پرش به


تصویر

چطوری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیرم و وارد بازار کارش بشم؟

مدیریت پروژه کنترل پروژه

  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
20 پاسخ برای این موضوع

#1 مهدی نوروزی

مهدی نوروزی

    عضو ارشد سایت

  • کاربران
  • ستارهستارهستارهستارهستاره
  • 323 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟بابل
  • دانشگاه محل تحصیل:
    صنعتی مازندران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    کارشناسی صنایع - تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی يكشنبه ۲۱ تير ۹۴ - ۱۲:۵۵:۳۶

*
پست محبوب

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

1388/12/21 , 1948 days ago

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.

103.jpg

خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.

خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:

  •  مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.
  •  یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرم‌افزار آشنا باشین. کسایی که منو می‌شناسن می‌دونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفته‌تر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرم‌افزار کامل و پیشرفته‌ان، و اگه می‌خواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصت‌های کاری استفاده کنین.
  •  یادگیری اصول و مبانی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید می‌تونستم کتاب‌هایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که کتاب‌های رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.

105.jpg

این می‌شه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذت‌بخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. می‌تونین از هر کاری که انجام می‌دین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهایی‌تون می‌رسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریع‌تر می‌کنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئله‌ای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتاب‌ها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که می‌شناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوال‌های همکاران خوشحال می‌شم.

یه مشکلی که خیلی‌ها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهی‌های استخدام افرادی رو می‌خوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما نیست، آگهی‌ها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهی‌های استخدام مهندسی که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر می‌کنین چنتا باشه؟

یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اون‌ها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیت‌پذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکت‌ها می‌خوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقه‌مند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون می‌کنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این می‌تونین برین سراغ آگهی‌ها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکت‌ها برای کارآموزهایی که به دردشون می‌خورن و طولانی مدت تو شرکت کار می‌کنن حقوق مختصری هم در نظر می‌گیرن. حتی می‌تونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.

خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی می‌شین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:

  • دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام می‌دین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای این‌که نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگه‌ای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دوره‌های قبل چقدر بوده. اگه دوره‌های قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمی‌برده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت می‌شه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال می‌ره.
  •  مسئولیت‌پذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده می‌شه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیت‌پذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل می‌شین به فردی قابل اطمینان که می‌شه بهش اتکا کرد و این زمینه‌ایه برای پیشرفت.
  •  پویایی: خیلی وقت‌ها می‌شه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفه‌تون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین می‌مونین. همیشه می‌شه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری می‌شه بهتر انجامش داد. این خودش می‌شه عاملی برای پیشرفت.
  • مثبت بودن: خیلی‌ها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد می‌کنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ می‌کنن، از زیر کار در می‌رن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنش‌ها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیر‌تر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!

104.jpg

خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارت‌های تکمیلی:

  •  تکمیل مهارت‌هاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامه‌ها پیچیده هستن، مدت‌ها طول می‌کشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتاب‌های زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرم‌افزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
  • مطالعه کتاب‌های انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه می‌تونین این کتاب‌ها رو از اینترنت دانلود کنین.
  • یادگیری پم‌باک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین می‌تونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
  • یادگیری مسایل حقوقی پروژه‌ها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد می‌خورن.
  • یادگیری مسایل مالی و اداری پروژه‌ها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
  • یادگیری مسایل اجرایی پروژه‌هایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژه‌های ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسین‌ها اختصاص بدین.
  •  فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام می‌شه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون می‌خوره.

در آخر یه توصیه مهم:

با زیاد از حد کار کردن نمی‌شه موفق شد!

به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با این‌که بهترین زمان برای پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیت‌های کاری هم در نهایت برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.
 

موفق باشید

 

منبع :

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

 


  • mirnejati, Xcheater, ...saberi و 15 فرد دیگر این پست را پسندیده اند

#2 mehrnaz780

mehrnaz780

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 96 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟آمل
  • دانشگاه محل تحصیل:
    بابل
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    صنايع-صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    دانشجوی كارشناسي ارشد
  • سال ورود به دانشگاه:
    1393

ارسالی يكشنبه ۲۱ تير ۹۴ - ۱۴:۴۵:۱۶

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

1388/12/21 , 1948 days ago

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.

103.jpg

خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.

خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:

  •  مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.
  •  یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرم‌افزار آشنا باشین. کسایی که منو می‌شناسن می‌دونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفته‌تر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرم‌افزار کامل و پیشرفته‌ان، و اگه می‌خواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصت‌های کاری استفاده کنین.
  •  یادگیری اصول و مبانی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید می‌تونستم کتاب‌هایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که کتاب‌های رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.

105.jpg

این می‌شه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذت‌بخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. می‌تونین از هر کاری که انجام می‌دین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهایی‌تون می‌رسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریع‌تر می‌کنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئله‌ای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتاب‌ها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که می‌شناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوال‌های همکاران خوشحال می‌شم.

یه مشکلی که خیلی‌ها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهی‌های استخدام افرادی رو می‌خوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما نیست، آگهی‌ها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهی‌های استخدام مهندسی که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر می‌کنین چنتا باشه؟

یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اون‌ها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیت‌پذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکت‌ها می‌خوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقه‌مند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون می‌کنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این می‌تونین برین سراغ آگهی‌ها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکت‌ها برای کارآموزهایی که به دردشون می‌خورن و طولانی مدت تو شرکت کار می‌کنن حقوق مختصری هم در نظر می‌گیرن. حتی می‌تونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.

خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی می‌شین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:

  • دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام می‌دین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای این‌که نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگه‌ای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دوره‌های قبل چقدر بوده. اگه دوره‌های قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمی‌برده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت می‌شه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال می‌ره.
  •  مسئولیت‌پذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده می‌شه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیت‌پذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل می‌شین به فردی قابل اطمینان که می‌شه بهش اتکا کرد و این زمینه‌ایه برای پیشرفت.
  •  پویایی: خیلی وقت‌ها می‌شه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفه‌تون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین می‌مونین. همیشه می‌شه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری می‌شه بهتر انجامش داد. این خودش می‌شه عاملی برای پیشرفت.
  • مثبت بودن: خیلی‌ها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد می‌کنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ می‌کنن، از زیر کار در می‌رن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنش‌ها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیر‌تر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!

104.jpg

خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارت‌های تکمیلی:

  •  تکمیل مهارت‌هاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامه‌ها پیچیده هستن، مدت‌ها طول می‌کشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتاب‌های زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرم‌افزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
  • مطالعه کتاب‌های انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه می‌تونین این کتاب‌ها رو از اینترنت دانلود کنین.
  • یادگیری پم‌باک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین می‌تونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
  • یادگیری مسایل حقوقی پروژه‌ها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد می‌خورن.
  • یادگیری مسایل مالی و اداری پروژه‌ها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
  • یادگیری مسایل اجرایی پروژه‌هایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژه‌های ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسین‌ها اختصاص بدین.
  •  فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام می‌شه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون می‌خوره.

در آخر یه توصیه مهم:

با زیاد از حد کار کردن نمی‌شه موفق شد!

به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با این‌که بهترین زمان برای پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیت‌های کاری هم در نهایت برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.
 

موفق باشید

 

منبع :

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

 

ممنون


  • مهدی نوروزی و sznd این پست را پسندیده است

#3 مهدی نوروزی

مهدی نوروزی

    عضو ارشد سایت

  • کاربران
  • ستارهستارهستارهستارهستاره
  • 323 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟بابل
  • دانشگاه محل تحصیل:
    صنعتی مازندران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    کارشناسی صنایع - تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی يكشنبه ۲۱ تير ۹۴ - ۱۴:۵۶:۰۴

 

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

1388/12/21 , 1948 days ago

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.

103.jpg

خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.

خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:

  •  مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.
  •  یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرم‌افزار آشنا باشین. کسایی که منو می‌شناسن می‌دونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفته‌تر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرم‌افزار کامل و پیشرفته‌ان، و اگه می‌خواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصت‌های کاری استفاده کنین.
  •  یادگیری اصول و مبانی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید می‌تونستم کتاب‌هایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که کتاب‌های رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.

105.jpg

این می‌شه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذت‌بخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. می‌تونین از هر کاری که انجام می‌دین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهایی‌تون می‌رسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریع‌تر می‌کنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئله‌ای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتاب‌ها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که می‌شناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوال‌های همکاران خوشحال می‌شم.

یه مشکلی که خیلی‌ها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهی‌های استخدام افرادی رو می‌خوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما نیست، آگهی‌ها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهی‌های استخدام مهندسی که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر می‌کنین چنتا باشه؟

یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اون‌ها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیت‌پذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکت‌ها می‌خوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقه‌مند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون می‌کنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این می‌تونین برین سراغ آگهی‌ها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکت‌ها برای کارآموزهایی که به دردشون می‌خورن و طولانی مدت تو شرکت کار می‌کنن حقوق مختصری هم در نظر می‌گیرن. حتی می‌تونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.

خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی می‌شین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:

  • دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام می‌دین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای این‌که نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگه‌ای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دوره‌های قبل چقدر بوده. اگه دوره‌های قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمی‌برده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت می‌شه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال می‌ره.
  •  مسئولیت‌پذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده می‌شه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیت‌پذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل می‌شین به فردی قابل اطمینان که می‌شه بهش اتکا کرد و این زمینه‌ایه برای پیشرفت.
  •  پویایی: خیلی وقت‌ها می‌شه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفه‌تون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین می‌مونین. همیشه می‌شه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری می‌شه بهتر انجامش داد. این خودش می‌شه عاملی برای پیشرفت.
  • مثبت بودن: خیلی‌ها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد می‌کنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ می‌کنن، از زیر کار در می‌رن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنش‌ها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیر‌تر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!

104.jpg

خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارت‌های تکمیلی:

  •  تکمیل مهارت‌هاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامه‌ها پیچیده هستن، مدت‌ها طول می‌کشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتاب‌های زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرم‌افزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
  • مطالعه کتاب‌های انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه می‌تونین این کتاب‌ها رو از اینترنت دانلود کنین.
  • یادگیری پم‌باک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین می‌تونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
  • یادگیری مسایل حقوقی پروژه‌ها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد می‌خورن.
  • یادگیری مسایل مالی و اداری پروژه‌ها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
  • یادگیری مسایل اجرایی پروژه‌هایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژه‌های ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسین‌ها اختصاص بدین.
  •  فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام می‌شه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون می‌خوره.

در آخر یه توصیه مهم:

با زیاد از حد کار کردن نمی‌شه موفق شد!

به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با این‌که بهترین زمان برای پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیت‌های کاری هم در نهایت برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.
 

موفق باشید

 

منبع :

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید

 

ممنون

 

خواهش.موفق باشید


  • mohammad1093 این پست را پسندیده است

#4 Xcheater

Xcheater

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 122 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    آزاد کرج
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    87

ارسالی يكشنبه ۲۱ تير ۹۴ - ۲۳:۱۸:۳۳

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.

تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.

ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص  نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)


  • Niloufar_S این پست را پسندیده است

#5 e.s0731

e.s0731

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 18 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • سال ورود به دانشگاه:
    88

ارسالی دوشنبه ۲۹ تير ۹۴ - ۱۸:۰۱:۱۶

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.

تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.

ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص  نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)

سلام

ایشون یادشون رفته قید کنن که این ها نقل قول هست از آقای مهندس نادر خرمی راد!!



#6 مهدی نوروزی

مهدی نوروزی

    عضو ارشد سایت

  • کاربران
  • ستارهستارهستارهستارهستاره
  • 323 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟بابل
  • دانشگاه محل تحصیل:
    صنعتی مازندران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    کارشناسی صنایع - تولید صنعتی
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی چهارشنبه ۱ مهر ۹۴ - ۱۳:۳۵:۲۶

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.

تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.

ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص  نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)

خواهش میکنم - شاید بخاطر اینه که ما همیشه فکر میکنیم کسی که یه مطلبی میذاره خودش حتما باید عامل به اون باشه - ما اگه یه کاریو نکردیم دلیل نمیشه تجربه ی دیگران در اختیار بقیه هم نذاریم ! 

امیدوارم حداکثر استفاده رو ببرید .

موفق باشید .


 

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.

تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.

ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص  نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)

سلام

ایشون یادشون رفته قید کنن که این ها نقل قول هست از آقای مهندس نادر خرمی راد!!

 

علیک سلام 

من یادم نرفته بودا - منبع رو واسه همین میذارن دیگه ... شما که یه مطلب علمی میخونید همیشه واسه اعتبار و اصالتش رجوع میکنید به منبعش این کاملا طبیعیه دوست عزیز


  • Xcheater و Niloufar_S این پست را پسندیده است

#7 omid7466

omid7466

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 2 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟اصفهان
  • دانشگاه محل تحصیل:
    دانشگاه اردکان
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    1392

ارسالی پنجشنبه ۲ مهر ۹۴ - ۰۰:۲۵:۴۹

با سپاس فراوان



#8 shirisz

shirisz

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 6 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    آزاد

ارسالی سه شنبه ۷ مهر ۹۴ - ۱۶:۲۴:۵۰

سلام 

 

من یه نیروی بازرگانی ام ، مدیرم بهم پیشنهاد داده کنترل پروژه یاد بگیرم ، منم یکسری جزوه و فیلم دانلود کردم ومطالعه کردم و MSP رو نصب کردم، یکی از پروژه های شرکتمون که تولید یه دیوایسی هست رو واردش شدم الان داریم Roadmap اش رو آماده

 

میکنیم و من task و subtaskها رو وارد MSP کردم و پیگیری میکنم که هر task  وضعیتش چهطوره و MSP رو آپدیت میکنم ، اما مدیر فنی اون قسمت خودش wbs و roadmap رو تنظیم کرده بود و من انگار فقط دارم پیگیری میکنم و یه نرم افزاری را آپدیت میکنم.

 

میدونم که کنترل پروژه خیلی وسیعتر و مهندسی تر از اینهاست ، مدیرم ازم خواسته برای ارشد MBA بخونم و میگه میتونم و.. رشته لیسانسم نرم افزاره 

 

سوال من:

 

درسته که من نرم افزار خوندم اما مثلا از HSM اونقدری نمیدونم که بخوام WBS اش رو دربیارم و برنامه ریزی و کنترل پروژه اش رو دست بگیرم، پس دوستان کنترل پروژه چهطور برنامه ریزی و کنترل پروژه میکنن وقتی مثلا پروژه چیزیه که به لحاظ علمی و 

 

فنی فقط کلیتی از پروژه رو میدونن ، مگه اینطور نیست که خود مدیر پروژه باید تا حدود زیادی مسلط باشه به موضوع ، وگرنه چهطور میخواد شکست کار رو دربیاره؟ چهطور میخواد بدونه اولیت taskها چین؟

 

خواهش میکنم راهنماییم کنید؟ 


  • مهدی قوام این پست را پسندیده است

#9 مهدی قوام

مهدی قوام

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 62 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟مشهد
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    ارشد صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی چهارشنبه ۸ مهر ۹۴ - ۱۵:۰۰:۳۰

سلام 

 

من یه نیروی بازرگانی ام ، مدیرم بهم پیشنهاد داده کنترل پروژه یاد بگیرم ، منم یکسری جزوه و فیلم دانلود کردم ومطالعه کردم و MSP رو نصب کردم، یکی از پروژه های شرکتمون که تولید یه دیوایسی هست رو واردش شدم الان داریم Roadmap اش رو آماده

 

میکنیم و من task و subtaskها رو وارد MSP کردم و پیگیری میکنم که هر task  وضعیتش چهطوره و MSP رو آپدیت میکنم ، اما مدیر فنی اون قسمت خودش wbs و roadmap رو تنظیم کرده بود و من انگار فقط دارم پیگیری میکنم و یه نرم افزاری را آپدیت میکنم.

 

میدونم که کنترل پروژه خیلی وسیعتر و مهندسی تر از اینهاست ، مدیرم ازم خواسته برای ارشد MBA بخونم و میگه میتونم و.. رشته لیسانسم نرم افزاره 

 

سوال من:

 

درسته که من نرم افزار خوندم اما مثلا از HSM اونقدری نمیدونم که بخوام WBS اش رو دربیارم و برنامه ریزی و کنترل پروژه اش رو دست بگیرم، پس دوستان کنترل پروژه چهطور برنامه ریزی و کنترل پروژه میکنن وقتی مثلا پروژه چیزیه که به لحاظ علمی و 

 

فنی فقط کلیتی از پروژه رو میدونن ، مگه اینطور نیست که خود مدیر پروژه باید تا حدود زیادی مسلط باشه به موضوع ، وگرنه چهطور میخواد شکست کار رو دربیاره؟ چهطور میخواد بدونه اولیت taskها چین؟

 

خواهش میکنم راهنماییم کنید؟ 

سلام دوست خوبم

ببین بزرگوار مدیر پروژه با کنترلر پروژه خیلی فرق دارن!!

شما درست میفرمایید مدیر پروژه باید به کار تسلط تمام و کمال داشته باشه که این قضیه در مورد پروژه های عمرانی هم صدق میکنه چرا که معمولا مدیر پروژه یک نفری با حداقل 10-20-30 سال سابقه کاریست اونم عمرانی!!!  نه اینکه صنایعی!!!

این رو هم بدونین که مدیر پروژه کار کنترل پروژه رو انجام نمیده حالا اگر شما بعنوان مسئول کنترل پروژه انتخاب شدید باید تمام اطلاعات scope،WBS، فعالیت ها و زیر فعالیت ها و پیش نیازی ها و زمان هر فعالیت و منابع مورد نیاز را از تیم پروژه(مدیر پروژه،مدیر بازرگانی، مهندسین مربوطه و هرشخصی که بتونه کمک کنه و اطلاعات کافی داشته باشه)  بگیرید.

فقط از صورت جلسه و امضا گرفتن از مسئولینی که اطلاعات دادن فراموش نکنید که در آینده زیر حرفایی که گفتن نزنن!!!!!


  • mehrdad, Niloufar_S و shirisz این پست را پسندیده است

#10 shirisz

shirisz

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 6 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    آزاد

ارسالی چهارشنبه ۸ مهر ۹۴ - ۱۵:۴۸:۳۴

خیلی متشکرم که پاسخ دادید ، همیشه موفق باشید ، داشتم تعجب میکردم از این سایت با اینهمه کاربر چرا یکی جوابمو نمیده ، 

 

حالا واقعا نمیدونم ارزش داره کلی درس بخونم تا mba قبول شم؟ آخه ریاضی و زبانم تعریفی نداره و باید همه مطالب رو از اول بخونم و آیا واقعا mba میتونه منو برای کنترل پروژه کمکم کنه؟

 

نمیدونم چیکار کنم ، به نظرتون با توجه به زمینه برنامه نویسی کلا بیخیال بشم و برم برنامه نویسی بخونم ،

 

با برنامه نویسی آشنایی دارم ، فکر میکنم استعدادش رو هم داشته باشم ، از کننترل پروژه میترسم از فضاش از نتونستن ، من اگه بخوام مدیر پروژه هم بشم باید خیلی درمورد پروژه ها بدونم ولی ناشیم . 

 

ممنون میشم تجربیاتتون رو بگید.



#11 norouzi73

norouzi73

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 84 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    گلپایگانgut
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع

ارسالی پنجشنبه ۹ مهر ۹۴ - ۱۹:۰۵:۳۱

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.
تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.
ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)

خواهش میکنم - شاید بخاطر اینه که ما همیشه فکر میکنیم کسی که یه مطلبی میذاره خودش حتما باید عامل به اون باشه - ما اگه یه کاریو نکردیم دلیل نمیشه تجربه ی دیگران در اختیار بقیه هم نذاریم !
امیدوارم حداکثر استفاده رو ببرید .
موفق باشید .

خیلی ممنون از این مطلبی که گذاشتید.
تمام مدت خوندن متن داشتم فکر می کردم چطوری یه ورودی 88، 12 سال تو کار پروژه بوده؟ یعنی اول رفته تو کار و بعد دانشجو شده؟(آخه گفته همون هفته ی اول دانشجویی شروع به کار کردم.) خلاصه تا به این کلمه ی منبع پایینش رسیدم له و په شدم رفت.
ولی جدا ممنون از محبتتون.ممکن بود شما اینو بخونید و بگید ایول دمش گرم چه مطلب خوبی بود و اصلا براتون مهم نباشه که اینو در اختیار بقیه هم بذارید(البته این فقط برای شما و فقط برای این مطلب خاص نیست. این مربوط به همه ی کساییه که به کمک کردن به دیگران اهمیت میدن.)

سلام
ایشون یادشون رفته قید کنن که این ها نقل قول هست از آقای مهندس نادر خرمی راد!!
علیک سلام
من یادم نرفته بودا - منبع رو واسه همین میذارن دیگه ... شما که یه مطلب علمی میخونید همیشه واسه اعتبار و اصالتش رجوع میکنید به منبعش این کاملا طبیعیه دوست عزیز


سلام ممنون به خاطر متن خوبتون درضمن این روحیه ی شمادوتحسین میکنم امیدوارم موفق باشید

#12 milad1371

milad1371

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 30 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟اصفهان
  • دانشگاه محل تحصیل:
    دانشگاه قم
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    1390

ارسالی پنجشنبه ۹ مهر ۹۴ - ۲۳:۲۶:۰۱

من تو شهری زندگی میکنم که کوچیکه و شرایط برای کاردر کنترل پروژه کمه.... به نظرتون اگه بخام آیندمو تو تهران رقم بزنمو اونجا زندگی کنم تا بتونم تو کنترل پروژه کار کنم خوبه؟



#13 m.ramezani

m.ramezani

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 57 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟tehran
  • دانشگاه محل تحصیل:
    sbukhu
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    system
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    92

ارسالی جمعه ۱۰ مهر ۹۴ - ۰۰:۰۲:۱۳

من تو شهری زندگی میکنم که کوچیکه و شرایط برای کارد ر کنترل پروژه کمه.... به نظرتون اگه بخام آیندمو تو تهران رقم بزنمو اونجا زندگی کنم تا بوتنم تو کنترل پروژه کار کنم خوبه؟

تهران حلوا خیرات نمی کنن برادر من . توی شهر خودت باش . ما که تهرانیم هنوز کار مورد علاقه مونو پیدا نکردیم. 


  • abolfazlk این پست را پسندیده است

#14 مهدی قوام

مهدی قوام

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 62 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟مشهد
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    ارشد صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی يكشنبه ۱۲ مهر ۹۴ - ۰۹:۵۰:۳۲

من تو شهری زندگی میکنم که کوچیکه و شرایط برای کاردر کنترل پروژه کمه.... به نظرتون اگه بخام آیندمو تو تهران رقم بزنمو اونجا زندگی کنم تا بتونم تو کنترل پروژه کار کنم خوبه؟

سلام انسان برای رسیدن به اهداف و علایقش باید خیلی چیزها رو تحمل کنه یا از دست بده تا اون چیزو بدست بیاره

حالا شما هم اگر تنها و بیشترین علاقه ات در زمینه کنترل پروژه است خب بله سفر به تهران میتونه گزینه خوب ولی نه ایده آلی باشه

باید تمام جنبه هایش را در نظر بگیری مثلا اینکه باید در این زمینه غول باشی غول!!! چون احتمال میدم تو تهران پارتی مارتی نداشته باشی!!

در کل کارت خیلی سخته!! :-P



#15 milad1371

milad1371

    عضو ساده

  • کاربران
  • ستارهستاره
  • 30 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟اصفهان
  • دانشگاه محل تحصیل:
    دانشگاه قم
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    1390

ارسالی يكشنبه ۱۲ مهر ۹۴ - ۱۳:۴۰:۲۹

 

من تو شهری زندگی میکنم که کوچیکه و شرایط برای کاردر کنترل پروژه کمه.... به نظرتون اگه بخام آیندمو تو تهران رقم بزنمو اونجا زندگی کنم تا بتونم تو کنترل پروژه کار کنم خوبه؟

سلام انسان برای رسیدن به اهداف و علایقش باید خیلی چیزها رو تحمل کنه یا از دست بده تا اون چیزو بدست بیاره

حالا شما هم اگر تنها و بیشترین علاقه ات در زمینه کنترل پروژه است خب بله سفر به تهران میتونه گزینه خوب ولی نه ایده آلی باشه

باید تمام جنبه هایش را در نظر بگیری مثلا اینکه باید در این زمینه غول باشی غول!!! چون احتمال میدم تو تهران پارتی مارتی نداشته باشی!!

در کل کارت خیلی سخته!! :-P

 

نه تنها پارتی ما خداست.... منظور از غول بودن در چه حده؟؟؟؟؟ اگه از لحاظ دانش پروژه باشه که من خوبم یا از لحاظ نرم افزاری باشه هم مشکلی نیست اما اگه منظورتون یعنی در عملی و کارکردنو سابقه طولانی داشتنه صفرم



#16 سودابه جوادی

سودابه جوادی

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 1 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟ساری
  • دانشگاه محل تحصیل:
    مازندران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مدیریت صنعتی-تولید و عملیات
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی ارشد
  • سال ورود به دانشگاه:
    89

ارسالی چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۱۱:۴۱:۲۵

من رشته کارشناسیم صنایع بوده و ارشدم مدیریت صنعتی گرایش تولید و عملیات .با توجه به علاقه ای که به مدیریت پروژه دارم میخام وارد اینکار بشم.بنظرتون شرایط من با بقیه صنایعی ها فرق میکنه؟قصد دارم پایان نامه ارشدم مدیریت پروژه باشه.میتونم وارد اینکار بشم؟سوال دیگه دارم  اینکه آیا این شغل مردونه و سخت هست؟جای کار برای خانوم ها وجود داره؟



#17 مهدی قوام

مهدی قوام

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 62 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟مشهد
  • دانشگاه محل تحصیل:
    تهران
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    ارشد صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    لیسانس
  • سال ورود به دانشگاه:
    1388

ارسالی جمعه ۱۷ مهر ۹۴ - ۱۰:۲۴:۲۴

من رشته کارشناسیم صنایع بوده و ارشدم مدیریت صنعتی گرایش تولید و عملیات .با توجه به علاقه ای که به مدیریت پروژه دارم میخام وارد اینکار بشم.بنظرتون شرایط من با بقیه صنایعی ها فرق میکنه؟قصد دارم پایان نامه ارشدم مدیریت پروژه باشه.میتونم وارد اینکار بشم؟سوال دیگه دارم  اینکه آیا این شغل مردونه و سخت هست؟جای کار برای خانوم ها وجود داره؟

سلام نه مشکلی نداره مهم همون کارشناسی بوده که صنایع خوندید مدیریت صنعتی هم که شبیه به صنایعه

من خودم خیلی از ادمای موفق تو کنترل پروژه رو میشناسم که خانم هستن



#18 shirisz

shirisz

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 6 ارسال
  • اهل کدوم شهری؟تهران
  • دانشگاه محل تحصیل:
    آزاد

ارسالی دوشنبه ۲۰ مهر ۹۴ - ۱۴:۰۵:۴۸

خیلی متشکرم که پاسخ دادید ، همیشه موفق باشید ، داشتم تعجب میکردم از این سایت با اینهمه کاربر چرا یکی جوابمو نمیده ، 

 

حالا واقعا نمیدونم ارزش داره کلی درس بخونم تا mba قبول شم؟ آخه ریاضی و زبانم تعریفی نداره و باید همه مطالب رو از اول بخونم و آیا واقعا mba میتونه منو برای کنترل پروژه کمکم کنه؟

 

نمیدونم چیکار کنم ، به نظرتون با توجه به زمینه برنامه نویسی کلا بیخیال بشم و برم برنامه نویسی بخونم ،

 

با برنامه نویسی آشنایی دارم ، فکر میکنم استعدادش رو هم داشته باشم ، از کننترل پروژه میترسم از فضاش از نتونستن ، من اگه بخوام مدیر پروژه هم بشم باید خیلی درمورد پروژه ها بدونم ولی ناشیم . 

 

ممنون میشم تجربیاتتون رو بگید.

 

چرا کسی راهنمایی نمیکنه؟ خیلی لطف میکنید اگه راهنمایی کنید و تجربیاتتونو بگید؟؟



#19 hassant

hassant

    عضو جدید

  • کاربران
  • ستاره
  • 6 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    oonja

ارسالی سه شنبه ۲۱ مهر ۹۴ - ۱۹:۳۲:۵۶

 

خیلی متشکرم که پاسخ دادید ، همیشه موفق باشید ، داشتم تعجب میکردم از این سایت با اینهمه کاربر چرا یکی جوابمو نمیده ، 

 

حالا واقعا نمیدونم ارزش داره کلی درس بخونم تا mba قبول شم؟ آخه ریاضی و زبانم تعریفی نداره و باید همه مطالب رو از اول بخونم و آیا واقعا mba میتونه منو برای کنترل پروژه کمکم کنه؟

 

نمیدونم چیکار کنم ، به نظرتون با توجه به زمینه برنامه نویسی کلا بیخیال بشم و برم برنامه نویسی بخونم ،

 

با برنامه نویسی آشنایی دارم ، فکر میکنم استعدادش رو هم داشته باشم ، از کننترل پروژه میترسم از فضاش از نتونستن ، من اگه بخوام مدیر پروژه هم بشم باید خیلی درمورد پروژه ها بدونم ولی ناشیم . 

 

ممنون میشم تجربیاتتون رو بگید.

 

چرا کسی راهنمایی نمیکنه؟ خیلی لطف میکنید اگه راهنمایی کنید و تجربیاتتونو بگید؟؟

 

خب خیلی خلاصه بخوام بگم تو دانشگاه هیچی یاد نمیدن.

من وقتی واردش شدم این رو فهمیدم. تو دانشگاه میان گانت چارت رو توضیح میدن. بعد میای تو کار میبینی به کار نمیاد.



#20 Xcheater

Xcheater

    عضو متخصص

  • کاربران
  • ستارهستارهستاره
  • 122 ارسال
  • دانشگاه محل تحصیل:
    آزاد کرج
  • رشته تحصیلی - گرایش تحصیلی:
    مهندسی صنایع
  • آخرین مدرک تحصیلی:
    کارشناسی
  • سال ورود به دانشگاه:
    87

ارسالی جمعه ۲۷ آذر ۹۴ - ۱۶:۳۹:۳۱

با توجه به موضوع این تاپیک، این سایت مطالب خیلی جالبی داره:

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید و یا اگر عضو نیستید عضو شوید تا بتوانید محتویات این قسمت را مشاهده نمایید


  • pooria1370 این پست را پسندیده است



موضوعات مشابه Collapse

  تاپیک انجمن شروع شده توسط وضعیت آخرین ارسال



همچنین به مدیریت پروژه, کنترل پروژه نیز برچسب خورده است

0 کاربر در حال خواندن این تاپیک است