا كه واقعيات محيط بهتر مشخص‌شده، مدير و برنامه‌ريزان پروژه مي‌توانند براي مقابله با آنها برنامه‌ريزي كنند.

محدوديت پنجم: ابزار و تجهيزات

در برنامه‌ريزي هر پروژه‌اي فرض‌مي‌شود كه ابزار موردنياز آن در زمان معين آماده‌مي‌شود. بسته به نوع و اندازه‌ي پروژه، ابزارهاي متفاوت و گاه خاصي براي انجام كارها لازمند؛ درصورت حاضربودن آنها و درستي كاركردشان، يكي از الزامات پروژه براي تكميل درزمان مقرر آماده‌است. اما تجهيزات ممكن‌است خراب‌شوند، بشكنند يا هم‌زمان در دو يا چند پروژه درگير باشند. ابزار و وسايل هم به‌لحاظ هزينه، باركاري و هم به‌لحاظ زمان تدارك‌شان ازجمله محدوديت‌هاي مهم پروژه هستند كه بايد در هنگام برنامه‌ريزي توجه لازم را به آنها داشت. گاهي تهيه‌ي ابزار و تجهيزات و تجهيزكارگاه پروژه، Mobilization، خود يك‌پروژه‌ي بزرگ است، درچنين مواقعي مدير پروژه‌ي مادر بايد تمام تمهيدات لازم براي به‌موقع آماده‌شدن تجهيزات و كارگاه و تنظيم هم‌پوشاني فعاليت‌ها را بيانديشد.

محدوديت ششم: اتفاقات غيرمنتظره (فورس‌ماژور)

نمي‌توان رفتار طبيعت را به‌دقت پيش‌بيني كرد اما مي‌توان باتوجه به داده‌هاي پيشين و نگاهي به تاريخ اثر بلاياي طبيعي را كم‌كرد. مثلاً ساخت يك ساختمان، مانند يك بيمارستان، دركنار رودخانه‌هاي شمال‌كشور كه احتمال وقوع سيل درآنها زياداست، كار درستي نيست يا ساخت يك دستگاه‌حساس از جنس آهن درخوزستان كه رطوبت درآن بالاست، غيرمنطقي است. شروع‌كار زيرسازي باندپرواز فرودگاه در ابتداي فصل زمستان يا روكش‌كردن زمين خيس با آسفالت، به‌نظر هركس غيرمنطقي مي‌رسد اما متاسفانه در هنگام برنامه‌ريزي ممكن‌است ناديده‌گرفته‌شوند؛ برنامه‌ي خوب برنامه‌اي است که همه‌ي عوامل موثر بر خروجي را شناسايي‌کرده، براي آنها چاره انديشي‌کند. هزينه‌هاي بسياري به‌دليل بي‌توجهي به اين نكات به‌صورت مستقيم يا غيرمستقيم به پروژه يا استفاده‌كنندگان خروجي‌هاي آن واردمي‌شود.

دركنار اين موارد قابل پيش‌بيني ممكن‌است گاهي اتفاقاتي درمسير پروژه پيش‌بيايند. زلزله، وقوع‌جنگ و تغييرناگهاني قوانين از جمله‌ي اين موارند. هرچند نمي‌توان چنين بلايايي را پيش‌بيني‌كرد اما برنامه‌ريزان خوب بايد راه‌كارهايي را پيش‌بيني‌كنند تا درصورت وقوع، پروژه كمترين آسيب را از آنها ببيند. دستورالعمل‌هاي تغيير، و بندهاي فورس‌ماژور در قراردادها از اين مواردند. به‌ياد داشته‌باشيم كه همه‌چيز را نمي‌توان پيش‌بيني‌كرد.

اهداف و كاركنان

يكي‌از تاثيرگذارترين عوامل تصميم‌گيري در هرسازماني، نيروي انساني آن است. هر مدير در تعيين اهداف سازمانش، نقش نيروي انساني را درنظرمي‌گيرد؛ آينده‌ي سازمان به‌نوعي دردست كاركنان و چگونگي تلاش آنهاست.

بدنيست در فرآيند تعيين اهداف، نظر كاركنان نيز پرسيده‌شده، از فكر ايشان در طراحي اهداف بهره‌ گرفته‌شود. به اين‌منظور:

1- كاركنانتان را تشويق‌كنيد كه پيشنهاداتي براي بهبود محيط‌كار يا ارائه‌ي خدمات به مشتريان بدهند.

2- يك فرم پيشنهاد تهيه‌كرده، آن‌را در تمام نقاط مهم سازمان، دردسترس همه قراردهيد.

3- پيشنهادهاي واصله را مروركنيد و درصورت نياز اطلاعات بيشتري از پيشنهاددهنده بخواهيد.

4- به‌محض دريافت يك پيشنهاد جديد شخصاً از پيشنهاددهنده تشكركنيد.

5- به‌صورت ماهانه، گزارشي از پيشنهادهاي دريافتي و چگونگي عملتان در برابر آنها منتشركنيد.

6- بهترين پيشنهاددهندگان را پاداش‌دهيد؛ قدرداني، بزرگ‌ترين مشوق افراد در ادامه‌ي کارشان است. و درآخر، مراقب آنها باشيد! ايده‌دهندگان افراد حساسي هستند

قدم‌به‌قدم تا تعيين‌اهداف

1- ابتدا فهرستي از تمام اهدافي كه به‌نظرتان مي‌رسد، تهيه‌كنيد. به‌هيچ قانوني توجه نكنيد، تنها تمام آنچه را كه به ذهن‌مي‌رسند يادداشت كنيد و اين فهرست را حداقل دوبار مروركنيد تا چيزي از قلم‌نيافتد.

2- فهرست را بادقت مطالعه‌كرده، مواردي كه ارتباط مستقيمي باجهت پروژه‌ندارند، حذف‌كنيد.

3- مواردي كه خود قدمي در رسيدن به ساير اهداف بوده، هدف‌نهايي پروژه نيستند، حذف‌كنيد. اكنون يك فهرست خالص از اهداف پروژه داريد.

4- فهرست را مجدداً و اين‌بار بادقت بيشتري مطالعه‌كنيد؛ دراين مرحله تمام اهداف نوشته‌شده را ازجهت دربر داشتن تمامي شش‌ملاك پروژه بررسي‌كنيد؛ مواردي كه شش ملاك را تامين‌نمي‌كنند، حذف‌كنيد. اكنون تخمين بزنيد كه آيا مي‌توان همه‌ي اين اهداف را در پروژه انجام‌داد؛ دقت‌كنيد كه برخي اهداف را نمي‌توان با اين پروژه، محقق‌كرد و انجام پروژه‌هاي ديگري براي تحقق آنها لازم‌است؛ اين هدف‌ها را حذف‌كرده، درجايي يادداشت‌كنيد تا در بررسي‌هاي بعدي و براي پروژه‌هاي بعد، مورد توجه قرارگيرند.

اگر تعداد اهداف كه بايد در اين پروژه، به آنها رسيد، زياد هستند، آنها را به‌نوعي كه افراد تيم‌پروژه را گيج‌نكنند، دسته‌بندي‌كنيد و با روش‌هايي كه در شماره‌ها‌ي قبل بررسي‌شدند، اولويت‌بندي‌كنيد. توجه‌كنيد كه لازم‌است تا اجماع همه‌ي افراد مهم‌درگير در پروژه را روي اين اهداف به‌دست‌آوريد.

پروژه‌ي موفق، پروژه‌اي است كه با كمترين تغييرات ممكن، اهدافش را دست‌دهد. چنانچه به‌هر دليلي، پروژه از مسير تعيين‌شده‌اش خارج‌شود، نيرو و تواني اضافه، بايد از سوي سازمان صرف بازگرداندن پروژه به مسير تعيين‌شده‌اش گردد؛ اين خود مي‌تواند مشكلات تازه‌اي را براي سازمان و ساير پروژه‌ها پديدآورد. هرگاه هدفي تعيين‌شده، به‌تاييد مي‌رسد، تمام سازمان، بايد خود را وقف انجام آن هدف سازد.

نكاتي در تعيين اهداف‌پروژه

در يك تعريف ساده، اهداف‌پروژه، ويژگي‌هايي هستند كه افراد مايلند درپايان پروژه به آن برسند. بسته به‌نياز، افراد و سازمان‌ها تمايل به دستيابي به اقلام‌فيزيكي يا غيرفيزيكي نظير دانش پيدامي‌كند و رفع اين نيازها يك هدف است.

● مجموعه‌ي اهداف پروژه‌اي كه شما مسووليت آن را برعهده داريد بايد اين حس را در اعضاي گروه، مشتريان و افراد مهم‌درگير بوجود آورند كه درنهايت آنها از نتايج پروژه منتفع‌خواهندشد. اگر يكي‌از افراد درگير در پروژه، از آن نفعي نبرد، يا تلاشي مثبت در جهت پيش‌برد اهداف ارائه‌نمي‌كند يا به‌سوي سازمان‌هاي ديگر متمايل‌مي‌شود. اهداف بايد به‌گونه‌اي تعيين‌شوند كه در پايان آن همه‌ي افراد احساس‌كنند سودي از انجام آن برده‌اند؛ اين سود الزاماً مادي نيست و مي‌تواند دركسب مهارت و دانش يا معروفيت و كسب قدرت نمود پيداكند.

● روي اهداف پروژه بايد به‌خوبي مطالعه‌شود؛ حتي بديهي‌ترين سووالات بايد بادقت و وسواس زيادي بررسي‌شوند تا اين اطمينان حاصل‌شود كه ايده‌ها واقعاً به‌خوبي، تصوري كه از آنها مي‌رود، هستند.

● اهداف بايد شاخص‌هاي لازم براي سنجش ميزان موفقيت، در انجام‌پروژه را فراهم‌آورند. اين شاخص‌ها بايد شامل اندازه‌گيري‌هايي روي سه عامل اساسي پروژه، زمان، منابع و كيفيت، باشد.

● اهداف پروژه بايد در تيم‌مركزي پروژه بررسي‌شده، پيش‌از آغازكار و ورود به مرحله‌ي بعد اجماعي روي آنها حاصل‌شود.

هرچند مي‌توان پروژه‌اي را كه هدفش مشخص‌نيست مديريت‌كرد و درظاهر نتايج را با موفقيت تحويل‌داد، اما درنهايت شما به‌دليل ساخت چيز بدون فايده‌اي شكست‌خورده‌ايد. چيزي كه درخدمت ساخت يك هدف نيست و نيازي را پاسخ‌نمي‌دهد.

قلم‌قابل‌تحويل، Deliverable، هرچيز قابل‌اندازه‌گيري، ملموس و قابل تعريف كه درطول پروژه بايد ساخته‌شود، راگويند؛ اما اغلب به نتايج‌پاياني پروژه اطلاق‌مي‌شود كه مي‌تواند شامل يك كالا، خدمت يا گزارش مهندسي باشد و درطول مدت اجراي پروژه توليدشده، بايد از سوي كارفرما تاييدشود. اقلام قابل‌تحويل اغلب به‌عنوان بخش‌هايي از اهداف پروژه مطرحند.

پروژه‌ها مي‌توانند اقلام‌قابل‌تحويل مياني داشته‌باشند، مثلاً براي انجام پروژه‌اي خاص ابتدا بايد وسيله‌اي تعميرشود. وسيله‌ي تعميري يكي از اقلام قابل‌تحويل مياني است.

شش ويژگي اهداف‌پروژه

هدف‌گذاران پروژه، در تعيين اهداف بايد شش‌معيار مهم اهداف را در نظربگيرند تا پروژه بتواند توليد ارزش كند. اين شش ويژگي، مختص اهداف پروژه‌ها نبوده، اصول آنها را بايد براي كليه‌ي اهداف سازمان رعايت‌كرد. هدف‌بايد، مشخص، قابل دسترسي، داراي بعدزماني، قابل‌اندازه‌گيري، داراي مسوول‌تحويل مشخص و موردتاييد عام افراد پروژه باشد.

ملاك اول: هدف بايد مشخص و روشن (Specific) باشد.

اهداف بايد به‌روشني، مشخصاتِ خروجي‌هاي پروژه را بازگوكنند؛ به‌گونه‌اي كه اگر مديرلايق ديگري جاي مدير فعلي را پركند، بتواند به‌راحتي منظور از كار را درك‌كرده، آن‌را ادامه‌دهد. از همكاران و صاحب‌نظران ديگر بخواهيد اهداف پروژه‌ي شما را مطالعه‌كنند، سپس از آنها سوالاتي درباره‌ي پروژه بپرسيد؛ چگونگي درك آنها از منظور پروژه، مي‌تواند نشانگر موفقيت شما در تعريف هدف‌باشد. پاسخ‌هايي گنگ به سووالات شما و افرادي كه كاملاً

متوجه منظور پروژه نشده‌اند، نشان‌دهنده‌ي لزوم بازتعريف اهداف هستند. اهداف را با زبان‌مهندسي و بالغات استاندارد مهندسي بيان‌كنيد.

هرچه هدف براي مدير و طراحان، مجريان و ساير اعضاي گروه‌كاري پروژه روشن‌تر باشد، بهتر مي‌توانند دركتار يكديگر كاركرده، تلاش‌هاي خود را تنها معطوف به خواسته‌هاي پروژه‌مي‌كنند. بهتراست مدير كليه‌ي ويژگي‌هاي خروجي پروژه را بررسي و آن‌را براي اطلاع عموم مكتوب‌كند.

ملاك دوم: هدف بايد واقعي (Realistic) و دست‌يافتني باشد.

اهداف بايد شدني و درحوزه‌ي واقعيت تعريف‌شوند. تعيين دست‌يافتني بودن يا نبودن اهداف بستگي به شرايط انجام‌دهندگان پروژه و محيط اجراي پروژه دارد. ممكن‌است هدفي كه دريك سازمان شدني‌است در سازمان ديگري نشدني تلقي‌گردد. مثلاً ممكن‌است ساخت يك برج 100طبقه براي يك‌شركت كوچك عمراني نشدني باشد و براي ديگري امري قابل ساخت تلقي‌شود. هدف‌گذاران بايد پيش‌از آغاز هدف‌گذاري، شناخت جامعي از توان سازمان خودداشته‌باشند. اگر اهداف درسطح توان سازمان تعريف‌شوند، كاركنان با آسودگي خاطر و اطمينان از توانايي‌هاي خود كار را آغاز و در فضايي به‌دور از فشارهاي عصبي، كار را به پايان‌مي‌برند.

از سويي بايد به‌ياد داشت كه سازمان‌ها مي‌توانند توان خودرا براي رسيدن به‌يك هدف افزايش‌دهد؛ هدف‌گذاران پروژه بايد با پروژه‌هاي موازي با پروژه‌ي خود در سازمان و خروجي‌ها و تاثيات احتمالي آنها بر اين پروژه آگاه‌باشند.

ملاك سوم: هدف بايد داراي بعد زماني (Time Component) مشخص باشد.

درهدف بايد به‌روشني مشخص‌شود كه تا چه‌زماني بايد به‌نقطه‌ي موردنظر رسيد؛ نداشتن زمان تحويل مشخص براي اهداف، يعني مشخص‌نبودن آن. درنظر بگيريد كه سوادآموزي و اخذ مدرك ديپلم، هدفي براي يك‌فرد باشد؛ اگر اين فرد ديپلم خود را در سن 40سالگي دريافت‌كند، آيا مي‌توان از موفقيت او مطمئن‌بود؟

تعيين‌زمان براي دستيابي به اهداف برمبناي واقعيات كار، محيط و توان سازمان محاسبه‌مي‌شود يا به‌دليل رقابت درمحيط به‌آن اجبارمي‌شود. سازمان بايد زمان را بشناسد و بداند كه انجام يك‌كار تا چه‌زماني مي‌تواند مفيد باشد و پس‌از آن، انجام‌كار سود چنداني ندارد. گاهي اوقات بايد باتوجه به منابع دردست و چگونگي تخصيص آنها به پروژه، تغييراتي در هدف داد.

ملاك چهارم: هدف بايد كمّي و قابل اندازه‌گيري (Measurable) باشد.

موفقيت يا شكست پروژه در دست‌يابي به‌اهداف، بايد به‌نوعي اندازه‌گيري شود. ازاين‌روست كه اهداف بايد داراي اجزاي قابل اندازه‌گيري باشند و استانداردها، يا همان خط‌كش اندازه‌گيري، براي بررسي آنها پس‌از دست‌يابي نيز مشخص‌شوند. هر پروژه بايد داراي قلم قابل‌تحويلِكاملاً تعريف‌شده‌اي باشد كه بتوان كيفيت آن را با شاخص‌هايي معين اندازه‌گرفت. هرچند مقوله‌ي كيفيت، در علوم‌مهندسي، حياتي است، اما نبايد در امور مهندسي كيفي سخن‌گفت. در مهندسي كلمات خوب و بد، اولين يا بزرگترين، مفهومي‌ندارند، اين شاخص‌ها هستند كه مي‌توانند حكم‌دهند چيزي تحت استانداردي مشخص قابل قبول‌هست يا خير. موفقيت پروژه تنها با تحويل به‌موقع اقلام‌قابل‌تحويل، تحت بودجه‌ي مقرر معني‌دارد.

اين ويژگي اهداف از بحث‌برانگيزترين مسايل پروژه است. عده‌اي معتقدند در برخي پروژه‌ها، نظير پروژه‌هاي اجتماعي و فرهنگي، اهداف كيفي هستند و نمي‌توان آنها را اندازه‌گرفت؛ اين نظر درست‌نيست. بهرحال بايد به‌شكلي از نقطه‌ي توقف پروژه و موفقيت يا شكست آن آگاه‌شد. هر نقطه‌ي هدفِ كيفي، حتي احساسات، را مهندسان بايد به‌شكلي قابل اندازه‌گيري درآورند. مثلاً بالابردن سطح آگاهي مادران‌ يك پروژه در حوزه‌ي علوم‌اجتماعي است، بايد تعريف‌كرد كه ميزان آگاهي فعلي چه‌حدي است و بايد به‌كدام نقطه‌ي مشخص برسد.

ملاك پنجم: هدف بايد مورد توافق جمعي (Agreed Upon) باشد.

پيش‌از آغاز پروژه، كليه‌ي افراد كليدي بايد به اجماعي روي نتايج درخواستي يا همان اهداف پروژه برسند. اگر اجماع افراد درگير در پروژه به‌دست‌نيايد
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#11 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی يكشنبه ۱۶ مهر ۹۱ - ۱۸:۲۴:۴۵

تجهیز و برچیدن کارگاه
یکی از مباحث مهم و اثر گذار در پیشرفت کار و کیفیت اجرای پروژه تجهیز کارگاه می باشد.این موضوع به طور مستقیم و غیر مستقیم بر توانایی های نیروی انسانی و بهره وری و اثر بخشی منابع مورد نیاز پروژه تاثیر بسزایی دارد.یک تجهیز خوب می تواند یک فرایند خوب را هدایت سیستماتیک کند و یک تجهیز بد،آشفتگی ،روزمرگی و هدر دادن منابع موجود در کارگاه را موجب شود .
تمامی همکاران که به نوعی در کارگاه حضور داشته و یا با فعالیتهای کارگاهی آشنایی دارند به این مهم واقف هستند.نوع پروژه ها چه به لحاظ مقادیر و احجام و چه به لحاظ منابع و نوع فعالیت ها و حتی مناطق جغرافیایی متفاوت باعث شده است که نتوان طرحهای طبقه بندی شده و از پیش تعیین شده و دارای کد برای تجهیز ترسیم کرد.

تجهیز کارگاه عبارت است از: عملیات اقدامها و تدارکاتی است که باید بصورت موقت برای دوره اجرای انجام شود تا آغاز و انجام دادن عملیات موضوع پیمان طبق سند و مدارک پیمان میسرشود .
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#12 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی سه شنبه ۱۸ مهر ۹۱ - ۲۲:۳۲:۰۵

اجرای اسکلت فلزی(1)
تاریخچه سازه‌های فولادی
استفاده از فلز بعنوان مصالح به ساخت یک پل قوسی در انگلستان به دهانه 30 متر با استفاده از اعضای چدنی بین سالهای 1777 تا 1779 برمیگردد. حدوداً از سال 1840 بتدریج آهن کم کربن ( چکش خوار) جایگزین چدن معمولی در امور ساختمانی شد.
با تولید و نورد نیمرخهای مختلف از جنس چدن و آهن کم کربن استفاده از این دو فلز، گسترش بیشتری یافت. نورد میلگردها در سال 1780 و نورد ریلها در سال 1820 شروع شد که نهایتاً به نورد نیمرخ‌هایی به اشکال امروزی در سال 1870 انجامید. در حال حاضر فولاد از عمده‌ترین مصالح ساختمانی میباشد که با تنشهای جاری شدن متغیر بین 2400 تا 7000 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع به منظورهای مختلف تولید میشود.
اجرای اسکلت فلزی
روند کلی پیشرفت یک پروژه ساختمانی شامل 3 قسمت ( فاز) به شرح زیر می‌باشد:
فاز 1: الف) مطالعات ب) تهیه نقشه‌های معماری
فاز2: الف)تهیه نقشه‌های اجرائی سازه ب) متره و برآورد
فاز3:الف) اجرا ب) نظارت
مزایای ساختمان‌های فولادی:
1-اجرای این ساختمان‌ها خیلی سریع پیشرفت می‌کند در صورتیکه برای ساختن ساختمان‌های بتنی زمان بیشتری مورد نیاز است.
2-ستون‌ها و قطعات باربر ساختمان‌های فلزی فضای کمتری را اشغال می‌نمایند و این خود باعث بوجود آمدن سطح مفید زیادتر در ساختمانهای فلزی میگردد ، در صورتیکه برای ساختن ساختمان‌های بتنی ناچار به ایجاد و ساختن دیوارها و ستون‌های قطورتر می‌باشیم.
3-ساخت قطعات ساختمان‌های فلزی در خارج از محوطه کارگاه ( مثلاً در کارخانه‌های فلز کاری) ممکن بوده و این خود از لحاظ دقت کار و کیفیت بهتر قطعات و نیز از لحاظ اقتصادی به صرفه می‌باشد.
4-ساختن ساختمان‌های فلزی ( البته فقط در قسمت فلز کاری) کمتر تابع آب و هوا و عوامل جوی می‌باشد در صورتیکه ادامه کار ساختمان های بتنی در هوای زیر صفر امکانپذیر نیست.
5-امکان تقویت ساختمان و ایجاد تغییرات در اسکلت بعضی قسمت‌های آن بعد از اتمام کار و بالاخره امکان نزدیک بودن فرضیات با عمل در ساختمان‌های فلزی از مزایای آن میباشد زیرا برخی از فرضیاتی که در ساختمان‌های بتنی مورد استفاده قرار میدهیم به سختی با عمل انطباق دارند از جمله همگن بودن بتن و فولاد و مساوی بودن تنش و کرنش این دو ماده که عملاً همگن نمی‌باشد ولی در ساختمان های فلزی چون از یک ماده استفاده می‌نمائیم فرضیات به عمل نزدیکترست.
معایب ساختمان‌های فولادی
1-این نوع ساختمان‌ها در مقابل آتش سوزی بسیار ضعیف بوده و با کوچکترین حریقی که در کنار ستون ایجاد شود فوری فولاد گداخته شده و در مقابل بار وارد کمانش کرده و بسرعت ممان‌های موجود در قطعات افزایش یافته و ساختمان تخریب میشود به همین علت است که در بعضی از کشورها سازندگان ساختمانهای فلزی مجبور هستند برای ساختمان خود پله‌های بتنی ایجاد نمایند تا در موقع آتش سوزی ساکنان ساختمان بتوانند خود را نجات دهند.
2-ساختمانهای فلزی در مقابل عوامل جوی و خورندگی بسیار ضعیف بوده و به همین علت دارای عمر کوتاهتری می‌باشند.
3-به علت نازکی دیوارها در مقابل حرارت و صوت عایق نیستند.
4-در ساختمان‌های بتنی سرمایة کار در قسمت اسکلت سازی بتدریج در کار تزریق میشود حال آنکه در ساختمانهای فولادی این کار یکباره، صورت میگیرد که این در واقع از لحاظ سرمایه‌گذاری و مدیریت پروژه جزو معایب سازه‌های فولادی به احتساب می‌آید.
کاربری ساختمان
مسلماً هر بنائی برای کاربری خاصی احداث میشود و نمی‌توان از یک بنای معین جهت کاربری‌های متعدد استفاده نمود چرا که اگر بعنوان مثال از یک واحد مسکونی بجای یک واحد کوچک اداری و یا درمانی و یا مواردی مشابه استفاده شود به لحاظ رفت و آمدهای فراوان و استفاده مکرر از راهرو، اطاقها، سرویسها و آبریزها ضایعات پیش بینی نشده‌ای در کوتاه مدت به کل بنا وارد میشود، مثال بارز این موضوع دانشکده‌های دانشگاه آزاد اسلامی است که ساختمان مسکونی را تبدیل به فضاهای آموزشی کرده‌اند.
خلاصه‌ای در مورد بتن:
شروع قرن نوزدهم همراه با کشف سیمان و سپس تولید بتن تحول شگرفی در اجرای طرحهای مختلف عمرانی بوجود آورده بتن در واقع سنگی است که از ترکیب سیمان، شن، ماسه و آب متناسبی که در درون قالب با شکل و ابعاد مورد نظر بدست می‌آید.
توده اصلی بتن، سنگدانه ةای درشت و ریز می‌باشد و فعل و انفعالات شیمیایی بین سیمان و آب که به صورت شیره‌ای اطراف سنگدانه‌ها را می‌پوشاند، باعث یکپارچگی و چسبیدن سنگدانه‌ها به یکدیگر میشود.
مهمترین خصوصیات بتن مقاومت آن در مقابل تنشهای فشاری می‌باشد. از دیگر خصوصیات قابل ذکر بتن میتوان به موارد ذیل اشاره کرد.
مقاومت خوب در مقابل آتش سوزی
عایق صوت و حرارت
عمر بالا و دوام
البته لازمه رسیدن به هر کدام از موارد فوق الذکر این است که در هنگام تهیه بتن و عمل آوری آن و زمان گیرش آن مراقبت‌های لازم صورت پذیرد.
مهمترین صفت بتن، کمبود تاب کششی آن است که برای حل این مسئله به دو روش زیر عمل میشود:
1-تسلیح بتن برای تحمل تنشهای کششی
2-ایجاد پیش تنیدگی در بتن برای جبران تنشهای کششی که در مرحله اجرا در آن ایجاد خواهد شد.
در هر روش از میلگردهای آجدار که چسبندگی خوبی با بتن و ضریب انبساطی تقریباً یکسانی دارد استفاده میشود.
فرق اساسی بتن آرمه و بتن پیش تنیده در آن است که بتن آرمه، فولاد و بتن هنگام ساخت به طور ساده در کنار هم قرار می‌گیرند و تنش در هر دو منطقه کششی مقطع، از نوع کشش است، در حالیکه در بتن پیش تنیده یک نوع اتحاد فعال بین آنها وجود دارد، به این ترتیب که ابتدا فولاد توسط جک‌های هیدرولیکی بسیار قوی کشیده می‌شود و پس از ایجاد پیوستگی کامل بین بتن و فولاد به آرامی رها می‌گردد و بتن را تحت تنش فشاری قرار میدهد. در مرحله بهره‌برداری، تنش فولاد از نوع کشش و تنش بتن از نوع فشار میباشد.
یکی از مشکلات بتن آرمه ایجاد و توسعه ترک است. علت این مورد بخاطر این است که افزایش طول فولاد در مرحله بهره‌برداری ملزم به ایجاد ترک می باشد. با افزایش تنش کششی در فولاد عرض ترک‌ها زیادتر خواهد شد. اگر عرض ترک‌ها محدود نشود، روی پایایی سازه‌ها اثرات نامطلوبی میگذارد لذا در اجرا برای جلوگیری از این مشکل طول نسبی فولاد را محدود می‌نمایند و چون اساس کشسانی فولاد نسبت تنش به کرنش برای انواع مختلف آن مقادیر ثابتی دارد، لذا با محدود کردن تنش فولاد، عرض ترکها به مقادیر پیش بینی شده‌ای محدود خواهند شد به همین سبب هیچ وقت در کارگاههای معمولی از میلگرد با تنش بیشتر از (5000 کیلوگرم بر سانتی‌مترمربع) استفاده نمیشود. طبق آیین نامه.
کلیات اجرا
جهت ساخت ساختمانی با مشخصات مشخص بعد از پیاده کردن زمین ( یعنی مرحله گچ و خاک) بایستی اقدام به گودبرداری نمود و بایستی توجه کرد که گودبرداری تا زیر سطح پی انجام شود مرحله بعدی ریختن بتن مگر میباشد که در واقع به منظور آماده ‌سازی سطح زمین جهت پی‌سازی میباشد قدم دیگر برای پی‌سازی قالب بندی میباشد پس از قالب بندی نوبت به آرماتورگذاری می‌رسد ( جهت پی‌ها و شناژها) اما جهت نصب صفحه ستونها بایستی پس از تراز اولیه آنها اقدام به این کار کرد بتن ریزی پی‌ها و شناژها و همچنین ویبره نمودن آنها مرحله بعدی می‌باشد و همچنین صفحه ستون‌ها نیز هواگیری و تراز مجدد می‌شوند. بعد از ساختن تمامی ستون‌ها نوبت به نصب ستون‌ها میرسد البته باید دقت نمود که کلیه تیرهایی که جهت کلاف کردن ستونها مورد استفاده قرار می‌گیرند قبل از به محل آمدن جرثقیل آماده شوند. ( بعنوان نمونه نبشی زیر سری قبلاً به تیر جوش داده می‌شوند و هنگام نصب فقط اتصال آن به ستون باقی میماند) علت این مسئله هزینه بالای کرایه جرثقیل می‌باشد. پس با این تدبیر از هر گونه اتلاف وقت جلوگیری شده است همچنین نصب ستون‌ها به این صورت میباشد که از 4 نبشی که وظیفه نگهداری اولیه ستون را دارند دو نبشی قبلاً به پای ستون جوش شده‌اند و دو نبشی دیگر هنگام برپا کردن ستون ها به صفحه ستون و ستون جوش می‌شوند و ستون توسط وسیله‌ای به نام شاغول تراز میگردد پس از نصب ستون‌ها بایستی توسط تیرها ، ستونها را به یکدیگر کلاف نمود.
مرحله بعدی تهیه شابلون برای تیرهای لانه زنبوری و ساخت و اتصال آنها به ستون‌ها توسط نبشی می باشد پس از این مرحله مهاربندی اجرا می شود نوع سیستم مهاربندی این پروژه، بادبندهای ضربدری می‌باشد. سپس اسکلت عایق کاری شده و راه پله نیز جهت تسهیل اجرای سقف اجرا میشود نکته مهم در انجام تأسیسات این است که حتماً پس از مرحله گچ و خاک ( نازک کاری) انجام شود.
قبل از شروع هر نوع عملیات ساختمانی باید وضعیت محل ساختمان و وضعیت آن نسبت به خیابان‌های اطراف بررسی شود در صورتی که ساختمان بزرگ باشد پستی و بلندی و سایر عوارض زمین می‌باید توسط مهندسین نقشه‌بردار تعیین گردد همچنین باید محل چاه‌های فاضلاب و چاه ابهای قدیمی که ممکن است در هر زمینی موجود باشد تعیین شده و محل آن نسبت به پی سازی مشخص گردد در صورت لزوم این چاه‌ها با بتن یا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به زمین تعیین شده و نسبت به ریشه کنی آن محل اقدام شود و خاک‌های اضافی به خارج از محوطه انتقال یابد و بالاخره شکل هندسی زمین و زوایای آن کاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.
اولین قدم در اجرای ساختمان پیاده کردن نقشه می‌باشد یعنی انتقال نقشه ساختمان از روی پلان به روی زمین به ابعاد اصلی.
این امر با استفاده از نقشه‌های پی کنی تحقق می‌یابد. در پروژه‌های بزرگ از ضروریات این قسمت حتماً استفاده از دوربین‌های نقشه‌برداری می‌باشد ولی برای پیاده کردن ساختمان‌های معمولی و کوچک از متر و ریسمان بنائی که به آن ریسمان کار هم میگویند استفاده میشود.
بعد از اتمام کار پیاده کرد نقشه و قبل از اقدام به گودبرداری باید حتماً مجدداً اندازه‌های نقشه پیاده شده را کنترل نماییم تا حتی المقدور از وقوع اشتباهات احتمالی جلوگیری شود.
بطور کلی باید همیشه توجه نمود که پیاده کردن نقشه یکی از حساسترین و مهمترین قسمت اجرای یک طرح بوده و کوچکترین اشتباه در آن موجب خسارت‌های فراوان و جبران ناپذیر خواهد شد.
رپر
با توجه به اینکه هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمین دارای ارتفاع معینی می‌باشد باید در طول مدت اجرا در هر زمان قابل کنترل باشد برای جلوگیری از اشتباه قطعه بتنی با ابعاد دلخواه ( معمولاً 40*40 با ارتفاع 20 سانتیمتر) در نقطه‌ای دورتر از محل ساختمان می‌سازند بطوریکه در موقع گودبرداری و یا پی کنی به آن آسیب نرسد و در طول مدت ساختمان تمام ارتفاعات را نسبت به آن میسنجند به این قطعه بتنی اصطلاحاً رپر گویند. در بعضی ساختمانهای کوچکتر روی اولین قسمتی که ساخته میشود ( مانند اولین ستون) علامتی میگذارند و بقیه ارتفاعات را نسبت به آن می‌سنجند.
گودبرداری
بعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن اقدام به گودبرداری میشود. این عمل چنانچه محل گودبرداری بزرگ نباشد از وسائل معمولی از جمله بیل و کلنگ و فرغون استفاده می‌شود البته این کار تا عمق معینی که عمل پرتاب با بیل به بالا امکان‌پذیر است ( مثلا 2 متر) عمل گودبرداری را ادامه میدهند و بعد از آن پله‌ای ایجاد نموده و خاک حاصله از عمق پائین‌تر را روی پله ایجاد شده ریخته و از روی پله دوباره به خارج متتقل مینمایند برای گودبرداری‌های بزرگتر استفاده از بیل و کلنگ مقرون به صرفه نیست و بهتر است از وسایل مکانیکی مانند لودر و غیره استفاده شود. در این گونه موارد برای خارج کردن خاک از محل گودبرداری و حمل آن به خارج کارگاه معمولاً از سطح شیب‌دار استفاده میشود بدین طریق که در ضمن گودبرداری سطح شیبداری در کنار گودبرداری برای عبور کامیون و غیره ایجاد میگردد که بعد از اتمام کار، این قسمت توسط کارگر برداشته می‌شود.
تا چه عمقی گودبرداری را ادامه میدهیم؟
ظاهراً حداکثر عمق مورد نیاز برای گودبرداری تا روی پی می‌باشد به علاوه چند سانتیمتر بیشتر برای فرش کف و عبور لوله‌ها ( در حدود 20 سانتیمتر که 6سانتیمتر برای فرش و 14 سانتیمتر برای عبور لوله) می‌باشد که در این صورت می‌باید محل پی های نقطه‌ای ( منفرد) یا پی‌های نواری و شناژها را با دست خاکبرداری نمود ولی بهتر است که گودبرداری را تا زیر سطح پی ادامه دهیم، زیرا در این صورت قالب‌بندی پی‌ها آزادی عمل بیشتری داشته در نتیجه پی های ما درست‌تر و متناسب ‌تر خواهند بود و در ثانی میتوانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین نخاله‌های ساختمان را در فضای آزاد شده پی‌ها بریزیم که این مطلب از لحاظ پایین آوردن هزینه‌ها مقرون به صرفه است، زیرا معمولاً در موقع گودبرداری کار با ماشین صورت میگیرد در صورتی که برای خارج نمودن نخاله‌ها و خاک حاصل از چاه فاضلاب از محیط کارگاه می‌باید از وسایل دستی استفاده نمائیم که این مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار با ماشین می‌باشد.
شیب دیواره‌های محل گودبرداری
برای جلوگیری از ریزش دیواره‌های محل گودبرداری به داخل گود معمولاً دیواره اطراف باید دارای شیب ملایم به سمت خارج گود داشته باشد که با خط عمود زوایه می‌سازد. اندازه این زاویه بستگی به نوع خاک محل گودبرداری دارد که هر قدر خاک محل سست‌تر و ریزشی‌تر باشد اندازه زاویه بزرگتر خواهد شد. البته به این نکته باید توجه داشت که چون فاصله بین دیوار محل گودبرداری و دیوار ساختمانی یعنی همین فاصله که به وسیله زاویه ایجاد میشود می‌باید با مصالح ساختمانی مانند شفته یا بتن مگر و غیره پر شود که این خود مستلزم هزینه می‌باشد هر قدر این زاویه کوچکتر باشد از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه‌تر است.
جهت جلوگیری از پرداخت هزینه بیشتر و عدم انجام کار اضافی در موقع گودبرداری در زمین‌های سست بعضی وقت‌ها در صورت امکان اقدام به ایجاد دیوارهای حائل می‌نمایند. دیوارهای حائل دارای انواع مختلفی میباشند که دیوارهای حائل چوبی و فلزی را میتوان نام برد.
شروع و ختم ساختمان:
معمولاً جهت اجرای ساختمان بایستی با زمان‌بندی مشخص با توجه به نقشه‌های لازم و آماده شده، مسائل اقتصادی و اجرائی و تمام موارد جنبی مبادرت به انجام کار نمود. اکثر اوقات شروع کار با پیگیری مراحل مختلف اجرا و با سرعت بخشیدن در پیشبرد آن و بدون تعطیلی در زمان‌های طویل بنایی ساختمان دنبال شده تا در مدت زمان پیش بینی شده به مراحل پایانی و نهائی ساختمان برسیم.
قبل از شروع یک طرح ساختمانی کوچک و یا بزرگ بایستی مقاومت زمین زیر پی و دیوارها برای طرح مشخص شود تا بتواند بر مبنای آن محل ستون‌ها و دیوارها و در مجموع طرح را به وجود آورد.
معمولاً زمین‌های مرغوب دارای رنگ سبز تیره بوده، دانه‌های خاک متراکم و چسبندگی زیادی را دارا می‌باشد. انواع گوناگون زمین ماسه‌ای، رسی، سنگی مخلوط نامناسب هستند.
اکثر زمین‌های ایران دارای خاکهای رسی می‌باشند. این زمین‌ها دارای مقاومت بوده و چنانچه علاوه بر خاک ریز دانه و درشت در آنها وجود داشته باشد قابل اطمینان خواهد بود.
بطور کلی زمین دارای لایه‌ها و مواد متشکله مختلفی می‌باشد که با توجه به اهمیت طرح بایستی در قشرهای متعدد مورد ازمایش قرار گیرد در بناهای معمولی با چاه کنی و خروج لایه‌های خاک از نوع زمین مطلع میشویم ، اما جهت احداث بناهای مرتفع بوسیله گمانه زدن از لایه‌های مختلف خاک آن را مورد آزمایشات گوناگون قرار داده تا با اطمینان کافی مراحل مختلف پی‌سازی و احداث بنا انجام گیرد.
مطالعات تحت الارضی
کسب اطلاعات اولیه: این مرحله شامل جمع‌آوری اطلاعاتی درباره سازه مورد ساخت و استفاده عمومی از آن و شناسائی کل ظاهری منطقه است. در خصوص ساختمان‌های معمولی، بار تقریبی و فواصل ستون‌ها محدودیت‌های آئین‌نامه های ملی و محلی باید معلوم باشد.
اما اطلاعات کلی در مورد خاک منطقه و نقاط مجاور آن را می‌توان از منابع زیر تهیه کرد:
1-نقشه‌های زمین شناسی که از طرف سازمان زمین‌شناسی منتشر میشود.
2-گزارش‌های زمین‌شناسی و ژئوتکنیک که برای تأسیسات نزدیک به منطقه مورد نظر تهیه شده است.
بازدیدمحلی: هدف از بازدید کسب اطلاعات زیر است.
1-توپوگرافی عمومی منطقه ترانشه‌های زهکشی، وجود خاک دستی، بررسی وضعیت ترکها و ناپایداری احتمالی در شیب‌ها، بررسی خاصیت تورم خاک و سایر عوامل از این دست.
2-بررسی لایه‌بندی خاک به وسیله رخنمونها و یا ترانشه‌ها مصنوعی که ممکن است در آن حوالی باشد.
3-با بررسی تراز آب در چاه‌های موجود در منطقه میتوان تراز آب زیرزمینی را تعیین کرد.
4-بررسی شالوده‌های ساختمان‌های اطراف و عملکرد آنها، اطلاعات مفیدی برای تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب نوع شالوده ساختمان مورد نظر بدست می‌دهد.
5-با مطالعه گزارش آزمایشگاه مکانیک خاک انجام شده برای ساختمانهای مجاور اطلاعات مفیدی از وضعیت خاک‌های تحت الارضی میدهد.
6-احداث چند چاهک در حین بازدید محلی، کمک بزرگی در طرح ریزی عملیات شناسائی خواهد بود.
شالوده‌ها
قسمتی از سازه است که غالباً پایین تر از سطح زمین قرار می‌گیرد و نیروهای ناشی از سازه را به پی – خاک یا بستر سنگی – انتقال میدهد.
تقریباً تمامی خاک‌ها به علت تأثیر نیرو به مقدار قابل توجهی فشرده میشوند که این مسئله باعث نشست سازه متکی بر آن میگردد. دو شرط اساسی باید رعایت گردد تا در هنگام اجرا مشکلی پیش نیاید.
1-نشست کلی سازه باید به مقدار قابل قبولی کوچک و محدود باشد.
2-تا حد امکان قسمت‌های مختلف سازه نباید نشست‌های نامساوی داشته باشند.
مراحل اجرای شالوده به شرح زیر می‌باشد:
1-ابتدا محل احداث پی خاکبرداری می‌شود.
2-با بتن مگر سطح رویه خاک تراز میگردد.
3- آرماتورها براساس نقشه‌های اجرائی شبکه‌بندی می‌شوند.
4-پس از حصول اطمینان قالب‌بندی می‌شود.
5-بتن ریزی صورت میگیرد.
عوامل مؤثر در طراحی شالوده‌های بتن مسلح:
در حالت معمولی، بار ستون یا دیوار به طور قائم به شالوده وارد می‌شود که این نیرو با فشار رو به بالای عکس العمل زمین خنثی میگردد، اگر بار ناشی از ستون بر مرکز هندسی سطح تماس شالوده شود، توزیع فشار تماسی به صورت یکنواخت فرض می‌شود.
البته توزیع واقعی یکنواخت نیست، در صورتی که شالوده در روی خاک درشت دانه قرار داشته باشد، فشار در مرکز شالوده بزرگتر و در محیط خارجی آن کوچکترست. این پدیده ناشی از حرکت جزئی دانه‌های خاک واقع در اطراف شالوده به سمت خارج می‌باشد. در نتیجه فشار در مرکز شالوده متمرکز میگردد. در مقابل در مورد خاکهای رسی، موضوع عکس است بدین معنی که در لبه‌های شالوده فشار زیادتر از مرکز است علت آن است که در خاکهای رسی با ایجاد مقاومت برشی در اطراف محیط شالوده مینماید که باعث افزایش فشار در لبه‌ها میگردد.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#13 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی سه شنبه ۱۸ مهر ۹۱ - ۲۲:۳۳:۰۸

اجرای اسکلت های فلزی (2)
پی‌سازی در ساختمان‌های فلزی:
در ساختمان‌های فلزی بیشتر از پی منفرد استفاده میشود و در ساختمانهای بسیار سنگین و همچنین زمین‌های سست از پی‌های گسترده هم استفاده میکنند. پی‌های منفرد برای ساختمانهایی که بار آن به صورت متمرکز به زمین منتقل میشود ساخته میگردد.
لایه‌های پی‌های منفرد به شرح ذیل است:
1-زمین مناسب
2-بتن مگر
3-میلگردهای کف پی
4-بتن اصلی
5-صفحه زیر ستون با میلگردهای ریشه
پی‌های تکی با ابعادی که توسط مهندسین محاسب با توجه به قدرت مجاز تحملی زمین و بار ستون تعیین میگردد ساخته میشود. این گونه پی‌ها را اغلب با بتن مسلح میسازند اما بتن مسلح بتنی است که داخل آن قطعات فولادی بکار رفته باشد که این قطعات عموماً میلگرد آجدار میباشند.
1-زمین مناسب:
زمینی جهت پی‌سازی مناسب است که تنش مجاز آن توان تحمل وزن ساختمان را داشته باشد. در سازه‌های حجیم این قدرت مجاز توسط ازمایشات مکانیک خاک و در سازه‌های کوچک این تنش مجاز توسط آزمایشات محلی تعیین میشود. در هر حال در موقع پی‌سازی باید سطح زیر پی کاملاً صاف و تقریباً تراز باشد و عاری از خاشاک و یا هر نوع عوامل خارجی باشد و باید پی‌سازی مستقیماً از روی خاک طبیعی شروع شود.
2-بتن مگر:
بتن مگر که به آن بتن لاغر یا بتن کم سیمان هم میگویند اولین قشر پی‌سازی در پی‌های منفرد می‌باشد. مقدار سیمان در بتن مگر در حدود 100 الی 150 کیلوگرم در مترمکعب است در پی‌های نقطه‌ای بتن مگر به دو دلیل استفاده میشود:
الف) جلوگیری از تماس مستقیم با خاک
برای رگلاژ پی و ایجاد سطحی صاف جهت ادامه پی سازی
ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتیمتر می‌باشد و معمولاً قالب بندی از روی بتن مگر شروع میشود.
3-میلگردهای کف پی:
فولاد آلیاژی است که از دو عنصر اصلی آهن و کربن و عناصر فرعی دیگر تشکیل گردیده است مقدار کربن این آلیاژ بر حب نوع فولاد آن از 2/0 تا 6/0 درصد در آهن متغییر می باشد. در بتن فولاد به صورت میلگردهای ساده و یا میلگردهای آجدار مصرف میشود. میلگرد را با قطر آن میخوانند. در سیستم متریک با قطرهای زوج در ایران موجود است. تارهای کششی در پی های منفرد در کف پی بوده و میلگردها را در دو جهت به صورت مشبک ( در حدود 5 سانتیمتر بالاتر از کف) روی بتن مگر قرار میدهند. این آرماتورهای شبکه‌ای را که از قبل به اندازه متناسب ( در حدود 5 سانتیمتر کوچکتر از ابعاد پی، 5 و 2 سانتیمتر از هر طرف) بافته شده است در کف پی قرار میدهند که در موقع بتن‌ریزی این شبکه کاملاً در بتن غرق می‌شود یا میتوان ابتدا در حدود 5 سانتیمتر در کف پی بتن ریخت و بعد این آرماتور را روی آن قرار داد و بتن ریزی را تا ضخامت تعیین شده در نقشه ادامه داد ولی این کار همیشه ممکن نیست زیرا اغلب مواقع وجود شبکه‌های شناژ مانع این کار میگردد. محل برخورد آرماتورهای چپ و راست را باید با مفتول‌های غیرفلزی 3 یا 4 به هم متصل نمود. باید توجه داشت که سر کلیه آرماتورها به صورت چنگک خم شده و یا به صورت گونیا برگردانده شود.
باید دقت شود که کلیه محلهای برخورد میلگردهای چپ و راست با مفتول بسته شود طول و شعاع خم نسبت به نمره میلگردهای مختلف متفاوت است و طبق آئین نامه و محاسبه برای میلگردهای مختلف تعیین میشود باید توجه داشت که هیچ وقت میلگردهایی که در داخل بتن قرار میگیرند نباید رنگ‌آمیزی شده و یا به روغن آعشته شود زیرا در این صورت مانع چسبندگی بتن و فولاد میشود.
باید دقت نمود میلگردهای مصرفی صاف و بدون انحنای موضعی باشند اما فاصله میلگردها باید یکنواخت باشد بطوریکه بزرگترین دانه بتن براحتی از آن عبور کند.
4-بتن اصلی:
ابتدا به بررسی خصوصیات مواد تشکیل دهنده بتن می‌پردازیم
الف) سیمان: سیمان در لغت به معنای خرده سنگ می‌باشد. شخصی به نام «جوزف اسپیدن» که از اهالی شهر لیدز انگلیس بود، سیمان پرتلند را در سال 1824 کشف نمود و چون رنگ آن بعد از خشک شدن به رنگ سنگهای ساحلی جزیره پرتلند بود به نام سیمان پرتلند معروف گردید.
سیمان ماده چسبنده خاکستری رنگی است که متشکل از مواد آهکی نظیر سنگ آهک یا گچ و مواد شامل اکسیدهای سیلیسیم و آلومینیم یعنی رسها و شیل‌ها می‌باشد، که در مجاورت اب و هوا و بعضی از انواع خاص آن بدون مجاورت هوا در اثر فعل و انفعالات پیچیده شیمیایی سخت گشته و قطعات خرده سنگ مجاور خود را به یکدیگر می‌چسباند.
انواع سیمان پرتلند:
مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران سیمان پرتلند را به 5 نوع زیر تقسیم می‌نماید:
1-تیپ یک: سیمان معمولی بوده و برای کلیه ساختمانهای بتن آرمه نظیر پل، تونل، کانالهای آب و ... می‌توان استفاده نمود به شرط آنکه سازه مورد نظر به هیچ عنوان تحت حمله سولفاتها قرار نگیرد این سیمان دارای مرغوبیت بالای بوده و امروزه در مقیاس وسیعی در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد.
2-سیمان تیپ دو: این سیمان در مواقعی که حمله نسبتاً کم سولفاتها موجود است مثل ساختن کانالهای فاضلاب استفاده می‌شود.
3-سیمان تیپ سه: این سیمان زودگیر بوده و مقاومت آن به سرعت افزایش می‌یابد این خاصیت به علت ریزی‌دانه‌ها می‌باشد این سیمان به علت تولید حرارت بالا بایستی در بتن ریزیهای حجیم و قطعات بزرگ تنی استفاده نشود.
4-سیمان تیپ چهار: این سیمان که به نام سیمان پرتلند با حرارت زایی کم نیز نامیده می‌شود، به علت ایجاد کمترین حرارت هیدراتاسیون در بتن ریزیهای حجیم همانند سدها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
5-سیمان تیپ پنج: این سیمان به سیمان ضد سولفات معروف است و فقط زمانی که بتن در معرض حمله شدید سولفاتها قرار گرفته باشد مورد استفاده قرار می‌گیرد.
سلامت سیمان
خمیر سیمان بایستی بعد از گرفتن، تغییر حجم عمده‌ای پیدا نکند این تغییر حجم غالباً ناشی از فعل و انفعالات آهک و منیزیم آزاد و سولفات کلسیم می‌باشد. سیمانی که دارای انبساط قابل ملاحظه باشد سیمان ناسالم نامیده می‌شود.
انبار کردن سیمان
در هنگام انبار کردن سیمان باید دقت شود که رطوبت هوا و زمین باعث فاسد شدن سیمان نگردد برای جلوگیری از خراب شدن سیمان در انبار بایستی آن را روی قطعات تخته‌ای که با زمین در حدود 10 الی 12 سانتیمتر فاصله دارد قرار داد.
تعداد کیسه‌هایی که روی هم قرار می‌گیرند نباید از 10 الی 12 کیسه بیشتر گردد، چون در صورت زیاد بودن تعداد کیسه‌های روی هم در اثر فشار کیسه‌های فوقانی، سیمان موجود در کیسه‌های پایین تر سخت شده و غیرقابل مصرف می‌گردد برای انبار کردن سیمان در مدت زمان طولانی باید کیسه‌های سیمان از دیواره‌های خارجی انبار فاصله داشته و روی آن را با ورقه‌های پلاستیکی پوشاند.
توجه: چنانچه سیمان بطور صحیح انبار گردد می‌توان حتی تا یک سال بعد نیز از آن در کارگاه استفاده نمود و فقط ممکن است زمان گیرش آن قدری به تأخیر بیافتد ولی اثری در مقاومت 28 روزه آن نخواهد داشت.
ب) آب
یکی از مواد تشکیل دهنده بتن آب می باشد که به منظور ترکیب شیمیایی با سیمان و همچنین شکل‌پذیر نمودن بتن بکار می‌رود کیفیت آب در بتن از سه جهت عمده زیر مورد اهمیت می‌باشد.
1-ناخالصی‌های موجود در آب ممکن است در گیرش سیمان اثر گذاشته و موجب بوجود آمدن اختلالاتی گردد.
2-روی مقاومت بتن اثر نامطلوب می‌گذارد
3-سبب بروز لکه‌هایی در سطح بتن و همچنین زنگ زدن آرماتور می‌شود که برای جلوگیری از عوامل فوق باید برای ساخت و عمل آوردن بتن از آب مناسب استفاده نمود.
ج) سنگ دانه‌ها
مصالح سنگی و سنگ دانه‌ها در حدود 60 تا 75 درصد حجم بتن را تشکیل می‌دهند به همین جهت نقش عمده‌ای در رفتار بتن خواهند داشت. دانه‌های سنگی تا بزرگی 5 میلی‌متر را ماسه و از 5 میلی‌متر بزرگتر را شن می‌گویند از لحاظ اقتصادی مصرف بیشتر سنگ دانه‌ها در بتن با صرفه خواهد بود، زیرا باعث کاهش مصرف سیمان در بتن می‌شود البته این ارزش اقتصادی باید با خواص خواسته شده از بتن نیز در تعادل باشد.
انواع منابع شن و ماسه
ارزانترین و راحترین منبع تهیه شن و ماسه بستر رودخانه‌ها می‌باشد که از آن شن و ماسه طبیعی بدست می‌آید به علت سطوح صافی که مصالح سنگی رودخانه دارد در موقع بتن ریزی دانه‌ها روی هم غلتیده و بهتر جابجا می‌گردند حالت دیگر شکستن و خرد نمودن سنگهای درست به وسیله سنگ شکن و سپس الک نمودن خرده سنگها و تهیه شن و ماسه می‌باشد که به شن و ماسه شکسته معروف می‌باشد.
هر چه شکل سنگ دانه‌ها به کره نزدیکتر باشد برای مصرف در بتن مناسبتر است سنگ دانه‌های دراز به علت آنکه زودتر از سایر سنگ دانه‌ها می شکنند نامطلوب می‌باشند سنگ‌دانه‌های پولکی نیز باعث ایجاد حبابهای هوا در بتن گشته که باعث ایجاد تخلخل در بتن می‌گردد.
توجه 1: سنگ دانه‌ها نباید از خود واکنش قلیایی نشان دهند، زیرا این امر می‌تواند باعث انبساط غیرعادی، ایجاد ترکهای ریزسطحی و بیرون پریدگی در بتن شود.
توجه2: معمولاً ماسه‌ای که از ساحل دریا و یا رودخانه‌ها جمع آوری می‌شوند، دارای نمک می‌باشند این نمک اولاً خطر زنگ زدگی و خوردگی آرماتور را به همراه دارد و در ثانی اثر دیگر وجود نمک در سنگ دانه‌ها، جذب آب این نمکها از هوا و ایجاد شوره است جهت رفع این معضل بایستی سنگ دانه‌ها را با اب تازه و تمیز شستشو نمود.
بتن ریزی پی بتنی باید به طور یکپارچه ریخته می‌شود و در آن حفره‌های خالی وجود نداشته باشد ( کرمو نباشد) برای این کار اغلب از ویبراتور برقی یا بنزینی کوچک که در بتن تولید ارتعاش می‌نماید و مانع ایجاد فضای خالی در داخل بتن میگردد استفاده میشود. اگر بتن بیش از حد لازم ویبره شود دانه‌های درشت‌تر آن در زیر قرار گرفته و دوغاب سیمان در رو قرار می‌گیرد که این خود سبب ضعف و غیر یکنواختی بتن میگردد.
عملیات ساخت بتن:
1- ساخت بتن بوسیله دستگاههای بتن ساز: دستگاههای ساخت بتن ابعاد و ظرفیتهای گوناگون دارند اگر حجم بتن ریزی محدود باشد از بتن سازهایی که روی یدک کش قرار می‌گیرند، استفاده می‌شود. ظرفیت این نوع دستگاهها حدود 150 تا 1500 لیتر است و پس از اتمام کار به راحتی قابل جابه‌جا شدن هستند دستگاههای بتن ساز، توسط افراد با تجربه و طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آن مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند معمولاً برای ساختن بتن در دستگاه بتن ساز، ابتدا شن، بعد از آن سیمان و سپس ماسه در داخل دیگ ریخته می‌شود اب لازم از داخل مخزن بالای دستگاه وارد آن می‌گردد پس از پایان بتن‌ریزی، دستگاه کاملاً شستشو می‌شود تا در اثر سخت شدن بتن در اطراف تیغه‌ها اشکالی در کارکرد مخلوط کن بوجود نیاید.
2- بتن آماده: اگر بتن در محل دیگری غیر از محل مصرف ساخته شود، اصطلاحاً آن را بتن آماده گویند استفاده از بتن آماده به علت مزایای زیاد آن است مشکل اصلی و عمده بتن آماده، تغییر روانی بتن در مرحله جابجایی است بتن با گذشت زمان سخت می‌شود و حرارت محیط نیز عمل سخت شدن آن را تسریع می‌کند از طرف دیگر به منظور روان‌تر کردن بتن و ایجاد کارایی لازم، در بعضی از کارگاهها قبل از تخلیه بتن، در محل کارگاه به آن آب اضافه می‌شود که در اثر این عمل مقاومت بتن کاهش خواهد یافت.
3- حمل بتن: انتقال بتن شامل حمل افقی و عمودی آن است و از محل ساخت بتن شروع می‌شود و تا ریختن آن در داخل قالب ادامه می‌یابد در این مرحله، باید برای جلوگیری از بهم خوردن یکنواختی بتن و خشک شدن آن پیش بینی‌های لازم به اجرا در آید. بتن‌های روانتر بیشتر در معرض جدا شدن سنگدانه‌ها قرار می‌گیرند بتن را معمولاً تا فاصله 3 متر با بیل، از 3 تا 50 متر به وسیله فرغون و از 50 تا 300 متر با دامپر منتقل می‌کنند.
4- بتن‌ریزی و متراکم کردن آن: کیفیت قسمتی از سازه که بتنی است، بستگی کامل به نحوه اجرای صحیح بتن ریزی و مراقبت از بتن دارد که بدون رعایت آنها حتی اگر از مصالح بسیار خوب و با کیفیت عالی نیز استفاده شود نتیجه کار غیرقابل اطمینان خواهد بود به تعبیر دیگر موجب هدر رفتن سرمایه و مصالح مورد استفاده خواهد شد بتن ریزی و متراکم کردن باید به نحوی باشد که از بهم خوردن یکنواختی مخلوط جلوگیری شود و تمامی گوشه‌ها و فواصل بین آرماتورها به خوبی با بتن پر شود و حبابهای هوای محبوس تا آنجا که میسر است از آن خارج شود. خارج کردن هوای داخل بتن با لرزاندن، میل زدن و کوبیدن انجام می‌گیرد با این عمل دانه‌های درشت داخل بتن در محل خود جابجا می‌شوند و ریزدانه‌ها فضای بین آنها را پر می‌کنند، هوای موجود در مخلوط به طرف بالا حرکت می‌کند و از سطح فوقانی بتن خارج می‌شود.
5- پرداخت سطح بتن: هدف از اجرای این مرحله، یکنواخت و متراکم کردن سطح بتن است عمل صافکاری با وسایل و ابزار بسیار ساده انجام میشود هنگام بتن ریزی، ابتدا سطح بتن به وسیله شمشه در حد امکان صاف می شود، پس از تبخیر آب اضافی سطح بتن و به محض آغاز گرفتن و سخت شدن آن بوسیله تخته ماله پرداخت می‌شود.
6- عمل آوردن بتن: این عمل عبارت است از تأمین شرایطی که در آن شرایط، واکنش شیمیایی آب و سیمان – عمل آب‌گیری بخوبی انجام گیرد و مقاومت و پایانی بتن تأمین شود. این مرحله از کار بسیار کم خرج است ولی بی‌توجهی به آن موجب خسارت غیرقابل جبران خواهد شد.
قالب بندی:
قالب ظرف موقت به شکل و فرم مورد نظر برای نگهداری آرماتورها و بتن تازه می‌باشد. قالب علاوه بر آن که بایستی فرم مورد نظر را دارا بوده و از نظر اقتصادی قابل قبول باشد، بایستی استحکام و ایمنی کافی نیز داشته باشد به جهت آنکه قالب تهیه شده از نظر اقتصادی با صرفه باشد میتوان به نکات زیر توجه نمود.
1-روش مناسب و وسائل کافی برای حمل ، بلند کردن و سوار نمودن قالب‌ها در محل پیش‌بینی شده باشد.
2-طراحی قالب‌ها را باید به گونه‌ای انجام داد تا با توجه به خواسته‌های معماری و سازه‌ای بتوان به تعداد دفعات هر چه بیشتر از آن استفاده کرد.
3-انتخاب روش ساخت و مصالح مناسب برای قالب
4-مخارج تهیه مصالح و ساخت قالب متناسب با نیازهای مورد مصرف آن باشد
5-چنانچه امکان استفاده از قالب به کرات وجود داشته باشد بایستی در میزان استحکام و نوع مصالح مرغوب جهت تهیه قالب دقت بیشتری را مبذول داشت.
نکات ایمنی در قالب‌بندی
.عدم استقامت کافی قالب‌های بتنی و خرابی آنها، لزوم توجه خاص از نظر ایمنی را ایجاب می‌نماید نکات اساسی و مهمی که از نظر ایمنی باید در ساخت قالب‌ها رعایت کرد عبارتند از:
1-محل استقرار قالب‌ها و تیرهای نگهدارنده آنها باید به اندازه کافی مقاوم و مستحکم باشد.
2-کنترل اتصالات، احتمال باز شدن اتصالات در موقع بتن‌ریزی حتماً می‌بایست کنترل گردد.
3-حجم بتنی که در هر محل ریخته میشود باید تحت نظارت و کنترل باشد تا از وارد آمدن بار اضافی به قالب جلوگیری شود.
4-قبل از اطمینان کامل از گرفتن و سخت شدن بتن به اندازه کافی از باز کردن قالب‌ها خودداری گردد.
5-پس از باز کردن قالب قطعات آنرا بایستی جمع‌آوری کرد و در جای مناسبی قرار داد و میخ‌های ریخته شده روی زمین را جمع‌آوری کرد.
قالب برداری
1-قالب باید موقعی برداشته شود که بتن بتواند تنش مؤثر را تحمل کند و تغییر شکل آن از تغییر شکل‌های پیش بینی شده تجاوز نکند.
2-پایه‌ها و قالب‌های باربر نباید قبل از آنکه اعضا و قطعات بتنی مقاومت کافی را برای تحمل وزن خود و بارهای وارد کسب کنند، برچیده شوند.
3-در صورتیکه قالب برداری قبل از پایان دوره مراقبت انجام پذیرد باید تدابیری برای مراقبت بتن پس از قالب برداری اتخاذ کرد.
4-اعضا و قطعات بتنی تحت اثر بارهای ناگهانی قرار نگیرند و ایمنی و قابلیت بهره‌برداری قطعات مخدوش نشود.
شناژ
وقتی که در یک ساختمان از شالوده‌های منفرد استفاده میشود، آنها را باید توسط کلاف‌هایی به یکدیگر متصل نمود. کلاف‌ها به هیچ وجه برای جلوگیری از نشست‌های نامساوی نیستند و وظیفه آنها جلوگیری از بازی کردن آنها مخصوصاً در مقابل تکان‌های ناشی از زلزله می‌باشد. آئین‌نامه بتن ایران مقرر می‌دارد که هر کلاف باید قادر باشد 10 درصد نیروی فشاری سنگینترین ستون را به صورت کششی حمل نماید و میلگرد حداقل کلاف را 4 میلگرد طولی 12 در چهارگوشه مقطع ا خاموت‌های 6 میلیمتر به فواصل حداکثر 250 میلیمتر توصیه می‌نماید. ارتفاع حداقل کلاف نیز 300 میلیمترتوصیه شده است. لازم به تذکر است که میلگردهای طولی کلاف‌ها نباید در روی شالوده قطع شوند و باید به صورت ممتد از آن عبور نمایند.
نکاتی چند در خصوص اجرای صفحه ستون
اول این که تمام صفحه ستون‌ها در یک تراز قرار داشته باشند و دوم اینکه هر کدام از آنها نسبت ه محور خودشان تراز باشند. جهت تراز کردن آنها از دوربین‌های نقشه برداری استفاده میشود و بولت‌های آن بصورت موقتی و بوسیله سیم آرماتوربندی به میلگردهای پی بسته میشود که اگر احیاناً پس از بتن‌ریزی، صفحه ستون از حالت تراز خارج شد مجدداً توسط مهره‌ها تراز گردد.
رگلاژ کردن صفحه ستون
پس از تراز کردن و آکس بندی صفحه ستون با دوربین، بتن‌ریزی تا ارتفاع صفحه ستون انجام میگیرد و چون بولت‌ها بصورت دقیق در بتن قرار گرفته پس از جداسازی قالب و سخت شدن بتن صفحه ستون‌ها را از پی جدا نموده و روغن کاری میشود سپس با ماسه سیمان گروت زیر صفحه ستون را کاملاً تراز میکنند و دقیقاً آکس بندی با دوربین کنترل خواهد شد چون سیمان گروت افزایش حجمی زیادی دارد لذا حتماً مهره‌ها را در تراز مربوطه سفت میکنند تا صفحه بلندشدگی نداشته باشد علت استفاده از این نوع سیمان این است که سایر سیمان های مصرفی در اثر فشار زیاد ناشی از تحمل بارهای ساختمان معمولاً دچار نشست میشوند.
ستون‌ها، نصب و اجرای آنها:
بطور کلی در یک ساختمان به آن قسمت از اجزا که تحت نیروی فشاری و در بعضی اوقات ممان خمشی هستند ستون گفته می‌شود. ستون‌ها از مهمترین و حساسترین اجزای ساختمان می‌باشند، بار سقف‌ها توسط پل‌ها به ستون‌ها منتقل شده و توسط ستون‌ها به زمین انتقال می‌یابند. اهمیت ستون‌ها تا بدان جاست که در هنگام زلزله به هیچ وجه نمی‌بایست تخریب گردند. قمت‌های مختلف ستون شامل: قسمت اصلی ستون، تسمه‌های اتصال دهنده، صفحه‌های تقویتی، جوش و اتصال ستون به صفحه زیرستون می‌باشد اما قسمت اصلی ستون پروفیلی است که بارهای فشاری را تحمل می‌نماید جهت ساختن ستون ها معمولاً از دو تیرآهن نورد شده و در صورت عدم جوابگوئی از تیر ورق استفاده می‌شود باید دقت کافی بعمل آورد تا هیچگونه انحنائی در راستای ستون وجود نداشته باشد زیرا کوچکترین انحنای ستون ممکن است بعد از بارگذاری منجر به کمانش ستون گشته و در نتیجه باعث تخریب ساختمان شود.
ابتدا تیر آهن‌های انتخابی را مطابق نقشه به طول معین برش میدهند آنگاه زیر دو سر و کمر ستون تیرآهن‌هایی قرار داده و ستون را روی این تیرآهن‌های افقی که به صورت تراز روی زمین است، قرار می‌دهند. قبل از این کار باید از راست بودن تیرآهن‌های تکی کاملاً مطمئن بود سپس تیرآهن‌های تکی را طبق نقشه و با فاصله مشخصی کنار هم قرار داده و توسط تسمه‌هایی که از قبل بریده و آماده شده‌اند آنها را به یکدیگر متصل می‌نمایند جهت جلوگیری از پیچش نخست، ابتدا و انتها و کمر ستون‌ها را به تیرآهن‌های زیر سری جوش داده و بعد کلیه ستون‌ها را با خال جوش به هم متصل کرده و آنگاه جوشکاری را تکمیل میکنند. در مورد ورق بست که در بالا و پایین و همچنین در محل عبور پل‌ها در طبقات برای ستون‌های سراسری بجای تسمه از ورق استفاده می‌نمایند که به آن ورق بست گویند.
پهنای ورق بست به اندازه پشت تا پشت ستون می‌باشد (قدری کمتر برای جوش‌کاری) ارتفاع ورق بست در قسمت‌های میانی به اندازه ارتفاع پل بعلاوه پهنای دو عدد نبشی تکیه‌گاهی بالا و پایین می‌باشد که می‌بایست قدری بیشتر برای تسهیل امر جوشکاری در نظر گرفته شود و در موقع نصب تسمه‌های اتصال دهنده باید دقت شود در محل ورقه‌های بست طول آنها لحاظ شده و جای خالی منظور گردد.
تیرهای لانه زنبوری
استفاده از تیرهای لانه زنبوری باعث صرفه‌جویی بسیار زیادی در مصالح می‌شود اگر یک تیرنور شده را به صورت لانه زنبوری در آوریم، ممان اینرسی و اساس مقطع آن بالا می‌رود که این موضوع باعث افزایش سختی و افزایش مقاومت خمشی مقطع می‌گردد این عمل باعث کم شدن وزن مقطع شده و در نتیجه وزن مرده ساختمان پاین می‌آید در نتیجه بار وارده بر اعضای ساختمان از قبیل تیرها و ستونها کم می‌شود.
ساخت تیر لانه زنبوری به این صورت است که ابتدا توسط دستگاه برش، جان تیر نورد شده بصورت زیگزاک بریده می‌شود و سپس با جابجایی دو قسمت نسبت به هم تیر به صورت لانه زنبوری در می‌آید که نقاط متقابل بوسیله جوش به یکدیگر اتصال پیدا می‌کنند از داخل فضاهای ایجاد شده در جان تیر می‌توان لوله‌های تأسیسات و برق را عبور داد.
بریدن تیرهای سبک به وسیله ماشین برش اکسیژن نسبتاً ساده می‌باشد. با استفاده از جوش قوسی برای اتصال دو نیمه بریده شده، یک جوش خوب، بی‌عیب، سریع و اقتصادی خواهیم داشت یکبار عبور از هر طرف برای بدست آوردن یک جوش صد درصد نفوذی کافی می‌باشد و لازم نیست که لبه‌های ورق را به صورت پخ درآوریم.
اتصال پل به ستون
1-حالت اول: پل از کنار ستون عبور می‌نماید ( اتصال خورجینی) ساده‌ترین شکل اتصال پل به ستون بدین صورت است که پل در جهت بال تیرآهن ستون امتداد پیدا کند در این حالت معمولاً از پلهای سرتاسری استفاده می‌نمایند این پلها به وسیله یک عدد ورق بست که در محل عبور پل به ستون جوش می‌شود و همچنین یک عدد نبشی 10 یا 12 که روی ورق بست جوش می‌گردد به ستون متصل می‌شود برای آنکه تکیه‌گاهی تقریباًَ گیردار بوجود بیاورند یک عدد نبشی نیز روی پل قرار می‌دهند برای ایجاد تکیه‌گاهی که کاملاً گیردار باشد باید از صفحه‌های ممانگیر استفاده نمود صفحه ممانگیر صفحه است به شکل ذوزنقه یا مستطیل که روی پل قرار می‌گیرد و آن را به ستون متصل می‌نماید.
به عقیده اغلب زلزله شناسان این اتصال در مقابل زلزله از مقاومت خوبی برخوردار نیست و چنانچه بار پل در محل اتصال ستون زیاد باشد امکان خم شدن نبشی تکیه‌گاهی وجود دارد بهتر است یک عدد صفحه مثلثی شکل بین دو بال نبشی جوش داده تا از خم شدن آن جلوگیری شود به این صفحات مثلثی شکل، اصطلاحاً لچکی گویند.
2-حالت دوم: در ان حالت پل از وسط ستون عبور می‌نماید اجرای این روش با توجه به محدودیات و امکان عبور پلهای سراسری قدری مشکل می‌باشد زیرا اگر دو طرف ساختمان احداثی باز نباشد به سختی می‌توان یک عدد پل سراسری را از بین ستونها عبور داد بدین لحاظ در این نوع مواقع پل را به قطعات کوچک تقسیم نموده و در جای خود قرار می‌دهند و سپس آن را با جوش بهم متصل می‌سازند این عمل چنانچه اتصالات به خوبی انجام شود مشکلی نداشته و این پل مانند پل سراسری یکپارچه عمل خواهد کرد.
3-حالت سوم: در این حالت پل به جان ستون ختم می‌شود این روش معمول ‌ترین روش در اتصالات پل به ستون است.در این حالت امکان ایجاد پلهای سراسری وجود ندارد زیرا اگر بخواهیم پل سراسری اجرا نمائیم مجبور هستیم سوراخی در جان تیر ایجاد کنیم که این خود باعث ضعف ستون می‌شود بدین لحاظ بهتر است پل را در این حالت قطعه قطعه سوار کنیم.
نکاتی در مورد ساخت پلها
گاهی ممکن است برای دهانه‌ای پلها را با یک یا دو تسمه که به بال تیر جوش می‌شود تقویت نمائیم این تسمه‌ها معمولاً در تیرهای ساده در .سط پل و در تیرهای ممتد در نزدیکی تکیه‌گاهی جوش میشود. چنانچه برای تقویت پل از یک عدد تسمه استفاده نمائیم بهتر است که این تسمه از بالاجوش شود زیرا در صورتیکه از پائین جوش شود در موقع سفیدکاری مزاحمت ایجاد کرده و مجبور هستیم ضخامت گچ و خاک را در کلیه سطح سقف به اندازه ضخامت تسمه تقویتی افزایش دهیم.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#14 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی يكشنبه ۳۰ مهر ۹۱ - ۱۸:۴۴:۴۹

آنچه بایدازبتن وملات بدانیم
آيا مرز و محدوديتي برأي ويبره هاي با فركانس زياد وجود دارد؟

ويبراتورهاي فركانس بالا، به طور مؤثري مي توانند هوا را از بتن خارج نمايند و اين موضوع به تراكم هرچه بهتر بتن
مي انجامد، ليكن ممكن است به كاهش مقاومت بتن در برابر خرابيهاي ناشي از سيكلهاي متوالي انجماد و ذوب نيز بيانجامد. ويبراتورها به دو طريق هوا را از بتن خارج مي نمايند؛ و اندازه حبابهاي هوا و حجم هواي خارج شونده از بتن تازه به پارامترهايي از جمله فركانس ويبراتور وابسته مي باشد. در وهله اول، ويبره با فركانس مناسب، منجر به رواني بتن پلاستيك شده اجازه حركت حبابهاي هوا در كليه اندازه ها را به سمت سطح بتن فراهم مي سازد. از آنجائيكه حبابهاي بزرگتر سريعتر از حبابهاي كوچكتر خود را به سطح بتن مي رسانند، لذا حجم بزرگتري از هواي محبوس در همان مدت كوتاه اوليه ويبره، از بتن خارج مي گردد. در مرحله دوم، ويبراتور در بتن تازه، متناوباً بتن محصور را فشرده و غيرفشرده (Compress & Decompress) نموده و كليه حبابهاي هوا نيز بر اثر فركانس و لرزش ويبراتور منقبض و منبسط مي شوند.


لازم به ذكر است بر اثر پديده هاي فوق الذكر ساختارهاي ترد و لاستيك مانند حبابهاي هوا دچار گسيختگي و انفجار مي شوند. اين گسيختگي در صورتي اتفاق مي افتد كه فركانس نيروهاي انقباضي و انبساطي وارده بر حبابها، با فركانس طبيعي آنها (حبابها) برابر شده و پديده رزونانسي (تشديد) به وقوع بپيوندد. جاي توجه دارد كه حبابهاي بزرگتر، فركانس طبيعي پايين تري داشته، از اين حبابهاي مذكور تردتر و شكننده تر بوده و در طي فرآيند ويبراسيون دچار از هم پاشيدگي مي شوند. فركانس روزنانسي حبابها در آب با اندازه آنها نسبت معكوس دارد. بر اساس تجربيات ساليان متمادي با ويبراتورهاي به فركانس vpm 3000 تا vpm 6000، انتظار مي رود در اين محدوده فركانسي تنها حبابهاي بزرگتر و مبحوس (Entrapped) از بتن خارج شده و حبابهاي كوچكتر بدون تحريك شديد، سالم در بتن باقي بماند. با بالا رفتن فركانس ويبراتورها، عملكرد آنها در خارج كردن حبابهاي كوچكتر از بتن نيز به مراتب بهتر و مؤثرتر مي گردد. فركانس بالاتر در ويبراتورها، منجر به كاهش مقدار هواي موجود در بتن و همچنين كاهش مقاومت بتن در برابر خرابيهاي ناشي از سيكلهاي انجماد و ذوب
مي گردد. اندازه حبابهاي هوا در ارتباط با مقاومت بتن در برابر سيكلهاي انجماد و ذوب به همان اندازه از اهميت برخوردار است كه مقدار هواي موجود در بتن مهم مي باشد. بنابراين در صورت ابقاء حبابهاي كوچك در بتن، كاهش در حجم هواي موجود در بتن لزوماً منجر به كاهش دوام بتن نمي گردد.
چنانچه تراكم بتن بدون هوا مدنظر بوده و حفاظت در برابر سيكلهاي انجماد و ذوب حائز اهميت نباشد، خارج نمودن كليه حبابهاي هوا در تمام اندازه ها از بتن منجر به افزايش مقاومت بتن سخت شده و بالا رفتن دانسيته آن مي گردد، اما در صورتي كه تراكم بتن هوادار مد نظر باشد، فقدان حباب هوا، خصوصاً حبابهاي كوچكتر در بتن، مقاومت در برابر سيكلهاي انجماد و ذوب را شديداً كاهش مي دهد.
فركانس بهينه ويبراتورها
پس از بحث هاي صورت گرفته در قسمتهاي قبل، حال جاي اين سؤال است كه فركانس بهينه ويبراتور به منظورتراكم سازي حداكثر بتن و رسيدن به بيشترين مقاومت در برابر خرابيهاي ناشي از سيكلهاي انجماد و ذوب چه مقدار است؟ پاسخ سؤال مذكور منوط به موارد مندرج در ذيل مي باشد: نخست، اين سؤال از جانب چه كسي مطرح گريده است؟ دوم، تجهيزات ويبره بتن داراي چه مشخصاتي است و تركيب مخلوط بتني چگونه است؟ سوم، مشخصات فني بتن را چه كسي تهيه نموده است؟
برخي، در جدول مشخصات فني، فركانس را به vpm 5000 تا vpm 8000 محدود نموده اند، برخي ديگر نيز فركانس را به vpm 8000 تا vpm 10000 منحصر كرده اند. اما آنچه كه بايستي در صورت عدم وجود فركانس معين در مشخصات فني در نظر داشت اين است كه انرژي خروجي در فركانس vpm 10000 دو برابر انرژي خروجي در vpm 8000 بوده و نيروي خروجي در vpm 8000 چهار برابر نيروي خروجي در vpm 5000 مي باشد. مقادير فوق الذكر مشروط به ثابت بودن كليه پارامترها و فاكتورها به غير از فركانس (متغير مستقل) ويبراتور است.

پر واضح است كه مخلوط هاي مختلف بتني، عكس العملها و بازتابهاي متفاوتي در برابر ويبراسيون از خود نشان مي دهند، نسبتهاي اختلاط و دانه بندي سنگدانه هاي مصرفي در بتن، بيشترين تأثير را در مقايسه با خمير سيمان و يا مقدار آب بر روي ويبراسيون بتن و فركانس مورد نياز دارند. پايداري حبابهاي هوا نيز خودشان به فاكتورهايي از قبيل شيمي سيمان و آب، نوع مخلوط و ميزان آب و سيمان مصرفي در ساختار بتن، دانه بندي سنگدانه ها و دماي بتن وابسته هستند؛ مخلوط هاي بتني با حبايهاي ريز (Fine 0 air –void) در مقايسه با مخلوط هاي بتني با حبابهاي درشت (Coarse – air –void) به فركانسهاي بالاتري جهت ويبراسيون احتياج دارند. نوع، اندازه، وزن دامنه نوسان و مدت زمان ويبره يك دستگاه ويبراتور همگي در تعيين فركانس بهينه برأي مخلوط بتني در يك سايت خاص به همراه ماشين آلات ويژه مصرفي در آن سايت، تأثيرگذار مي باشند. اما آنچه كه حائز اهميت است، اين است كه نتيجه بحث يك پاسخ عمومي و يا يك فركانس معين نمي باشد، بلكه احتياج واقعي اين است كه يك مخلوط معين بتني در مقابل تجهيزات خاص به كار گرفته شده در ارتباط با آن، چه عكس العملي نشان داده و يا به عبارت ديگر با چگونه تركيبي از تجهيزات و مواد مي توان به مقاومت، دانسيته و دوام مورد نياز بتن دست يافت.
در حال حاضر، اطلاعات مربوط به تأثيرات فركانس ويبراتور بر روي عملكرد بتن تا حدودي پراكنده مي باشد. بيشترين اين آمارها وداده ها، نتيجه حل مسائل و مشكلات كارگاههاي مختلف بوده است؛ ليكن از هم اكنون، توجه خاصي به ثبت و درج مشخصات آماري فركانس ويبراتورها و جمع آوري اطلاعات مربوط به اينگونه تجهيزات معطوف گرديده است. در ضمن همه ما مي توانيم با گوش دادن به صداي ويبراتور در پروژه هاي كوچك و بزرگ، احساسي از عملكرد آنرا تجربه كرده و با بكارگيري مجدد اين تجربيات اطلاعات مورد نياز درباره ويبراتورها و بتنها را ارزيابي و تجزيه و تحليل نمائيم.
گوشهاي خود را به كار اندازيد!
محدود فركانسي vpm 6000 تا vpm 15000 كه در مورد ويبراتورها مورد بحث قرار مي گيرد، در حوزه شنوايي انسان
مي باشد؛ بنابراين به راحتي مي توان از حس شنوايي آدمي به عنوان ابزاري برأي تشخيص فركانس ويبراتور و همچنين افت فركانس دستگاه ورود شلنگ ويبراتور به درون بتن و نيز آميز دادن افزايش فركانس ويبراتور در مواقع روان شدن بتن پلاستيك بهره جهت قالبهاي مخصوص بتن اغلب صدای (Tone) ويبراتور را تشديد مي نمايند، لذا با داشتن تجربه كارگاهي كسي مي توان صداي صحيح ناشي از عملكرد درست ويبراتور را تشخيص دادن بخصوص هنگاميكه در كارگاه صدايي غير از صداي ويبراتور شنيده نشده و آهنگ ويبراتور با صداي ماشين آلات ديگر مخدوش نگردد.
دستگاه كاليبره و كوك گيتار، و ميله اي ساده و ارزان قيمت به منظور تخمين فركانس ويبراتور پيشنهاد مي گردد. اين وسيله به قيمت 6 دلار، از شش سيم با محدوده فركانس vpm 4900 تا vpm 19000 تشكيل شده است كه اتفاقاً محدوده فركانس مورد نياز در مورد ويبراتورها را نيز پوشش مي دهد. سيم A با فركانسي برابر vpm 6600، فركانس معمول ادخال شلنگ ويبراتور در بتن بوده و در چنين فركانس پائيني، مشكلات بسيار محدودي گزارش گرديده است. با سيمهاي D و G مي توان از vpm 8800 تا vpm 11800 را تجربه نمود. اين محدوده، منطقه انتقالي از ويبراتورهاي فركانس پائين به ويبراتورهاي فركانس بالاست، و با سيم B نيز مي توان به فركانس vpm 14800 دست يافت. چنين فركانسي (vpm 14800) مربوط به عملكرد ويبراتورهاي فركانس بالا در هوا مي باشد. (يك مثال كاملاً آشكار مربوط به انتقال فركانسي از B به G مربوط است به فروبردن شلنگ ويبراتور با فركانس هوايي vpm 14800 به فركانس درون بتني vpm 11800 كه عملاً 20% افت فركانسي را نشان مي دهد). سيم E نيز فركانس vpm 20000/1 تداعي مي سازد كه شبيه صداي آژير حمله هوايي است. چنانچه در كارگاه ويبراتوري اين صدا شنيده شد، بهتر است شلوغ كاري را كنار گذاشته و با خاموش كردن ويبراتور، به فكر پوشاندن سطح بتن باشيد.
منابع و مراجع مورد استفاده در این پروژه :
•سایت انجمن بتن آمریکا ACI
•سایت انجمن بتن ایرانآبا
•سایت مرجع تخصصی مهندسی عمران
•وبلاگ تخصصی مهندسی عمران حسین احمدی
•بانک اطلاعاتی بتن ابران
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#15 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۳۷:۲۴

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(1)

1.براي اندازه گيري عمليات خاكي در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده مي شود.

2. آجر خطائي ، آجري است كه در اندازه هاي 5×25×25 سانتيمتر در ساختمانهاي قديمي براي فرش كف حياط و غيره بكار مي رفت.

3. چنانچه لازم باشد در امتداد ديواري با ارتفاع زياد كه در حال ساختن آن هستيم بعدا ديوار ديگري ساخته شود بايد لاريز انجام دهيم.

4. هرگاه ابتدا و انتهاي يك ديوار در طول ديوار ديگري بهم متصل شود ، به آن ديوار در تلاقي گفته مي شود.
5. در ساختمانهاي مسكوني (بدون زيرزمين)روي پي را معمولا بين 30 تا 50 سانتي متر از سطح زمين بالاتر مي سازند كه نام اين ديوار كرسي چيني است.

6. قوس دسته سبدي داراي زيبايي خاصي بوده و در كارهاي معماري سنتي استفاده مي شود.

7. حداقل ارتفاع سرگير در پله 2 متر مي باشد.

8. ويژگيهاي سقف چوبي :
الف) قبلا عمل كلافكشي روي ديوار انجام مي گيرد
ب) عمل تراز كردن سقف در كلاف گذاري انجام مي شود
ج) فاصله دو تير از 50 سانتيمتر تجاوز نمي كند
د) تيرها حتي الامكان هم قطر هستند.

9. گچ بلانشه كندگير بوده ولي داراي مقاومت زياد مانند سيمان سفيد است.

10. به سيمان سفيد رنگ معدني اكسيد كرم اضافه مي كنند تا سيمان سبز به دست آيد.

11. سنگ جگري رنگ كه سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد و در سنندج و خرم آباد فراوان است.

12. دستگاه كمپكتور ، دستگاهي است كه فقط سطوح را ويبره مي كند ، زير كار را آماده و سطح را زير سازي مي كند.

13. عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي گيرد.

14. زماني كه خاك (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع باشد از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.

15. قطر دايره بتون خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتون ، حدود 30 تا 35 سانتيمتر مي باشد.

16. حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.

17. نام آجري كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود.

18. نام ديوارهاي جداكننده و تقسيم پارتيشن نام دارد.

19. عمل برداشتن خاك كف اطاق و ريختن و كوبيدن سنگ شكسته بجاي آن را بلوكاژ مي گويند.

20. زمين غير قابل تراكم هوموسي ناميده مي شود.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#16 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۳۸:۲۶

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(2)

21. عمق پي هاي خارجي يك ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.

22. نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.

23. در سقف هاي چوبي حداكثر فاصله دو تير 50 سانتيمتر است.

24. سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.

25. اكسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با كلينگر سيمان سفيد آسياب مي كنند.

26. نام ديگر لوله هاي سياه بدون درز مانسمان نام دارد.

27. سريعترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختمان ،پلها و نظاير جوش مي باشد.

28. حاقل درجه حرارت براي بتن ريزي 10 درجه مي باشد.

29. ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك بايد بين 1 تا 2 سانتيمتر باشد.

30. اندود زير قيروگوني ، ماسه سيمان است.

31. چنانچه گودبرداري از سطح زمين همسايه پائين تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر مي باشد.

32. در پي كني هاي كم عمق در زمين هاي ماسه اي حدود زاويه شيب 30 تا 37 درصد مي باشد.

33. براي ايجاد مقاومت مناسب در طاق ضريس حداقل خيز قوس بايد 3 سانتيمتر باشد.

34. لوله هاي مانسمان سياه و بدون درز ، گاز رساني

35. در بتون ريزي ديوارها و سقفها ، صفحات قالبي فلزي مناسب ترند.

36. از اسكديپر براي خاكبرداري ، حمل ، تخليه و پخش مواد خاكي استفاده مي گردد.

37. اتصال ستون به فونداسيون به وسيله ستكا انجام مي گيرد.

38. براي لوله كشي فاضلاب يهتر است از لوله چدني استفاده گردد.

39. پر كردن دو يا سه لانه از تيرآهن لانه زنبوري در محل تكيه گاهها جهت ازدياد مقاومت برشي است.

40. بهترين و با استفاده ترين اتصالات در اسكلت فلزي از نظر استحكام و يك پارچگي اتصالات با جوش است.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#17 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۳۹:۱۸

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(3)
41. ارتفاع كف داربست جهت اجراي طاق ضربي تا زير تيرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتيمتر.

42. در ساختمانهاي مسكوني كوچك (يك يا دو طبقه) قطر داخلي لوله هاي گالوانيزه براي آب رساني بايد 2/1 اينچ باشد.

43. وجود سولفات سديم،پتاسيم و منيزيم محلول در آب پس از تركيب با آلومينات كلسيم و سنگ آهك موجود در سيمان سبب كم شدن مقاومت بتون مي گردد.

44. زمان نصب صفحات بيس پليت معمولا بايد 48 ساعت پس از بتون ريزي فونداسيون انجام شود.

45. براي ساخت بادبند بهتر است از نبشي ، تسمه ، ناوداني و ميلگرد استفاده گردد.

46. هدف از شناژبندي كلاف نمودن پي هاي بنا به يكديگر و مقاومت در برابر زلزله مي باشد.

47. سقفهاي كاذب معمولا حدود 30 تا 50 سانتيمتر پايين تر از سقف اصلي قرار مي گيرد.

48. قلاب انتهايي در ميلگردهاي يك پوتربتوني براي عامل پيوند بيشتر آرماتور در بتون مي باشد.

49. حد فاصل بين كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره ميگويند.

50. در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلي ستون بوسيله چوب چهارتراش مهار مي گردد.

51. طول پله عبارت است از جمع كف پله هاي حساب شده با احتساب يك كف پله بيشتر.

52. آجر جوش بيشتر در فونداسيون مورد استفاده قرار مي گيرد.

53. اثر زنگ زدگي در آهن با افزايش قليايت در فلز نسبت مستقيم دارد.

54. از امتيازات آجر لعابي صاف بودن سطوح آن ، زيبايي نما ، جلوگيري از نفوز آب مي باشد.

55. در كوره هاي آجرپزي بين خشتها صفحه كاغذي قرار مي دهند.

56. بهترين نمونه قطعات كششي ضلع تحتاني خرپاها مي باشد.

57. تيرهاي بتن آرمه، خاموتها(كمربندها) نيروي برشي را خنثي مي كنند.

58. چسبندگي بتون و فولاد بستگي به اينكه آرماتورهاي داخل بتون زنگ زده نباشد.

59. شيره يا كف بتون زماني رو مي زند كه توسط ويبره كردن هواي آزاد داخل بتون از آن خارج شده باشد.

60. آلوئك در اثر وجود دانه هاي سنگ آهن در خشت خام در آجرها پديدار مي گردد.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#18 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۰:۴۵

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(4)
61. خشك كردن چوب به معني گرفتن شيره آن است.

62. لغاز به معني پيش آمدگي قسمتي از ديوار.

63. مقدار كربن در چدن بيشتر از سرب است.

64. لوله هاي آب توسط آهك خيلي زود پوسيده مي شود.

65. آجر سفيد و بهمني در نماي ساختمان بيشترين كاربرد را دارد.

66. آجر خوب آجري است كه در موقع ضربه زدن صداي زنگ بدهد.

67. لاريز يعني ادامه بعدي ديوار بصورت پله پله اتمام پذيرد.

68. كرم بندي هميشه قيل از شروع اندود كاري گچ و خاك انجام مي گيرد.

69. براي خم كردن ميلگرد تا قطر 12 ميليمتر از آچار استفاده مي گردد.

70. اسپريس يعني پاشيدن ماسه و سيمان روان و شل روي ديوار بتوني.

71. براي ديرگيري گچ ساختماني از پودر آهك شكفته استفاده مي گردد.

72. مشتو يعني ايجاد سوراخهائي در سطح خارجي ديوارها جهت ساختن داربست.

73. بتون معمولا پس از 28 روز حداكثر مقاومت خود را به دست مي آورد.

74. پيوند هلندي از اختلاط پيوندهاي كله راسته و بلوكي شكل مي گيرد.

75. وجود بند برشي در پيوند مقاومت ديوار را ضعيف مي كند.

76. كاملترين پيوند از نظر مقاومت در مقابل بارهاي فشاري وارده پيوند بلوكي مي باشد.

77. قپان كردن در اصطلاح يعني شاقولي نمودن نبش ديواره.

78. خط تراز در ساختمان براي اندازه برداريهاي بعدي و مكرر در ساختمان است.

79. ضخامت و قطر كرسي چيني در ساختمانها بيشتر از ديوارهاست.

80. پارتيشن ميتواند از جنس چوب ، پلاستيك و فايبرگلاس باشد.

81. از ديوارهاي محافظ براي تحمل بارهاي افقي و مايل استفاده مي شود.

82. ملات باتارد از مصالح ماسه ، سيمان و آهك ساخته مي شود.

83. مقدار عمق سطوح فونداسيونها از زمين طبيعي در همه مناطق يكسان نيست.

84. ملات ساروج از مصالح آهك ، خاكستر ، خاك رس ، لوئي و ماسه بادي ساخته مي شود.

85. ملات در ديوار چيني ساختمان حكم چسب را دارد.

86. ملات آبي اگر بعد از ساخته شدن از آب دور نگهداشته شود فاسد مي گردد.

87. در مجاورت عايقكاري (قيروگوني)از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

88. براي ساخت ملات باتارد = آب + سيمان + 250آهك + 150 ماسه

89. پيه دارو تركيبي از مصالح آهك ، خاك رس ، پنبه و پيه آب شده

90. ابعاد سرندهاي پايه دار 1 تا 5/1 عرض و طول 5/1 تا 2 متر .

91. معمولا براي كرم بندي ديوارهاي داخلي ساختمان(اطاقها) از ملات گچ و خاك استفاده مي شود.

92. طرز تهيه گچ دستي يا گچ تيز عبارت است از مقداري آب + گچ بااضافه مقداري سريش.

93. وجود نمك در ملات كاه گل موجب ميشود كه در آن گياه سبز نشود.

94. هنگام خودگيري حجم گچ 1 تا 5/1 درصد اضافه مي شود.

95. گچ كشته يعني گچ الك شده ورزداده + آب.

96. اندودهاي شيميايي در سال 1948 كشف شد كه تركيب آن پرليت ، پنبه نسوز مواد رنگي و ميكا مي باشد كه بعد از 8 ساعت خشك ميشوند و بعد از دو تا سه هفته استحكام نهايي را پيدا مي كنند و در مقابل گرما ، سرما و صدا عايق بسيار خوبي هستند.

97. سراميك بهترين عايق صوتي است ، زيرا سلولهاي هوايي بسته اي دارد كه ضخامت آن 6 تا 10 ميليمتر است.

98. آكوسيت نيز عايق خوبي براي صداست.

99. اندازه سرندهاي چشم بلبلي 5 ميليمتر است.

100. سرند سوراخ درشت به سرند ميليمتري مشهور است.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#19 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۱:۴۰

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(5)
101. اندودهاي هوايي يعني اندودي كه در مقابل هوا خودگيري خود را انجام مي دهند.

102. تركيب اندود تگرگي يا ماهوئي پودر سفيد سنگ + سيمان رنگي +آب (در حالت شل) مي باشد.

103. وقتي با سنگ سمباده و آب روكار سيماني را مي شويند تا سنگهاي الوان خود را نشان دهند به اصطلاح آب ساب شده مي گويند.

104. كار شيشه گذاري در آب ساب و شسته انجام مي گيرد.

105. فرق اندود سقف با ديئار در فضاهاي بسته (مانند اطاق) اين است كه اندود سقف سبك و ديوارها معمولي مي باشد.

106. مهمترين عامل استفاده از اندود در سقف هاي چوبي محافظت از آتش سوزي مي باشد.

107. سقفهايي با تيرآهن معمولي طاق ضربي و بتني مسلح در درجه حرارت 400 تا 500 درجه تغيير شكل پيدا مي كنند.

108. ضخامت اندود گچ و خاك حدودا 2 سانتيمتر است.

109. توفال تخته 30 تا 40 سانتيمتري كه تراشيده و سبك است.

110. علت ترك اندود در سقفهاي چوبي افت تيرهاست.

111. سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عايق خوبي به حساب مي آيد.

112. در زير سازي سقف جهت اجراي اندود در كنار دريا از ني بافته شده بيشتر استفاده مس شود.

113. توري گالوانيزه در نگهداري پشم شيشه در سقفهاي سبك ، سطح ديوارهاي قيراندود و سطح تيرآهنهاي سقف كاربرد دارد.

114. مصرف ميلگرد جهت اجراي زير سازي سقفهاي كاذب 9 عدد در هر متر مربع مي باشد.

115. موارد اصلي استفاده از سقفهاي كاذب بيشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زيبايي آن مي باشد كه شبكه آن حتما بايد تراز باشد.

116. بهتر است در سقفهاي بتوني ميله هاي نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ريزي كار گذاشته شود.

117. در سقفهاي كاذب مرتبط با هواي آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موي گوساله و آهك استفاده مي شود.

118. شالوده در ساختمان يعني پي و فونداسيون.

119. ابعاد پي معمولا به وزن بنا و نيروي وارده ، نوع خاك و مقاومت زمين بستگي دارد.

120. در نما سازي سنگ ، معمولا ريشه سنگ حداقل 10 سانتيمتر باشد.
  • The Intouchables و (F(X این پست را پسندیده است

#20 کاربرر

کاربرر

    همیار مدیر سابق

  • کاربران قدیمی
  • ستارهستارهستارهستارهستارهستارهستاره
  • 2887 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟teh
  • دانشگاه محل تحصیل:
    teh
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    رشته صنایع - گرایش تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی

ارسالی چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۱ - ۲۲:۴۲:۴۵

نکات کلیدی دراجرای ساختمان(6)
121. در فشارهاي كم براي ساخت فونداسيونهاي سنگي از ملات شفته آهك استفاده مي شود و براي ساخت فونداسيونهايي كه تحت بارهاي عظيم قرار مي گيرند از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

122. در ساختمان فونداسيونهاي سنگي پر كردن سنگهاي شكسته را ميان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه اي مي نامند.

123. پخش بار در فونداسيون سنگي تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.

124. در ساختمانهاي آجري يك طبقه براي احداث فونداسيون اگر از شفته آهكي استفاده شود اقتصادي تر است.

125. در پي هاي شفته اي براي ساختمانهاي يك تا سه طبقه 100 تا 150 كيلو گرم آهك در هر متر مكعب لازم است.

126. اصطلاح دو نم در شفته ريزي يعني تبخير آب و جذب در خاك.

127. معولا سنگ مصنوعي به بتن اطلاق مي شود.

128. زاويه پخش بار فنداسيون بتني نسبت به كناره ها در حدود 30 تا 45 درجه مي باشد.

129. بتن مكر براي پر كردن حجمها و مستوي كردن سطوح كاربرد دارد.

130. مهمترين عمل ويبراتور دانه بندي مي باشد.

131. معمولا بارگذاري در قطعات بتني بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز مي باشد.

132. از پي منفرد بيشتر در زمينهاي مقاوم استفاده مي شود.

133. بتون مسلح يعني بتن با فولاد.

134. از نظر شكل قالبندي براي فونداسيونها قالب مربع و مسطيل مقرون به سرفه مس باشد.

135. پي هاي نواري در عرض ديوارها و زير ستونها بكار مي رود و در صورتيكه فاصله پي ها كم باشد و با ديوار همسايه تلاقي نمايد پي نواري بيشترين كاربرد را دارد.

136. در آسمان خراشها ، معمولا از پي ژنرال فونداسيون استفاده مي شود و وقتي از اين نوع پي در سطحي بيش از سطح زير بنا استفاده شود زمين مقاوم و بارهاي وارده بيش از تحمل زمين است.

137. هرگا فاصله پي ها از هم كم بوده يا همديگر را بپوشند يا يك از پي ها در كنار زمين همسايه قرار گيرد از پي هاي مشترك استفاده مي شود.

138. اصطلاح ژوئن درز انبساط است.

139. ميتوان به جاي دو پي با بار مخالف از پي ذوزنقه اي استفاده كرد.

140. بهترين و مناسب ترين نوع پي در مناطق زلزله خيز پي راديه ژنرال است.
  • The Intouchables, (F(X و mansoorikhah این پست را پسندیده است



موضوعات مشابه Collapse

  تاپیک انجمن شروع شده توسط وضعیت آخرین ارسال


1 کاربر در حال خواندن این تاپیک است


    Bing (1)