پرش به


تصویر

فرهنگ کار و کارگزینی

کار کارگزینی

این موضوع آرشیو شده است. این بدان معنی می باشد که شما نمی توانید پاسخی ارسال نمایید.
بدون پاسخ

#1 soroush.masoudi

soroush.masoudi

    ناظر سایت

  • مدیران
  • ستارهستارهستارهستارهستاره
  • 340 ارسال

ارسالی پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۶ - ۱۵:۱۵:۲۳

 
📌فرهنگ کار و کارگریزی
 
«فرهنگ کار» مفهومی است که کمتر در جامعه‌ی ایرانی تعریف شده است؛ این در حالی است که در جهان پیشرفته‌ی صنعتی، با تأکید بر نیروی انسانی و نگرش‌های آن‌ها به کار و تولید، مفهوم «فرهنگ کار» از اهمیت زیادی برخوردار است. به طور کلی، فرهنگ کار به معنی ارزش‌ها و نگرش‌های درونی‌شده و مورد پذیرش جمعی قرارگرفته در یک سازمان است.
 
 
یکی از موانع اصلی توسعه در ایران موانع فرهنگی، به ویژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ایران، است. از مهم‌ترین نشانه‌هایی که ضعف فرهنگ کار در ایران را مشخص می‌سازد می‌توان به «کارگریزی» اشاره کرد و مواردی از قبیل گریز از محل کار، غیبت‌های مکرر، مرخصی‌های روزانه و به خصوص مرخصی‌های ساعتی مکرر، بی‌انگیزگی در کار، اتلاف وقت در محل کار، عدم ارزش‌گذاری برای کار و امثال آن را به عنوان مصادیق آن برشمرد که متأسفانه به صورت بارز در محیط‌های کاری ایران وجود دارد و قابل مشاهده است.
 
از مهم‌ترین دلایلی که باعث کارگریزی در سازمان‌ها و ادارات می‌شوند می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد که به نحوی هر یک از این موارد نیز در جامعه‌ی ما قابل مشاهده هستند.
✅ریشه‌ی اول: نگرش‌های اجتماعی به زندگی کارکنان
 
متأسفانه، نگرش قالب در جامعه‌ی ما در مورد «کار» عبارت است از بهتر پنداشتن و به عبارتی خوشبخت دانستن افرادی که مجبور به انجام کار نیستند یا کارهای ساده و راحتی را بر عهده دارند و در مقابل، مشکل پنداشتن زندگی کسانی که کارهای دشوار و سخت جامعه را انجام می‌دهند. طبیعتاً چنین نگرشی می‌تواند گریز از کار و تلاش را برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌های شغلی دامن بزند.
 
✅ریشه‌ی دوم: عدم توجه به علاقه و استعداد در انتخاب شغل
 
به کار گماردن افراد در مشاغلی که نه در آن‌ها استعداد قابل توجهی دارند و نه علاقه‌ی قابل ملاحظه‌ای به حوزه‌های فعالیتشان در آن‌ها مشاهده می‌شود، قاعدتاً به این مسئله منجر می‌شود که افراد نه تنها پیشرفتی در شغل خود نداشته باشند، بلکه سطح رضایت شغلی آن‌ها نیز بسیار نازل باشد. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که چنین افرادی «کارگریز» باشند.
 
 
✅ریشه‌ی سوم: عدم درک اهمیت برخی شغل‌ها در جامعه
 
در کشورهای کمتر توسعه‌یافته، که بهره‌وری نیروی کار در سطح پایینی قرار دارد، بسیاری از شاغلان شغل‌های مختلف از خرده‌فروشان کالا و خدمات گرفته تا کارگران و کارمندان، به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه، اهمیت و جایگاه شغل خود را در جامعه درک نمی‌کنند و کمتر به این مسئله می‌اندیشند که در غیاب شغل آن‌ها، چه تبعات منفی مختلفی دامن‌گیر جامعه خواهد شد.
 
✅ریشه‌ی چهارم: عوامل بیرونی
 
گاهی شخصی به شغل مورد نظر خود دست پیدا می‌کند؛ اما درست بعد از رسیدن به ثمره‌ی مدت‌ها تلاشِ خود، عوامل بیرونی منجر به بروز افسردگی و دل‌زدگی شخص نسبت به کار می‌شود.
 
✅ریشه‌ی پنجم: وجود تبعیض و گزینش‌های انتخابی
 
در بسیاری از سازمان‌ها، افرادی وجود دارند که دارای دانش و تخصص بالایی هستند، ولی به خاطر برخورد گزینشی و انتخابی و وجود تبعیض در جایگاه پایینی قرار می‌گیرند و بالعکس. طبیعتاً این وضعیت می‌تواند باعث کاهش بازدهی کاری کارکنان و همچنین کم‌انگیزگی کارکنان در پرداختن به وظایف شغلی مورد نظر شود.
 
 
✅ریشه‌ی ششم: بی‌توجهی مدیران به نیازهای پرسنل خود
 
اگر کارکنان حس کنند که مدیران ارشد و نیز مدیران میانی به کارکنان مجموعه کم‌توجه هستند، طبیعتاً باعث کاهش مسئولیت‌پذیری و انگیزه‌ی کار، حتی برای کارکنان متعهد، می‌شود. عدم توجه به مسائل رفاهی، آسایشی و نیازهای اساسی کارکنان می‌تواند موجب کاهش انگیزه‌ی کاری آنان شود.
عوامل این کم‌توجهی مدیران ارشد می‌تواند دلایل مختلفی از قبیل بی‌تفاوتی مسئول به سازمان، کم‌تجربگی و عدم دانش کافی و امثال آن باشد.
منبع(مقاله رحمانی، پایگاه تحلیلی  تبیینی برهان، 1391)
 




موضوعات مشابه Collapse